Posts by علیرضا میرعلی نقی
ای عطردان ریخته، عطر گریخته (۲)
در عین این که حرفهای هیچ کس جز خود او نیست و محدود به زمان مکان و حتی محدود به زبان نیست. از کلام فراتر میرود و با اصوات سخنها میگوید که حرف و گفت و صوت را بر هم زند تا به تعبیر شهریار «در کوک سکوت ملکوت»، بی این هر سه، با درونِ درون مخاطب دم زند.
ای عطردان ریخته، عطر گریخته (۱)
بزرگداشت یکصد و دهمین سال زندگی هنرمند بزرگ موسیقی کلاسیک ایرانی استاد مرتضی محجوبی، حسن ختام این دفتر است، هنرمندی که موسیقی اصیل در آثار او جلوهای فاخر پیدا کرده است. هنرمندی که طبیعت را دوست داشت، فرزند بهار بود و قلب همیشه پاییزش آن اندوه ژرف و شیرین ایرانی را که در همه انسانهای حساس هست، خوب میشناخت. هیچ هنرمندی در موسیقی قرن گذشته ما، قرنی که معرف نسل محجوبیها و صبا و حبیب و قمر است، نتوانسته غم غربت ما را در عصر تجدد بدین حد درخشان و بیغش، بنوازد و از مخفی ترین دهلیزهای قلب ما با ما سخن بگوید.
صدایی که خاطره ها را نو میکند (۵)
افتخاری، هنرپیشهای پراستعداد است که قابلیت اجرای هر نقشی را در دنیای آواز ایرانی دارد. از ردیفخوانی در مکتب اصفهان تا ترانههای مردمی تهران چهل سال پیش؛ حالتهای صدای افتخاری در این نوار، گویای فهم او از کاراکتر موسیقیای است که بازخوانی و اجرا میکند و این کیفیت، بیشتر با شنیدن قابل توضیح است تا با نوشتن و حرف زدن درباره آن.
صدایی که خاطره ها را نو میکند (۴)
اگر خوانندگان این قطعات، و دیگر ساختههای زیبای تجویدی در سالهای بعد از ۱۳۴۰، از خانمها بوده اند (برخلاف دهه پیش از آن، که صدای گرم و پخته بنان و قوامی اجرای این نغمهها را تعهد میکرد)، بیشتر یک ضرورت رسانه ای و حرفهای بوده، نه یک ضرورت هنری. واقعیت نهچندان خوشایندی است که شاید چندان موافق طبع بعضی افراد نیاید، ولی عقیده نگارنده همین است.
صدایی که خاطره ها را نو میکند (۳)
نوار پرفروش «یاد استاد» که در سال ۱۳۷۶ منتشر شد، به خاطر شرایط خاص آن زمان و سر و صدای مطبوعاتی فراوانی که پیش آورد، سرآغازی شد برای اینکه مشتاقان بازسازی ملودیهای دلنشین قدیمی، به هوس بیفتند که از پشتوانه نیرومند آن ملودیها ؛ و توانایی کممانند افتخاری در خواندن هر نوع شیوه در آواز ایرانی استفاده ببرند و در این زمینه، برای اهدافی بیشتر تجاری و کمتر هنری، سرمایهگذاری کنند. تجربههایی که به راحتی میتوان بیشترشان را به فراموشی سپرد.
صدایی که خاطره ها را نو میکند (۲)
نقطه مقابل او، شادروان غلامحسین بنان است که در دوره خود، خواننده مخصوص محافل آریستوکرات قدیمی و جزء هنرمندان نهچندان محبوب برنامههای موسیقی رادیو بود. اما اعتبار و شهرت ماندگار او، درست بعد از انقلاب، بعد از دوازده سال کنارهگیری مطلق از فعالیت موسیقی (۱۳۴۵-۱۳۶۴) و در هفت، هشت سال آخر زندگیاش، دست داد. شهرت و اعتباری که حالا هم از سکه نیفتاده و استاد بنان شاید تصور آن را هم نمیکرد. درحالیکه نشریات سالهای ۱۳۳۰-۱۳۴۰ واقعیات دیگری را گواهی میدهند.
صدایی که خاطره ها را نو میکند (۱)
بازسازی آثار قدیمی، بر خلاف با آنچه که بعضی از دوستداران موسیقی میپندارند، برآمده از شرایط حاکم بر موسیقی در سالهای اخیر نیست. پیش از انقلاب نیز چندین ترانه قدیمی و مشهور، با ارکسترها و صدای خوانندگان مطرح آن روز، اجرای مجدد شدند. از جمله، آهنگ ـ ترانه «خزان عشق» در آواز همایون، ساخته و خواندۀ سید جواد بدیعزاده با کلام رهی معیری، که اولین ضبط آن در سال ۱۳۱۵ و اجرای دوباره آن، چهل سال بعد با صدای هوشمند عقیلی به گوش رسید. اجرایی که جز صدای گرم و مردانه عقیلی، امتیازی نسبت به نسخه اصلی نداشت و تأثیرگذاری آن به نحو آشکاری کمتر از آن صفحه گرامافون چهل سال پیش بود.
جستجو، بین صدا و معنای تاریخی آن؛ پیرامون اجرای ارکستر سازهای ایرانی جوانان
بین صدا، به عنوان امری مجرد، و تاریخ به عنوان امری عینی، چه رابطهای (و یا درست تر: چه رابطههایی) میتواند وجود داشته باشد؟ صدای ویژه یک دوره تاریخی چه مختصاتی دارد؟ معنای تاریخی ِیک صدای ویژه شامل چه چیزهایی است؟
اعجاز شهناز (۹)
خانواده من همه تارزن بودند، پدرم، دایی ام و برادر مرحومم که نبوغ عجیب داشت، مرحوم اکبرخان نوروزی هم همین طور. اما هنوز صدایی دلچسب تر از تار مرحوم عبدالحسین خان شهنازی نشنیدهام. او یک چیز دیگری بود. برادر عبدالحسین خان شهنازی، مرحوم علی اکبر خان، به نظر من بیشتر، یک استاد بود، یک معلم و به قول قدیمیها «مشاق» نه نوازنده خلاق. (۱۳۶۵)
بنان؛ خواننده ای بدون تاریخ انقضا
استاد غلامحسین بنان را سه دوره تولد و اوج گیری است: اول، دهه ۱۳۲۰ با انتشار صفحات سنگی و کنسرتهایش در انجمن موسیقی ملی، دوم، دهه طلایی ۱۳۳۴-۱۳۴۴ در برنامه رادیویی گلها، سوم، از اواخر دهه ۱۳۵۰ با انتشار آثارش در قالب نوارکاست که برادران طبیبیان در شرکت کاسپین به زیبایی هرچه تمام تر، از عهده برآمدند.

