ارکستر فیلارمونیک برلین (II)
ژورنال موسیقی
نوشته های اخیر
ارکستر فیلارمونیک برلین (II)
در سال 1922 نیکیش (Arthur Nikisch) به طور ناگهانی بر اثر آنفلانزا درگذشت و فورت ونگلر (Wilhelm Furtwängler)، رهبر ارکستر جوان با خلق و خوی متمایز، تعصب، شیوه بیان و رفتار و شگرد غیر عادی موفق شد رهبری ارکستر را به دست گیرد. فورت ونگلر توجه ارکستر را به آهنگ سازان رمانتیک و کلاسیک معطوف کرد.

او مفسر بزرگ آثار برامس، بتهوون و بروکنر بود و در میان هنرمندان هم دوره ای های خود با آهنگ سازان رمانتیک قدیمی بیش از دیگر آهنگ سازان نزدیک بود. او برای کار با استراوینسکی، شوئنبرگ، هیندمیت و پروکوفیف در یک زمان نقشه های زیادی کشیده بود. رهبری او تا سال 1954 همزمان با پایان جنگ دوم جهانی، به طول انجامید.

پس از پایان جنگ، زندگی هنری در برلین؛ با وجود شهر تخریب شده فورا آغاز شد. ارکستر فیلارمونیک که آخرین کار خود را در آپریل 1954 ارائه کرد، در ماه مه تحت نظر برچارد (Leo Borchard) دوباره شروع به فعالیت کرد. مدیریت Borchard به دلیل مرگ نا بهنگام او بسیار کوتاه بود، چیلیبیداکه (Sergiu Celibidache) رهبر ارکستر رمانیای نا شناس و با نشاط 33 ساله مدیریت را با قدرت و تعصب به دست گرفت.

او کنسرتهای در community hall در شهر Zehlendorf، Titania-Palast و Musikhochschule داشت که تا حدودی غیر عادی بود. تحت نظر کیلیب داچه ارکستر فیلارمونیک پس از سالها انزوا در زمان جنگ حیات فرهنگی تازه ای یافت و هنرمندان معروف بین المللی دوبار کار خود را در برلین از سر گرفتند.

فورت ونگلر در سال 1946 دوباره به لژ سلطنتی بازگشت و یکی از رهبران ارکستر مطرح در سال 1952 بود. پس از مرگ او در سال 1954 اعضای ارکستر فیلارمونیک برای ریاست به کارایان (Herbert von Karajan) رای دادند.

در مدت سه ده فعالیت او، ارکستر فیلارمونیک دچار دگرگونی شگرفی شد. کنسرت ها، تورها و ضبط های بیشماری که در ارکستر فیلارمونیک برلین اجرا شد، ثمره همکاری بین المللی او بود. همچنین در زمان مدیریت کارایان ارکستر فیلارمونیک برلین مکان جدیدی با نام the Philharmonie on Kemperplatz، طراحی شده به وسیله Hans Scharoun را در سال 1963 به دست آورد. در سال 1987 سالن موسیقی مجلسی نیز به آن اضافه شد.

در سال 1989 کارایان باعث موفقیت و طلایه داری ارکستر فیلارمونیک در میان تمامی ارکسترهای جهان و در عصر اینترناسیونالیسم شد. او یک سال بعد در Salzburg فوت کرد و آبادو (Claudio Abbado) بر صندلی ریاست ارکستر تکیه زد. آبادو در فهرست کنسرتهای ارکستر، جایگاه خاصی را به موسیقی قرن 20 در کنار موسیقی کلاسیک اختصاص داد.

همچنین او برنامه هایی برای ارائه موضوع های چون "موسیقی با الهام از اشعار Hölderlin"، "Faust"، "تراژدی یونانی (Oedipus, Elektra, Medea)"، شکسپیر، "Berg/Büchner"و "The Wanderer" داشت. او اولین مجری اجرای اپرا در ارکستر فیلارمونیک شامل Il Viaggio a Reims اثر Rossini، Boris Godunov اثر Mussorgsky، Elektra اثر Richard Straus، Otello اثر Verdi، Wozzeck اثر Berg، Fierrabras اثر Schubert وTristan und Isolde اثر Wagner بود.

در سال 1999 راتل (Simon Rattle) به عنوان رهبر ارکستر فیلارمونیک برگزیده شد. او با تمام قدرت به حل مشکلات مالی و هنری ارکستر فیلارمونیک برلین پرداخت. او لازمه حل این مشکلات را تغییر در قوانین جاری می دانست که سر انجام در 2001 قوانین جدیدی در حمایت از اعضای ارکستر وضع کرد.

ارکستر فیلارمونیک برلین دارای ساختاری دمکراتیک است، همانطور که از آغاز چنین بوده و آهنگسازان عضو آن دارای امنیت شغلی بالایی می باشند.

en.wikipedia.org
sonyclassical.com
در این رابطه بخوانید
یک نظر برای “ارکستر فیلارمونیک برلین (II)”
  1. بهار :

    سلام

    به ما هم سر بزنيد

    دنبال يك استاد واقعي پيانو مي گردم اگر اطلاعاتي داشته باشيد ممنون مي شم

    بدرود .

فرستادن نظر

RSS / XML