فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (I)

فرنگیس علیزاده
فرنگیس علیزاده
فرنگیس علیزاده یک آهنگساز و پیانیست اهل باکوست و متولد ۱۹۴۷ است که پیش از اینکه در پروژه جاده ابریشم یویوما به صورت جهانی مطرح شود به عنوان یک آهنگساز نوگرا (البته با حال و هوای موسیقی آذری) در آذربایجان شناخته میشد. معروفیت فرنگیس علیزاده (Firangiz Alizade) به دلیل ساخته های موسیقی او که در یک نوع جدید به نام «Yeni Musigi» (موسیقی نو) است، می باشد. وی پیانو را در نزد Ulfan Khalilov و آهنگسازی را نزد Gara Garayev را درهنرستان باکو آموخت، جاییکه او فارغ التحصیل شد به عنوان پیانیست در سال ۱۹۷۰ و یک آهنگساز در سال ۱۹۷۲٫

تز دکترای او در سال ۱۹۸۹ راجع به « ارکستراسیون در کارهای آهنگسازان آذربایجانی » بود.علیزاده جایزه سالانه اتحادیه آهنگسازان آذربایجان را در سال ۱۹۸۰دریافت کرد و در ۱۹۹۰ علیزاده به عنوان «هنرمند برجسته» لقب گرفت.

audio fileبشنوید قسمتی از ساخته های فرنگیس علیزاده

کارهای او در فستیوالهای نیویورک، آمستردام، لندن، ورشو، آمستردام، لس آنجلس، بوستون، هیدلبرگ، مکزیکو سیتی، زوریخ، برلین، فرانکفورت، بن و … اجرا شده است.

از زمانیکه آذربایجان استقلال خود را در ۱۹۹۱ بدست آورد، علیزاده در خارج کار می کند (در کشورهای ترکیه، سوییس و آلمان.)

به مصاحبه ای که با او در سال ۱۹۹۹ شده است را میخوانیم:
کدام تجربیات و علاقمندیهای شما در بچگی، به نظرتان زندگی و حرفه شما را شکل داده است؟
وقتیکه من اولین بار چشمم را به دنیا گشودم، باکو به عنوان مرکز هنرها در دنیا می درخشید. در آنجا اجراهای مکرر ارکسترال بود که توسط رهبر ارکستر بزرگ نیازی (۱۹۱۲-۱۹۸۴) در سالن فیلارمونیک رهبری می شد. ما با گوش سپردن به اپراهای بسیار عالی دنیا مانند “Koroghlu” 1937 از اوزیر حاجی بیگف ۱۸۹۵-۱۹۴۸ (و باله هایی همچون ” هفت زیبا ” (۱۹۴۹) از گارا گارایف (۱۹۸۲-۱۹۱۸) بزرگ شدیم، همراه با سمفونیک mughams از امیروف و کارهای آهنگسازان دیگر مانند جهانگیر جهانگیرف (۱۹۹۲- ۱۹۲۱) و Jovdat Hajiyev زندگی میکردیم.

من ساعتهای لذتبخشی را با تماشای کمدی های موزیکال Hajibeyov سپری می کردم، “Arshin Mal Alan”( دستفروش پارچه،۱۹۱۳) و “O Olmasin, Bu Olsun” (اینکی نه، اونیکی ۱۹۱۱)، البته در طول آن سالها تنور بزرگ رشید بهبودف ۱۹۱۵- ۱۹۸۹ ترانه های مردمی توفیق قلی اف ۱۹۲۰ و رئوف حاجی اف ۱۹۲۲- ۱۹۹۵ را اجرا می کرد و همچنین در فیلم Bakhtiyar 1942 می درخشید.

من خودم در یک خانواده موزیسین بزرگ نشدم. پدر من مهندس نفت بود اما علاقه شدیدی به ساز زهی تار داشت و این ساز را بطور غیر حرفه ای می نواخت. خانواده من هنگامیکه از علاقه وافر من به موسیقی اطلاع پیدا کردند، تصمیم گرفتند که برای من یک پیانو بخرند، سپس من نوازندگی را از ۵ سالگی آغاز کردم.

در سن ۷ سالگی، من اولین آهنگ خود را- ترانه ای برای کودکان- به نام “بهار” ساختم. معمولاُ وقتی بچه ها آهنگی می سازند، نت آنرا یاد داشت نمی کنند، اما من از همان ابتدا شروع کردم به نوشتن نت.

همچنین، اولین معلم آهنگسازی من، آدیلا حسین زاده (Adila Huseinzade)، مرا بسیار تشویق کرد. او مرتباُ به من می گفت که من استعداد زیادی دارم و پس باید بیشتر از بقیه دانش آموزان تمرین کنم. به همین دلیل است که من فکر می کنم محیط یک شخص، یک فاکتور بسیار مهم در زندگی او می باشد؛ خانواده، مدرسه، دوستان، معلمان، تلویزیون، رادیو، زندگی فرهنگی، کتابها و انسانهای جالب، همه می توانند تاثیر عمیقی بر ما داشته باشند. جوانها باید در فضای سرشار از عشق و توجه اطرافیان پرورش یابند. این باعث بوجود آمدن یک بنیان قوی برای زندگی آنها می شود.

