Posts by آروین صداقت کیش
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۱)
در این وقت «قاسم آفرین» پرسید؛ به نظر شما آیا این دگرگونیها در محتوا هم اتفاق افتاده یا تنها در شکل ظاهر آثار است؟ برای پاسخ به این پرسش مدرس از وی خواست دقیقاً توضیح دهد که آیا منظورش از محتوا، محتوای موسیقایی (Musical Content) و قرار دادن آن در برابر فرم است؟ یا موضوع دیگری؟ در هر حال به گفتهی مدرس قصد نشان دادن تغییرات در گروهنوازی (بهویژه رنگ) بود و بحثی از تغییر دیگر مولفههای محتوای موسیقایی به میان نیامده است.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۸)
چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱ هفتمین جلسهی کارگاه نقد موسیقی با تصمیمگیری دربارهی تداوم فعالیت کارگاه برای ۸ جلسهی دیگر، و مروری بر چند نکته در تکمیل بحث هفتهی گذشته، آغاز شد و با درسی با عنوان «مسایل عملی نقد موسیقی (۲)» ادامه یافت.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۷)
اجرای زنده اما تفاوتی بنیادی با ضبطها دارد؛ فرار بودن. یک کنسرت، اگر فرض کنیم ضبط نشود، ماندگار نیست بنابراین منتقد که معمولا با حضور در محل و از طریق شنیدن زنده میخواهد نقدی بنویسد باید از پیش آمادگی داشته باشد. این آمادگی با شناخت آثار از طریق مطالعهی نغمهنگاره (پارتیتور) یا شنیدن اجراهای دیگر یا مطالعهی دیگر آثار مرتبط و… میسر است.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۶)
به علاوه، چنانچه تفسیر و تاویل را روا بدانیم میتوان مانند یک نوازندهی تفسیرگر، جهان ذهنی و تخیلی ساخته شده بر پایهی اثر موسیقایی (بهدست نقدگر) را شرح داد یا به عکس، تفسیر آفریده شده توسط هنرمند اجرا کننده را توصیف یا تجزیه و تحلیل کرد. مدرس هشدار داد که حتما لازم نیست تنها معیار و مقیاس نقد اجرا، رعایت شدن یا نشدن اصالت قطعه و به اصطلاح یافتن یک تفسیر اصیل باشد.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه اثر موسیقایی (۶)
انتظار این میرود که تا پایان این دو بخش دانشجویی که کتاب را به عنوان مادهی درسی مطالعه کرده است، با آنالیز شنکری آشنایی پیدا کرده و آمادگی لازم برای خواندن و درک متنهای سطح بالاتر تجزیه و تحلیل شنکری را به دست آورده باشد. با این فرض، فصل آخر (دوازدهم)، به عنوان سرپُلی برای ورود خواننده به متنهای تکمیلی و پیشرفتهتر طراحی شده و در مقدمه به بعضی از مسائل بنیادی تجزیه و تحلیل موسیقی در دوران خودش (۱۷) میپردازد. طرح پرسشهایی چون «چه تفاوتی بین تئوری و آنالیز وجود دارد؟» یا «چگونه آگاهی ازمسائل تئوریک به موسیقیدان برای آنالیز کمک میکند؟» با این پیشزمینه معنی پیدا میکند زیرا اینها پرسشهای بسیار با اهمیتی هستند که خواننده در مراحل پیشرفتهی تجزیه و تحلیل به عنوان بستر نظری با آنها برخورد خواهد کرد.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۵)
«به این ترتیب چه زمانی که تشخیص دگرگونی میدهیم و چه زمانی که عکس آن را درمییابیم عملا در حال مقایسه با همین آثار هستیم. متاسفانه این مفهوم به خوبی مورد کاوش موسیقیشناسان و منتقدان ما قرار نگرفته و به همین دلیل اگر هم در ذهن موسیقیدانان به طور گنگ وجود دارد، اما به دلیل شفاف نبودن به راحتی قابل استفاده نیست.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه اثر موسیقایی (۵)
مولفان همین روند را نیز برای آشنا کردن خواننده با نشانههای گرافیکی مخصوص شنکر به کار گرفتهاند. به این صورت که خواننده ابتدا با آنها مواجه میشود بدون آن که توضیحی در موردشان دریافت کند و کم کم از طریق کاربردشان در مثالها (که به روشی کاملا گویا تنظیم شده) با معنی و طرز استفادهی هر یک آشنا شده تا به جایی میرسد که کتاب در مورد هر یک توضیح میدهد. در این هنگام خواننده احتمالا احساس خواهد کرد که از پیش با آنها آشنا بوده است (۱۱).
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۴)
نقد اثر موسیقایی» به معنای تمرکز بر یک قطعهی (یا اثر موسیقایی) منفرد و برآمدن عناصر نقد از دل متن اثر و موضوعات مرتبط با آن، جنبهی عملی دیگری است که نقدگران میتوانند آن را در کانون توجه قرار دهند. موضوعات کلیای پیرامون نقد یک اثر معمولا مورد بررسی قرار میگیرند؛ هدف غایی، نوآوری/تغییرات، تقلید/تاثیرپذیری است.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه اثر موسیقایی (۴)
اگر این استنباط درست باشد و بپذیریم که نویسندهی آن گزیدهها منظوری جز این نداشته است، مشخص میشود که از همین ابتدا در مورد ظرفیتها و کاربردهای روش آنالیز شنکری یک سوءتفاهم عمیق شکل گرفته است. درست است که این روش گاه گاه در رشتهی آهنگسازی نیز در کشورهای دیگر تدریس میشود (والبته قطعا بیشتر در رشتههایی مانند تئوری موسیقی و موسیقیشناسی) اما هدف، آن نیست که به دانشجو بیاموزاند چطور باید عمل آفرینشگرانه انجام بدهد. آنالیز شنکری چنان که از روند کار خود هاینریش شنکر و دیگر شاگردان و ادامهدهندگان راهش نیز برمیآید روشی است برای نظریهپردازان تا بتوانند ویژگیهای ساختاری نهان یک اثر موسیقی را تفسیر (استخراج) کنند.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۳)
گفته شد که اگر این تعریف (یا مشابه آن) مورد قبول باشد تاثیر چنین شاخهای از فلسفه بر نقد بسیار روشن است؛ احکام و گرایشهای زیباشناختی پایهی ارزیابیهای نقادانه قرار میگیرند و البته گاه هم از طریق کنش نقد دگرگون میشوند. گفتمان زیباشناختی با تکیه بر این تعریفها از گفتمان:

