Posts by آروین صداقت کیش
صبا؛ نسیم دگرگونیها (۳)
مطالعهی آثار و منش موسیقایی صبا نشان میدهد تا آنجا که مسائلی بنیادی مانند لزوم تحول و دنیاپسند شدن موسیقی مطرح باشد او تحت تاثیر وزیری بوده و تنها در شدت گرایش با او متفاوت است. اما اگر از این سطح -که بعید است کسی را یارای مخالفت با آن در سالهای اول سدهی حاضر بوده باشد- بگذریم چند ویژگی در آثار و روش او ظاهر میشود که آشکارا نکاتی زیباشناسانهاند و گاه به خوبی نیز شرحشان داده است.
بوطیقای ریتم (۶)
گونهی دیگری از به کارگیری هنرمندانهی ابهام متریک زمانی است که دوگانی ابهام-رفع ابهام به کار گرفته شود. یک خط ملودی که ذهن شنونده چند سیستم مختصاتی متریک مختلف برای آن پیشنهاد میکند «مبهم» است حال اگر ناگاه الگوهای تاکیدی و گروهبندی به گونهای تغییر کنند که یکی از پیشنهادها برازندگی بیشتری بیابد متر دیگر مبهم نیست.
گذر از مرز ستایشِ محض (۳)
در ۲۶ آوریل ۱۹۶۴ تعدادی از فعالان چپگرای آمریکایی (تصویر پایین صفحه) که خود را «جنبش علیه امپریالیسم فرهنگی» مینامیدند، در نیویورک در مقابل مکانی که قرار بود آثاری از آهنگسازان آوانگار و از جمله اشتوکهاوزن اجرا شود تجمع کردند تا مانع ورود مردم به محل کنسرت شوند (در تصویر آنها را با شعارهای «با نژادپرستی موسیقایی بجنگ!» میبینیم)، این افراد که مهمترین آنها «هنری فلینت» از «حزب جهانی کارگران» (۷) به شمار میرود، نمایندهی دومین جریان انتقادی به کارهای اشتوکهاوزن هستند، جریانی که در دههی ۱۹۶۰ و از نظرگاه اجتماعی از مهمترین نقدها به حساب میآمد.
صبا؛ نسیم دگرگونیها (۲)
اگر به ملزوماتی که او برای بخشیدن «صورت مقبول و دنیاپسند و جمعی» و ایجاد «تحول صمیمی» (۱) در موسیقی ایرانی لازم میداند، نگاهی بیاندازیم ایدهآل او را در شخصیتی خواهیم یافت با کمی تفاوت مانند خودش: متبحر در موسیقی ایرانی اعم از نظری و عملی، استاد در موسیقی علمی (آشنا به موسیقی غربی)، دارای ذوق و قریحهی فوقالعاده در موسیقی، عمیقاً آشنا با ادبیات فارسی، قادر به نواختن اکثر سازهای مرسوم موسیقی و آشنا با صنعت نجاری و …
بوطیقای ریتم (۵)
آیا او میتواند در همان متر متقارن معمولی که تاکنون بسیاری اجرا کردهاند ایدهی ریتمیک و تاکیدی جدید را جای دهد که کسی پیش از او به آن نپرداخته است؟ بله، و به گمان من یکی از رازهای زیبایی قطعات او در همین امر نهفته است. نگاهی کوتاه به میزانهای اولیهی قطعهی کاروانیان موضوع را روشن میکند (شکل ۳). قطعه در متر ۴/۴ نوشته شده، اما الگویی که آهنگساز برای شروع انتخاب کرده بسیار بدیع است؛ الگوی سنکوپدار (چه زمانی که در سکوت شنیده میشود و چه زمانی که واخوانها نقش همان سکوت را به خود میگیرند) که به تاکیدی در انتها میرسد. چیزی که به سختی شمردن چهار ضربه را در ذهن شنونده تثبیت خواهد کرد.
گذر از مرز ستایشِ محض (۲)
در بعضی نقاط جنگ سرد و در بعضی نقاط (کره، ویتنام، الجزایر و …) جنگ گرم جریان داشت. محیط روشنفکرانهی آمریکا و اروپا سخت تحت تاثیر این وقایع بهویژه جنگ ویتنام بود و به همین دلیل گفتمان روشنفکرانهی ایدئولوژیک دربارهی هر چیزی از جمله موسیقی فراوان خریدار داشت و بسیار معمول شمرده میشد، از این زاویه نیز نقدهای زیادی بر آثار اشتوکهاوزن و زیباشناسی اعلام شده و نشدهاش وارد آمد که همه –چنان که خواهیم دید- تابعی از مخالفت سرسختانهی چپگراهای پیشرو با «هنر نخبگان» (High Art) بود و به عنوان نتیجهای منطقی از اعتراض جنبش چپ به «فرهنگ نخبگان» (High Culture) بر میآمد.
