گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

Posts by علیرضا میرعلی نقی

اعجاز شهناز (۸)

من در این مقاله که با ارادت و اخلاص به استاد جلیل شهناز نوشتم نخواستم که نمونه طنزی از ایشان بیاورم. همان‌طور خواندید انتقال کامل این فرهنگ کلامی بر روی کاغذ ناممکن است و در هر صورت بخش اعظم آن ناگفته خواهد ماند. از طرف دیگر جز نمونه‌هایی که خود از نزدیک دیده‌ام مایلم در انتساب مابقی موارد به استاد شهناز جانب احتیاط را نگه دارم چراکه ممکن است بعضی از این داستان‌ها ساختگی باشند و واقعاً ربطی به استاد شهناز نداشته باشند یا به ایشان نسبت داده شده باشد بعضی دیگر نیز ممکن است به طور جدی مورد دخل و تصرف قرار داده شده باشد و نقل آنها مجاز نتواند بود.

پیرامون مدرسه موسیقی

در دوره ی وزارت‌ مخبر‌الدوله (عصر مظفری)‌، مدرسه موزیک، تحت نظر وزارت معارف تأسیس شد. این مدرسه را مسیو لومر فرانسوی (از اعضای رسته موزیک گارد فرانسه) در‌ دارالفنون اداره می‌کرد.

اعجاز شهناز (۷)

در این جا بر آنم که بعضی شیوه ها و شگردهای مخصوص استاد شهناز را در ایجاد طنز بی‌نظیر کلامی بنویسم. البته تا جایی که به یادم مانده و حافظه یاری می‌کند بیشترین انواع آنها که گونه های مختلفی از طنز کلامی تا طنز موقعیت را ایجاد کرده اند. از این قرارند:

اعجاز شهناز (۶)

گفتنی این که چنین گفت‌وگوهایی، اکثراً از سوی طرفین اصفهانی تبار خیلی طبیعی تلقی می‌شود و کمتر اتفاق می‌افتد که به کدورتی جدی منجر شود. گفتنی‌تر این که بسیاری از پیام‌ها و معانی مندرج در این تبادل‌های طنز آمیز بیش از این که به کمک کلام باشد به کمک موسیقی کلمات و تصرفات متعمدانه در آکسان‌ها و زیر و بم و یا محل استقرار کلمه در جمله ی مورد نظر است و گاه طوری بومی است که معمولاً برای غیر اصفهانی ها قابل فهم نیست و در مقابل آن گیج و معطل میمانند.

اعجاز شهناز (۵)

شهناز بزرگ هنگام طنز پردازی نیز استادی بی نظیر است و کسی را یارای برابری با او نیست نکته ی مهم این که کلام و برخورد و شخصیت او طوری است که گستاخ‌ترین و بی‌حرمت‌ترین افراد را که متأسفانه در مجالس شلوغ از اهل موسیقی نیز گه گاه دیده می شوند مجبور می‌کند که خویشتن‌دار باشند و از حد خودشان قدمی جلوتر نگذارند. از این رو وی قابل مقایسه با استاد ابوالحسن صباست. هنرمند فقید زنده یاد محمد بهارلو نقل می‌کرد که استاد صبا با همه می‌توانست شوخی کند حتی با محمدرضا پهلوی ولی شخصیتش جذبه و صلابت و محبتی داشت که هیچ کس به خودش اجازه نمی‌داد با او شوخی کند.

پیش‌باز بهار، امید برای فرهنگ موسیقی و تکریم بیستمین سال گفتگوی هارمونیک

فکر کردن و نوشتن درباره سایت گفتگوی هارمونیک (که در مکالمات اهل موسیقی بیشتر با معادل انگلیسی اش: «هارمونی تاک» شهرت دارد!) برای نویسنده این یادداشت، حالی مرکب از دو احساس متناقض را همراه دارد: شادمانی و پشیمانی! شادمانی به علت این که از بخت خوش (که همانا آشنایی با سجاد پورقناد بود)، از اولین مطلعان تولد این سایت بودم، و پشیمانی بابت این که در بیست سالی که مثل برق و باد گذشت، چهره مان را چروک و موی مان را سفید کرد، هیچ فعالیت قابل ذکری در این سایت پرارزش نداشتم. مقصر تام و تمام هم تنها خودم هستم.

