گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (X)

در ادامه، ملُدی به حوزه‌ی دانگ‌های انتقال‌یافته‌ی دوم و سوم ماهور به یک اکتاو بالاتر وارد می‌شود و تا درجه‌ی پنجم پیشروی می‌‌کند و سپس در حرکتی پایین‌رونده، با ایست روی درجه‌ی سوم و سپس درجه‌ی اول، به دانگ اول راک (R1) می‌رسد. البته، با توجه به پیشروی ملُدی تا نت سل پایین‌دسته و کمرنگ بودن نقش دانگ سوم ماهور در این پیشروی ـ مانند آنچه در گوشه‌ی داد اتفاق می‌افتد ـ می‌توان نت سل را صرفاً پس‌دانگِ دانگِ دوم ماهور دانست و ملُدی فقط به آن اشاره‌ای می‌کند. بااین‌حال، به‌دلیل زیرایی بالای این نت در ملُدی، نسبت به سایر نت‌ها (آکسان تنال) ، و نیز واقع‌شدن آن در ابتدای جمله (تأکید دینامیک)، نقش آن در ملُدی و سیر گوشه پررنگ است. این نت در تصویر بعدی با دایره‌ مشخص شده است.

در ادامه، ملُدی به حوزه‌ی دانگ‌های انتقال‌یافته‌ی دوم و سوم ماهور به یک اکتاو بالاتر وارد می‌شود و تا درجه‌ی پنجم پیشروی می‌‌کند و سپس در حرکتی پایین‌رونده، با ایست روی درجه‌ی سوم و سپس درجه‌ی اول، به دانگ اول راک (R1) می‌رسد. البته، با توجه به پیشروی ملُدی تا نت سل پایین‌دسته و کمرنگ بودن نقش دانگ سوم ماهور در این پیشروی ـ مانند آنچه در گوشه‌ی داد اتفاق می‌افتد ـ می‌توان نت سل را صرفاً پس‌دانگِ دانگِ دوم ماهور دانست و ملُدی فقط به آن اشاره‌ای می‌کند. بااین‌حال، به‌دلیل زیرایی بالای این نت در ملُدی، نسبت به سایر نت‌ها (آکسان تنال) ، و نیز واقع‌شدن آن در ابتدای جمله (تأکید دینامیک)، نقش آن در ملُدی و سیر گوشه پررنگ است. این نت در تصویر بعدی با دایره‌ مشخص شده است.

در ادامه، سیر طبیعی فرود از راک به ماهور با تأکید بر محور فاـ سل و سپس فرود روی دانگ سوم و در ادامه‌ی دانگ دوم ماهور، گوشه خاتمه می‌یابد. حال، می‌توانیم با تصویری روشن‌تر به تصمیم‌گیری در مورد ماهیت و نقش دانگِ اول گوشه‌ی راک کشمیر بپردازیم. به نظر می‌رسد این دانگ همان دانگ ماهور باشد. برای اینکه مشخص شود چرا چنین نتیجه‌ای گرفته شده و از آن مهم‌تر، این دانگ چه نقشی دارد، به دلایل‌مان برای ماهور دانستن آن بپردازیم.

از آنجایی که دانگی که پس از این دانگ در گوشه‌ی راک کشمیر می‌آید خود انتقال‌یافته‌ی دانگ دومِ ماهور به یک اکتاو بالاتر است، و ما در سایر گوشه‌ها معمولاً چنین وضعیتی را مشاهده نمی‌کنیم، طبیعی است که تتراکرد سل‌ـ دو را نیز مشابه دانگِ اول ماهور بدانیم که یک اکتاو به بالا منتقل شده است. از سوی دیگر، به‌دلیل سیر حرکتی گوشه، که به فواصل ماهور می‌انجامد، شاید ماهور دانستن این دانگ برای هماهنگ‌تر و درعین‌حال آماده‌تر شدن گوشه برای ورود به فضای ماهور قابل‌توجیه باشد.

همچنین، نکته‌ای که بیش از دیگر نکات اهمیت دارد این است که متغیر نبودن درجه‌ی هفتم ـ که برخلاف رفتار ماهور در گوشه‌های دیگر در منطقه‌ی صوتی پایین‌دسته است ـ می‌تواند به این دلیل ساده باشد که ما فقط با یک حرکت بالارونده مواجهیم که در سایر گوشه‌های ماهور در این تتراکرد نیز، در حرکات بالارونده، درجه‌ی هفتم در فاصله‌ای نیم‌پرده‌ای با درجه‌ی هشتم است.

به عبارت بهتر، در ماهورِ دو و در گوشه‌هایی که در محدوده‌ی تتراکرد سل‌ـ دو پایین‌دسته سیر می‌کنند نت سی‌بکار در حرکات بالارونده مورد استفاده قرار می‌گیرد و در ابتدای راک کشمیر نیز حرکت بالارونده است. سی‌بمل در حرکات پایین‌رونده‌ی این محدوده و همراه با تغییر دانگ به فاـ سی‌بمل اجرا می‌شود. با در نظر گرفتن این نکات، به نظر می‌رسد ماهور فرض‌کردن دانگ ابتدایی راک کشمیر منطقی‌تر است.

پی نوشت
۳- در آکسان تنال، نت مؤکد است، چون به‌وضوح از نغمه‌های اطراف خود زیرتر است (تیورک ۱۳۸۷: ۲۳).
۴- در تأکید دینامیک، نت مؤکد است، چون قوی‌تر از نت‌های اطرافش نواخته می‌شود (همان).

کامیار صلواتی

متولد ۱۳۶۹، تویسرکان
پژوهشگر حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی و تاریخ معاصر موسیقی در ایران
کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است