گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران
مدرس دانشگاه هنر ایران

Posts by سجاد پورقناد

تنها صداست که نمی ماند!

ارکستر سمفونیک تهران در کنسرت اخیر خود، یکی از برنامه های تاریخی خود را به روی صحنه برد؛ اجرایی از کنسرتینو ویولن پرویز محمود. این قطعه تنها اثری است که از پرویز محمود آهنگساز، رهبر ارکستر و بنیانگذار ارکستر سمفونیک تهران به جای مانده است؛ یک کنسرتینو با حال و هوای موسیقی کلاسیک عصر خود، با فاصله قابل توجهی از فضای موسیقی ایران. شوربختانه به دلیل نبود سازمان های ثبت و ضبط آثار آهنگسازان ایرانی، امروز تنها همین اثر از پرویز محمود به یادگار مانده و تلاش هایی هم که برای دریافت دیگر آثار او از خانواده اش شکل گرفته، همچنان بدون نتیجه مانده است و چندان امیدی هم به تغییر رویه خانواده محمود وجود ندارد.

چند گام در «مسیر باخ» (۲)

جهان موسیقی برای باخ احترام بی نظیری قائل است. باخ به نوعی پدر معنوی موسیقی کلاسیک محسوب می شود؛ مقام بزرگ باخ نه تنها به دلیل دستاورد های بزرگ او در زمینه هارمونی و کنترپوان و علوم آهنگسازی، بلکه به دلیل حمیت و پایداری او بر اصول هنری موسیقی کلاسیک است. در تاریخ موسیقی کلاسیک ثبت شده است که باخ به خاطر شنیدن نوازندگی ارگ نواز بزرگ آلمانی یوهان ادام راین کین، حدود پنجاه کیلومتر را با پای پیاده طی می کرده و این مسیریست که هر هنرآموز آرمانگرای موسیقی کلاسیک باید بپیماید.

نقدی بر نقد محمدرضا لطفی؛ آفتاب آمد دلیلِ آفتاب… (۳)

۹- در اینجا ظاهراً جناب جمالی دچار یک برداشت اشتباه شده اند و آن اشتباه گرفتن اصطلاح موسیقی کلاسیک به معنای موسیقی شناسانه آن (که یکی از دسته های سه گانه موسیقی محض محسوب می شود و الزاما نشاندهنده موسیقی کلاسیک غربی نیست) با موسیقی کلاسیک غربی است. پیشتر در این مقاله: «بد فهمی از گفتار وزیری» به این موضوع پرداخته ام، گمان می کنم توضیحی که در بخش آخر این مقاله آمده پاسخی باشد بر مسائل مطرح شده در این بخش.

نقدی بر نقد محمدرضا لطفی؛ آفتاب آمد دلیلِ آفتاب… (۲)

۵- ابتدا باید بگویم، این ادعا که نام لطفی «پای‌ثابتِ بیش از نیمی از موفق‌ترین و بهترین و فنی‌ترین سازوآوازهای سی‌چهل سال اخیر است» تا حد زیادی اغراق آمیز به نظرم می‌رسد. مگر اینکه منتقد گرامی محدوده‌ای بسیار ناچیز از تولیدات چهل سال اخیر را آثار برجسته قلمداد کند ولی در این زمینه که لطفی یکی از بهترین مجریان موسیقی ایرانی بوده است، اینجانب با ایشان هم‌عقیده هستم. سوالی که در این بخش از من شده یعنی: «آیا حد اعلای آمال و آرزوهای یک هنرجوی آکادمیک موسیقی، چیزی جز خلق آثاری ماندگار است؟» سوالیست که باید از زنده یاد محمدرضا لطفی پرسیده می‌شده که با آن سابقه درخشان در موسیقی دستگاهی ایران هنوز میل داشته خود را فارغ التحصیل هنرستان دهلوی و نوازنده ویولن کلاسیک معرفی کند.

نقدی بر نقد محمدرضا لطفی؛ آفتاب آمد دلیلِ آفتاب… (۱)

در روزهای اخیر نقدی با قلم دوست فرهیخته جناب آقای محمد جمالی درباره یکی از نوشته های اینجانب در همین ژورنال به انتشار رسید با عنوان: نقدی بر نقد محمدرضا لطفی؛ آفتاب آمد دلیلِ آفتاب…. ضمن تشکر از ایشان برای ریز بینی و نقدی که بر نوشته اینجانب داشته اند، قصد دارم در این یادداشت نقدی را به این نقد اضافه کنم.

