Posts by آروین صداقت کیش
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه اثر موسیقایی (۳)
گذشته از این ایراد که میان کتابهای دانشگاهی ترجمه شده (به ویژه آنها که روابط و نمودارها نقش اصلی را در آنها بازی میکنند) متداول است، در کتاب یک نشانهی دیگر هم هست که از دیدگاه مترجمان و ناشران نسبت به یک متن مرجع درسی حکایت میکند. در متن به مناسبتهای مختلف اشاره به کتابنامهای است که در پایان کتاب چاپ شده است و قرار است راهنمایی باشد برای مطالعات تکمیلی دانشجویان پیگیری که این کتاب را میخوانند. برای مثال «بسیاری از نوشتههای شنکر امروزه به ترجمۀ زیبایی از انگلیسی آراسته شده که فهرست آنها در بخش کتابنامه آمده است» (کادوالادر و گانیه ۱۳۹۱: ۱۷) در حالی که این کتابنامه از متن کتاب فارسی به کلی حذف شده است.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۲)
در حال حاضر و با بررسی اغلب روندهای موجود، آنچه به نقد موسیقی اعتبار و مرجعیت میبخشد به نظر مدرس حاصل ترکیبی از رابطهی میان پنج عامل نقدگر، آفریننده، دریافتکنندهی نقد، خود اثر و محتوای نقد است. اغلب پاسخهای مختلف به پرسشهای یاد شده را میتوان بر اساس همبندی عاملهای پنجگانه تشریح کرد.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه اثر موسیقایی (۲)
«مفاهیم شنکر در آنالیز موسیقی تونال» تا آنجا که میدانیم اولین کتابی است که به زبان فارسی در مورد فنون تجزیه و تحلیل موسیقی منتشر میشود (۵). بنابراین دور از انتظار نیست که مانند بسیاری از رهآوردهای محیط دانشگاهی غرب به زمانی طولانی نیاز باشد تا جامعهی دانشجویان با آن آشنا شوند و به مهارتی برسند که بتوانند به دید انتقادی به آن نگاه کنند(۶).
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۱)
در ابتدای بازبینی و بررسی تمرینهای انجام شده در جلسات گذشته، به دلیل آن که بعضی از شرکتکنندگان غایب بودند به جلسهی دیگر موکول شد. اما پیش از شروع درس، مدرس با اشاره به یکی از تمرینهای انجام شده در جلسات گذشته حاوی نکاتی دربارهی رنگ صوتی ویژهی «گروه پایور» و مقایسهی آن با رنگ صوتی گروههای دورهی قاجار بود، یادآوری کرد که با توجه به عدم حضور نویسنده بررسی دقیق به جلسهی آینده موکول میشود اما برای این که تصوری به دست آوریم از این که رنگ صوتی قابل شنیدن در آثار «فرامرز پایور» هم در طول زمان تغییر کرده است و دوری از توهم ایستایی در موسیقی ایرانی، نمونههایی از آثار پایور در دورههای مختلف («مارش ماهور» اثر «درویش خان» از مجموعهی «آثار درویش خان»، بخشهایی از مجموعهی هفت پیکر، «پیشدرآمد همایون» از مجموعهی «گروهنوازیهای پایور»، قطعهی «دردشت» از مجموعهی «ارغوان») پخش کرد و گفت باید توجه داشت که گروههایی که این نمونهها را اجرا کردهاند دقیقا یکی نبودهاند علاوه بر این سازآرایی خاص هر یک از آهنگها هم باید در نظر گرفته شود اما با حذف همهی این تفاوتها هنوز هم تغییر رنگ صوتی واضح است. البته ویژگیهایی مانند دقت در کوک و هماهنگی نوازندگان در اغلب موارد تکرار شده است که تاثیر مستقیمی بر رنگ صوتی شاخص این گروهنوازیها ندارد.
