Posts by آروین صداقت کیش
نمودی از جهان متن اثر (۲)
اصطلاح «آنالیز موسیقی» اشاره به نوعی از مطالعهی موسیقی دارد که به جای آنکه از عواملی بیرون از کار هنری (۲) (اثر موسیقایی) شروع کند، از خود موسیقی میآغازد. این تعریفی است که سادگی اولیهاش پهلو به پهلوی دشواری نهاییاش میزند. در همین صورتبندی اولیه، سوالات بسیاری نهفته است که پاسخ دادن به آنها چندان هم آسان به نظر نمیرسد؛ چه نوع مطالعهی موسیقی مد نظر است؟ منظور از «خود موسیقی» در اینجا دقیقاً چیست؟ برای آنکه این مسایل دقیقتر روشن شود بهتر است ابتدا به بعضی از تعاریفی که از این اصطلاح موسیقایی داده شده نظری بیفکنیم:
اینک، شناخت دستگاهها (۴)
تا اینجا نمونهی ایرانی و غیر ایرانی هر دو یک نیازمندی اولیه دارند؛ آشنایی با پایههای نظریهی موسیقی، اما یک تفاوت عمده کار مولف ما را سختتر کرده است؛ میزان سواد موسیقایی عمومی. وقتی موضوع کارمان موسیقی کلاسیک غربی است از جغرافیایی صحبت میکنیم که به احتمال زیاد مردم در مدرسه اندکی موسیقی میآموزند و این یعنی دستکم با نت خوانی و بعضی اصول اولیهی دیگر آشنا هستند.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۱۳)
از همهی اینها مبهمتر و ناگشودهتر مطالعات تاریخی مربوط به گونههای مختلف موسیقی مردمپسند یا عامیانه در ایران است، بهویژه نمونههای ترکیبی با موسیقی غربی که اصطلاحا «پاپ» نامیده میشود. چند دلیل میتوان برای این موضوع ذکر کرد که به گمان ما مهمترینشان حساسیت شدید ایدئولوژیک حکومتی نسبت به این گونههای موسیقایی است (دستکم تا اواسط دههی ۱۳۷۰) که باعث میشود در مراکز رسمی کمتر کار پژوهشیای بتوان در مورد آن انجام داد. دیگری موضوع دخالت زیباشناسی در نوشتن تاریخ هنر و تقابل هنر نخبگان و توده است.
اینک، شناخت دستگاهها (۳)
معمولا در متن چنین آشناسازیهایی یک تعریف اعلام شده یا نشده در نظر گرفته میشود و بدون آن که خواننده با مبانیاش آشنا شود مرجع شکل دادن به روند شناخت قرار میگیرد. در کتاب حاضر تلاش زیادی صورت گرفته تا خواننده دستکم بخشی از سربالایی تلاشی را که امروزه برای درک سازماندهی موسیقی دستگاهی صورت میگیرد با کمک متن و مولفش بپیماید. اگر جز این باشد به هیچ شکل نمیتوان وجود آن مقدار توضیحات را دربارهی مسالهی طبقهبندی و دیگر مقولاتی که به نظر نویسنده پایهی شکلگیری دستگاه شدهاند را روا داشت.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۱۲)
بسیاری از مطالعات تطبیقی چه در دورهی معاصر، در عرض و چه گذشته، در طول هنوز مجالی برای انجام نیافتهاند. به تحقیقات تاریخموسیقی کمتر از جنبهی مردمنگارانه نگریستهایم (برای مطالعه یکی از معدود نمونهها نک. (فاطمی ۱۳۸۰ ال و ب) و (فاطمی ۱۳۸۱))؛ مقادیر زیادی اطلاعات قابل استخراج در آثار ادبی، سفرنامهها، تاریخهای عمومی و حتا نگارهها وجود دارد که برای روشنتر شدن برخی قضایای تاریخی در طول چند صد سال گذشته قابل استفاده است (۳۹).
اینک، شناخت دستگاهها (۲)
تلاش برای آشنا ساختن فرهنگدوستان، بی آنکه بخواهند دستگاههای موسیقی ایرانی را به شکلی عملی بنوازند دستکم دوبار دیگر هم در تاریخ معاصر انجام شده که از اولی بیش از پنجاه (برنامهی ساز و سخن رادیو ۱۳۳۷) و دومی حدود سی و پنج (مجموعهای به همت کانون پرورش فکری ۱۳۵۴) سال میگذرد. به راستی از انتشار مجموعهی حاضر چه هدفی در نظر داشتهاند؟ چه چیزی متفاوت از آن دو همتای دیگرش (به ویژه اولی) دارد که وجودش لازم شده؟ اگر بیاندیشیم که دسترسی به همتایان قدیمی دشوار است، سخت در اشتباهیم چون آنها را حتا میتوان به رایگان در شبکهی جهانگیر اینترنت یافت.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۱۱)
چنین تاریخنگاری نه تنها اطلاعاتی از برخی دورههای تاریخی دارد که پیش از این کسی در مورد آنها سخنی نمیگفت، بلکه میتواند بعضی جریانات تاریخی همسایه را –که با فرهنگ ما ارتباط داشتهاند- نیز در نظر بگیرد.
اینک، شناخت دستگاهها (۱)
پیشترها، زمانی که خیلی دور نیست و بسیاری از ماها هنوز به یادش داریم، پدربزرگها و مادربزرگهایی بودند (نمیدانیم اندک یا پرشمار، اما بودند) که وقتی موسیقی ایرانی میشنیدند به آسانی تشخیص میدادند که در کدام دستگاه است، «ننه جون، نگاه کن قمره، دشتی میخونه». اکثرشان حتا سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند چه رسد به انتظار آموختگی علمی و عملی در ساز و آواز. با این ترتیب چگونه میتوانستند تشخیص دهند؟ جواب در رابطههای انداموار اجزای یک فرهنگ است. اگر دقت بیشتری میکردی آنها شعر زیبا هم از بر داشتند یا زیبایی شعر پرمغز را اگر از پیش نشنیده بودند به محض شنیدن تشخیص میدادند، خط زیبا و تذهیب پرفن و نامهی روان و معماری خانهی زیبا و… را نیز همینطور، و در یک کلام مردم اهل دلی محسوب میشدند.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (۴)
پیوند زدن مفهوم سرعت اجرا و منحصر به فرد بودن نغمهی اجرایی با مقام و کارکرد نغمهها در آن یکی دیگر از مختصات نظریهی وی است. او معتقد است مقامها هر چه که در محور اصلی بالاتر میروند سرعت اجرایشان بیشتر میشود (۱۳) (هر چه به نغمههای زیرتر در اجرای یک دستگاه نزدیک میشویم) (۱۴). همچنین از نظر لطفی هر نغمه از نظر نواک در ساختار دستگاه منحصر به فرد است (به عنوان مثال نمیتوان به ساختمان دستگاه وفادار ماند و یک درآمد را منطقهی زیرتری از اوج همان دستگاه اجرا کرد).
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۱۰)
یکی از مهمترین شاخههای پژوهشی تاریخ موسیقی در سالهای گذشته ترسیم روند تحول موسیقی ایرانی (حداقل نظری) است و پاسخ به این سوال که چگونه ساختارهای اجرایی قدیمی به دستگاههای امروزی تبدیل شده است (۳۲). در این مورد نیز باید گفت که دست کم از برخی سادهاندیشیهای گذشته مانند منسوب کردن ساختارهایی از قبیل هفت دستگاه به ساختارهای اجرایی اواخر دورهی ساسانی که تنها اسمی از آن در دست ما باقی مانده دور شدهایم (۳۳).

