ناصر مسعودی: فعالیت در زمان ما بیشتر بر مبنای رفاقت بوده تا دخالت!

ناصر مسعودی
ناصر مسعودی
این روزها بحث در مورد معضل خواننده سالاری، موضوع بسیاری از نشریات موسیقی است. همیشه یکی از دلایل وجود این مشکل در ایران و خود بزرگ بینی خوانندگان موسیقی ما، بی اطلاعی این گروه از دیگر رشته های موسیقی شمرده شده است؛ چراکه در موسیقی کلاسیک غربی که خوانندگان ارتباط تنگاتنگی با دیگر موسیقیدانان دارند و (بر خلاف خوانندگان موسیقی ایرانی) همچون دیگر موسیقیدانها از تحصیلات زیادی بهره مند هستند، این مشکل وجود ندارد و خوانندگان مانند دیگر سولیست ها و موسیقیدان ها از اعتباری معقول برخوردارند.

هرچند خوانندگان زیادی در ایران داشته ایم که آثار زیادی با ارکستر ضبط کرده اند ولی بخاطر کمبود تحصیلات موسیقی و جو بیمار مخاطبان موسیقی (و البته غرور زیادشان)، دچار مشکل خودبزرگ بینی شده اند. در این میان گاه چهره هایی در آواز، ظهور کردند که با وجود اینکه از داشتن تحصیلات آکادمیک موسیقی بهرمند نبودند ولی کار با استادان موسیقی، آنها را به جایگاه های عالی رسانده است. یکی از این خوانندگان ناصر مسعودی است که غیر از اینکه اقبال همکاری با استادانی مانند مرتضی حنانه، مصطفی کسروی، فریدون ناصری، حسن یوسف زمانی و … را داشت به حس خلق نیکو هم آراسته بود.

در یکی از روزهای خرداد ماه شبی در منزل یکی از دوستانش با او دیداری داشتیم تا از جو موسیقی در آن روزگاران و هنرمندان با خبر شویم. مسعودی با فروتنی غیر قابل وصفی از نوع نوازندگی نوازندگان ارکسترهای آن دوره گرفته تا ترکیبات سازی آن ارکسترها برایمان گفت که قسمتی از آن را با هم میخوانیم.

قطعه آلا تی تی یکی از آثار ماندگار شما محسوب می شود؛ درباره این اثر و موفقیت های این اثر موسیقایی توضیح دهید؟
- تم اصلی این کار مربوط به زادگاه من است. کلام آن از یک شاعر لنگرودی گرفته شده است. آن دوران من بدون اینکه تکنیک آهنگسازی بدانم، موسیقی در خون و رگ من جریان داشت؛ این اثر جزو آثار فولکلور به حساب می آید. اصل ملودی این اثر را من ارائه داده ام و تنظیم و پرداخت آن را مرحوم حنانه انجام داده و انوشیروان روحانی نت آن را نوشته است. در ساخت این اثر مرحوم فریدون ناصری و حنانه دخالت زیادی داشته اند. نظیر این تجربه را اخیرا در قطعه “شوشتری” آلبوم” پرچین” که از کارهای مرحوم جهانگیرخان سرتیب پور هم تکرار شد. ملودی این اثر متعلق به من است و در آن گریزی به حصار چهارگاه داشتم.

ارکستر باربد و نکیسا از چه ترکیب سازی برخوردار بودند؟
- در این ارکسترها سازها تلفیقی بود از سازهای مضرابی و زهی و تعدادی سازهای کوبه ای. مایستر در این دو ارکستر ابتدا فرهاد فخرالدینی بود و بعد که ایشان سرپرستی ارکسترها را به عهده گرفتند، دیگران این کار را به عهده گرفتند نظیر آقای محمود ذوالفنون

ارکستر فارابی چگونه بود؟
- ارکستر فارابی یکی از بزرگترین ارکسترهایی بود که مرحوم مرتضی حنانه سرپرستی آن را برعهده داشت؛ البته فریدون ناصری هم با ایشان همکاری می کرد. در واقع ارکستر فارابی نوازنده های زیادی داشت . در این ارکستر سازهای ایرانی وجود نداشتند. در این ارکستر، مایستر فرید فرجاد بود.

سابقه فعالیت شما برای اجرای آثار ارکسترال زیاد است تا کنون چند اثر با ارکستر بزرگ ضبط کرده اید؟
- بیش از ۵۰ اثر با ارکستر باربد و نکیسا ضبط کرده ام. رهبری این ارکسترهای را هنرمندانی نظیر مصطفی کسروی، فریدون ناصری، سیروس شهردار به عهده داشتند و در بعضی مواقع مرحوم حنانه برآنها نظارت می کرد. اما با ارکستربزرگ فارابی فقط “الاتی تی” را با رهبری مرحوم حنانه ضبط کردم.

