ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

ارکستر فیلارمونیک برلین
ارکستر فیلارمونیک برلین
ارکستر فیلارمونیک برلین برای سالیان متمادی به عنوان یکی از پیشگامان اجرای موسیقی سمفونیک در جهان مطرح بود، نام آن با واژگانی چون تکنیک فوق العاده، اجرای گستره وسیعی از سبکهای موسیقی کلاسیک، سونوریته درخشان مترادف است. برلین، به عنوان شهری که برای مدتی نزدیک به ۱۰۰ سال یکی از مراکز بزرگ فرهنگ و هنر در سرتاسر جهان بوده است، همیشه در جذب علاقمندان موسیقی با اجراهای فوق العاده قوی ارکستر فیلارمونیک خود، موفق بوده است.

ارکستر برلین با همکاری Sony Classical تعدادی قطعه ضبط کرد که بخشی از آنها ۱۰ سال بعد با هدایت آبادو (Claudio Abbado) منتشر گردید. فهرست این قطعات اجرا شده بسیار متنوع بود، اپرا هایی مانند Boris Godunovو viaggio a Reimsهمچنین سمفونی هایی چون سمفونی شماره ۹ بتهوون و سمفونی شماره ۳۶ موزار و چندین اجرای دیگر چون Faust Scenes اثر Schumann و St. John’s Night on the Bare Mountain اثر موسورسکی.

اخیرا Sony Classical کنسرتو پیانو شماره ۳ راخمانینوف با همکاری Arcadi Volodos به عنوان پیانیست و James Levine به عنوان رهبر ارکستر منتشر کرده است. از دیگر آثاری که Sony Classical اخیرا با همکاری ارکستر برلین ضبط کرده می توان از قطعاتی از شومان با اجرای Murray Perahia به عنوان تک نواز و CD قطعات ویولون کنسرتوی چایکوفسکی و شوستاگویچ با تک نوازی Midori نام برد.

ارکستر سمفونی برلین در ۱۸۸۲ با تلاش ۵۰ موسیقی دان جاه طلب تاسیس شد! اولین نبرد ارکستر جدید مربوط به مشکلات مالی و مدیریت ضعیف بود.

در سال ۱۸۸۷ Hermann Wolf مدیریت ارکستر را به عهده گرفت و فورا وضعیت موجود را با همکاری Hans von Bülow، یکی از جاه طلب ترین و غیر قابل انعطاف ترین رهبر های ارکستر آن زمان بهبود بخشید. Bülow ارکستر را در مدت ۵ سال دگرگون ساخت و در پایان این زمان گروهی متشکل از بهترین موسیقی دان ها چون Hermann Levi، Hans Richter، Felix Mottl، Felix von Weingartner، Ernst von Schuch و آهنگسازانی چون برامس و گریگ، رهبران ارکستری چون گوستاو مالر،ریچارد اشتروس و هانس فیتنر ایجاد کرد.

در سال ۱۸۹۵ مدیریت به Arthur Nikisch ، رهبر ارکستری آرام و دارای چهره اقتصادی واگذار شد که استانداردهای وضع شده به وسیله Bülow را حفظ کرده بود و فهرست نمایش ارکستر را به صورت قابل ملاحظه توسعه داد.

در مدت بیش از ۲۷ سال ریاست، مدافع جدی بروکنر، مروج آثار چایکوفسکی، برلیوز، لیست و آثار مدرنی چون اشتراوس و مالر بود.

از جمله تک نوازان انتخاب شده برای این ارکستر را می توانFerruccio Busoni، Wilhelm Backhaus، Alfred Cortot، Jacques Thibaut، Carl Flesch، Bronislav Huberman، Jascha Heifetz، Adolf Busch، Pablo Casals، Maria Ivogün و Heinrich Schlusnus نام برد.

