Posts by علیرضا میرعلی نقی
راه طولانی؛ درباره محمد بهارلو (۵)
تنها استاد ابوالحسن صبا بود که با انسانیت فطری و بلند طبعی ذاتی خود، ارزش کار او را فهمید و با اهدای دستخطی تشویق آمیز، او را به ادامه کار دلگرم کرد. استاد بهارلو می گوید: همان چهار سطر تشویق استاد صبا بود که تا سالها بعد از آن مرا در آن راه نگهداشت. گفتنی است که چاپ و نشر کتاب های آموزش هنر در زندگی تألیف منتخب صبا (همسر استاد) نیز با مساعی بهارلو بوده است، ناکامی در زندگی او بیش از یکی دو مورد بود: نمک نشناسی دوستان عهد جوانی که در اجتماع قدرت گرفته بودند و مانع مطرح شدن نام و آوازه او می شدند، مرگ مادر، ستم آشکار اولیای وزارت فرهنگ و هنر وقت در ارتباط با چاپ کتاب ردیف موسیقی ایران و تملک بی استحقاق حاصل کار سی ساله استاد موسی معروفی و زحمات چند ساله بهارلو، سیاست های جدید رادیو و تلویزیون و وزارت فرهنگ و هنر که موسیقیدانانی چون بهارلو را مطابق فضای چاکرمنش و بله قربان گو نمیدید همه دست به دست هم دادند و او را منزوی کردند.
عارف و لزوم یک بررسی دقیقتر (۱)
چهرۀ عارف قزوینی در سه عرصه نمایان و درخشان است. عرصه سیاست، عرصه شعر و عرصه موسیقی که گاه این دو آخری با یکدیگر ترکیب و تلفیق شده و تصانیف وی را که مسبب اصلی شهرت عارف و محبوبیت اوست پدید میآورند. محبوبیتی که بنظر نمیرسد هنوز هم در بین اهل موسیقی نقصان پذیرفته باشد، پدیده عارف که مرکب از شخصیتی با چند استعداد درخشان و حساسیت خاص بود در دوره تاریخی خویش هویتی ویژه یافت و در زندگی و آثارش تأثیر خود را گذاشت.
در سالگرد درگذشت گلپا
آخرین روز رویتش، اولین روز شناختنش است. در غیاب ابدی جسمش، و در حضور ابدی آثارش و خاطراتش که حاوی و هادی امواج حیات بخش وجود عزیز او هستند. چهل و پنج سال تبعید به خانه اش در وطنش، نتوانست او را منزوی و پژمرده و بی اثر کند. برعکس، موثرتر از همیشه، خود را ساخت. استقبالی که از او در داخل و خارج کشور میشد، ثابت کرد گلپا بسی فراتر از یک خواننده استاد و یک هنرمند بزرگ است
راه طولانی؛ درباره محمد بهارلو (۴)
با این وصف محمدبهار لو توانست شش جلد کتاب را در این زمینه بنویسد و با هزینه سنگین، با خرج کردن از مایملک پدری خود، آنها را انتشار دهد. این کتابها، از محتوای جالب توجه آنها گذشته، از حیث کیفیت چاپ و زیبایی در کتاب آرایی نیز در زمان خود نمونه و مثال زدنی بودند. جلد اول، به کلیاتی درباره آموزش موسیقی، اهمیت عواملی چون دقت و تشخیص، طریقه صحیح دست گرفتن ویولن (که بهار لو در کلاسهایش بر آن سخت اصرار دارد) و مقداری تمرین است.
درباره آلبوم «انسان» (۳)
بدیهی است که دشواری کار به علت نقصهای فنی همیشگی در سازهای اصیل ایرانی بسیار است و کار دقیق و دشواری انجام شده که فرآیند نهایی، خوش صدا و «گوش نشین» از کار در بیاید. فقدان صداهایی در نی هفت بند، کوک خالی کردنهای دائمی در سنتور، کَرخوانیهای کمانچه در برخی نقاط و… از مشکلات اولیه هستند. برای رسیدن به یک ترکیب خوب، بهتر دیده شده که سازها جدا جدا نواخته و ضبط شوند. چرا که صحبت از نواختن قطعاتی عادی با تکنیک متعارف نبوده و راه پرپیچ و خمی طراحی شده که مبدا و مقصد آن با دیگر کارهای به ظاهر مشابه، متفاوت است.