تاکنون چند اثر موسیقایی داشته اید و چند مورد از اینها به نظر خودتان جزو آثار موسیقی مانا محسوب می شود؟
- در حدود ۴۰۰ اثردارم که (فکر میکنم) یکصد اثر جزو کارهای ماندگار من خواهد بود. زمانی که یک کاری ضبط و عرضه می شود، متاسفانه دیگر هیچ نظارتی بر آنها وجود ندارد. به طور یقین اگر تضمین برای حقوق مولفان وجود داشته باشد، همه هنرمندان آثار خود را عرضه می کنند؛ به طور یقین اگر یک سرمایه گذار دلسوز دراین عرصه وجود داشته باشد که بدون کم و ماست یک اثر را منتشر کند هم به نفع من است، هم به نفع جامعه و نسل آینده و هم خود سرمایه گذار. البته باید بگویم متاسفانه وقتی کار به بازار عرضه شد دیگر نمی توانی بر چگونگی پخش آن دخالت یا نظارت داشته باشیم؛ چرا که اثر بعد از عرضه شدن بلافاصله کپی شده و در بازار پخش می شود.

همانطور که می دانید در حال حاضر تکثیر غیر مجاز خود تبدیل به یک ابزار تبلیغاتی شده است! حتی بسیاری از سایت های خارجی سمپل آلبوم های موسیقی را برای مخاطب می گذارد و از این طریق آمار فروش خود را بالا می برند. به فرض مثال شاهدیم که برخی از خوانندگان در زمان بسیار کوتاهی شناخته می شوند و برخی دیگر با وجود گذشت سالیان سال، بازهم از جایگاه ویژه ای که باید برخوردارنیستند.
-این موضوع شاید برای خوانندگان جوان ابزاری خوب باشد اما برای خوانندگانی چون من که بیش از ۵۰ سال سابقه حضور در این عرصه را دارم تجربه جالبی نخواهد بود و در شان و جایگاه ما نیست؛ چرا که ما امتحان خود را در روزگاری که فقط رادیو بود و معیار خوبی و بدی یک خواننده فقط صدای وی به شمار می رفت پس داده ایم . به فرض مثال من در این سن و سال از این رده بالاتر کجا می خواهم بروم؛ در واقع ما با صدای خود با مردم آشنا شده ایم چرا که در زمان ما تصویر وجود نداشت و زمانی که صدایی پخش می شد مدتی طول می کشید تا شنونده صدا را تشخیص داده و خواننده آن را بشناسد، اما سیما به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار کرده و مخاطب را جذب می کند؛ به طور یقین اگر به ما از سوی مردم اظهار لطفی شده به دلیل داشتن حداقلی از صدا بوده است. هر اثری که ما منتشر کرده ایم به خاطر مردم بوده و بدون شک اگر این مردم نبودند ما مطرح نمی شدیم.

پیشنهادهای زیاد برای انتشار آثارم شده و من هم بسیار مایل به انتشار آثارم هستم؛ این آثار متعلق به مردم است و نمی خواهم آنها را با خود به زیر خاک ببرم! بیشتر آثار من به صورت ریل است که این آثار به مرور زمان خراب می شود. اگر یک نهاد و یا فرد قابل اعتماد و امین وجود داشته باشد من این آثارم را به طور کامل برای انتشار در اختیار وی قرار می دهم.

در آلبوم “الا تی تی” یک مدلاسیون در چهارگاه وجود دارد؛ آیا این روش در موسیقی گیلکی سابقه اجرایی داشته است؟
- در تصنیف “کرجی به دریا” مدلاسیونی است که موسیقی از شوشتری به چهارگاه می رود. آن مدلاسیون را ( در آلاتی تی) استاد حنانه خیلی دوست داشت. یک آهنگ هم در موسیقی فولکلور است با نام”میر علی چوپان” به گویش شرق گیلان که ملودی آن متعلق به “مسعود لاهیجی” است، زمانی که رحمت الله بدیعی این قطعه را شنیدند آنرا خیلی ستودند. من یک اثر پاپ فارسی به نام “لیلای من ای نورسحرم/رفتی و شکست ازغم کمرم”در ارکستر پاپ به سرپرستی “مارسل استفانیان” و تنظیم “میلان گومزی” ایتالیایی دارم است. نکته بسیار مهم در این قطعه بخش اوج آن یعنی”پریشان، جگر خون، نشستم که بیایی … ” است که به ظاهر برگرفته از موسیقی افغانی است، اما مرحوم حنانه یکی از نکات زیبا آن اثر را همین قسمت اوج برشمارد.

