Posts by علیرضا میرعلی نقی
درباره آلبوم «خون ایرانی» اثر علی رهبری (۳)
نکته قابل توجه در این قطعه که با الهام از واقعه کربلای سال ۶۱ ه. ق نوشته شده، برداشت شخصی آهنگساز از روحیه و تفکری است که اساس مذهب انتظار، آیینهای جمعی شیعی و ذهنیت قوم ایرانی را از این واقعه، شکل میدهد. فضای صوتی «نوحه خوان» حامل هیچ اندوه ویرانگر سیاه و نومید کنندهای نیست.
درباره آلبوم «خون ایرانی» اثر علی رهبری (۲)
شاید آگاهی از این نکات بتواند بعدها برای منتقدان و تحلیلگران، مؤثر افتد. در «نوحه خوان»، سایه پررنگ «عاشورایی» های پنجاه سال پیش را میتوان شنید. نغمههایی اصیل که متاسفانه امروز به آرشیوها پیوستهاند و دیگر خوانده و شنیده نمیشوند. کمتر اثری ارکسترال، با درونمایه مذهبی میتوان یافت که به این حد عالی از تکنیک برای ارکستر (و ساز تنها) نوشته شده باشد و با ساختاری مدرن، تمهای مذهبی در آن تا این اندازه آشکار به گوش برسند.
راه طولانی؛ درباره محمد بهارلو (۲)
استاد محمد بهارلو، در خانواده ای قدیمی متولد شده و ریشه دار در ایل معروف بهارلو در استان فارس و تنها فرزند خانواده است که داخل وادی هنر است. برادر بزرگ او (عبدالله بهارلو) با موسیقی آشنایی داشت و محمد کوچک را با نغمه های زیبا آشنا کرد. او خیلی زود پدرش را _ که از مشروطه خواهان بنام و مردی دارای استعداد فنی فوق العاده بود _ از دست داد و ذیل تربیت مادرش که بانویی با بصیرت و با فرهنگ بود، قرار گرفت.
«ساز خاموش»، یادواره پرویز یاحقی
هجده سال پیش در چنین روزی پرویز یاحقی هنرمند پرآوازه موسیقی ایران در تنهایی و انزوا درگذشت و سه روز بعد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. به مناسبت سالگرد درگذشت او این نوشته را میخوانیم:
راه طولانی؛ درباره محمد بهارلو (۱)
گاه اتفاقی می افتد که در انسانی با استعداد و با فرهنگ، پرداختن به وجهی از علاقه ها و استعدادها، وجوه دیگر را از نظر می اندازد و یا معطل می گذارد. هر انسانی در شرایط دشوار انتخاب قرار می گیرد و باید مسؤولیت انتخاب های خویش را بپذیرد.
مجتبی میرزاده، صاعقه استعداد (۴)
موسیقیدان ایرانی، در هر دوره تاریخی، چه عصر سنت های قدیم و چه زمانی که مثلاً سایهای از مدرنیسم بر آن پرتو افکنده است، قربانی بوده و به قول قدما، مرغی است که در عزا و عروسی سر بریده میشود. زندگی او در تنگدستی و عُسرت نگذشت، زیرا هنرمندی محبوب و پرخواستار بود و حتی فرصت انجام بسیاری از سفارش ها را نداشت، اما طبع شوریده او که در هیچ نظام مشخصی از قراردادهای زندگی حرفهای و اداری و خانوادگی نمیگنجید، موجب رنج و ناراحتی او و برخی از دوستدارانش شد.
مجتبی میرزاده، صاعقه استعداد (۳)
میرزاده شرایط احراز چنین مرتبتهایی را ـ که امروزه دیگر خیلی هم اسباب رشک و افتخار نیست ـ در زندگیاش نداشت. موقعیت او، یکسر متفاوت و منحصر بود. میرزاده میتوانست نوازنده قطعات خود باشد، یک بداههنواز استثنایی و گاه در حد معیارهایی بینالمللی، با ذهنیّتی آزاد و بیمرز، و با تواناییهایی که اندیشیدن به آنها در مخیّله یک ویولنیستِ کنسرواتوار گذرانده و یا سهتارنواز حافظ چند ردیف، نمیگنجد.
مجتبی میرزاده، صاعقه استعداد (۲)
کاری که بسیاری از موسیقیدانان نسل او و بعد از او، مثل یک کار روزانه انجام دادهاند و چهبسا تلاشی که برای اینگونه تبلیغات میکنند، بیش از تلاشی است که برای «ساختن» موسیقی به خرج میدهند. این، تنها وجه از شرافت بیادعای مجتبی میرزاده نیست. کسی که هم از بااستعدادترین موسیقیدانان نسل خود بود و یکی از بااستعدادترین موسیقیدانان همه نسلهایی است که از آنان اثری را شنیدهایم. این گفته کسانی است که میرزاده را بهتر و از نزدیک میشناختند.
مجتبی میرزاده، صاعقه استعداد (۱)
«موسیقیِ» میرزاده یا به عبارت روشنتر: دنیای ملودی ها و تنظیم هایی که آفریده ذوق و خلاقیت نیرومند زندهیاد مجتبی میرزاده است، برای آنهایی که گوششان با انواع ساختههای باکلام و بیکلام آشناست، برای آنها که دلباخته ملودی های شیرین و دلفریب هستند و از تنظیمهای ارکستریِ پر شور و حال لذت میبرند، خیلی آشناتر است تا نام و تصویر و گفتههای او که در مدت چهل سال، آنها را ساخت و اجرا کرد. مجتبی میرزاده در دهه آخر رژیم گذشته، موسیقیدانی بود در اوج اشتهار و در آن زمان هم، بدون اینکه چهرهای «رسانهای» و تبلیغاتی باشد، محبوب و «پرفروش» و واقعاً طرف توجه بود.
درباره آلبوم «خون ایرانی» اثر علی رهبری (۱)
شنیدن آثاری که علی (الکساندر) رهبری، آهنگساز و رهبر ارکستر ایرانی و نامدار در سراسر جهان، در سی سال و اندی پیش ساخته است، هم اکنون به یمن میراث هنری گرانبهایی که پدر نشر در ایران -کریم چمنآرا- بر جای گذاشته دوباره میسر شده است؛ تولید آن صفحه ۳۳ دور، با طرح جلد روکش مسی رنگ براق و عنوان «رهبری آثار خود را رهبری میکند»، حتی در شرایط رونق اقتصادی دهه ۱۳۵۰ هم یک ریسک کامل و سرمایهگذاریای بدون بازگشت بود. تنها به این انگیزه که آثاری از موسیقی سنگینتر و آهنگسازان بالاتر از حدود متعارف و محبوب روز در دسترس قرار بگیرد.