ارکستر فیلارمونیک برلین، جوایز متعددی در زمینه موسیقی کلاسیک دریافت کرده که از جمله آنها: برنده شدن ۸ جایزه Grammy در سالهای ۱۹۷۰(بهترین ضبط اپرا )، ۱۹۷۹ (بهترین مجری موسیقی ارکسترال)، ۱۹۹۳ (بهترین ضبط ارکستر)، ۱۹۹۵ ( بهترین اجرای موسیقی مجلسی)، ۱۹۹۸ ( بهترین گروه اجرائی)، ۲۰۰۰ ( بهترین مجری آواز کلاسیک)، ۲۰۰۱ ( بهترین مجری ارکستر)، ۲۰۰۷ ( بهترین تکنوازان آلات اجرای ارکستر)، برنده ۲ جایزه Classical BRIT در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳، برنده ۵ جایزه Gramophone در سالهای ۱۹۸۱ (ارکستر سال)، ۱۹۸۴ ( رکورد سال)، ۲۰۰۰ (ارکستر سال)، ۲۰۰۴ (اجرای درخشان قطعات)، ۲۰۰۶ ( رکورد سال) و برنده ۳ جایزه Echo Klassik در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۶ است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (V)

بخشی از آثار مربوط به دفاع مقدس، در سال های بعد از آن ساخته شده اند. نظیر قطعاتی که آقایان: روشن روان، انتظامی و شریفیان ساخته اند و اکثر آنها شنیده شده اند. بیشتر این آثار و بلکه تمام آنها، برای ارکستر بزرگ (بخوانیم ارکستر سمفونیک) و گاه گروه کر همراه آن نوشته شده و اجرا شده اند که در عرف معمول موسیقیدانان ما محمل مناسبی هستند برای نمایاندن شکوه و عظمت نبرد ۸ ساله ایران و عراق.

مروری بر آلبوم «ماهرو»

همان قطعه‌ی اولِ این نخستین آلبومِ مستقلِ یک آهنگساز جوان (متولد ۱۳۷۲) نشانه‌هایی از شوق و انگیزه‌‌ای امیدوارکننده برای خلق موسیقی دارد. گمانه‌ها و آزمون‌هایی در چندصدایی، ذوقِ ملودی‌پردازی و رسیدن به انگاره‌هایی چند متعلق به خود او (اگرچه معدود و محدود)، قانع نشدن به داشتنِ روال یکسان لحنی و ایقاعی در قطعات و سرحالی و شوری که در صدای گروه است، همه و همه سرچشمه‌ی روشنیِ نخستین‌اند. در عین حال می‌توان شنید که در گوش مؤلف، کار آهنگسازانی –تنها در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی- که قدیمی‌ترین‌ و اثرگذارترین‌شان پرویزمشکاتیان و محمدعلی کیانی‌نژادند رسوب دارد و گه‌گاه بازی‌های موسیقی روی بندِ نغمه‌های کروماتیک، یادآور آهنگسازان جوان‌تر نیز هستند.

از روزهای گذشته…

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (II)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (II)

در صورتی که بتوان، صدای واقعی ایرج را با توجه به کیفیت پایینی که به نسل امروزی رسیده، بدست آورد و شنید، شاهد خواهیم بود که او دارای صدایی منحصر به فرد و یگانه در تاریخ موسیقی ایران می باشد، صدایی که منتها درجه هر یک از پارامترهای یک صدای خوب (سونوریته مناسب، حجم بالا، وسعت مطلوب، وضوح و شفافیت عالی و…) را داراست البته با توجه به کیفیت ضبط و انتقال آنها از ادوات ضبط و پخش موسیقی قدیم تا کنون (که اکثرا امروز به صورت داده های کامپیوتری است) کمتر کسی صدای واقعی او را شنیده است.طبیعتا هر چه صدا به صدای واقعی نزدیکتر باشد، به همان نسبت نیز قضاوت ما صحیح تر خواهد بود.
گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (II)

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (II)