اکنون من یک کار جدید با ارکستر دوستان گیلانی خوانده ام و عنوان آن”گاره سری” است و ملودی آن بسیار شبیه “الا تی تی” است. اشعار این اثرمتعلق به علی شفیعی لنگرودی است و مفهوم از مادری می گوید که گهواره فرزند خود را تکان می دهد.

از چگونگی آشنایی خود با استاد احمد عبادی بگویید؟
- در سال ۱۳۳۹ با ایشان آشنا شدم. در منزل یکی از دوستان مهمان بودم که از من خواسته شد تا آواز بخوانم. استاد عبادی با شنیدن صدای من این توان را در من تشخیص داد و از آنجا که این استاد عزیز فرزندی نداشت، هنرمندانی مانند استاد حسن ناهید، استاد شجریان، استاد محمودی، شهرام ناظری و خود من که مانند فرزندان وی بودیم، به او سر می زدیم؛ استاد بسیار مرد متواضع و وارسته ای بودند؛ در واقع استاد عبادی مرا به برنامه گلها بردند و به آقای پیرنیا معرفی کرند.

البته در دوران ۱۰ ساله کاری که من در برنامه گلها بودم هر از چند گاهی نزد استاد می رفتم واستاد از من می خواستند که بخوانم، همزمان با این خواندن نکاتی را به من گوشزد می کردند. خود ایشان همیشه می گفتند” که من چیز زیادی به تو یاد ندادم و تو خود به خود استعداد و گوش قوی در زمینه موسیقی داری.” همچنین با این هنرمند نام آشنا پنج برگ سبز ضبط کرده ام.

با کدام یک از هنرمندان همکاری داشته و اثر موسیقی ارائه داده اید؟
- با استاد حسن کسایی کارهای محلی زیادی دارم. با فرهنگ شریف، استاد جلیل شهناز، استاد رضا ورزنده، محمد موسوی، استاد علی اصغر بهاری و… کار کرده ام وهمه آنها را به صورت کامل در آرشیو دارم.

اساتید شما در زمینه آواز چه کسانی بوده اند؟
- من و محمودی جزو کسانی بودیم که استاد مستقیم نداشتیم و بیشتر خودمان به صورت تجربی کار کرده ایم و خود دنبال کار خود را گرفته ایم؛ در واقع موسیقی از درون ما می جوشید. آن زمان با محمودی می رفتیم طرف خانه ما که سمت خیابان شهباز و نزدیک دروازه دولاب بود، هنگام شب حسین صبحدل و حبیب وزیری با یکدیگر جمع می شدیم و صدای اساتیدی مانند ظلی، بدیع زاده، عبدالعلی وزیری، ملوک ضرابی، سعادتمند و قمرالملوک وزیری و همایون پور را که قبلا گوش داده ایم را می خواندیم و از آنها الگو می گرفتیم؛ البته از محضر هنرمندانی نظیر استاد علی اکبرخان شهنازی، حسن یکرنگی کسب فیض کردم و یادم هست در همان زمان استاد پیرنیا، صدای مرا برای هنرمندانی چون شهیدی، ادیب، گلپایگانی می گذاشتند…

چند اثر با ارکستر مهدی مفتاح خوانده اید؟ ایشان بیشتر ویلن می زدند یا قانون؟
- ایشان ابتدا ویلن می زدند و بعد قانون. درارکستر ایشان بیشتر سازهای ایرانی استفاده می شد. من چند آهنگ ساخته حسن یوسف زمانی، عباس شاپوری، محمد میرنقیبی و چندین کار از علی اکبرپور و کردبچه خواندم که وی در آن زمان بیشتر سرپرستی ارکستر را عهده دار بودند.

با استاد جواد معروفی نیز همکاری داشته اید؟
- با ایشان هم در ارکستر کوچک گلها کار کرده ام. نوازنده تار آن ارکستر استاد نصرالله زرین پنجه بود. در آن زمان هنرمندانی مانند افلیا پرتو، سیمن آقارضی و دختر آقای زرین پنچه (مهین زرین پنجه) با این ارکستر همکاری می کردند؛ البته این نوازندگان هم با فرهنگ و هنر همکاری می کردند و هم با رادیو.

تحریر آواز شما از جنس خاصی است و با تحریر خوانندگان دیگر فرق دارد؛ به گونه ای که شیوه تحریرتان متعلق به خودتان است. آیا زمان شروع فعالیت کسی شما راهنمایی و یا شما را تشویق به اجرای این تحریر خاص می کرد؟ یا اینکه آیا این نوع تحریر را کسی قبل از شما داشته یا اجرا کرده است؟
- نه کسی با این روش نخوانده است. این نوع خواندن متعلق به حنجره خود من و ذاتی است به این دلیل که اساتید، همیشه مرا تشویق کرده و منع نمی کردند و توانستم انواع موسیقی را تجربه کنم و در کار خود موفق شوم. حتی من با گروه استاد همایون خرم و استاد پرویز یاحقی، استاد علی تجویدی، استاد بزرگ لشکری و… همکاری داشتم، اما هیچکدام از اینها نگفتند که تحریر را به نوعی دیگر بزن.

