گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

Posts by علیرضا میرعلی نقی

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (۴)

این آثار برگزیده هیچگاه انتشار وسیع نیافتند. ارگان هایی که صدها، هزارها و بلکه میلیون ها عکس، تراکت، پوستر، جزوه های ریز و درشت و انواع و اقسام لوح های یادبود را برای بزرگداشت خاطره دفاع مقدس تولید کرده بودند، به نشر محصول زحمت شبانه روزی، استعداد و اعتقاد ده ها هنرمند موسیقیدان (آهنگساز، نوازنده، تنظیم کننده، صدابردار، رهبر، خواننده و… شاعران آن سرودها)، اهتمامی نکردند.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (۳)

چرخ عظیم این همه تولید از یک فرم مشخص (سرود) در خدمت یک هدف مشخص (تقدیس دفاع در مقابل دشمنی) را موسیقیدانانی می چرخاندند که تقریبا تمام آنها در نظام آموزشی تحصیل، تمرین و تجربه کرده بودند و در رشته تخصصی خود، تحصیلات آکادمیک منظمی را داشتند. تنی چند از خوانندگان در این بین استثنا بودند و از محیط های دیگری نظیر فضاهای مداحی و آواز سنتی ایرانی برخاسته بودند. اطلاق واژه «عظیم» به این مجموعه تولید، از سر انشاپردازی و خرج کردن صنعت مبالغه نیست، سیدمحمدعلی گلپایگانی (گلریز)، خواننده نامی موسیقی دفاع مقدس در آن سال ها، از ۶۰۰ سرود و خواننده ای دیگر، اسفندیار قره باغی، از ۸۰۰ قطعه ای که خوانده است، سخن گفته اند.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (۲)

از موسیقیدانان مرکزنشین، آنهایی که با انقلاب و پیروزی آن در بهمن ۱۳۵۷ پیوند فکری داشتند و در جریان آن فعالیت می کردند، برای مدتی کوتاه به فضای رزم و رزمندگان پیوستند. بخش مهمی از تک نوازان معروف، آهنگسازان و بویژه خوانندگان که بعد از انقلاب، فضا را برای زندگی و نوع کار خود مناسب نمی دیدند، به تدریج مهاجرت کردند و به آنچه در ایران اتفاق می افتاد، اعتنایی نکردند. بسیاری از آنها بدون هیچ اثری از کشور رفتند، اما بعضی از آنها آثاری ساختند گاه بس زیبا و شاید ماندگار، و بدون این که از کار خود وسیله ای تبلیغاتی بسازند، بار سفر را بستند و رفتند.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (۱)

پیش از شروع به نوشتن این مطلب، یکی از دوستان نویسنده در تاریخ دفاع ۸ ساله، به آرامی و با تاکید، یادآور شد که ما «موسیقی جنگ» نداریم بلکه موسیقی دفاع مقدس داریم؛ در واقع، تاکیدش بر پرهیز از واژه «جنگ» بود. دوست ما بار سیاسی و حتی تاریخی این واژه را در نظر داشت. درست می گفت که ما مردمی جنگ طلب نیستیم. ولی نمی شد انکار کرد که همین واژه منحوس که به قول ملک الشعرای بهار «فغان ز جغد جنگ و مرغوای او که تا ابد بریده باد نای او در تمام ۸ سالی که ایران درگیر آن بود، میلیون ها بار از طریق رسانه های نوشتاری و شنیداری و دیداری، پخش شد.

امین السادات شهمیری، آکوستیکدان، معلم و مؤلف (۴)

در زمینه سازشناسی نیز امین شهمیری را باید از پیشکسوتان این دانش موزیکولوژی دانست. سابقه پژوهش درباره ساز در ایران به مطالبی چند از حسین علی ملاح و امین شهمیری در مجلات موسیقی گذشته محدود بود. کتاب ملاح بعدها به صورت مستقل چاپ شد.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

درباره داریوش صفوت؛ آن شخصیت برازنده و هنرشناس (۲)

دکتر داریوش صفوت این دریچه را باز کرد و خود به کناری نشست و به دلمشغولی های خود پرداخت: فلسفه، فیزیک، ریاضیات، تاریخ، ادبیات، زبان عربی، مراقبه و مکاشفه در خلوت، و مهم تر از همه، تربیت شاگردانی که مجذوب دانش و شخصیت او شده بودند. سخنرانی های او، معرف کاملی برای دانش او نبود و نوشته هایش اصلا کیفیت حضور شفاهی او را نداشت ولی آنچه که مریدان را جذب او می کرد، شخصیت برازنده او بود.

درباره داریوش صفوت؛ آن شخصیت برازنده و هنرشناس (۱)

دهه آخر عمر را دور از مشاغل اداری و اجراها گذراند و بین جمعی قابل توجه که احترام فراوان برای او قائل بودند و کثرت فاخر یک معلم بزرگ، یک مرجع بی بدیل و یک شخصیت تکرارنشدنی، به جمع بندی علاقه ها و فعالیت های هشت دهه عمر خود پرداخت. فقدان دکتر داریوش صفوت یعنی فقدان منبعی یگانه در موسیقی سنتی ایران که دیگر نظیرش مشاهده نخواهد شد: چرا که شرایط فرهنگ امروز و آینده دیگر مهیا و مساعد برای پرورش چنین مراجعی نیست.

زندگی در انزوا (۲)

کامران داروغه از اولین ورودی ها به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) بود، تعدادی از هم‌دوره‌های او نیز به این دانشکده آمدند، ولی کارشان را ادامه ندادند (نظیر اسدالله ملک) ولی او دوره تحصیل را به پایان برد و رساله‌اش را درباره موضوعی قابل توجه ریتم های زورخانه و با همکاری هنرمند ارجمند، استاد محمد اسماعیلی نوشت که قسمتی از آن نزد نگارنده نگهداری شده است. داروغه در دانشگاه از درسهای استادانی مثل نورعلی برومند و اصغر بهاری استفاده کرد. از سال ۱۳۴۵ به رادیو رفت و به توصیه استاد ملاح که در شوراهای موسیقی رادیو صاحب جایگاه و احترامی بود، به برنامه گلها وارد شد. دوره اوج او نیز ده سال ۱۳۴۵ ـ ۱۳۵۵ است.

زندگی در انزوا (۱)

بیست و چند سالی می‌شد که دیگر فعالیتی نداشت، نه کنسرتی می‌داد و نه نواری پر می‌کرد. اهل تعلیم دادنِ حرفه‌ای هم نبود و صدای سازش برای گوشهای اهل موسیقی در سالهای بعد از انقلاب، نامش را تداعی نمی‌کند. حالتهای دلنشینی که در اجرای رنگها و ضربیهای مخصوص کمانچه (به‌خصوص با الهام از شیوه‌های مطربی اصیل و قدیمی) از آرشه ویولن و به‌خصوص کمانچه او شنیده می‌شود، شنونده حساس را کنجکاو می‌کند و وقتی نام او را ـ او را که دیگر بین ما نیست ـ می‌شنود، از دیگرانش می‌پرسد و تازه درمی‌یابد که درباره او هیچ نمی‌داند. در این چند سال، تنها حبیب‌الله نصیری‌فر بود که همت کرد و کتبا‌‌ً سراغی از او گرفت (کتاب مردان موسیقی سنتی و نوین ایران، ج۱، ص ۱۴۲ ـ ۱۴۶) که در نوشتن این یادداشت از همان منبع استفاده شده است.

بیشتر بحث شده است