چند گام در «مسیر باخ» (۱)

جهان موسیقی برای باخ احترام بی نظیری قائل است. باخ به نوعی پدر معنوی موسیقی کلاسیک محسوب می شود؛ مقام بزرگ باخ نه تنها به دلیل دستاورد های بزرگ او در زمینه هارمونی و کنترپوان و علوم آهنگسازی، بلکه به دلیل همیت و پایداری او بر اصول هنری موسیقی کلاسیک است. در تاریخ موسیقی کلاسیک ثبت شده است که باخ به خاطر شنیدن نوازندگی ارگ نواز بزرگ آلمانی دیتریش بوکسته‌هوده (Dieterich Buxtehude)، حدود پنجاه کیلومتر را با پای پیاده طی می کرده و این مسیریست که هر هنرآموز آرمانگرای موسیقی کلاسیک باید بپیماید.

تابنده: دانشگاه برای من دریچه ای بود به جهان حرفه ای موسیقی

امروز ۶ سال از آخرین مصاحبه من با روزبه تابنده، آهنگساز، نوازنده، رهبر ارکستر و معمار می‌گذرد. مصاحبه ای که درباره اثر ارزنده او «لحظه های بی زمان» انجام شده بود و امروز روزبه تابنده در کانادا روزگار می‌گذراند. دیگر نه از ارکستر هنگام خبری است و نه از آن کوشش ها برای پا گرفتن موسیقی کلاسیک در شهر شیراز. با این هنرمند مصاحبه ای دیگر را آغاز می‌کنم و از فعالیت ها و موفقیت های جدیدش می‌پرسم.

تابنده: هنرمند باید فرزند زمانه خود باشد

مثال های این چنین بسیار است. از آن دوران تا زمانه ی ما، رویکردها و تکنیک های آهنگ سازی به چنان حدی از تکثر و اشباع رسیده اند که دیگر دسته بندی آن ها در دو گروه کلی کلاسیک در برابر آوانگارد ناممکن است. حتی در میان آثار یک آهنگساز هم گاه نمونه هایی از دیدگاه های رادیکال تر می‌بینیم و گاه مثال هایی از رویکردهای محافظه کارانه تر (و این البته پدیده ای ویژه ی دوران ما نیست.)

تابنده: امروز دوگانه کلاسیک یا آوانگارد نامعتبر است

در هر حال به گمان من، بسیار مهم است که نوازندگان جوان تا جای ممکن با دستاوردهای موسیقی روز دنیا آشنا شوند و با راهنمایی معلمان خود به اجرای بعضی آثار رپرتوار معاصر نیز بپردازند. وگرنه این آموزش و شناخت هرگز نمی تواند همه جانبه باشد. بدیهی است که در مقایسه با سیستم های آموزشی روز دنیا راه بسیار درازی در پیش است. اما با وجود محدودیت های بی شماری که همه از آن آگاهیم، اینکه قطار آموزش روی ریل قرار بگیرد خود قدم بسیار مهمی است.

تابنده: وضعیت موسیقی شیراز را با اشتیاق پیگیری می‌کنم

موفقیت موضوعی بسیار نسبی است و تعبیر هایی به غایت شخصی دارد. من هم سال هاست که کمتر به موفقیت فکر می‌کنم، بلکه بیش از پیش مشتاق کشف، تجربه کردن و تعمق ام. پس از سه سال اول مهاجرت که به طور متمرکز به تحصیل آهنگ‌سازی گذشت، شیوه ی فعالیت امروز من در امتداد همان مدلی است که در شیراز شکل گرفته بود. یعنی فعالیت حرفه ایِ هم زمان به عنوان یک معمار، یک آهنگ‌ساز و پژوهش گر. اما تفاوت مهم رویکرد امروز من با سال های شیراز در این است که در آن زمان موسیقی و معماری برای من دو شاخه ی فعالیت موازی اما بدون تداخل و کنش متقابل بودند.

بیشتر بحث شده است