سابقه آشنایی شما با استاد روح الله خالقی به چه زمانی برمی گردد و چه فعالیتی با این هنرمند داشته اید؟
- این هنرمند در برنامه گلها فعالیت مستمر داشت و بیشتر کارهای برنامه گلهای جاویدان را تنظیم می کرد. وی کسی بود که من را به همراه خانم الهه و مهدی خالدی انتخاب کرد و برای اجرای موسیقی به اتحاد شوروی فرستاد؛ در واقع این اولین سفر خارج من با استادان مهدی خالدی، فرهنگ شریف، جهانگیر ملک و الهه در آذربایجان شوروی بود. بعد از این اجرا ۱۰ روز طول کشید که به باکو رفتیم و در آنجا نیز به اجرای برنامه پرداختیم. در همین اجرا ترانه ” آمد نوبهار” را با هم خواندیم.

تاکنون در گیلان با ارکستر بزرگ به صحنه رفته اید؟
- زادگاه من یک محیط کوچک است و کار کردن در این فضا آسان نیست. همیشه مسائل حاشیه ای فراوان وجود دارد که مرا را از انجام این کار منع کرده است و چون من همیشه سعی کرده ام از حاشیه ها به دور باشم به فکر انجام این کار هم نبوده ام؛ اما اگر برای برنامه ای یا کنگره و یا همایشی از من دعوت شود با کمال میل پذیرفته و کاری که در توان داشته باشم را ارائه داده ام.

در ایران کنسرت داشته اید؟
- در ایران نه! اما در خارج از کشور اجرا داشتم. در اروپا به زبان لری و گیلکی اجرا کردم که در ترکیب گروه بیشتر از سازهای ایرانی مثل کمانچه، نی، سه تار، عود، دف، نی و تمبک استفاده شده بود.

آیا با ارکستر بزرگ تاکنون اجرا زنده داشته اید؟
- غیر از ارکستر ملی که حدودا هفت یا هشت سال پیش بود، خیر.

بیشتر علاقه مندید با چه ارکستری به روی صحنه روید؟
- در حال حاضر برای من فرقی نمی کند. به هر حال ارکستر ملی ترکیبی از سازهای ایرانی است و هر چه بر وسعت آن افزوده شود تنظیم موسیقی باید قوی باشد تا بتواند جوابگو باشد؛ مکمل سازهای ایرانی در ارکستر ملی سازهای زهی، بادی و … است به فرض مثال یک ارکستر بزرگ بدون کنترباس صدای خوبی ندارد.

در زمینه کارهای محلی با چه کسانی همکاری کرده اید؟
- با ویسان لو در گیلان همکاری داشتم که ایشان جزو نوازندگان ارکستر حنانه هم بودند. در واقع هم خوب ساز می زدند و هم خوب آهنگ می ساختند یکی دوتا کار محلی برای من ساختند که با ایشان خواندم.

کارهایی که در صداو سیما با کمک اکبرپور، رضایی نیا و فدایی انجام دادید کدامند؟
- دو کاست از طریق سروش منتشر شد( قلندر و بهشت گیلان) و ۱۶ تا کار هم آماده است که از طریق سروش منتشرمی شود.

در زمینه انتشار آثار گذشته خودتان تا به حال کاری انجام داده اید؟
- کارهای من بیشتر روی ریل است که تصمیم دارم این آثار را برای حفظ بیشتر تبدیل به سی دی کنم . از طرفی هم تصمیم دارم با شرکتها وارد مذاکره شوم تا کارها با همان کیفیت گذشته منتشر شود و در صورت بازسازی فقط بازسازی صوتی (پالایش) شود و برخی از این آثار در صورت نیاز بازنویسی، ضبط مجدد و شاید تنظیم دوباره شود.

