Posts by کامیار صلواتی
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاههای مترو (۱)
رابطهٔ شهر و موسیقی رابطهای کمسابقه نیست. موسیقیدانان پاتوقهای خاص خود را داشتهاند، بعضی خیابانها بیش از همه میزبان نوای سازشان بوده یا حتّی بعضی مراکز بهطور تاریخی محلّ همنشینی آنها یا قرارهای کاری گذاشتن بین آنها بوده است. میدانیم که قهوهخانههای صفوی اصفهان گاه محلّ تجمع گروههای مطربی و گاه رقاصان روسپی یا پسربچههای زنپوش بوده است؛ سنّتی که تا امروز بهصورت پراکنده در کشورهایی مانند افغانستان به حیات خود ادامه میدهد. میدانیم که قهوهخانههای بعضی از شهرهای ترکنشین پاتوق کاری و شخصی «عاشیق»ها هستند و ذات وجودی و کارکردی آنها رابطهای تنگاتنگ با حضور این عاشیقها دارد (۱). مثالهایی از این دست چندان کمشمار نیستند، امّا اگر پدیدههای معاصر را بررسی کنیم، به چه شکلهایی از این رابطه برمیخوریم؟
نقدی بر نوشتهی «وهم یا نبوغ»: زنجیرهی تقلیل، جبر و انفعال
نوشته «وهم یا نبوغ» دوست خوبم سعید یعقوبیان که در گفتگوی هارمونیک انتشار یافت با واکنشهای مختلفی مواجه شد. عمدهی این واکنشها معطوف به گزارهی مبنایی نوشته یعنی پایین بودن ضریب هوش ایرانیها در قیاس با مردمان سایر کشورهای جهان بود که از نظر نویسنده باعث افت کیفی آثار موسیقایی ایران میشود. مقصود نوشتهی حاضر امّا ردّ گزارههایی مانند پایین بودن ضریب هوش ایرانیان نیست و مفروض من این است که نتایج اشاره شده در نوشتهی «وهم یا نبوغ» قابلاطمینانترین یافتهها در زمینهی ضریب هوشی کشورهای مختلف هستند. آنچه به نقد آن خواهم پرداخت لایهای دیگر – و بهزعم من مهمتر – در تحلیل موجود در نوشتهی «وهم یا نبوغ» است.
بهاستقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (۳)
جالب آنکه در اجرای یکی از قطعات، هنگامی که بخشی از مخاطبان بهاشتباه میان دو موومان به تشویق پرداختند، بلافاصله اشتباه خویش را دریافتند و گویی با اصول شنیدن آثار کلاسیک نیز آشناتر شدند. نکتهی دیگر، مکان اجرای موسیقی بود. این فضا نه آنقدر مانند فضای باز و نیمهباز پردیس نوفه داشت که تمرکزها را منحرف کند و اختلالی در درست شنیدن اجراها ایجاد کند، نه آنقدر جدا از فضاهای عمومی بود که خود را کاملاً از فضای عمومی منفک کند. ورودی کتابخانهی پردیس هنرهای زیبا دقیقاً در این لابی قرار داشت و این باعث شده بود تا بسیاری از مراجعان کتابخانه دستکم چند دقیقهای بایستند یا بنشینند تا از نزدیک با اجرای موسیقی کلاسیک غربی مواجه شوند.
بهاستقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (۲)
تاجایی که اطلاع دارم در سالهای اخیر اجراهای مختلف مرتبط با گروه موسیقی، از اجراهای پایاننامهها گرفته تا جشنوارههای مختلف موسیقایی گروه موسیقی در فضاهایی چون تالار شهید آوینی یا کلاسهای دانشکدهی هنرهای نمایشی و موسیقی برگزار شدهاند. حائلی که مابین فضای این سالن و کلاسها با فضای بیرون –فضایی که متعلق به همه است- وجود دارد، گویی این دو فضای سرپوشیده را تبدیل به فضایی منفک و «تخصصی» کرده است که انگار اگر کسی بخواهد به آن فضا برود و آنچه میگذرد را درک کند، لاجرم باید اهلیتی تخصصی با موسیقی داشته باشد. (۳)
بهاستقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (۱)
درست یکروز پیش از پریشانی حملات چهارشنبه، در لابهلای گرما و خشکی فضای اداری دانشگاه، گروه موسیقی دانشگاه تهران رویدادی را سامان داد که بیشک خجسته بود. «ماراتن پیانو» عنوان برنامهای بود که در لابی دانشکدهی هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران و یکی از کارگاههای گروه موسیقی برگزار شد و طیّ آن، بیش از پنجساعت انواع و اقسام قطعات از رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی توسط نوازندگان گوناگون –عموماً دانشجویان- اجرا شد. تنها وجه اشتراک این قطعات این بود که در آنها ساز پیانو نقشی را برعهده گرفته بود. این رپرتوار از حیث فرم، سبک و نیز دورهای که قطعات به آن تعلق داشتند بسیار متنوع بود و قطعاتی از آهنگسازانی چون باخ، شوبرت، استامیتز، گریگ، راخمانینف، موتسارت، بورن، پروکفیف، هیندمیت، برامس، کورت وِیل، پولنک و سن سانس در آن اجرا شد.
دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (۲)
یکی از این راهها شاید فرارفتن از دایرهی تنگ تاریخ هنر محض و نگاهکردن به امور مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باشد. کیست که نداند پاگرفتن –تقریباً- هرجریانی در تاریخ هنر و موسیقی وابسته به بسترهای چندجانبهی شکلگیری آن بوده است. نکتهی قابلتوجّه امّا اینجاست که این تغییر وتحوّل در هنر همیشه کاملاً همزمان با تغییرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی نیست. امکانات جدید ضبط، پیشرفتهای تکنولوژیک، یا حتّی پیشرفت «الکتریسیته»، تأثیری مشخص روی تغییرات سبکی موسیقی در غرب و حتّی تعریف خود مفاهیم موسیقایی داشته است؛ امّا این تغییرات در دنیای موسیقی معلول عواملی بودهاند که پیش از جهان موسیقی محض، در دنیای بیرون رخ نمایانده بود. بنابراین، اگر منتقد بخواهد به چنین تواناییای دست پیدا کند، ناچار باید تا حدّ ممکن به هرچه پیرامونش میگذرد آگاه باشد، قدرت تحلیل و اندیشهورزی دربارهی آن را داشته باشد و بالاخره بتواند به اثرات قریبالوقوع احتمالی آن در هنر و موسیقی بیاندیشد یا لااقل هنرمندان را نسبت به این وضعیت آگاه کند.
دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (۱)
پرسش از چگونگی دریافتن بهآخر رسیدن ظرفیت سبکی خاص در هنر بهویژه موسیقی، پرسش از آغاز دورانی است که میتوانیم مقدمهی آن را دورهی انتقال بنامیم؛ دورهای که در آن سبک، مکتب یا شیوهای آرامآرام توانایی عرضهی آثار نو و زاینده را از دست میدهد و صحنه را برای برآمدن سبکی نو میآراید؛ درحقیقت، بهبحث گذاشتن توانایی منتقد در دریافت اتمام ظرفیت نوعی خاص از موسیقی، سخن گفتن از توانایی او در درک این دوران انتقالی است.
فضای اجرای موسیقی ایرانی باید صمیمی باشد (۲)
در اغلب قطعاتی که ساخته یا بداهه نواختهام، طرحی از موسیقی را در ذهن پروراندهام که بیشباهت به طراحی فضا در معماری نمیدانمش؛ به این ترتیب که گویی قرار است شنوندهام را از فضاهایی با اندازهها و فرمها و رنگهای مختلف عبور دهم. نگاه دیگری را هم در این کار تجربه کردهام؛ اینکه موسیقیای را که میسازم، مثل یک قطعه فیلم از اجراکنندگانش در یک فضای معماری خاصْ ببینم. مثلاً اخیراً برای یک مجموعۀ ادبی موسیقی ساخته و نواختم که برگزیدهای از نثر احمد غزالی و عمدتاً از کتاب «سوانح العشّاق» اوست و بنا بود بین متنهایی که با صدای مصحّح آثار غزالی ضبط شده بود، با قطعاتِ موسیقی کوتاهی فاصلهگذاری شود.
فضای اجرای موسیقی ایرانی باید صمیمی باشد (۱)
نگار بوبان، فارغالتحصیل کارشناسی ارشد پیوستۀ معماری از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است و نوازنده و آهنگساز. ساز تخصّصی او عود است و یکی از بهترین نوازندگان عود ایران به شمار میرود. خانوم بوبان، در میان مشغله و گیرودارِ اجراهایشان با حسین علیزاده و گروه همآوایان در دیماه، به سؤالات مکتوب ما پاسخ دادند.
نقشهبرداری موسیقایی (۶)
شناسایی کامل دستگاه خانه آنگاه لازم میشود که خریدارْ خانه را برای سکونت و زندگی خود و خانواده و نسلهای آیندهاش بخواهد. در این صورت علاوه بر جدولهای گفته شده، لازم است که یک کارشناس مهندس ساختمان خانه را بررسی کند، گچکاری ها و سقفهای کاذب را بشکافد، تا جنس مصالح و سازۀ ساختمان شناخته شود و معلوم شود که کدام دیوارها و ستونها حمال هستند و کدام اندام ها تزئینی و قابل جابجایی، چه امکاناتی برای تغییر و تکامل احتمالی موجود است تا نسلهای جوان بتوانند فضاهایی مطابق با خواستههای خودشان ایجاد کنند تا ایشان هم بتوانند در آن خانه در رفاهْ سکونت کنند و مجبور به نقل مکان به آپارتمانهای نوساز – [یا مثلاً گامهای] ماژور و مینور – نباشند.