صبا؛ نسیم دگرگونیها (۱)
در تاریخ افرادی هستند که با کارشان، با بودنشان، با تاثیری که بر وقایع زمانه میگذارند جریان یکسویه و یکپارچهی زمان را به قبل و بعد از خودشان تقسیم میکنند. بیشک وقتی در سال ۱۲۸۱ ابوالحسن نامی در خانوادهی فرهیختهی کمالالسلطنه متولد شد یکی از همین شخصیتها پا به عرصهی وجود گذاشته بود. هنگامی که هم او، در واپسین روز پاییز ۱۳۳۶ به تاریکی طولانیترین شب آن سال پیوست دیرگاهی بود که میشد بخشهایی از تاریخ موسیقی معاصر را از جنبههای متعدد به قبل و بعد از او بخش کرد.
بوطیقای ریتم (۴)
حال باز میگردیم به موضوع مشکاتیان و آثارش، و پرسشمان که حالا مجبوریم بگوییم دربارهی ویژگیهای زمانی قطعات او بوده است. چه چیزی موجب میشود که وقتی به آثارش گوش میسپاریم او را متفاوت از دیگران بدانیم؟ آیا متر قطعاتاش متفاوت از دیگران است؟ آیا الگوهای متریک متعدد در یک قطعه شکل میگیرد؟ الگوی تاکیدی نامتعارفی دارد؟ الگوی دیرندی یا ریتمیک بدیعی آفریده است؟ یا برهمکنش میان متر و ریتم در قطعات او به نوعی تازگی دارد؟ رابطهی واحدهای خُردِ سازندهی ریتم برای شکل دادن جملهها («گروهسازی» Grouping) متفاوت است؟
بوطیقای ریتم (۳)
حال ببینیم وقتی شنوندهی اجرای حقیقی موسیقی هستیم –و نه بینندهی تصویر گرافیکی موسیقی حبس شده در کاغذ-چه چیز به ما میگوید کدامیک از این دوسیستم مختصاتی درست است؟ چگونه میفهمیم به ازاء هر سه نت یک بار دست بزنیم یا به ازاء هر دو تا؟ روشن است، تاکیدگذاری (Accentuation) موجود در متن قطعه این موضوع را به ما دیکته میکند. پیش از آن باید بپرسیم چه چیزی چنین تاکیدگذاریای را میسازد؟ ساختار تاکیدی یک خط ملودی از کجا میآید؟ پاسخ به این پرسش را نیز به پیروی از کامبوروپولوس (Combouropoulos) به مشخص شدن محدودهی یک ملودی از طریق هویت و مشابهت واگذار میکنیم. به این معنی که ساختار تاکیدی به طور خودکار برآمده از گروهبندی است.
گذر از مرز ستایشِ محض (۱)
بیشتر اوقات انتشار پروندهی مطبوعاتی به نام یک شخص -به مثابه متمایز کردن او از دیگر نوشتهها- حکم بزرگداشت مییابد. بزرگداشتی که به اعتبار تمایز اعمال شده- مستقل از جهتگیری مطالب- دیده میشود. هم از این روست که ناخودآگاه بیشتر مطالب در ستایش شخص مورد بحث از کار درمیآیند؛ در ستایش آثارش، کردارش (هنری و غیر هنری) و گفتارش. نتیجه؛ خواننده خویش را با روایتی سخت ستایشگرانه از یک هنرمند روبرو میبیند.پنداری که هیچ هنگام ایرادی بر او وارد نشده و هیچ کس در نقد وی چیزی ننوشته است. آشکار است که حقیقت به گونهی دیگری است و چنانکه تمام پدیدههای شناخته شده در تجربهی روزمرهی ما میگویند، همه چیز دو وجه تاریک و روشن را به هم آمیخته دارد. پس نقد و داروی معطوف به بدی نیز به کار شناخت شخصیتی هر چند ستایش شده، میآید. و به گمانی جز این راهی نیست تا چهرهی حقیقی موضوع روشن شود.

