اپرای توسکا (I)

توسکا (Tosca) اپرایی است ایتالیایی در سه پرده اثر جاکومو پوچینی (Giacomo Puccini) و اشعاری از لوجیو الیکا (Luigi Illica) و ژوزپه جاکوزا (Giuseppe Giacosa) بر اساس نمایش نامه ای از ویکتورین ساردو (Victorien Sardou) به نام “توسکا”. این اپرا برای اولین بار در تاتر کوستانزی در روم در ۱۴ ژانویه ۱۹۰۰ اجرا شد. توسکا؛ یکی از مشهورترین اپراهای دنیا می باشد، موفقیتی که در اولین اجرای آن با استقبال تماشاگران به دست آمد، بسیار چشمگیر بود. اگرچه در ابتدا مورد تائید کامل منتقدین واقع نشد. امروزه، توسکا یکی از استاندارهای اپراتیک می باشد و در لیست سال ۲۰۰۸ “اپرا آمریکا” مبنی بر بیشترین اپراهای اجرا شده در آمریکای شمالی در رده هشتم قرار دارد.

نمایشنامه توسکا نوشته ساردو در پاریس در سال ۱۸۸۷ اجرا شد، پوچینی اول بار در همان سال اجرای آن را در میلان با بازی سارا برنارت (Sarah Bernhardt) در نقش توسکا دید.

آهنگساز بلافاصله از ناشر نمایشنامه؛ جیولیو ریکوردی (Giulio Ricordi) درخواست کرد تا حقوق قانونی برداشت از این نمایشنامه را برای ساخت قطعه ای دریافت نماید، اما در سال ۱۸۹۳ حقوق ساخت آن به آهنگساز دیگری به نام آلبرتو فرانچتی (Alberto Franchetti) رسید و پوچینی را بسیار مایوس ساخت.

الیکا اشعار آنرا نوشت و در اکتبر سال بعد، فرانچتی، ریکوردی، الیکا و ژوزپه وردی برای معرفی اثر نوشته شده، با ساردو ملاقات کردند. وردی به حقیقت مجذوب این داستان تراژدی قرار گرفته بود اما اگر ساردو حاضر به تغییر پایان آن نبود مجبور به رد آهنگسازی برای این اثر می شد.

audio file قسمتی از اپرای توسکا را بشنوید

پس از چندین ماه، فرانچتی اعتراف نمود که قادر به آهنگسازی برای چنین اپرایی نبوده، پس از آن ریکوردی از پوچینی درخواست کرد که این اپرا را بسازد. آهنگساز همچنان به دلیل اتفاق پیشین از آنان دلگیر بود و دیگر حاضر به قبول آن نبود، تنها مداخله وردی باعث شد که پوچینی شور پیشین خود برای ساخت این اپرا باز یابد و ساخت آن را پذیرفت. وی در سال ۱۸۹۶ آغاز به کار بر روی این اپرا کرد، پس از تکمیل “لا بوهم” اپرای مشهور دیگری از پوچینی، ریکوردی از جیاکوزا خواست تا به همراه الیکا روی اشعار جدید برای این اپرا کار کنند، اما جیاکوزا بر اساس استاندارهای قبلی خود بر روی این اثر کار نکرد و با ساردو دچار مشکل شدند. پوچینی نیز با الیکا، جیاکوزا و ریکوردی اختلاف داشت. هر سه آنان پیشنهاد دادند که برای پرده سوم “آهنگ جشن پیروزی” را قرار دهند اما پوچینی آنان را متقاعد کرد که تنها به خواندن قطعه “تریونفال… اسپم جدید” (Trionfal… di nuova speme) بسنده کنند.

در اکتبر ۱۸۹۹ پس از سه سال همکاری سخت، اپرا آماده اجرا شد. به دلیل آنکه این داستان در روم اتفاق افتاده بود تصمیم گرفته شد که اولین اجرای آن به جای لا اسکالای میلان در سرزمین جاودان روم در سالن تئاتر کوستانزی برگزار شود.

در اولین اجرای اپرای “توسکا” مشکلات و دخالتهای بسیاری برگزاری اجرا را مشکل ساز کرد. هاریسلا دارسله (Hariclea Darclee) خواننده سوپرانو در نقش توسکا، خواننده تنور امیلیو د مارچی (Emilio de Marchi) در نقش کاوارادوسی و خواننده باریتون ایجنیو جیرالدونی (Eugenio Giraldoni) در نقش اسکارپیا و لئوپولدو موجنون (Leopoldo Mugnone) کارگردان این اپرا بود.

audio file قسمتی از اپرای توسکا را بشنوید

در میان حضار اولین شب اجرا؛ ملکه مارگریتای ایتالیا، نخست وزیر؛ لوئیجی پولئوکس و آهنگسازان بسیاری از جمله پیترو ماسکانی (Pietro Mascagni)، فرانچسکو سیلیا (Francesco Cilea)، شخص فرانچتی و جیووانی سامباتی (Giovanni Sgambati) حضور یافتند. با آنکه توسکا موفقیتی فوق العاده بزرگ برای پوچینی محسوب می شد، با این وجود تفاوتهای بسیاری در فضای این اثر در مقایسه با آثار پیشینش وجود دارد.