اعجاز شهناز (۴)

اصفهان و اصفهانیان که جای خود دارند. طنز کلامی بسیار قوی در میان هنرمندان این شهر به خاطر ارتباط‌هایی که هنوز به شکل نیمه سنتی – نیمه مدرن با یکدیگر دارند شهره خاص و عام است. استاد جلیل شهناز نیز از زمره ی همین هنرمندان است. طنز پردازی استادانه ی او شهرتی همپایه ی صدای جادویی تارنوازی اش دارد.

اعجاز شهناز (۳)

می‌گویند اکثر هنرمندان بزرگ دارای حس طنز قوی هم هستند. نمونه‌هایی که درستی این سخن را ثابت می‌کنند زیادند؛ در همه رشته های هنری در همه ی فرهنگ‌ها و در همه ملت‌ها. تقسیم بندی های امروزی میان دو مقوله حوزه هنر (art) و ادبیات (literature) تفکیک قائل میشوند در حالی که فرهنگ ایرانی چنین تفکیکی را هنوز ندارد و متأسفانه به خاطر فقدان اندیشه های پرورده و نظام یافته پسوند هنر را به بسیاری از مقوله های دیگر نیز سخاوتمندانه اضافه می‌کند و سخن درست گفتن در این باره را دشوار و دشوارتر می سازد. وقتی که هنوز میان هنر و فن “technic” یا به قول منورالفکران عصر تجدد: «صنعت»، البته نه به معنای “industry” یا تکنولوژی امروز فرقی نمی‌گذارند و فی المثل از هنر آشپزی و هنر دوست یابی حرف می‌زنند دیگر تکلیف عدم تفکیک میان هنر و ادبیات واضح است و نیاز به توضیح ندارد.

«قامت بلند استغنا تعظیمی»؛ به یک عمر فعالیت و شخصیت ارجمند عبدالوهاب شهیدی (۵)

انقلاب پیش آمد و هر کس به گوشه‌ای رفت، عبدالوهاب شهیدی هم به میمه و مزرعه کوچک موروثی بازگشت و با همدمی طبیعت روزگار گذراند؛ دست و دامنش پاک بود و از محاسبه‌اش باک نبود. طوفان کاشانه او را هم ویران کرد و مدت‌های مدید حساب مسائلی را پس می‌داد که روح‌اش هم از آنها خبر نداشت، شاید کسانی هم که آن سوی میز پرس و جو می کردند، خبر نداشتند و سال‌ها بعد فهمیدند که مرد بی‌گناهی را بی سبب آزرده‌اند ولی حسودان و دشمنانی که از کوتاهی قامتِ هنری و انسانی خود در مقایسه بیجا با رفعت مقام شهیدی، سال‌ها خودخوری کرده بودند اکنون موقع را مناسب و ایام را به کام دیدند و زهر حسادت را در زندگی او ریختند و راحت شدند. اگر بنان و قوامی را استثنا کنیم، در آن زمان هیچ خواننده ای به اندازه او و محمودی خوانساری تا این حد خوشنام نبود و تا این اندازه جفا نکشید. شرح این را هم بگذاریم برای وقت دگر…

اعجاز شهناز (۲)

رسم او به تمام و کامل نواختن هیچ قطعه‌ای مگر در مواردی آگاهانه یا ارائه ی ردیف نوازانه ی گوشه یا آوازی معین نیست. شهناز نوازنده ای به تمام معنی آزاد و غیر کلاسیک است و پشتوانه ای گرانبار از فرهنگ غنی موسیقایی اصفهان – تهران از گذشته و حال را در ذهن آفرینشگر خود محفوظ دارد و بنا به ذوق خود – که محبوب خاص و عام است – از آنها استفاده می‌کند تمام پایه های مضرابی مخصوص تارنوازی تکنیک‌های خراش سینه، مال در آبهای گوناگون شلال ریزهای ناتمام و … را می‌توان در نوازندگی او شنید. استفاده ی او از مضراب چپ نیز شایان توجه است. او از مضراب چپ در دو موقعیت بهره می‌برد یکی مضراب چپ متعارف و کلاسیک که صدا را با قدرت و نرمش از زیر سیم می‌کشد و صدای سیم پایین آن تولید می‌شود. دیگر نواختن مضراب چپ در حکم خرده مضراب به علاوه ی کنده کاری است که نغمه هایی خاص را لطیف و سرشار از تزیین درفضای ساز می پراکند.

بیشتر بحث شده است