در حال حاضر این خواننده ها هستند که آهنگ و شعر را انتخاب می کنند؛ آیا فعالیت موسیقی در زمان شما هم بدین صورت بوده است؟ اصولا در زمان شما خواننده سالاری وجود داشت؟
- فعالیت در زمان ما بیشتر بر مبنای رفاقت بوده تا دخالت! موزیسین وقتی ملودی به ذهنش می رسید نت آن را یادداشت می کرد. حتی مرحوم خالدی قطعه را به صورت نت در می آورد و آن را به شاعر می داد تا شاعر ملودی آن را گوش کند و برای آن شعر بگوید؛ در واقع آثار برجسته ای که از دلکش و مرضیه و دیگران به جا مانده به دلیل هماهنگی بین آهنگساز، شاعر و خواننده بود؛ در صورتی که در حال حاضر اول شعر ارائه می شود و حتی ممکن است این شعر از شاعران معروف نظیر حافظ و سعدی باشد و بعد بر اساس شعر آهنگ ساخته می شود؛ در واقع ارتباط بین آهنگساز و شاعر تنگاتنگ نیست و آهنگساز مطیع آن شعر است؛ در حالی که در زمان ما شاعر مطیع آهنگ بود. البته اکنون فضا تغییر کرده و حوصله مخاطبان بسیار کم شده است. گویی موسیقی هم مانند زندگی ماشینی باید به طور دائم بدود. آن زمان ۵ دقیقه اورتور اجرا می شد اما اکنون ۳۰ ثانیه که اورتور زده می شود باید تصنیف اجرا شود چون مخاطبان دیگر حوصله ندارد…

چه پیشنهادی برای این مشکل دارید؟
- باید نسل جوان همزمان با تبعیت از قدما، ابتکار عمل نیز داشته باشند و مطالعه بیشتر بر روی آهنگها داشته باشند و جزییات آن را تشریح کنند و خود نبوغ و ابتکار عمل نشان دهد.

یکی از حسن های آواز شما ویبراسیون و غلت های شماست که با دیگران متفاوت است نظر خود شما در این زمینه چیست؟
- این ویژگی ذاتی صدای من است و بسیاری از دوستان هم این موضوع را تایید می کنند که حسن نیت دوستان را می رساند. مرحوم پیرنیا و عبدالوهاب شهیدی، عبدالعلی وزیری می گفتند یک چیزی در صدای تو هست که در صدای هیچ کس وجود ندارد. این ویبراسیون ذاتی است.

با بازخوانی آثار گذشته موافقید و چه کسانی دراین زمینه موفق عمل کرده اند؟
- بازخوانی آثار برای ماندگار شدن و فراموش نشدن اثر در صورت اجرایی خوب مفید است؛ افتخاری و اصفهانی از کسانی هستند که برای اجرای خوب کار سعی خود را کرده اند.

آیا شما از کار خود در کار خوانندگی راضی هستید؟ کارهای خود را چگونه ارزیابی می کنید؟
- هیچ خواننده ای صد در صد از کارخود راضی نیست؛ من هم تمام تلاش خود را در طی این سالها کرده ام خوب یا بد بودن صدایم را از طریق مردم درک کنم. ما هنوز شاگرد این مکتبیم و من خود را در آن حد نمی دانم که لقب استاد را به خود بدهم و فکر می کنم که در موسیقی ایران همیشه یک دانشجو هستم؛ چراکه موسیقی ایرانی دامنه اش آنقدر وسیع است و آنقدر رموز زیبا در خود نهفته دارد که غیر قابل بیان است. من هرگز مدعی نبوده و کار بزرگی انجام نداده ام.

همیشه خود را مدیون مردم می دانم و تا جایی که در توان داشتم کار کرده ام که تاریخ و آیندگان آن را نشان خواهند داد. اگر قرار است در این سن و سال بخوانم باید با توجه به جنس صدا بخوانم. به فرض مثال اگر الان از من بخواهند که “الاتی تی” را دوباره بخوانم باید آن را یک اکتاو پایین تر بخوانم تا بتوانم حق مطلب را ادا کنم…

تا چه زمان قصد خواندن دارید؟
- زندگی ما مملو از فراز و نشیب هاست با کوچکترین مسئله ای فرو می ریزیم و با کوچکترین چیز به اوج می رسیم، این هم ارادی نبوده و دست خود ما نیست، اما آرزو دارم تا روزی که در توان دارم بخوانم و زمانی که این توانایی را در خود احساس نکردم، بدون شک دست از کار می کشم تا مخاطب را مورد رنجش خویش قرار ندهم.

با سپاس از آمن خادمی (خبرنگار موسیقی) که در این مصاحبه حضور داشت و ما را یاری کرد.

از روزنامه اعتماد ملی

11 دیدگاه

  • سنتور نی
    ارسال شده در خرداد ۲۶, ۱۳۸۶ در ۳:۲۲ ب.ظ

    با سلام
    استاد باز خوانی آهنگ های قدیمی توسط افتخاری(اجرای تصنیف کودکی با صدای خانم دلکش و افتخاری و…..) واصفهانی (نمونه:تو ای پری کجایی اجرای قوامی و اصفهانی را گوش کنید) را به نوعی تایید کرده اندحال آنکه کیفیت اجرای این دو نفر بسیار نازل تر از اجرای اصلی بوده است

  • hojat
    ارسال شده در خرداد ۳, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۹ ق.ظ

    سلام بر استاد بزرگ وهنرمندگرامی از سرزمین شمالی .لطافت و مخملی بودن صدای استاد مرا بر ان داشت تا شعری را که از سالهای جوانی به یاد دارم را تقدیم استاد کنم. گیلان جان ای گیلان جان تی کو هو جنگلو دریای قربان بمیرم من تی نم نم وارش ر تی کوهانی سری سر گالش ر. ای کاش الا تی تی را دوباره بشنویم.با ارزوی موفقییت برای استاد و شما.

