Posts by آروین صداقت کیش
بررسی تطبیقی سه نغمهنگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (۱۲)
علاوه بر اینها در نگارش منا دقت بیشتری در نوشتن فواصل رعایت شده که در نغمهنگاری ردیف با اهداف اجرایی کمتر به چشم میخورد؛ وی با آوردن علامت (-) در کنار علائم تغییر دهنده مثلا در دستگاه چهارگاه (منا ۱۳۸۴: ۱۷۳) سعی در ثبت نزدیکتر به حقیقت نغمات و فواصل اجرا شده داشته است.
بررسی تطبیقی سه نغمهنگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (۱۱)
مثال دیگری از رنگآمیزی با فاصلهی هنگام دیده میشود؛ آنجا که منا اشارههای موجود در فرود شور را به جای آنکه مانند معمول در همان منطقهی صوتی اجرای بخش اصلی بنویسد یک هنگام زیرتر نوشته است، که البته این روش تطابق بیشتری با روش اجرای پایور دارد (توجه داشته باشید که پایور ردیف را با روایت خودش اجرا میکند).
بررسی تطبیقی سه نغمهنگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (۱۰)
عبارتبندی گوشههای ردیف در گذشته از طریق اتصال نتها به یکدیگر تا حدی در نوشتار رعایت میشد. این طریقه که مشکل تقطیع و عبارتبندی را نسبتا مرتفع میسازد برای تعیین شاکلهی دقیق یک جمله کارآ نیست بهویژه که در ساختار آن نتهایی به کار رفته باشد که به دیگر نتها متصل نمیشوند. برای رفع مشکل جملهها (و نه عبارات) نیز راههای متعددی آزموده شده است، از جمله نوشتن جملهها بر خطهای جداگانه که طلایی پیشنهاد میکند و یا استفاده از کاما و فاصلهگذاری که منا پیشنهاد کرده است (۱۴).
بررسی تطبیقی سه نغمهنگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (۹)
با وجودی که هر سه از انواع مختلف دراب به عنوان تزیین استفاده کردهاند صداهای تشکیل دهنده یکسان نیست (نمونهی ۱۸). در این مورد خاص به نظر میرسد که تفاوتی که در نوشتهی بهجت با دو نوشتهی دیگر موجود است حاصل سلیقهی او در تنظیم برای سنتور بوده باشد، چرا که اجرای این نوع از دراب با تار چندان مرسوم نیست و با توجه به اینکه منبع اصلی وی به گفتهی خودش نواختههای برومند بوده، محتملترین حالت این است که دخالت سلیقهی او را بپذیریم.
بررسی تطبیقی سه نغمهنگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (۸)
مثال دیگری از تفاوتها را میتوان در فرود مشهور شور ملاحظه کرد، در حالی که در کتاب بهجت و منا همه جا این فرود با تکیه آورده شده است، ندیمی آن را بدون تکیه ثبت میکند. از طرف دیگر همانطور که مشاهده میکنید جملهبندی و رنگآمیزی (بهخصوص توجه کنید به چپهایی که پشت خرک برخورد میکند در ابتدای نمونهی منا) متفاوت است (نمونهی ۱۳).
بررسی تطبیقی سه نغمهنگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (۷)
برای مکتوب ساختن تکیه هر سه علامت مرسومی را که در کتابهای وزیری و صبا هم دیده شده برگزیدهاند. تنها منا جای قرار گرفتن این علامت را که در موسیقی غرب برای فلاژوله مورد استفاده است، کمی تغییر داده و به جای آنکه تکیه را درست بالای سر نتها قرار دهد آن را میان دو نتی گذاشته که دو سوی تکیه واقع میشوند.
بررسی تطبیقی سه نغمهنگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (۶)
چنان که در بخش «چه چیزهایی باید ثبت شود؟» نیز به آن پرداختیم یکی از مهمترین نکاتی که یک نغمهنگاری را از دیگری متمایز میکند تواناییاش برای ثبت تغییرات شدتوری است. در مورد ردیف ناگفته پیدا است که رشد چنین تواناییهایی تابعی است از اهمیتی که مجری و نغمهنگار برای تغییرات شدتوری قائلاند. یعنی تا چه حد در موسیقی این ظرافتها جاری است و تا چه حد لازم است که ثبت و از این طریق منتقل شود.
بررسی تطبیقی سه نغمهنگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (۵)
معنی این نوع نگارش – هرچند کششها در نغمهنگاری ردیف نسبی و بسته به شرایط زمان اجرا است – این است که از دیدگاه بهجت (دستکم در نغمهنگاری) ریزهای با کشش نت سیاه باید پرتر اجرا شوند. بهعلاوه در مورد تک ریزها هم کتاب منا طیف گستردهتری از امکانات را در اختیار قرار میدهد. از نظر کشش تکهای پیش از ریز هم این نوشتهها با یکدیگر یکسان نیستند؛ بهجت در بیشتر ریزهای سیاه، تک را دولاچنگ و ریز را مجموعهی سهلاچنگهای سکستوله میآورد (به جز – بهجت: ۱۳۷۹: ۱۳ شمارهی ۲۴)، ندیمی هم با این که از سکستوله استفاده نمیکند تک ریز را به همین گونه تفسیر کرده در حالی که منا در همین ریزها همه جا تک را چنگ و ریزها را سهلاچنگ میگیرد که نتیجهاش ایجاد تضاد بیشتر میان تکها و بدنهی ریز است.
بررسی تطبیقی سه نغمهنگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (۴)
در بخش آغازین هر سه کتاب چنان که در اکثر کتابهای آموزشی موسیقی ایرانی مرسوم است فصلی به توضیح نکات مربوط به قواعد نغمهنگاری در کتاب اختصاص یافته است. این بخش در کتاب منا مفصلتر و کاملتر است. وی آن را به صورت مقالهای در مورد رسمالخط در نغمهنگاری آثار سنتور درآورده که خلاصهای است از (منا ۱۳۸۳). برای این که تفاوت مقدمهی وی با بقیه مشخص شود توجه کنید که در هیچ یک از راهنماهای چاپ شده در ابتدای کتابهای مورد بررسی چیزی در مورد روش نغمهنگاری دیگران نمییابیم در حالی که منا گاه گاه در متن به نقد و اصلاح علایم و اختصارات پیشین نیز پرداخته است.
بررسی تطبیقی سه نغمهنگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (۳)
این موضوع تا زمانی که نغمهنگاری نواختههای یک ساز کششی در میان باشد ایجاد اشکال نمیکند اما به مجرد آنکه با سازهای مضرابی ایرانی سروکار پیدا میکنیم دشواریهایی برای ثبت کششهای بلند بروز میکند؛ در نواختن این سازها کششهای بلند از توالی ضربات سریع و پیاپی پدید میآید و این یعنی این که علاوه بر نامعلوم بودن کشش تعداد ضربات تشکیل دهندهی یک «ریز» هم میتواند گوناگون باشد. کمیتی که آن را فشردگی یا پُری یک ریز مینامیم.