گزارش جلسه پنجم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی»
بعد از ظهر چهارشنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۱، پنجمین جلسهی «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» با عنوان «آشنایی با برخی بحثها در زیباشناسی و فلسفه» (که در نقد مورد استفادهاند) در خانهی موسیقی برگزار شد.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه اثر موسیقایی (۱)
تجزیه و تحلیل موسیقی یا همان آنالیز از آن دسته فنون است که کاربردی دوگانه دارد. در سنت موسیقی کلاسیک دو گروه از افراد هستند که مایلند اطلاعاتی دقیق از ارتباطات دقیق درون یک اثر موسیقایی به دست بیاورند؛ آهنگسازان و موسیقیشناسان. شناخت آثار برای این دو گروه که گاه به یکدیگر یاری نیز میرسانند، اهمیتی حیاتی دارد. برای گروه نخست اهمیت این فنون در این است که امکان یادگیری از پیشینیان را فراهم میسازد.
وامگیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (۵)
از این دیدگاه؛ از سویی موسیقیهایی که او انتخاب کرده است (فرهنگِ دهنده) عمیقا «مونودیک» یا تک صدا درک میشود و از سوی دیگر نظریهای وجود دارد که چیرگی یک تک صدای موسیقایی را (بدون هارمونی) و گاه حتا بدون در نظر گرفتن جای آن در یک نردبان موسیقایی میپذیرد (فرهنگِ پذیرنده)، برای آن ساختار قائل میشود و تاثیر این ساختار بسیار تکین را بر ساختارهای کلانتر بررسی میکند. علاوه بر این حرکت مصالح موسیقایی به شکل مونودیک، یعنی وقایع موسیقایی منفرد که اگر هم بافت همراهی دارند، به عنوان یک رویداد تکین در لحظهی موسیقایی ظاهر میشود و ارتباطی با قبل و بعد از خودش (به مفهوم توالی) نمییابد.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (۴)
بسیار طبیعی است که پندار مشابهی از پیشرفت نیز در درسگفتارها و کردار هنری آنها دیده شود؛ به ویژه آنتون وبرن که آشکارا به آن اشاره نیز کرده است: «[…] ما [اکنون] نمیتوانیم آثاری با روشهای زمانی دور بیافرینیم برای آن که فرگشت هارمونی را دیدهایم.» (۱۰) باز هم همان پندار خطی از تاریخ دگرگونیهای موسیقی و ارتباط گذشته و آینده با یک نقطهی با اهمیت در محور زمان (اکنون؛ که ما در آن هستیم) به چشم میخورد. درست است که شونبرگ آغازگر راه بود و خیال پیشرفت یا فرگشت در موسیقی را با ایدههای موسیقایی پیود زد اما این پندار از طریق شاگردش وبرن به آیندهی موسیقی قرن بیستم پیوست.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۹)
«گفتمان» سَرنام بعدی بود که ابتدا تعریف شد اما پیش از آن مدرس اشاره کرد که این مبحث اولا به معنای مورد استفاده در زبانشناسی به بحث کشیده و رابطهی آن با نقد بررسی میشود؛ ثانیا تمامی مطلب درس این قسمت از نوشتههای «لطف الله یارمحمدی» وام گرفته شده است:
وامگیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (۴)
یک پرسش اما باقی میماند، و آن این که؛ چگونه از لحاظ تکنیکی مشکل فرق میان دو گونه، دو سبک و فرهنگ مختلف، اختلاف میان دو سر این آمیختگی حل شده است؟ پاسخ آهنگساز به این پرسش پنداری از «مونودی» مدرن است. او برای این که بتواند آنها را با هم ترکیب کند مونودی را همچون کلیدواژهای به کار میگیرد که هم میتواند دربارهی ویژگی خاصی در آثار موسیقی آوانگارد اروپایی به کار رود و هم دربارهی اکثر موسیقیهای شرقی (از جمله نمونههایی که انتخاب کرده است) و هم رابطهای قوی با آموختههایش، محیط هنری که در آن آموزش دیده و کار میکند، دارد.

