Posts by آروین صداقت کیش
بوطیقای ریتم (۲)
متاسفانه در هیچیک از این دو اثر (و همچنین دیگر مقالات) رهیافتی کلی جهت بررسی رابطهی زمان و موسیقی آهنگسازی شدهی ایرانی به چشم نمیخورد. بعضی دیگر از پژوهشهای شناخته شده (بیشتردر متن نظریههای موسیقی ایرانی) سعی کردهاند که رابطهی موسیقی ایرانی -به خصوص قطعات ضربی متن ردیف و تصانیف قدیمی- را با سیستمهای وزنی گذشته (ایقاعات) روشن کرده و از این طریق تعاریفی منحصر به موسیقی امروز ایران ارائه کنند. آنها هم در این راه کاری از پیش نبردهاند چرا که رویهشان اثباتگرایانه است و پس از اینکه موفق میشوند نوعی رابطه را میان ایقاعات و نظم زمانی موسیقی ردیف نشان دهند میل چندانی به تاسیس یک روش برای تحلیل زمانی قطعات امروزی از خود نشان نمیدهند.
بوطیقای ریتم (۱)
پیش از این اگر جایی صحبت از ویژگی آثار پرویز مشکاتیان به میان میآمد یکی از مهمترین نکاتی که بر زبان اهل فن جاری میگشت توانایی او در آفرینش ریتمهای بدیع بود. آنها که زبانی و حالی داشتند گاه حتا به وجود «نوعی شعور خدادادی ریتمیک» -که میتوان آن را معادل نوعی وحی در ساحت ریتم گرفت- شهادت میدادند. این ویژگی چنان با نام وی گره خورده و خصلتی اسطورهای پیدا کرده است که کمتر کسی نیاز میبیند در این مورد توصیف عمیقتری بهدست دهد؛ چون و چرا که البته جای خود دارد. اما به راستی چرا «ریتم» آثار مشکاتیان تا این حد شهره است؟
جلیل شهناز و چهارمضراب (۷)
از لحاظ جملهبندی تقسیم این قطعات به چند فراز جداگانه ممکن است. گاهی اوقات ارتباط جملات پیاپی در یک قطعه زیاد برقرار نیست. این موضوع نباید تعجب زیادی برانگیزد چرا که شرایط بداهه گاه استفاده از چنین تضادهایی را ایجاب میکند. علاوه بر این تضادها، گاه به نظر میرسد سکوتهای میان جملات نیز کاربردی دوگانه مییابد؛ اولی که در جملات پیش مشخص شد اما دیگری ممکن است فراهم کردن فرصتی برای لختی اندیشیدن و آفریدن جملهی بعدی باشد.
نمودی از جهان متن اثر (۱)
برای آن که به اعماق روح آهنگساز و اثر او بتوان نظری انداخت تا به چگونگی آنچه او با اشراف به آن یا نادانسته – مخاطب خویش را به دام خوشطبعی خویش میاندازد – پی بریم، چارهای جز سلاخی آن پیکره بینقص یعنی اثر هنری او نیست چرا که اینجا در جستجوی آن چرا و چگونههایی هستیم که – بی آنکه مجذوب بودن ما در میان باشد- ما را به سوی جوهرهای هدایت میکند تا از طریق آن بتوانیم با درک آن زیباییشناسی در جستجوی مشابه آن در آثار همان آهنگساز یا آهنگسازان دیگر بپردازیم.
جلیل شهناز و چهارمضراب (۶)
در میان چهارمضرابهایی که در این بررسی به شکل دقیقتر به آنها پرداخته شده چهارمضراب چهارگاه دو بیش از بقیه خصوصیات قدیمیتر این نوع قطعه را با خود دارد. الگوی قدیمی و سادهی پایه (شکل ۵) که به وضوح از همان ابتدای قطعه خود را نشان میدهد، تقسیم ملودی میان فاصلهی تکرار پایهها، قرار گرفتن تمام ملودی بر الگوی وزنی-مضرابی پایه، تقید بیشتر به حرکت فواصل دستگاه، ویژگیهای این چهار مضراب است.
درآمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاههای موسیقی ایران (۵)
در این مقاله اگر از چاپهای متعدد یک اثر، یا بعضی آثار که با دو اسم چاپ شدهاند صرفنظر شود، ۴۲ نغمهنگاری و ۳۹ ضبط ردیف فهرست شده است. نمودارهای آماری (۳۰) زیر چند نکته را آشکار میکند: اولین نکته که دور از انتظار هم نیست افزایش انتشار نغمهنگاری و ضبطهای ردیف به نسبت سالهای نیمهی اول سدهی حاضر است، که آن را باید با تثبیت جایگاه ردیف به عنوان کارگان آموزشی موسیقی ایرانی و به تبع آن افزایش استفادهکنندگان چنین کالاهایی مرتبط دانست (۳۱). نکتهی دوم اینکه تقریبا هر دو به یک نسبت رشد داشتهاند (میزان افت و خیز رشد ضبطها کمی بیشتر به نظر میرسد نمودارهای سال انتشار را مقایسه کنید) و میتوان این گونه نتیجه گیری کرد که احتمالا امروزه هر دو به یک اندازه در آموزش موسیقی ایرانی با اهمیت شمرده میشوند. افزون بر این تعداد ردیف های آوازی چه به صورت نغمه نگاری شده و چه ضبط به نحو چشمگیری کمتر از ردیف های آوازی است. شاید این پدیده را بتوان به توانایی های بیشتر نوازندگان برای نغمه نگاری نسبت داد که احتمالا خود حاصل بهکارگیری تثبیت شدهی منابع مکتوب به عنوان یک ابزار آموزشی است.
جلیل شهناز و چهارمضراب (۵)
در این چهارمضراب نیز مانند قطعهی قبل بخش اول جملات ملودیک کاملا بر اساس الگوی پایه شکل گرفته است. به بیان دیگر این جملات کارکرد دوگانهی پایه/ملودی دارد،هر چند به زودی موتیف کوتاه دیگری ظاهر میشود که آنهم برای لحظاتی به نظر میرسد پایهی دوم این چهارمضراب است. اما با توجه به آن که این طرح یک میزانی هم دیگر تا پایان قطعه تکرار نمیشود، نمیتوان این فکر را پذیرفت.
جلیل شهناز و چهارمضراب (۴)
این چهارمضراب ۲۰۵ میزانی که اجرای آن در [شهناز ث] موجود است، در دشتی سی نواخته و با متر نغمهنگاری شده است. پایهی این چهار مضراب الگویی ملودیک دارد (شکل ۱) و از یک موتیف دو میزانی ساخته شده:
درآمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاههای موسیقی ایران (۴)
تار فخامالدوله بهزادی(مجموعهی ۳ نوار، از مجموعهی مهدی کمالیان و ۲ سیدی ماهور با عنوان بخشهایی از ردیف میرزا حسینقلی)، فخامالدولهی بهزادی، آوای بارید.
جلیل شهناز و چهارمضراب (۳)
به هر روی در اجراهای کلاسیک موسیقی ایرانی، امروزه چهارمضراب نقشی تثبیت شده دارد و کمتر اجرایی را میتوان یافت که چهارمضراب در آن نباشد. بیشتر نوازندگان و آهنگسازان از این نوع قطعات برای اجراهای خود میسازند. جلیل شهناز نیز یکی از موسیقیدانانی است که در اجراهای زنده، رادیویی و ضبط شدهی خود تعداد زیادی چهارمضراب اجرا کرده است. اهمیت این چهارمضرابها از آن جهت است که وی نوازندهای بداههپرداز است و کمتر کسی از محققین و موسیقیدانان در ایران در این توانایی وی شک دارد (برای مثال نک. مقدمهی تجویدی در (ظریف ۱۳۸۷) یا نوشتهی میرعلینقی در (شهناز ۱۳۷۸)).

