Posts by آروین صداقت کیش
درآمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاههای موسیقی ایران (۳)
ضبط (صوتی) ردیف فقط برای حفظ و نگهداری (و نه در قالب یک اجرای هنری) کمی زودتر از نغمهنگاری آغاز گشت، اما بسیار دیرتر به عنوان وسیلهای برای انتقال دقیق (با مقاصد آموزشی) مورد قبول واقع شد. دلیل این موضوع شاید اعتماد بیشتر به نوتاسیون برای نگهداری و انتقال صحیح مطالب (به عقیدهی مرسوم آن زمان) باشد، از سوی دیگر کیفیت پایین دستگاههای ضبط صدا و در اختیار نبودنشان (۱۰) و همچنین مدت زمان محدود ضبط صدا روی صفحه (که بیشتر با اندازهی یک یا چند گوشه متناسب بود تا یک دستگاه) نیز ممکن است باعث این موضوع شده باشد.
جلیل شهناز و چهارمضراب (۲)
بیشتر متخصصان چهارمضراب را قطعهای ضربی (دارای دورههای متریک معین) میدانند که یک جملهی بازگشت به نام پایه دارد (زونیس ۱۳۷۷: ۱۴۱)(Azadefar 2006: 226) (بهارلو ۱۳۳۹: ۴) (فرهت ۱۳۸۰: ۱۸۹)، همچنین برخی معتقدند که الگوی مضرابی و مادهی اولیه برای بسط و گسترش را نیز همین جملهی کوتاه در اختیار میگذارد (دورینگ ۱۳۸۳: ۸۳) که البته بیشتر به نظر میرسد اشارهی آنها به گونهای خاص و قدیمیتر چهارمضراب است.
درآمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاههای موسیقی ایران (۲)
قدمت اولین نغمهنگاری ردیف به روش غربی به دورهی اولین آشنایی ایرانیان با این فن بازمیگردد؛ یعنی زمانی که موسیو لومر فرانسوی برای تاسیس دستهجات موزیک نظام به ایران آمد. اولین تلاشی که به طور مشخص بخشهایی از نغمههای موسیقی ایرانی را به وسیلهی نت نویسی غربی مکتوب کرده مربوط به همین نظامی فرانسوی است. اگر چه از دیدگاه امروزی و با تعریفی که در این مقاله برای یک نغمهنگاری ردیف ارائه شد به سختی میتوان آنرا نگارش ردیف به شمار آورد اما در برخی از نوشتهها از این اثر به عنوان اولین نغمهنگاری ردیف یاد شده؛ زمان چاپ این اثر سال (۱۲۷۹ خورشیدی =۱۹۰۰ میلادی) (لومر/صهبایی ۱۳۸۲: ۱۰) است.
جلیل شهناز و چهارمضراب (۱)
چهارمضراب یکی از گونههای (۱) موسیقی پیش ساختهی (یا نیمه پیش ساخته) ایرانی است که دربارهی نظام ساختاری آن بحثهای زیادی شده است و به گمان اکثر پژوهشگران در حوزهی نظریهی موسیقی ایران تنها قطعهای است که بیشتر تواناییهای اجرایی یک ساز در آن به نمایش در میآید. در حدود ۱۰۰ سال پیش از این (و شاید کمی پیشتر) چهارمضراب-که چندتایی از آنها در متن ردیفهای دورهی قاجار باقی مانده- قطعات کوتاهی بود که در ابتدای یک اجرای موسیقی دستگاهی نواخته میشد.
درآمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاههای موسیقی ایران (۱)
مهمترین بخش کارگان (رپرتوار) موسیقی کلاسیک ایران که همچنان از دورهی پیش از ضبط موسیقی (مکتوب و صوتی) در دسترس قرار دارد ردیف دستگاههای موسیقی ایران است. با توجه به اهمیت یافتن ردیف به عنوان مادهی اصلی آموزشی پس از دههی ۱۳۴۰ شمسی و همچنین خطر از دست رفتن قسمت اعظم این میراث کلاسیک در آن سالها، وزارت فرهنگ و هنر و رادیو و تلویزیون ملی وقت تلاشهایی در زمینهی ضبط و نغمهنگاری ردیف از اجرای استادان بزرگ موسیقی ایرانی به عمل آورد.
