Posts by آروین صداقت کیش
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (۳)
در مورد فواصل او مانند بعضی از دیگر همدورههایش (۹) سعی میکند پلی بر نظریات نظریهپردازان مشهور قرون گذشته در خاورمیانه بزند (مانند عبدالقادر مراغی و صفیالدین ارموی) و از آنها برای توضیح مسائل امروزی موسیقی ایران بهره گیرد هر چند که او بر این نکته واقف است که ساختار اجرایی موسیقی دستگاهی با دورهی مورد بحث تفاوتهای اساسی دارد اما به دنبال قرابتها میگردد و سعی میکند نشان دهد که فواصل از دورهی مورد بحث تاکنون تغییری نکرده است (البته در میزان موفقیت وی و دیگر همفکرانش هنوز جای بحث هست).
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۹)
در مورد دورهی پس از اسلام تا حدودی وضعیت بهتر است، گرایشهای دایرهالمعارفی در سدههای نخست پس از استقرار اسلام موسیقی را نیز بخشی از دانشهایی میدانست که باید گردآوری شود. از سوی دیگر اقبال دربارها (مخصوصا عباسی) به موسیقی بسیار زیاد بود، بنابراین کسانی مایل بودند که وقایع موسیقایی را ثبت کنند. همچنین برخی از وقایع موسیقایی نیز در خلال ثبت و تاریخنگاری وقایع دربارهای بزرگ باقی مانده است.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (۲)
آثاری که تحت عنوان نظریهپردازی و پژوهش از وی در کتاب سال شیدا منتشر شده حول دو محور اصلی متمرکز است. این دومحور که هر دو به گفتهی خودش در سالهای دههی ۱۳۵۰ (۲) شکل گرفته نوشتههای وی را به دو قسمت تقسیم کردهاست هر چند که جهانبینی لطفی در هر دوی آنها به یک شکل خودنمایی میکند. یکی از دو محور اصلی توصیف-تشریح متفکرانهی بخشهایی از موسیقی دستگاهی است که پیش از نوشته شدن مقالاتش در فرهنگ شفاهی در مورد آنها نکاتی وجود داشته اما به دقت مورد بررسی قرار نگرفته بود (۳) و دیگری پرداخت نظریهای برای توضیح روابط موسیقی دستگاهی است.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۸)
یکی از محققین در زمینههای نظری موسیقی در بخشهایی از کتاباش این دو نگاه را به گونهای دیگر تقسیمبندی میکند وی به تاریخ موسیقی و موسیقیشناسی تاریخی اشاره میکند (حجاریان ۱۳۸۶) و مقصود وی از دومی مطالعاتی است که با روشهای (قوم) موسیقیشناسانه موضوعات تاریخی را موشکافانه مورد بررسی قرار دهد یا به عکس موضوعات (قوم) موسیقیشناسانه در برشی تاریخی تجزیه و تحلیل شود. به هر حال چه تعبیر وی را بپذیریم و چه تعبیری که در این مقاله آمده موضوع فرقی نخواهد کرد. در هر دو، نکتهی اصلی عمق و روش برخورد با مسائل تاریخی است.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۷)
مقولهی ابزار تاریخنگاری در این جا بسیار اهمیت پیدا میکند. در جایی که قدرت ثبت و ضبط در اختیار یک طبقهی اجتماعی خاص باشد تعیین کنندهی انتخاب احتمالا، روابط قدرت و ترجیحهای همان طبقه خواهد بود (۲۲). در این صورت نگاه جامعهشناختی و روابط اجتماعی تعیین کنندهی اصلی نگاه تاریخ موسیقی به عناصر قابل انتخاب و ثبت میشود. ضمن این که در ایران (و البته دیگر نقاط آسیای جنوب غربی) دو وجه گرایش کلی به فرهنگ شفاهی و محدودیتهای مذهبی بر سر راه موسیقی نیز باید به این موضوع افزوده شود. به این معنی که اگر هم تاریخنگار مستقلی در این دورهها متصور باشد وی را موانع دیگری از کار ثبت دقیق وقایع تاریخی مرتبط با موسیقی باز میدارد.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (۱)
سخن دربارهی یکی از تاثیرگذارترین موسیقیدانان سه دههی گذشته است. کسی که نه تنها با موسیقی بلکه با اندیشهی خویش بر دنیای اطرافش اثر گذاشته است (۱). با موسیقیاش با مردم همراه شده، در شورشان در شادیشان در ماتمشان پنجه بر ساز سائیده و نوا ساخته است. خوانده و نوشته، برای این که تغییر دهد و خود نیز تغییر کند. او از نسلی است که بازگشت به ریشههای هویت -که میپنداشتند فراموش شده- دغدغهی اصلی کارشان بود.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۶)
برای حل این مسئله راهها و تعاریف گونهگونی وجود دارد؛ وابستگی نژادی، سرزمین (۱۷)، گونهشناختی یا فرهنگی (۱۸) یا حتا تمدنی (۱۹) چند نمونه از نگاههای مختلفی است که میتوان به مسئلهی وابستگی داشت. خسرو جعفرزاده نیز برای حل این مشکل تا حدودی با شباهت به راه حل اروپاییها پیشنهاد میدهد که حوزهی جغرافیایی فرهنگی مورد بحث، بزرگتر و بر تعاریف دنیای قدیم منطبق شود.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (۱۰)
او در انجام این کار با بوجود آوردن سریالیسم موفق شد و این افتخار بزرگی برای او در تاریخ موسیقی محسوب میشود. اما او خیلی سخت به ساختار داخلی موسیقیش وفادار ماند. سریالیسم به عنوان روشی منظم برای تهیه سریها، منظره صوتی موجود را درهم ریخت و شنوندگان را با دنیای صوتی نو آفریدهاش بیگانه کرد. در حقیقت موسیقی شوئنبرگ علیرغم اینکه برای تکوین یافتن نیازمند ساختار بود همین ساختار موجب تیرگی و ابهامش میشد. در نتیجه سریالیسم منجر به یک زیباشناسی جهانی نشد.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۵)
به رغم اهمیت فراوان موضوعاتی که مطرح شد، کمتر به شکل دقیق به آن پرداخته شده است. یکی از معدود نوشتههایی که به مسائل عمومی تاریخنگاری موسیقی میپردازد «نقد تاریخنگاری موسیقی ایران» نوشتهی خسرو جعفرزاده است (جعفرزاده ۱۳۷۹) که نقد خود را به مسئلهی حوزه (البته بیشتر از دیدگاه طولی) معطوف کرده و به شکلی مشروح به مسائل مربوط به آن پرداخته است وی با مد نظر قرار دادن تفاوتهای دیدگاه ما از نام ایران و ایرانی بودن، به نسبت آنچه در تاریخ اندیشه با آن مواجه هستیم، نقطهی چالش برانگیز بحث را همین پرداختن به موضوعی دیروزی از نقطه نظری امروزی میداند (۱۳).
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (۹)
توضیحات «مایک اندروز» دربارهی استفاده از حساسیت به شرایط اولیه در قطعهی «It Ain’t My Responsibility» میتواند به روشنتر شدن این موضوع کمک کند: «من میتوانستم دو خط ملودیک که در ابتدا یکدیگر را دنبال میکردند بوجود بیاورم و شرایط اولیه را براساس وابستگی به حساسیت به گونه ای تقلیل دهم که در پایان هیچ ارتباطی میان دو ملودی باقی نماند».

