Posts by علیرضا میرعلی نقی
به یاد فرهاد ارژنگی (۲)
تار، جای ویولون را گرفت، مدت کوتاهی عمویش او را در یادگیری اصول آغازین، نوازندگی یاری کرد و بالاخره فرهاد به دست استاد «علی اکبر شهنازی» سپرده شد. این هنرمند و نوازنده و معلم بزرگ، در آن سالها، یعنی از هزار و سیصد و بیست و چهار تا هزار و سیصد و سی و چهار، کمتر در رادیو نوازندگی میکرد و بیشتر به تعلیم شاگردان میپرداخت.
به یاد فرهاد ارژنگی (۱)
فرهاد ارژنگی، در عمر کوتاه بیست و دو ساله اش، در زندگانی هنریاش که بیشتر از پنج سال دوام نیافت، همچنان خاتم فیروزهٔ بواسحاقی، به قول لسان الغیب، خوش درخشید، ولی دولت مستعجل بود. فرهاد ارژنگی، در مجموعۀ انتشارات موسیقی ایرانی، که در این ایام بسی حجیمتر از دهههای پیش هم شده، کوچکترین رد پایی؛ و یا سایهٔ دستی ندارد. نه کسی صدای تار او را از همان نوارهای تکه پارهٔ قدیمی شنیده، و نه حتی قطعهٔ کوتاهی از او، در این همه نوار و سی دی و کنسرت اجرا شده است. خاطرهٔ او به شکلی دردناک، پرغرور، معصوم و همیشه جوان، فقط در ذهن همسالانش زنده است. یادهایی پر از علاقه و احترام و حسرت، برای نبوغی که در آستانهٔ جوانی، ناگاه به تیر بلا پرپر شد؛ و هیچکس به درستی ندانست که کمانکش، چه کسی بود و از چه رو، او را هدف گرفته بود.
به یاد امیرتنبک؛ هنرمند بیداردل؛ امیر بیداریان
امیربیداریان نژاد به سال ۱۳۱۱ درمحله سنگلج تهران دیده به جهان گشود. با راهنمایی پدرش نزد استاد مرشد نصرالله از چیرهدستترین تنبکنوازان قدیمی و صاحبنام در شیوههای اجرایی موسیقی زورخانهای به شاگردی نشست و در سال ۱۳۳۶ طبق صورتجلسه شورای موسیقی رادیو و با تأیید موسیقیدانان مشهور آن زمان (حسینعلی ملاح، علی تجویدی، مشیر همایون شهردار و اقبال آذر) به استخدام رادیو درآمد. وی طی سالها کار هنری در ارکستر شماره یک و دو رادیو در نیروی هوایی ارتش نیز خدمت کرد و در زمینههای مختلف نوازندگی، آموزش و سازندگی موسیقی متن فیلم: حسن کچل- نخستین فیلم موزیکال در ایران به کارگردانی علی حاتمی-، کوچه مردها، قیصر و… موسیقی چند نمایش عروسکی کار کرد.
تاملی کوتاه درباره موسیقی جنگ هشت ساله
موسیقی جنگ، طبق تعریف و به واسطه ارتباطی که باید بتواند با عموم ایرانیان برقرار کند، باید موسیقیای باشد فراگیر و ملی نه بومی/بدوی و نه مدرن و نخبه پسند. بویژه امروز که ۳۸ سال از پایان جنگ گذشته و موضوعیت تاریخی آن مهم تر از آن دوران، رخ می نماید. موسیقی دوره جنگ هشت ساله ایران و عراق را باید با توجه به چند موضوع مهم بررسی کرد: ملت ایران، بیش از یک قرن و اندی بود که تجربه جنگ بدین وسعت را در تاریخ خود نداشت و چند سال حضور سربازان بیگانه در دوره جنگ دوم جهانی نیز غریبهتر از آنی بود که در خاطره جمعی ما تبلور موسیقایی پیدا کند. جنگ برای ما تازگی داشت و این تازگی خاص خود را تا آخرین سال ها حفظ کرد.
نوشتاری به مناسبت درگذشت امینالله رشیدی (۴)
روش کتاب نویسیاش هم جالب توجه بود. گویی پاورقی های جذاب مطبوعات دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ را میخوانیم. تداوم موضوع در کتابهایش نبود و ساختاری «موزاییک»وار دارند: تکه تکه های هرکدام جدا جدا نوشته شده ای که بی نقشه کنار هم گذاشته شدهاند و هر کدام با رنگ و برق خاص خودشان، جلوه میکنند. نوعی «جنگ نویسی» یا به تعبیر استاد تورج نگهبان «کشکول درویشی» که اتفاقا برای خوانندگان امروزی هم کم جذاب نیستند. وقتی که آنها را می خوانیم، حس می کنیم که نویسنده، تک تک شان را با تمام وجودش زیسته است.