چقدر کودکی خود شما با کودکان امروزه متفاوت است؟
دوران کودکی ما خیلی ساده تر و معمولی تر بود. برنامه زندگی ما خیلی منظمتر بود و سرگرمیهای آماده اصلاُ تا این اندازه نبودند. والدین ما اجازه نمی دادند که در روز بیشتر از یک ساعت تلویزیون نگاه کنیم.

گارا گارایف، آهنگساز مشهور آذربایجانی، معلم من بود. او هر چیز را فقط یکبار می گفت و ما باید آنرا به خاطر می سپردیم. ما احترام بیشتری برای بزرگتر هایمان قائل بودیم. امروزه در آذربایجان نیز مانند کشورهای دیگر، آنقدر که باید به بزرگترها احترام نمی گذارند. اما اگر شما می خواهید در زندگی خود چیزی را یاد بگیرید، باید بیشتر به بزرگترها و کسانیکه تجربه بیشتری نسبت به شما دارند توجه کنید. من خیلی خوشبخت بودم که در دوران جوانیم اطرافیان من کسانی بودند که به من و تربیت من توجه می کردند.

2 دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۱۹, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

    khaste nabashid.mitonid az navazandegan va ahangsazane azary khodemon va karashon benvisid
    ba tashakor

  • اميد
    ارسال شده در مهر ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

    salam kheili khob bod age ma betonim in mataleb ro ke janbeye amozeshie besyar khobi ham dareh dar in site motabar afzayesh bedim ghatan mitonim baraye kasani ke khahane mosighie jeddi va daraye andisheye valla hastesh o ronagh bebakhshim.arezoye movafaghiat barayue tamame dast andar karane an site motabar va jeddi daram.shado sarboland bashin.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «موسیقی نظامی دوره‌ی قاجار»

در حالی‌که از بسیاری از موسیقیدانان نیم قرن قبل نیز، امروزه ضبط‌ها و اطلاعات محدودی در دسترس است، تردیدی نمی‌ماند که شنیدن نواخته‌هایی از موسیقی ایران متعلق به بیش از ۱۱۰ سال پیش، چه اندازه هیجان‌انگیز خواهد بود و به لحاظ بررسی‌های موسیقی‌شناختی تا چه حد می‌تواند اطلاعات مفیدی به دست دهد. لذا انتشار چنین آثاری رخدادی ارزشمند و مسرت‌بخش است. اما وقتی اثری منتشر می‌شود که حاوی موسیقی‌ها و اطلاعات تاریخی با ارزش است، ذکر منبع و مأخذ، اعتبار و ارزش آن را مضاعف می‌کند و سبب می‌شود تا مخاطب نیز با اعتماد و دانش بیشتری سراغ آن برود. از این‌رو شایسته بود که مشخص می‌شد ضبط‌های این آلبوم از چه منبع یا منابعی به دست آمده‌اند، تاکنون کجاها بوده‌اند و چگونه کشف شده‌اند. (۱)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

از روزهای گذشته…

کنسرت مارک نافلر در دبی

کنسرت مارک نافلر در دبی

نوازنده افسانه ای و صاحب سبک گیتار، مردی که یکی از بهترین آلبوم های راک در تاریخ موسیقی را ارائه کرد در حال اجاری تور کنسرت در گوشه کنار دنیا می باشد و قرار است بزودی در پنج شنبه همین هفته یعنی سوم مارچ در مدیا سیتی دبی (Media City, Dubai) اجرای کنسرت داشته باشد.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت هشتم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت هشتم)

پس از انتصاب فرهاد مشکات به سمت رهبری ارکستر در سال ۱۳۵۱، تغییر و تحولاتی چند در سطوح مختلف مدیریتی و اجرایی ارکستر سمفونیک تهران صورت پذیرفت. فرهاد مشکات، در آمریکا به تحصیل هم زمان در رشته های موسیقی و اقتصاد پرداخته بود و پس از مراجعت به کشور، اندیشه بین المللی کردن ارکستر سمفونیک تهران را در سر می پروراند. از این رو، شاخصه های اساسی مدیریت ارکستر جهتی دیگر یافتند و برای آغاز برنامه ها، استخدام نوازندگان چیره دست و ماهر ارکسترهای خارجی در دستور کار ارکستر قرار گرفت.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

گویی ارتباط هنری ایران و هند از این زمان آغاز شد و ایران از موسیقی هند تأثیر گرفت. این نوازندگان و خوانندگان در کوچه و بازار و روستاهای ایران به راه می‌افتادند و برای مردم ترانه می‌خواندند. این گروه به کولی معروف شدند و به ترانه‌هایی که می‌خواندند “ترنگ” یا “ترانک” می‌گفتند و گمان می‌رود که در زمان ساسانی، ترانک به اشعار هشت‌هجایی عشقی و انتقادی گفته می‌شده است که به تصنیف عامیانه امروز شباهت داشته است. (مستوفی، به نقل از انجمن آرای ناصری، بی‌تا)
محمودی: رپرتوار را در حد بضاعتم انتخاب کردم