  • nima
    ارسال شده در مهر ۱۲, ۱۳۸۷ در ۱:۳۰ ق.ظ

    با سلام من عاشق صدا و ترانه های قد یمی استاد مسعودی هستم در صورت امکان چند تا از آنها را واسم میل کنید .نیما

  • حافظ
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۷ در ۱:۳۹ ق.ظ

    لطفا کلیه ی اهنگ ها و اوازهای فارسی مسعودی را به میل من بفرستید.

  • مهرداد
    ارسال شده در خرداد ۱۲, ۱۳۸۸ در ۲:۵۷ ب.ظ

    با سلام خدمت طراحان سایت و استادبزرگ موسیقی جناب ناصر مسعودی.من همشهری آقای مسعودی هستم وآهنگهای قدیمی ایشان را خیلی خیلی دوست دارم به خصوص آهنگ عروس گیلان رو که خیلی هم دنبالش گشتم تا دانلود کنم ولی پیداش نکردم.من از روی صفحه گرام این آهنگ روشنیده بودم.(قسمتی از ترانه)باز شب صبحا بوسته یار نموئی
    تی رافاایسام کویه بشوئی آتش تانود می دیله خوش نایه خدایه هر جا که بیشی کوچی کور باز می دیل تی جایه………

  • امیر علی حنانه
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۸ ق.ظ

    جناب استاد عزیز کار شما با ارکستر فارابی یکی از کارهای بی نظیر بود و یادش بخیر.برایتان آرزوی تندرستی دارم.امیر علی حنانه

  • امیر علی حنانه
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۹ ق.ظ

    جناب استاد عزیز…امیدوارم در برنامه هایتان حتما یاد بزرگان را به خاطر بیاورید.ممنونم.

  • احمد پاک ضمیر
    ارسال شده در بهمن ۳, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۵ ب.ظ

    اقای مسعودی عزیزهنرمند گرامی و خود ساخته من همشهری شما وساکن کالیفرنیا هستم سوالم از شما این است که چرا ان ترانه میر علی چوپان دربازار نیست البته من اهنگ و شعرش را از حفظ هستم ولی میخواهم انرا با صدای شما داشته باشم فرمودید ملودی از مسعود لاهیجی ولی ان شعر زیبا از کیست ؟ که نفرمودیدخواهشمندم برای ثهیه این اهنگ مرا راهنمایی فرمایید
    با سپاس احمد پاک ضمیر

  • احمد پاک ضمیر
    ارسال شده در بهمن ۱۰, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۰ ق.ظ

    جناب مسعودی عزیزو گرامی که صدا و موسیقی دلنشین شمابرای همه خاطره انگیز است نمیدانم پاسخ این کامنت را چگونه باید دریافت کنم درکامنت قبلی مطلبی را فراموش کردم وان این بود که فکر میکنم که استاد ما اقای رحمت اله بدیعی که منحصرا اهنگ میر علی چوپان را ستودندبخاطر عمقی است که در درون اهنگ نهفته است جون این اهنگ دراغاز از یک sixth interval (فاصله ششم) شروع میشودمثلا فاصله میان miو do
    که “ای”است mi
    و “میر علی چوپان” do do do do do
    البته این نت ها همه شان بکار هستند که در سولفژ این ترانه اینگونه شروع میشود
    “ای میرعلی چوپان”=mi do do do do do
    که التفات میفرمایید این فاصله ششم درشروع چه ملاحت ژرفی به ملودی میدهدکه استاد بدیعی انراستودند اتفاقا بعضی از اهنگهای مشهوردنیا مثل love story
    هم با فاصله ششم شروع می شوند اقای محمد اصفهانی این خواننده پر اوازه هم گردش ملودی هایش اکثرا بر محور فاصله ششم بر قراراست sol mi do
    بهمین جهت شنیدم اسمشان را در ایران گذاشتند اصفهانی سل می دو البته چون من درایران نیستم نمیدانم تا چه حد صحت دارد در خاتمه اگر در تحلیل موزیکولوژی این قطعه توجیه و تفسیر دیگری دارید این همشهری را دردر ولایت غربت (کالیفرنیا) رهنمون فرمایید ضمنا بفرمایید چگونه باید این اهنگ را تهیه نمایم
    با سپاس فراوان
    احمد پاک ضمیر

