Posts by آروین صداقت کیش
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۴)
علیتیابی نداریم (یا کم داریم) و تصورمان از گذشته هم زمانی آویخته در میان زمانها است. پس انتظارمان از تاریخ میشود اینکه وقایعنگاری کنیم و نه تحلیل. با وجود اینکه حضور مبهم زیباشناسی و جدل میان دو سبک اخیرا بیشتر شکل تاریخنگارانه به خود گرفته، اما هنوز به دورهبندی منجر نشده است. تاریخ موسیقی ما هنوز تاریخ آدمها و نظریهها است و نه آثار موسیقی و روابطشان وقتی به نقطهی عطفی تاریخی چون وزیری میرسیم بیشتر اوقات به نظم شخصی و تواناییهای افسانهای او اشاره میکنیم و به عکس، کمتر چیزی از دلایل تاریخی موفقیتاش میشنویم (۹).
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (۷)
زمانی که سیستم در حالت رفتار آشوبی است به طور شگفتآوری در حالتی محدود اما بسیار پیچیده باقی میماند (ممکن است به سادگی محدود بودن حالتهای ممکن برای سیستم برای مشاهدهگر عادی قابل تشخیص نباشد). یک نمونه از طرحهای تهیه شده از چنین حالتی مربوط به مسئلهی تغییر فاز فضای سه بعدی است که به نام پروانه شهرت دارد (Lorenz 188).
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۳)
بسی روشن است که اگر وقایعنگار باشیم برای تشخیص اینکه کدام موسیقی یک رویداد تاریخی است و کدام تغییر در موسیقیها شایستهی ثبت است، باید توانایی جداسازی و درک موسیقایی کافی داشته باشیم و همچنین اگر در مورد دورهی گذشته کار میکنیم این توانایی تحلیلی را برای یافتن علیتها و شرح ارتباطات لازم خواهیم داشت.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (۶)
دراین حال کیج آنقدر به عملکرد طبیعت نزدیک شده بود که موسیقیاش تنها یک گام دیگر با استفاده آگاهانه از نظریه آشوب فاصله داشت و آن گام این بود که عامل پیش برنده موسیقی بر پایه معادلاتی که با آنها جریانهای طبیعی را مدلسازی میکنیم استوار شود.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۲)
برخی مسائل تاریخنگاری موسیقی (و همچنین تاریخ هنر) با تاریخ عمومی یکی هستند و برخی نیز متفاوت. تاریخ هنر از لحاظ روشها و قلمروهایی که بر آنها تمرکز دارد شبیه تاریخ عمومی است؛ در اینجا هم محک زدن منابع، روایت تاریخی، تغییرات و علیتها، زندگینامه و دورهبندی (۲) تاریخی رواج دارد، اما بین تلقی مدرن از تاریخ هنر و تاریخ عمومی یک تفاوت عمده هست و آن هم این که موضوع کار در این جا بیشتر اثر هنری است تا هر چیز دیگری.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (۵)
جان کیج پیشروترین آهنگساز دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی تقریبا استفاده از تمامی فرمهای شناخته شدهی موسیقی را ترک کرد و به گونهای آگاهانه با مطرح کردن مفهوم جدید «ابهام» به سمت فرآیندهای تصادفی در آهنگسازی رفت (Grout 794). کیج زیباشناسی نوساختهاش را در جریان دیدارش از دانشگاه هاروارد در اتاق سکوت (۴) آن دانشگاه به شنوندگان گوشزد کرد و پس از آن سکوت در موسیقی دیگر نبودن صدا نبود بلکه کارکرد دستگاه عصبی و صدای گردش خون بود (Whittall 124).
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (۱)
مقولهی تاریخ موسیقی و تاریخنگاری در ایران پیچیدگیهای بسیاری دارد و حوزهای است از دانش مرتبط با موسیقی که مانند بسیاری موضوعات دیگر این دانش ناروشن و مبهم است. این عدم وضوح گاه به پدیدهای ذاتی تبدیل میشود و گاه نیز پدیدهای است که به دلایل مختلفی در طول زمان بر فرهنگ ما عارض شده است.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (۴)
همچنین وبرن ایدههایش را بر سریالی کردن همه جنبههای موسیقی استوار کرد. او این کار را در قطعه 24op. به انجام رسانده است (Peyser 64). این تکنیک که با عنوان سریالیزم کلی شناخته میشود توسط پیر بولز کامل شد. در قطعهی ساختارها شماره ۱، بولز نه تنها سریالی کردن ریتم را به کار برد بلکه در یک فرآیند آهنگسازی شبه سریالی از سری ۱۲ تایی علامات دینامیک (شدت) و همچنین سری ۱۲ تایی از نشانههای attack (مانند آنچه در مثالهای قبلی دیدیم) استفاده کرد (Griffiths 168).
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (۳)
در این روش آهنگساز برای ساختن قطعه از بعضی عبارتهای ایجاد شده (نه همه آن شکلها) استفاده میکند. به بیان دیگر ممکن است این روش تدارک دیدن شکلهای متفاوت «سری» به صورت هرج و مرج یا آشوبی به نظر برسد اما فرآیند آمادهسازی پیش- آهنگسازانهای که در سریالیسم اتفاق میافتد (تدارک تن های سری) عمیقا ریشه در نظم دارد.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (۲)
در سپیده دم قرن بیستم آرنولد شوئنبرگ روشی را برای آهنگسازی بوجود آورد که از دیدگاه زیباشناسی تقریبا به هیچ چیز پیش از خودش شبیه نبود. روشی نو که بعدا به سریالیسم شهرت یافت. به دلیل همین ساختمان ناآشنا، تعداد زیادی از شنوندگان نحوه آهنگسازی او را تصادفی میپنداشتند اما در حقیقت چنین نبود. اگر به جریان موسیقی در قرن بیستم نگاهی کلی بیافکنیم بدرستی متوجه میشویم تا پیش از جان کیج هیچ موسیقی دیگری را نمیتوان به طور جدی دارای ویژگیهای تصادفی دانست.