گفتگوی من و خودم در آینه (۳)
شعرنوازیها را که میتوان چندنوازیهایی در فضای غیرضربی دانست به تلاشهایی برای بیرون آمدن از زیر سایهی فنون چندنوازی غربی تصور کردهاند بگذار من هم همینطور کنم. اینبار حافظهام یاری میکند و دو نمونهاش را به یاد میآورم که قبلا شنیدهام و حکم هم نمیدهم که تنها همین دو تا است و اولین بوده است. دونوازیای که علیزاده و کلهر در «فریاد» در ابوعطا نواختهاند نوع وفادارنهاش است و مقدمهای که در «ساز خاموش» بر ترکمن نواختهاند نوع کمی آزادترش. حالا راه باز شده است و کسی که از راه میرسد مجبور نیست همهی راه را از نو برود میتواند ادامه دهد و چیزی هم از خودش باقی بگذارد تا بتواند بگوید ما کاشتیم برای آیندگان. هنوز برایم شکل نگرفته و روشن نیست اما چیزی که میشنوم ممکن است در آینده به ادامه این راه منجر شود.
گفتگوی من و خودم در آینه (۲)
به نظرم این نوع موسیقی یک جلوهی جهان چند فرهنگی را به نمایش میگذارد و و آن نوعش را که من اشاره میکنم نمایشی از کنار هم نشستن موسیقیدانان چند فرهنگ مختلف است. آنها میخواستند همنوازی کنند پس مجبور شدند از بعضی پیچیدگیهای زبانشان صرفنظر کنند، مانند من که بخواهم برای جمعی که فارسی اندکی میدانند حرف بزنم یا بنویسم. مطمئنا نخستین کلماتم این نخواهد بود: «منت خدای را عزوجل».
گفتگوی من و خودم در آینه (۱)
همیشه رسیدن یک بستهی صوتی جدید دلهرهای برایم به همراه داشته است خاصه که قرار بوده باشد به جستجوی ویژگیهایش واژهها را زیر و رو کنم و بوریایی ازشان ببافم. دلهرهی باز کردن یک بسته و کشف درونش؛ آیا چیزی خواهی یافت که تو را شاد کند؟ در این آینهی اوهام که نگاه میکنی تصویری هزار بار از پیش تکرار شده بازمیتابد یا تصویر تازهی خودت؟ نو است؟ کهنه است؟ آشنایی است که لباسی دیگر پوشیده؟ همهی اینها دست و دلت را میلرزاند چنان که باز کردن بستهی دیگری، تنها تفاوت این است که درست بعد از باز کردن زرورق به جواب پرسشها نمیرسی. لایهای صوتی هست که باید به گوش بگشایی تا دریابی که اجرای مجدد خواهی شنید یا …
خنیاگر پیانو؟ (۲)
در هفت روز دریا غافلگیرکنندگی دو مجموعهی پیشین هوشیار خیام موجود نیست. رنگ صدای جدیدی در آن نمیشنویم چنان که در قبلیها با استفاده از تکنیکهای پیانوی تغییر یافته یا دیگر فنون میشد شنید. بهرهبرداری متفاوتی از الگوهای فرهنگی این سر دنیا هم به چشم نمیخورد، هنوز یادمان نرفته قطعهی نخست مجموعهی هزار اقاقی و خاطرهی مبهم صدای دوتار را.
نگاهی گذرا به کتابهای آموزش هارمونی
متنشر شده در سالهای اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هفتم
در [۱] تمرینها اکثرا از نمونههای آثار آهنگسازان انتخاب و از هنرجو خواسته شده آنها را هارمونی کند یا اینکه با توجه به عادتهای موسیقایی عصر مورد بررسی، خود دست به ابتکار بزند و بخشهای داده شده را تکمیل سازد. برای مثال در تکالیف صفحهی ۱۰۵-۱۰۴ چند نمونه از «هندل»، «راتگبر»، «کروگر» و باخ در اختیار هنرجو قرار گرفته تا هارمونی کند. یا تمرینهایی از «پاسیون متی» باخ، در ص ۱۱۷ که تماما به ملودیهای برداشته شده از این اثر باخ اختصاص دارد یا نمونهی تمرینی منحصر به فرد که در آن از خواننده خواسته شده بر روی شعری از «گریفوس» موسیقی بنویسد و «و هر جا که متن به اوج احساس میرسد از آکورد Sn استفاده کنید» ص ۱۰۹ (۷) و (۸).