  • admin
    ارسال شده در بهمن ۱۰, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۳ ب.ظ

    سلام
    دوستان ممکن هست آقای مسعودی به اینترنت دسترسی نداشته باشند
    پس خیلی هم منتظر پیام ایشان نباشید
    این مطلب مربوط به یک روزنامه بوده

  • arash zolfghari poor
    ارسال شده در بهمن ۱۲, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۶ ق.ظ

    اقای مسعودی سالار خوانندگان فولوکلور کشور ماست

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

“مسعودی روایت بسیار جالب‌توجهی دارد، می‌گوید: اردشیر اول که تمام جزییات تشکیلات اداری را به او نسبت می‌دادند، رجال دولت را بر هفت دسته تقسیم کرده بود و خوانندگان و نوازندگان را در ردیف عالی‌ترین مأموران دولت قرار داده بود.” (راهگانی، 1377: 85)

بالشتک نوین (II)

در اینجا می توان به نظرات نوازندگانی دیگر اشاره نمود که بالشتک (shoulder rest) را وسیله ای چندان ضروری به شمار نمی آورند و البته دلایل خود را مطرح می سازند. اگر آنها نیز به فضای خالی زیر ساز معتقد باشند و آن را موضوعی تلقی نمایند که می تواند نوازنده را دستخوش تغییرات ناگهانی نماید، شاید ترجیح دهند حداقل از قطعه ایی کوچک در زیر ساز استفاده نمایند، آنچنان که نمونه هایی از بالشک های بسیار کوچک نیز موجود بوده و مورد استفاده قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

نی و قابلیت های آن (XIII)

نی و قابلیت های آن (XIII)

در چند قسمت در مورد محدوده های صوتی و شیوۀ انگشت گذاری ساز نی صحبت کردیم و در ادامه به بررسی برخی ویژگی های اجرایی ساز نی در تکنوازی، همنوازی و گروهنوازی می پردازیم. همانطور که ذکر شد نی از لحاظ تنوع صدایی و تولید صداهای متفاوت دارای قابلیت های بسیار برای یک آهنگساز بوده و آهنگسازانی که از فواصل اجرایی ساز نی و قابلیت های آن آگاهی کامل داشته باشند میتوانند از آنها به بهترین نحو و در حالات متفاوت استفاده نمایند برای مثال صداهای بم نرم و بم معمولی نی دارای دو شخصیت کاملا متضاد هستند، به نحوی که حتی می توان چنین تصور نمود که این دو نوع صوت از دو ساز متفاوت تولید می شوند.
د-دورز (I)

د-دورز (I)

د – دُرز (The Doors) گروه راک آمریکایی که در سال 1965 در لس انجلس-کالیفورنیا تشکیل شد. در بیشترین مدت زمان بقای این گروه؛ جیم موریسون (Jim Morrison) خواننده، ری منزارک (Ray Manzarek) نوازنده کیبورد، جان دنسمور (John Densmore) درامر و روبی کریگر (Robby Krieger) گیتاریست گروه، بوده اند. در دهه 1960 آنان از جمله جنجال آفرین ترین گروهها بودند، به ویژه اشعار خشن موریسون و شخصیت غیر قابل پیش بینی وی بر روی سن معروف و بحث برانگیز بود.
میکسرهای صدا – ۲

میکسرهای صدا – ۲

اغلب میکسرها برای کانالهای مجزا دارای اکوالایزر هستند. کنترل اکوالایزرها بخلاف کنترلهای حجم صداکه بصورت کشویی (Slider) هستند، حالت تکمه (Knob) های گردشی دارند. بسته به میزان کیفیت میکسر اکوالایزر می تواند از یک کنترل تن (Tone) ساده شروع شود و یا داردی چندین باند کنترل حجم بازه های فرکانسی باشد.
چگونه چین، موسیقی کلاسیک را از آن خود ساخت؟…

چگونه چین، موسیقی کلاسیک را از آن خود ساخت؟…

«تئاتر بزرگ ملی» که اکنون در حال ساخته شدن در بخش جنوبی میدان تین آن من [در پکن] است به کانون جلب توجه فراوان از سوی رسانه ها بدل شده است. پشتیبانان این طرح، آن را به مروارید تشبیه کرده اند و از آن به عنوان یک جایگاه جهانی برای هنرهای نمایشی که بسیار بدان نیاز بوده استقبال می کنند. در عین حال خرده گیران، پروژه را با یک تخم مرغابی مقایسه کرده و از از هزینه های آن انتقاد کرده اند ولی خواه ناخواه، این تئاتر نماد قدرتمندی است از اهمیت روزافزون نقشی که موسیقی کلاسیک در حیات فرهنگی ملی و پایتخت چین ایفا می کند.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XII)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XII)

