Posts by آروین صداقت کیش
نقش گم شدهی ویراستار (۲)
در کتاب هیچ کجا اشارهای به منابعی که مورد استفادهی مولف قرار گرفته نیست. از قرائن چنین بر میآید که دستکم بخشهایی از کتاب از یک منبع خارجی برداشت شده است. جا به جای متن مثالهایی از پارتیتور آثار آهنگسازان قرن بیستم (و غیراز آن) وجود دارد که نشان میدهد این اطلاعات از منبع دیگری عینا نقل شده (۵). گاهی هم ساختمان جملات و روال متن شبیه برگردان از یک زبان دیگر است؛ البته هر تلاشی برای یافتن منابع اصلی بینتیجه میماند. نام حسن زندباف روی جلد و حتا در فهرست نویسی فیپا به عنوان مولف آمده است.
مصائب اجرای دوباره (۵)
با وضعیتی که نی نوا دارد هر اجرای مجدد آن در ایران را میتوان مشابه اقدامی علیه استبداد اجرای ضبط شدهی آن دانست. اقدامی که میتواند بنا به نتیجه خصلتی انقلابی یا اصلاحی داشته باشد هر اقدام غیر از این بهناچار پذیرش همان سلطه است و به تقلید همان اجرا منجر خواهد شد. در چنین شرایطی پاک کردن اجرای مرجع از ذهن شنونده اولین نقطهی حرکت است.
مصائب اجرای دوباره (۴)
به طور کلی در نی نوا نمونههای دیگری نیز از فیگورها وجود دارد که تاکیدگذاری یا بیان اجراییشان بر جریان موسیقی (پس از خودشان) تاثیر میگذارد. ممکن است بتوان شیوهی بسط مواد موسیقایی را در نی نوا مسئول این قضیه دانست (۹). تکنوازی سازهای مختلف نیز یکی از ویژگیهای نی نوا است که اجرا را گاه بسیار دشوار میکند.
موسیقی با کلام و تجربهی تغییر (۳)
ترکیبهای دیگری از آواز غیر ضربی و قطعهی سازی هم در میان کارهای قمصری به چشم میخورد، مانند قطعهی «بیدل و بیزبان- و صنما»؛ مانند نمونههای قبلی بر بستر تکرار شونده و متحرک سازی، آواز غیر ضربی خوانده میشود (و یا جملاتی با ساز تنها نواخته میشود) اما در میان بعضی جملاتِ با کلام به عنوان وصل، گروهِ کامل بخشهای سازی مینوازد.
نقش گم شدهی ویراستار (۱)
موسیقی قرن بیستم همان که با نامهایی مانند مدرن و … به آن اشاره میشود در ایران هم مورد توجه قرار گرفته است. سوءالهای زیادی در مورد دلایل این پذیرش مطرح است. به هر حال کنسرتها و فعالیتهای مرتبط با این نوع موسیقی (چه داخلی چه خارجی) در ایران با استقبال نسبی علاقهمندان موسیقی مواجه شده (۱). از همین رو عدهی روزافزونی از هنرجویان و علاقهمندان موسیقی مایلند که در مورد این نوع موسیقی بیاموزند یا اطلاعاتی جانبی کسب کنند.
موسیقی با کلام و تجربهی تغییر (۲)
این راه حلی است که قمصری در جاهای دیگری هم آن را به کار گرفته است؛ مثلا اگر به قطعهی اول آلبوم «سرو روان» توجه کنیم همین رویکرد در آن مشهود است. علاوه بر این میتوان همسانی در نوع نگاه به قطعهی آغازین آلبوم را که در نقش گشایش است دید؛ در هر دو مورد آواز جذب شده در یک زمینهی ضربی نقش آغازگر را دارد.
مصائب اجرای دوباره (۳)
از سوی دیگر تعداد مضاعف شدن سل و نقش دو نت دیگر در این آگورد نقش اساسی دارد چنان که در قسمتهای بعدی نی نوا دیده میشود از طریق حذف تدریجی نت ر ابتدا تنش از حالت حداکثر به حالت میانه و سپس با حذف دو به فرود کامل میرسد، این حرکت گاهی هم با فرودهای ملودیک در بافت که یادآور فرود نوا هستند تقویت میشود (نمونهی ۱). این فرودها در اجراهای مختلف بنا به سطح شدت و وضوحی که دارند باعث شنیده شدن آکوردهایی میشوند که ممکن است در احرای دیگری شنیده نشود.
موسیقی با کلام و تجربهی تغییر (۱)
اگر کمی به آثار موسیقی سالهای اخیر گوش بسپاریم نوعی تعیین نشدگی در وضعیت فرم موسیقی ایرانی به چشم میخورد. پیش از این، رایج ترین ساختار یک اجرای کامل، توالی گوشهها و ضربیها بود اما این وضعیت اکنون مدتی است که در حال تغییر است، تو گویی در دورهی گذاری به سر میبریم. تاثیر این وضعیت بر فرم اجرا در «آب، نان، آواز» (اثر جدید علی قمصری) هم مانند دیگر آثار با کلام قبلیاش، به خوبی دیده میشود.
مصائب اجرای دوباره (۲)
متاسفانه هنوز هم تنها اجرای در دسترس عموم همان اجرای استودیویی قدیمی است. هر چند در سالهای گذشته ارکستر استراسبورگ به رهبری «ایرج صهبایی» و تکنوازی «شهاب فیاض» (در فرانسه)، ارکستر زهی پارسیان با تکنوازی «پاشا هنجنی»، کوارتتی از پروژهی «راه ابریشم»(؟) با تکنوازی «سیامک جهانگیری»، ارکستری لهستانی با تکنوازی «رسولی» و اخیرا هم بخش زهی ارکستر ناسیونال اوکراین به رهبری «ولادیمیر سیرنکو» و تکنوازی پاشا هنجنی؛ این اثر مجددا اجرا کردهاند اما حاصل کار آنها تاکنون منتشر نشده است.
مصائب اجرای دوباره (۱)
اجرای مجدد، آن چه به گونهای هنجار مسلط در موسیقی دستگاهی به حساب میآید (۱) به همین نسبت در موسیقی جمعی ما کمیاب است. رفتار جامعهی موسیقیدان و شنوندهی ما در مقابل اجرای مجدد آثار آهنگسازی شده نوعی رفتار تناقضآمیز است. از یک سو اجرای مجدد الگوها در موسیقی دستگاهی به حدی نهادینه شده، حتا کسانی با اجرای مو به مو (و بدون تفسیر شخصی) ردیف هنوز میتوانند لااقل در ذهن بخشی از جامعهی موسیقی به عنوان هنرمند مطرح شوند و از سوی دیگر عمل به همین رفتار در مقابل قطعات از پیش ساخته شده کمتر دیده میشود.