آروین صداقت‌ کیش در ادامه افزود: تمام این مشکلات را به چیزی احساسی که در اینترنت داریم نسبت می‌دهم؛ که در سایه بودن یا در تاریکی بودن است. در آن لحظه‌ای که من ایرانی در فضای راحت [خانه] پشت دستگاهم نشسته‌ام، شرایط از نظر روانشناختی به من می‌گوید، همه کار می توانم بکنم! من در خانه ی خودم وقتی تنها هستم، ممکن است هر کار دور از شأن [اجتماعی] هم بکنم. این همان احساس را به من القا می‌کند؛ من در اتاقم پشت کامپیوترم نشسته‌ام و احساس می‌کنم که هر کاری بخواهم می توانم بکنم و می کنم. از آن لحظه به بعد به قول آقای مختاباد دیگر «غول از شیشه بیرون آمده» و ما هم نمی‌دانیم چه‌طور آن را به شیشه برگردانیم.
اپرای مادام باترفلای

اپرای مادام باترفلای

مادام باترفلای Madame Butterfly (به معنای بانو پروانه) اپرایی در سه پرده (در اصل دو پرده)، ساخته جیاکومو پوچینی است که آنرا بر مبنای اشعار اپرایی(Libretto) ایتالیایی که توسط لوییجی ایلیکا Luigi Illica و جیوزپه جیاکوزا Giuseppe Giacosa به وجود آورده است.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (IV)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (IV)

امروزه براى اکثر مردم تعیین وقتِ مناسب براى تمرین نه تنها اختیارى نیست بلکه اگر زمانِ تمرینِ کمى هم در طول روز پیدا کنند، در تعیین زمانِ تمرینشان اجبارِ کامل دارند و نمى توانند مقدارى که مى خواهند را در زمانى که دوست دارند تمرین کنند. ابتدا براى بررسى زمانِ تمرین، افرادى را در نظر مى گیرم که از هر لحاظ تأمین هستند و مى توانند تمام وقتِ خود را به موسیقى اختصاص دهند که عموما و اصولا (البته طبق مطالعات و تحقیقاتِ نگارنده) تمرینهاى آنها بدین صورت است که صبح ها تمرین هایى را در سطح ساده و متوسطه (بنا بر سطح خودشان) انجام مى دهند و یا آهنگ هاى ساده اى را فقط جهت گرم کردن دست ها اجرا مى کنند.
لی لی افشار و فروغ کریمی در تالار رودکی

لی لی افشار و فروغ کریمی در تالار رودکی

فردا تالار رودکی شاهد کنسرت دو بانوی هنرمند برجسته ایرانی خواهد بود؛ فروغ کریمی نوازنده فلوت و لی لی افشار نوازنده گیتار در این برنامه به همنوازی خواهند پرداخت. این برنامه که سه شنبه و چهارشنبه در تالار رودکی به اجرا در می آید فرصتی است تا هنردوستان ایرانی توسط این دو هنرمند با کیفیت بین المللی اجرای موسیقی کلاسیک بیشتر آشنا شوند.
این آب‌های اهلیِ وحشت… (I)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (I)

شاید در تاریخ موسیقی کلاسیک غرب،‌ آثار متعددی ریشه در یک کابوس داشته باشند یا خالق‌شان در تصویر یک کابوس، آن اثر را تصنیف کرده باشد و به هر دلیل ما امروز از شأن نزول آن اثر بی‌خبر باشیم. از سوی دیگر چه بسا آثاری که بدون تأکید بر خواست و هدف خالق اثر،‌ شنوندگان و منتقدان، تأویل‌هایی کابوس‌محور از آن اثر داشته‌ یا دارند. اما در این میان،‌ چند اثر شناخته‌شده نیز وجود دارد که به بهانه‌های مختلف بطور مستقیم به موضوع کابوس مرتبط‌اند که در این یادداشت به چند مورد شاخص از آنها اشاره خواهم کرد. اما قبل از آن لازم