در آخرین مرحله آزمایشات Niewczyk (تصویر16-1) ضخامت صفحات را طوری مشخص می کنیم که بتوانیم آنها را با نتایج حاصل از تجربیات هاتچینز(Hutchins) مقایسه کنیم. بر اساس این قیاس باید بگویم که اگر کل سطح صفحه نازک شود، فرکانس های رزونانس اول و دوم به اندازه 70% از مقدار ضخامت کم شده، کاهش می یابند، در حالیکه در رزونانس پنجم این عدد به 50% می رسد و زمانیکه ضخامتها در یک صفحه تخت کم می شود به اندازه 100% از کاهش ضخامت در صفحه، فرکانس های رزونانس نیز کاهش می یابند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که قوسهای صفحات بیشترین تأثیر را در کاهش رزونانس می گذارند و این حالت بیشتر در رزونانس پنجم دیده می شود.
پیترو ماسکانی (III)

پیترو ماسکانی (III)

در سال 1900 ماسکاگنی به اجرا در مسکو و سن پترزبورگ پرداخت. در 17 ژانویه 1901، Le maschere در شش سالن تئاتر در ایتالیا اجرا شد. یک ماه پس از مرگ جوزپه وردی، ماسکاگنی در 27 ژانویه بزرگداشتی برای او برگزار کرد. در همان سال نیز او رهبری رکوئم وردی را در وین به عهده گرفت.
حاشیه ای بر نشست مدیر جدید

حاشیه ای بر نشست مدیر جدید

نشست هم اندیشی با اهالی مطبوعات که اولین نشست مدیر جدید موسیقی حوزه هنری دکتر پیروز ارجمند (1) بود، 18 دی ماه در حوزه هنری برگزار شد. حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، یکی از توانمند ترین مراکز هنری ایران است، چنانکه پیروز ارجمند می گوید: «در حوزه هنری از نظر فعالیت‌های کاری بسیار گسترده‌تر از مرکز موسیقی ارشاد، مرکز موسیقی صدا و سیما و نیز مرکز موسیقی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران هستیم». در بخش موسیقی این سازمان چند مدیر اهل موسیقی تا کنون سرپرستی این مرکز را به عهده گرفته اند: حسام الدین سراج، علی بکان و رضا مهدوی که مهدوی بیش از یک دهه در این سمت به فعالیت مشغول بود. آخرین مدیری که چندی پیش برای بخش موسیقی حوزه هنری از طرف این سازمان معرفی شده، دکتر پیروز ارجمند، اتنوموزیکولوگ و آهنگساز است.
اپرای متروپلیتن (IV)

اپرای متروپلیتن (IV)

تکنولوژی “عنوان متروپلیتن” داری سیستم خاموش روشن شدن، عوض کردن زبان (در حال حاضر به آلمانی و اسپانیایی نیز می باشد)، فیلتری که نور صفحه، حضار پشتی یا کناری را اذیت نکند. به دلیل ارتفاع صحنه نمایش سالن متروپلیتن، گذاشتن متن ترجمه در بالای سن مناسب نبود، در حالی که در بیشتر اپراها از این روش استفاده می شد. استفاده از آن به شدت توسط کارگردان موسیقی جیمز لوین منع شد و سیستم “عنوان متروپلیتن” به عنوان بهترین راه حل نمایش ترجمه، مورد قبول هنرمندان اپرا و حضار بوده.
انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس هنرستان هنرهای زیبا در تبریز، کتاب «هنرستان موسیقی تبریز» به قلم فرهود صفرزاده (پژوهشگر موسیقی ایرانی) به چاپ رسیده است .
فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (I)

فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (I)

جاکوب لودویگ فیلیکس مندلسون بارتولدی (Felix Mendelssohn-Bartholdy) آهنگساز یهودی در 3 فوریه 1809 در هامبورگ متولد شد. فلیکس مندلسون، آهنگساز آلمانی در اوایل دوره رمانتیک زندگی می کرد. آثار وی شامل قطعاتی در فرمهای سمفونی، کنسرتو، قطعاتی برای پیانو و موسیقی مجلسی (chamber music) می باشد. بعد از مدت زمانی طولانی انزوا و به دست فراموشی سپرده شدن، مندلسون و آثارش بار دیگر به رسمیت شناخته شد. او فرزند آبراهام، بانکدار و شخصی که خود فرزند فیلسوف بزرگ یهودی؛ موسز مندلسون (Moses Mendelssohn) و لی سالمون (Lea Salomon) عضو گروه یهودی ایزاک (od the Itzig) بود.