راه طولانی؛ درباره محمد بهارلو (۳)
ارتباط و دوستی او با دو استاد «ابوالحسن صبا» و «ابراهیم منصوری» از همین زمان آغاز شد. حسین خواجه امیری (ایرج) و امین الله رشیدی، خوانندگانی بودند که بیشتر از دیگران با ارکستر بهارلو همکاری کردند. مطالعه گسترده بهارلو در موسیقی ایرانی نیز در همین سالها بود و موضوعات آن به حدی متنوع است که حیرت و تأمل را برمی انگیزد: تحقیق میدانی درباره فرمهای سازنده موسیقی ایران با استفاده از محضر اساتید بزرگی چون حاج آقا محمد (دوامی)، صبا، حسین یاحقی، مرتضی محجوبی، موسی معروفی و… تحقیق عملی در تکنیک اجرای ردیفهای ویولون صبا با حضور و نظارت علاقه مندانه استاد صبا، جمع آوری و نت نویسی تصنیفهای قدیمی، نت نویسی ردیف حسین خان اسماعیل زاده با استفاده از آموزههای سیدمحمد بحرینی پور و علیرضاخان چنگی کمانچه نواز ارزنده آن زمان، تصحیح دقت نویسی دورههای چهارگانه ردیف سنتور و کتاب و ردیف تار و سه تار صبا با نظارت استاد صبا و همکاری شاگردانش (داریوش صفوت و فرامرز پایور)، تصحیح و چاپ ویراسته جلد سوم از ردیف ویولون صبا، همکاری با استاد موسی معروفی در نگارش کتاب ردیف موسیقی ایران، فراگیری کامل ردیف مهجور و ارزنده حسین خان اسماعیل زاده، فراگیری آثار علینقی وزیری (که نوازندگی بهارلوی جوان را دیده و تشویق کرده بود)، آهنگسازی و سرپرستی ارکستر و اجرا در تلویزیون تازه تأسیس ثابت پاسال (شبکه سه) در سال های ۱۳۴۰-۱۳۴۲ به خوانندگی احمد ابراهیمی و حضور نوازندگانی چون هوشنگ ظریف، محمد حیدری، عباس خوشدل، حسن ناهید و رضا یاوری. تأسیس کلاس موسیقی در خیابان لاله زار تهران در سال ۱۳۲۵ که تا امروز، از لاله زار به خیابان صفی علیشاه و از آنجا به خیابان حقوقی و بالاخره به خیابان شریعتی فعلی منتقل شده و شصت سال بی وقفه به کار خود ادامه داده است.
درباره آلبوم «انسان» (۲)
«آنک انسان!» نام یکی از واپسین کتابهای فریدریش ویلهلم نیچه فیلسوف نامی آلمانی/ انسانی/ جهانی است. از آخرین متفکران بزرگ اروپای اواخر قرن نوزدهم که صدای پای هیولای آخرالزمانی روزگار آینده را زودتر از دیگران شنیده بود. این عنوان از این روی برای این یادداشت برگزیده شده که در آلبوم «انسان»، حضور انسان شنیده میشود و حکایت از قدرت انتخاب و سلیقه اوست، نه تفویض اختیار به هوش مصنوعی و یا گزینههای بیهدف در دریای امکاناتی که تکنولوژی حاوی آنهاست. از گروه «تارنوش» پیش از این نیز آلبومی انتشار یافته بود به همین نام، که در آن، ترکیب سازهای ایرانی و غیر ایرانی شنیده میشود. اما در «انسان» تنها صدای ایرانی شنیده میشود.
«امیر بحر آواز»؛ به یاد استاد رجبعلی امیر فلاح (۲)
نوازندگی مهدوی نیز در آن سالها ترکیبی فشرده بود از آموزشهایش نزد اساتید مختلف الطریق حسین ملک، فرامرز پایور، پرویز مشکاتیان و مجید کیانی و عشق وصف ناپذیرش به مضرابهای ملکوتی رضا ورزنده بزرگ و رنگ گرفته از شوری سلحشور که هم جلال داشت و هم جمال، و اگر خدماتش در مسند مدیریت مراکز گوناگون اداری و آموزشی عمر او را وقف خود نکرده بود، معلوم نبود که امروز در چه رتبهای از سنتور نوازی مطرح میشد.
درباره آلبوم «انسان» (۱)
آلبوم موسیقی «انسان» اثری تازه از گروه «تارنوش» با ارائه فضاهای تازهای در قالب موسیقی ایرانی، از چهارم مهر منتشر و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است. این آلبوم به آهنگسازی بهنام جهانبیگلو تلاشی است برای استفادهای تازه از سازهای اصیل ایرانی و رسیدن به رنگ بندی تازهای در موسیقی ایرانی. آلبوم «انسان» شامل ۷ قطعه است؛ بَدو، شوق، دَرک، عشق، جمع، ایل و انسان.
«امیر بحر آواز»؛ به یاد استاد رجبعلی امیر فلاح (۱)
عشق بی یار مُهَنّا نبود، یار کجاست؟ این مصراع را حنجره ۹۵ ساله پیر آواز و صیاد احوالات سوخته حالان، جاودان یاد رجبعلی امیری فلاح طوری خوانده در این آلبوم که انگار تمام زندگی سراسر شیفتگی و عاشقی و مشقت هایش را در آن بیان کرده و حالا وصف حال ماست. به برکت وسایل ضبط و رادیو چند دقیقه ای از آن روزگاران خوش را که در کنار یار وفاداری چون او سپری کردیم، باقی مانده و آبی است افشان بر خاطر سوخته ما در این سال های برهوت آینده که کم آن رفته و بیش آن باقی است! طی این سال ها چه درضبط و چه در رادیو و چه درصحنه و چه در حضور، سنتور رضا مهدوی با صدای آن پیر دانا دل، حالی یافته که با دیگرانش نشنیده و نبوییده ایم.