2 دیدگاه

  • محسن
    ارسال شده در فروردین ۲۱, ۱۳۹۴ در ۶:۱۲ ب.ظ

    دوستان عزیز در زبان ایتالیائی giaجا خوانده میشود بنابراین جاکومو پوچینی و همینطور برای کلمات دیگر مثل جاکوزا جان کارلو یا جانینی giancarlo giacosa giannini نوشته میشود

  • ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۴ در ۱:۱۶ ق.ظ

    با سپاس از نظر شما

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

از روزهای گذشته…

ارکستر سمفونیک تهران در اغما

ارکستر سمفونیک تهران در اغما

پس از سی سال ارکستر سمفونیک تهران به خوابی عمق فرو رفته… بسیار غم انگیز است! ارکستری که در دوره اول از کمبود بازدید کننده و مقرون به صرفه نبودن کنسرتها، مشکلات مادی و معنوی جنگ جهانی دوم، خروج نوازندگان کلیدی از ارکستر، کمبود ساز و در دوره دوم تحریم های مربوط به موسیقی، خروج دوباره نوازندگان خبره، مشکلات مادی و معنوی زمان جنگ هشت ساله و … صدها مشکل دیگر تا به امروز حیات خود را حفظ کرده بود؛ در دوره ای که بیش از همیشه طرفدار دارد و بلیط کنسرتها هم در بالاترین حد خود است، به خاطر سوء مدیریت باید تعطیل شود!
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

این سوئیت ارکستری چندان تصویر کننده سیارات به عنوان اجرام سماوی نیست بلکه بیشتر درباره صفاتی انسانی است که به آنها بر می گردد. این اثر هولست همیشه طرفداران بسیار داشته است.
متبسم: گروه نوازی در موسیقی ایران پدیده ای جوان است

متبسم: گروه نوازی در موسیقی ایران پدیده ای جوان است

کار گروهی بر اساس تفکر و جهان بینی شخصی صورت می گیرد که تفکر گروهی داشته باشد؛ یعنی زمانی که آهنگساز یا نوازنده یا سرپرست یک گروه، اقدامی در زمینه راه اندازی گروه انجام می دهند، باید علاوه بر شخص خود نوازنده ها نیز تفکر و جهان بینی و دانش آنسامبل داشته باشند تا اینکه پایه و اساس یک گروه درست گذاشته شود.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (II)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (II)

در حالیکه والتر در سال ۱۹۱۱ شهروند اتریش شده بود در سال ۱۹۱۳ آن کشور را به مقصد مونیخ ترک کرد و مدیر موسیقی رویال باواریا (Royal Bavarian Music Director) شد. والتر در ژانویه ۱۹۱۴ اولین کنسرت خود را در مسکو رهبری کرد. والتر در جریان جنگ جهانی اول فعالانه به رهبری پرداخت. او اولین اجرای Violanta و Der Ring des Plykrates از اریک ولفگانگ کورنگولد (Eric Wolfgang Korngold) و Palestrina را از هانس فیتزنر رهبری کرد. او همچنین در سال ۱۹۲۰ نخستین اجرای Die Vogel از والتر برونفلز (Walter Braunfels) را رهبری کرد.
سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل ( (Simon Rattle متولد لیورپول، تحصیلات خود را در Liverpool College آغاز کرد. او پیانو و ویولون را آموخت ولی اولین کار او با نواختن آلات ضربی در ارکستر آغاز شد. در سال ۱۹۷۱ واردRoyal Academy of Music لندن شد. از جمله استادان مشهور او می توان از John Carewe نام برد. در سال ۱۹۷۴ فارغ التحصیل شد و در همان سال برنده جایزه مسابقه رهبری ارکستر John Player شد.
“رازهای” استرادیواری (XIII)

“رازهای” استرادیواری (XIII)

خط محیطی ساز: نکته مهم در ساخت ساز فرم داخلی آن بود یعنی قسمتی که کلافها و زوارها بر روی آن تنظیم می شدند. استرادیواری قالب های چوبی خود را با استفاده از نقشه های مربوطه که بر روی کاغذ ترسیم کرده بود، می ساخت.
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

علینقی وزیری و شاگردش روح الله خالقی، در تئوری های خود از علامت های رایج موسیقی کلاسیک غرب استفاده کردند و هر کجا علامتهای موسیقی غربی کارایی مناسب را نداشت، بدون تعصب از علامت های ابداعی استفاده می کردند؛ اتفاقا این نکته نشاندهنده شعور بالا و دوری از تعصب ایرانی و غربی آنهاست؛ مسئله ای که بسیاری از موسیقیدانان (مانند منتقد مورد بحث ما) نتوانستند بر آن فائق آیند. هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که یک موسیقیدان دست به تولید علامت جدیدی برای نت نگاری بزند وقتی چنین علامتی برای نت نگاری قبلا بوجود آمده و در اقصی نقاط جهان نیز شناخته شده است. (۱)
موسیقی بودابار

موسیقی بودابار

کلاود شال (Claude Challe) از چهرهای شاخص موسیقی در فرانسه است. چهره موسیقی نه بخاطر آهنگ سازی یا نوازندگی بلکه بیشتر به این خاطر که مردم او را انسانی خارج از دنیای افراد عادی میدانند.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

“هنرمند می کوشد و باز می کوشد تا به غیر ممکن دست یابد. گاهی خوش اقبال است و کمی به هدفش نزدیک می شود. اما همه مدت به جایی دیگر رانده می شود، به جایی که کسی نمی تواند او را آرام کند، کسی نمی تواند کمکی به او بکند.”
خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (I)

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (I)

خیام در رساله کوتاهى که در موسیقى نظرى نوشته بیست و یک ذو الاربع معمول در عصر خود را با نسبت‏هاى ریاضى معین کرده است. همانطوری که مى‏دانیم این رساله خیام فصلى از شرحى است که این دانشمند بر کتاب موسیقى اقلیدس نوشته است که متأسفانه از آن اثرى در دست نیست. از این رساله مختصر خیام تاکنون دو ترجمه فارسى صورت گرفته است.