Posts by آروین صداقت کیش
جایی میان آفرینش و تفسیر (۲)
در رویکردهای سختگیرانه و بسیار بنیادگرایانه دایرهی آنچه که موجب روا شدن انگ «تحریف» میشود، چنان تنگ است که عملا کار اجرای مجدد به نسخهبرداری میکشد و احتمالا بازسازی شایستهترین عنوان برای آن میشود. در چنین دیدگاهی تاریخ زیست یک اثر پس از خلق همیشه رو به پس دارد همیشه بهترینها در گذشته رخ دادهاند و امیدی هم برای بهبود به چشم نمیخورد. خلاقیت فردی نوازنده کمتر دیگرگونه دیدن و تفسیر در اجرای مجدد کارآیی دارد.
جایی میان آفرینش و تفسیر (۱)
هنگامی که نوازندهای یک اثر موسیقایی را دوباره اجرا میکند دقیقا در حال انجام چه کاری است؟ آیا کار خلاقانهای صورت میدهد؟ آیا چیزی را که بالقوه وجود دارد به فعل در میآورد؟ به نظر میرسد اکثر مردم بر این موضوع همرایند که اگر مونالیزا را دوباره بکشیم نسخهبرداری کردهایم اما اگر قطعهای از بتهوون را بنوازیم به آن میگویند اجرای مجدد یا اجرا.
نمودی از جهان متن اثر (۱۹)
به نظر میرسد در این مورد خاص به طور همزمان سه مورد از ایرادهایی که در بالا به آنها اشاره شده وارد است؛ هم زیباشناخت حاکم بر جریان موسیقی تغییر کرده بود (تغییری که بسیار بنیادین و عمیق بود) و هم تئوری موسیقی (۸۶) و علاوه بر این دو مطرحترین روش آنالیز در دورهی مورد بحث آنالیز شنکری بود که قبلا اشاره کردیم توانایی اصلیاش در پرداختن به آثار کلاسیک وینی است (۸۷).
همصدایی لحظهها (۲)
علاوه بر اینها جان کیج دو جفت از دوگانیهای معروف و جمع ناپذیر موسیقی را نیز با هم آشتی داد. صدای موسیقایی/ غیر موسیقایی یا صدای موسیقایی/سر و صدا اولین جفت از اینهاست. در تاریخ موسیقی تعریف صدای موسیقایی بییشتر به کمک جدا شدن از متضادش (صدای غیر موسیقایی) صورت گرفته و همیشه میان این دو مرزی جداکننده وجود داشته و تنها در مواردی بسیار استثنایی و اندک (مثلا اوورتور ۱۸۱۲ چایکوفسکی) از دومی به عنوان یک مهمان در متن موسیقی استفاده شده است.
همصدایی لحظهها (۱)
«در این مورد [برخورد با مانعی مانند دیوار که نتوانم از آن بگذرم]، زندگیم را وقف کوبیدن سر به آن دیوار خواهم کرد.» (۱) این واژهها روحیات هنرمندی را به استعارهای از زبان خودش توصیف میکند، که جهان موسیقی شکسته شدن بسیاری از مرزهایش را بهدست او تجربه کرد. گویی با این استعاره، سرنوشت شصت سال آیندهی هنرمند، آبستن سر کوبیدن به کرانههای نپیمودهی موسیقی شد
نمودی از جهان متن اثر (۱۸)
اغلب اوقات آنالیز با چنین مسائلی روبرو است و برای حل آنها از ابزارهای زیباشناسی و فلسفهی هنر بهره میگیرد. هر چند ممکن است تحلیلگران اندکی را بیابیم که مستقیما وارد چنین بحثهایی شده باشند اما به هر حال رد استفادهی آنها را میتوان در لایههای زیرین تحلیلشان نشان داد.
نمودی از جهان متن اثر (۱۷)
شدیدترین نقدی که از این زاویه بر آنالیز وارد شده نوشتهی جوزف کرمن است (۷۸). همانطور که قبلا چند بار به آن اشاره شد فرا رفتن از این ناتوانی آنالیز با توجه به ایدهی مرکزیاش (نزدیک شدن به دانش تجربی) تنها از طریق گرویدن به نوعی «طبقهبندی کور» میسر است.
سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (۳)
حال ببینیم با مسالهی انسجام و در هم تنیدگی عناصر داستانی در چنین شعری چه برخوردی می توانست انجام بگیرد. یکی از معمول ترین راه ها که موسیقی کلاسیک غربی آن را مدیون ریشارد واگنر است این است که شما برای هر یک از شخصیتهای داستانتان یک تم یا موتیف کوتاه در نظر بگیرید و هر گاه که ظاهر میشوند آنرا یا یک واریاسیونی از آن را بنوازید و این موضوع را در متن موسیقیتان بتنید.
شمارهی چهارم مهرگانی منتشر شد
به تازگی چهارمین شمارهی دوفصلنامه پژوهشی مهرگانی که در زمینهی مطالعات تاریخی و تجزیه و تحلیل موسیقی فعالیت میکند، منتشر شده است. در این شماره پس از سخن نخست، که یاران مهرگانی (شورای نویسندگان) در آن به حلاجی اجمالی وضعیت انتشار مقالات در نشریات پژوهشی موسیقی (به ویژه خود مهرگانی) از طریق تشبیه به دنیای اقتصاد پرداختهاند، میتوانید به ترتیب سه مقالهی «بررسی سازهای بادی در رسالات عبدالقادر مراغی» نوشتهی نرگس ذاکرجعفری، «تحلیل خودکار شباهت ملودیک؛ مروری بر روشها و بنیانها» نوشتهی مرجان خیراللهی و «نقش تکرار تماتیک و درآمیختگی نقشمایههای ملودیک در ساختمان فرم مقدمهی بیداد مشکاتیان» نوشتهی آروین صداقتکیش را در بخش مقالات که مختص نوشتارهای پژوهشی تالیفی است بخوانید.
موسیقیشناسیای که نمیشناسیم (۱۲)
او ادامه میدهد که با وجود این گفته، به نظر او امروزه کمتر کسی مدعی است که بتواند با اعتبار یا صلاحیتی مانند آدلریا سیگر (۳۶) در مورد گسترهی وسیعی از مسائل موسیقیشناسی بنویسد (همانجا).