محمودی: رپرتوار را در حد بضاعتم انتخاب کردم

مطابق سیستم آموزشی بسیاری از دانشگاه های موسیقی در جهان، دانشگاه موسیقی صدا و سیما هم برای آموزش نوازندگی در ارکستر، ارکستر بزرگی تشکیل داده و در این ارکستر از دانشجویان و فارغ التحصیلان این دانشگاه دعوت به همکاری کرده است. به مناسبت برگزاری جشنواره فجر دانشجویان از مدیریت محترم دانشگاه درخواست کردند که اجازه داشته باشند در کنار بقیه ارکسترها در جشنواره شرکت کنند و ایشان هم با شرایطی تحت نظرات مستقیم دانشکده موسیقی موافقت کردند.
«باران! یعنی تو بر می گردی؟» به صورت رایگان منتشر شد

«باران! یعنی تو بر می گردی؟» به صورت رایگان منتشر شد

«باران! یعنی تو بر می گردی؟» نام آلبومی است که برای گیتار کلاسیک آهنگسازی شده است؛ آهنگساز و نوازنده گیتار تمام قطعات این آلبوم پیمان شیرآلی است. این آلبوم دارای ۲۶ قطعه است که برای نوازندگانی با سطح متوسط به بالا طراحی شد است.
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (IV)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (IV)

باز هم یادآور می شوم سخن من دال بر کژتابی شعر مولانا نیست بلکه مقوله تلفیق شعر و موسیقی مد نظر است. برای چنین فضای جدیدی (جدید از جهت نوع سنخیت با آواز ایرانی) که در ارکستراسیون اثر جاری است، بدون شک شعر بسیار مناسبتری هم می شد یافت. می دانیم که موسیقی و کلام در دو فضای متقاوت سیر می کنند و همچنین می دانیم که وزن شعر “مستفعلتن مستفعلتن” است که با تاکیدهایی که روی واژه “دل” صورت گرفته است، وزن به شدت دچار دگرگونی شده و در واقع رشته کلام هم از وزن گسسته شده است.
گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (I)

گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (I)

چرت کوتاهی زد، چون تازه از برلین به زاراگوزا رسیده بود؛یک پرواز دو ساعته تا بارسلونا بعد هم سه ساعت رانندگی. می خواست در سالن جدید و نورانی آن شهر دو ساعت کنسرت بدهد. با خوشرویی پذیرفت بیشتر زمان کوتاه اقامت خود در آن شهر آرام اسپانیایی را با من بگذراند.لانگ لانگ با آن کت چرم گران قیمت،شلوار جین و مدل موی مد روزش بیشتر به تکخوان گروه موسیقی پسربچه ها شباهت داشت تا ثروتمندترین و پرکارترین پیانیست جهان.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (II)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (II)

آوازخوان باید هنگام آوازخواندن یک اتوبیوگرافی ِ اعتراضی، اندیشگی و درون گرا از خود ارائه دهد.درواقع آوازخوان با بیان موسیقی آوازی و در قالبی غیرمعمول، سطری از دفتر زندگی خود را به صورت یک تاریخچه ی شخصی رقم می زند که در آن حقایقی نهفته از پرده می افتد، چونان آرش کمانگیر که بطالت و عبث بودن محیط بی رحم خود را ثبت کرد. آوازخوان باید مخاطب خود را وادارد تا حکمت، تشخیص و جذابیت اجراهای او را تحسین کند. از این رو آنچه ارائه می شود نباید به سمت شعار هنری بگرود(منظورم وجود اندیشه ی خام و عریان در اثر است).
اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (IV)

اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (IV)

این نیاز به با گذشت، چند سال بیش از پیش احساس شد، مخصوصا در نتیجه ارتباط اشتوکهاوزن با موسیقی و مذهب شرقی. اشتوکهاوزن پس از معروف شدن، تور کنسرت هایی را در سراسر دنیا برگزار کرد. برخوردهایی که اشتوکهاوزن در طی این تورها با فرهنگ هندی و ژاپنی داشت، تمایلات مذهبی که از دوران کودکی تا کنون درون او خفته بودند را بیدار ساخت.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (II)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (II)

آنچه که در این ساختمان و ساختار «نگرشی نو»، جالب، و علمی است، و برای اولین بار در تئوری پردازیِ موسیقی ایرانی مطرح شده است، « ساختار مقامی دستگاها و آوازهایی است که ردیف بر آنها بنا شده است.» ؛ که در مقدمه این نوشته هم اشاره کردم، یعنی تفکیک آگاهانه سیستم ردیف ( آهنگ ها یا ملودی ها) از سیستم مقام ها. این یک قدم اساسی است در راه رسیدن به یک گفتمان علمی و تئوری پردازی در موسیقی ایرانی. در این ساختار «دستگاه» مجموعه ای از گوشه ها که هریک ملودی های خاصی دارند، نیست؛ بلکه یک سیستم پیچیده صوتی است که از چندین مقامِ مرتبط با هم ساخته شده است.