نوشتاری به مناسبت درگذشت امینالله رشیدی (۳)
استاد رشیدی را این یادداشت شتابزده و جوانانه، چنان خوش آمد که تا سال ها فتوکپی آن را به همه جا و همه کس میرساند و در کتاب «عطر گیسو: خاطرات هنری» عینا با کلی لطف و محبت نقل کرد! در ۲۰ سال اخیر، غیر از دوران کرونا و دورانی کوتاه از بیماریهای گذرا و خانه نشینی، رشیدی همچون جوانی امیدوار و هدف دار، فعالیت میکرد و حتی یادم هست که در تابستان داغ و نفسگیر، یک تنه ارکستری روبهراه کرد و با خود به بوشهر (بله بوشهر!) برد و کنسرت موفقی داد. نه خستگی شناخت و نه خم به ابرو آورد. به محض رسیدن به تهران تازه داشت برنامه کنسرت قریبالوقوع بعدی را می ریخت! (حرفهایها میدانند که از چه کار سنگینی سخن میگویم) استاد رشیدی شگفتانگیز بود.
نوشتاری به مناسبت درگذشت امینالله رشیدی (۲)
او از هنرمندان نادری بود که هم می ساخت و هم می خواند. چون او کم هستند. مسیر او در امتداد رسم کهن خنیاگری ایرانی است و در اتمسفر تجددخواهی مرسوم زمانه خود معنا می شود. خودرو و خودآموخته نبود، اما خودجوش و خودساخته بود. صدایش با صدای دیگری اشتباه گرفته نمی شد و بدون بردن نامش هم شناخته می شود. ساخته هایش، موتیف های لطیف و خوش برش و متنوعی هستند که در پیوند محکم با کلامی نیک انتخاب شده و خوانشی شفاف، آینه وار، زیبایی های روز و روزگار خود را روایت می کنند و بی هیچ دشواری به دل می نشینند. کمتر پیش آمد که از ساخته های دیگران بخواند، هر چند به آثار ماندگار دوست دوران جوانی اش استاد همایون خرم، مهر و ارادتی بسیار داشت.
نوشتاری به مناسبت درگذشت امینالله رشیدی (۱)
این خواننده و آهنگساز ۲۰ مهر در ۹۹ سالگی درگذشت. تا همین اواخر «فتوکارلو» در لاله زار جنوبی، در ویترین رو به خیابانش، عکس های جوانی او را در دهه ۱۳۳۰ دست نخورده نگه داشته بود. گویا هنوز هم همانجاست. جوانی دیرپای امین الله رشیدی، خنیاگر ستاینده «زندگی» که در پاییز پرگشود. قریب یک قرن نفس کشید، بیش از ۸۰ سال با شعر کلاسیک فارسی، خوانندگی و نواپردازی در موسیقی ایرانی، نویسندگی، طراحی نقوش قالی و… در پویایی مداومی زندگی کرد. دیر زمانی است که نمادی چشمگیر از امیدواری و آفرینشگری شده است. آنقدر عمر کرد تا به دهمین دهه از سلسله جبال حیات برسد و پیروزی هایش را جشن بگیرد و پاداش آن همه سلوک سالم خود را از دست زمانه و مردمانش دریافت کند. شادمانه و شاکر زیست و ما را بر مرگ او دریغی نیست که به گفته مولانا: «به دام دیو در افتی، دریغ آن باشد…» افسوس بر ماست که هیچ گاه نتوانستیم و نمی توانیم چون او زندگی کنیم.
یادی از محمدعلی حدادیان
مرگ موسیقیدان مرگ مجموعهای از فناوریها و ممارستها نیست، فقدان یک دنیای فکری و احساسی است که پدید آمدنش در حقیقت به زمانی افزونتر از سن و سال شناسنامهای مربوط است. چینیها میگویند با مرگ هر نفر یک کتاب تاریخ به زیر خاک میرود، بیراه نیست اگر بگوییم که هنرمندان به ویژه در مشرق زمین راویان تاریخ تحول درونی اجتماع هستند. فقدان ابدی هر راوی یعنی فقدان ابدی نوعی روایت شخصی و مربوط به او که برای همیشه از پیش ما رفته است. اگرچه روایات صوتی آنها در غیبت جسمانی راویان حضور روحانی آنها را برایمان معنا میکند. این یادداشتها نگاهی شخصی است به هر کدام از عزیزانی که در سال گذشته از جمع ما رفتند. خاک بر آنها خوش باد…
مدرن در عمل، کلاسیک در تدریس
اینبار کار واقعا از ریشهها شروع شده است. اقدام پیشروانه آهنگساز ارزنده، دکتر امیرمهیار تفرشیپور به حدی بدیع و در عین حال انسانی بود که شایسته ثبت در حافظه تاریخ موسیقی معاصر ایران است. بیتردید از بین خردسالان و نوجوانانی که به همت و حمایت او در جلسه شهرکتاب فرشته حاضر شدند و کارشان را ارایه کردند، آهنگسازانی تاثیرگذار برخواهند خاست.

