روش سوزوکی (قسمت بیست و یکم)

تکرار تکرار و داستان پرش نینجو تسو ها
می خواهم مطلبی را برای حفظ توانایی هایمان اضافه کنم. در یک کتابی خوانده ام که چگونه نینجو تسوها تمرین پرش می کنند؛ یک دانه کنف بردارید و آن را بکارید و هر روز از روی آن گیاه بپرید. یکی از قوانین این است که کنف سریع رشد می کند. اگر کسی آن را هر روز ببیند متوجه تغییر آن نمی شود، اما کنف هر ساعت بدون توقف رشد می کند و این تعجب آور است که کنف در مدت یک یا دو ماه چقدر بطرف بالا رشد می کند. بخصوص اگر انسان آن را برای مدتی طولانی ندیده باشد و بخواهد از روی آن بپرد خواهد دید که توانایی پرش را از دست داده است و پریدن از روی آن اصلا امکانپذیر نیست، اما اگر در مدت رشد کنف هوشمندانه تمرین پرش را انجام داده باشد می تواند با سبکبالی و کاملا طبیعی از روی آن بپرد.

ما به زبان مادری خودمان کاملا سلیس صحبت می کنیم؛ چون هر روز این کار را انجام می دهیم. این همانند کاری است که از همان روزی که کنف از زمین به بیرون می آید انجام می دهیم. {کار نیکو کردن از پر کردن است}، تمرین ما را به درجات بالا می رساند. این به این معنی است که ما باید توانمندی هایمان را تمرین و رشد بدهیم. یعنی این کار را باید تکرار و تکرار کنیم. کاملا ساده، طبیعی و آسان به جلو ببریم و این از اسرار و رموز کار است.

گزینش یک تصمیم ‌و بعد آن را به اجرا و مرحله عملی رساندن
رسیدن به یک تصمیم و بعد به اجرا درآوردن آن، به معنی این است که در امیدواری زندگی می‌کنی، اگر آدم می‌خواهد قله کوهی را فتح کند باید با تعمق و اندیشه به آن قله دست یابد و باید قدم به قدم از آن به بالا برد تا به هدف نهایی برسد، البته این تلاش ها مشکلات و سرخوردگی‌هایی به بار خواهد آورد اما بالاخره با قدم هایی محکم می توان به هدف رسید، هر چند یک قاعده کلی وجود دارد و آن این است که نباید عجله کرد! عجله و بی صبری در رسیدن به هدف می‌تواند نتایج ناگواری با خود به بار بیاورد.

در برابر آن یک قاعده کلی دیگری به ما می‌گوید، نباید از تلاش و کوشش باز ایستاد. با این نگرش و با خواست و تلاشی پیگیرانه به هدف رسید، این را می‌شود درک مستقیم، دریافت ناگهانی و حس ششم نام گذاری کرد که در تعلیم و تربیت یک ضرورت کامل و مطلق است؛ بدون این فاکتور هرگز نمی‌توانست گفت به کشف این مهم نائل آمده ایم.

یک روشنایی ضعیف و خفیف برای کودکی که در تاریکی محض بسر می‌برد
یک روز صبح آقای تاناکا (Tanaka) به ملاقات من آمد، نقاشی هنرمند که از طرف یکی از دوستانم به من معرفی شده بود. او در حالیکه دست در دست پسر جذاب و کوچکش داشت پیش من آمد. این کودک نابینا بود. او گفت که اسم پسرش تاییچی (Teii Chi) است و پنج سال دارد. در نوزادی از یک بیماری چشمی وحشتناک رنج می‌برد و مابین مرگ و زندگی بسر می‌برد و باید چشم‌ هایش را عمل می‌کردند و در آن زمان چاره ای نبود جز آنکه چشمانش را خارج کنند. من و همسرم دلمان می‌خواهد که یک روشنایی به تاریکی‌های زندگی این کودک بدهیم. یک روشنایی که چراغ راه زندگی اش بشود و ما به موسیقی اندیشیدیم. من آمده‌ام که از شما خواهش کنم که او را به شاگردی خودتان بپذیرید.

یک دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۴ در ۱۲:۴۷ ق.ظ

    متشکرم بخش مفیدی بود

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیابانگرد: تقلید باعث بوجود آمدن آسیب های جسمی و هنری می شود

چون متدهای مدونی برای آموزش تکنیک آوازی نداشته ایم و فقط از طریق گوش هست که جوانان به شنیدن صدایی که استایل نادرست و تکنیک ناقص هستند عادت می کنند و آنها را الگو خودشان می کنند و این جریان باعث می شود، تکنیک و استایل افت کند و متاسفانه تقلید تا آنجاست که علاوه بر تقلید جنس صدا، از فیگور ظاهری هم و نوع آرایش مو خوانندگان دیگر هم تقلید می کنند!

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

از روزهای گذشته…

بنیادهای موسیقی (I)

بنیادهای موسیقی (I)

آنچه را که در دنیای قابل لمس و درک، نوا و آوا می نامیم به شکلی قابل فهم می تواند ریشه هایی کاملا طبیعی داشته باشد. برای درک بهتر می شود، آنرا به دو گروه مبدا تعریف و ترسیم کرد. این گروه ها در جهان هستی ساختارهای اصلی را شامل می شوند و در تمام موجودات وجود دارند. این دو پدیده یکی تولید است و دیگری دریافت (مصرف). شاید اگر زیر ساخته های آنرا کاملا بررسی کنیم، متوجه می شویم در بخش وسیعی از هستی این دو پدیده، حتی برای معیارهای دیگر نیز کاربرد دارند.
فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (I)

فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (I)

جاکوب لودویگ فیلیکس مندلسون بارتولدی (Felix Mendelssohn-Bartholdy) آهنگساز یهودی در ۳ فوریه ۱۸۰۹ در هامبورگ متولد شد. فلیکس مندلسون، آهنگساز آلمانی در اوایل دوره رمانتیک زندگی می کرد. آثار وی شامل قطعاتی در فرمهای سمفونی، کنسرتو، قطعاتی برای پیانو و موسیقی مجلسی (chamber music) می باشد. بعد از مدت زمانی طولانی انزوا و به دست فراموشی سپرده شدن، مندلسون و آثارش بار دیگر به رسمیت شناخته شد. او فرزند آبراهام، بانکدار و شخصی که خود فرزند فیلسوف بزرگ یهودی؛ موسز مندلسون (Moses Mendelssohn) و لی سالمون (Lea Salomon) عضو گروه یهودی ایزاک (od the Itzig) بود.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

هرمز فرهت ویژگی های گوشه را وابسته به پنج سازمایه (شاخص) می داند:‌ پایان (فرهت،‌ پایان و نه «شاهد» را برابر تانیک در موسیقی غربی دانسته)،‌ آغاز،‌ ایست،‌ شاهد و متغیر. متغیر می تواند در بسیاری از گوشه ها وجود نداشته باشد و از چهار سازه ی نخست،‌ دو یا سه تایشان می توانند در یک گوشه مشترک باشند. مثلن گوشه ی درآمد شور می تواند دارای آغاز،‌ شاهد و پایان یکسانی باشد و از متغیر نیز استفاده نکند.
تغییر گام در موسیقی بی باپ

تغییر گام در موسیقی بی باپ

چارلی پارکر و جیمز مودی نوازندگان سکسیفون، دیزی گیلسپی و مایلز دیویس نوازندگان ترمپت، باود پاول و تلونیوس مانک نوازندگان پیانو، چارلی مینگوس و ری بران نوازندگان باس از جمله موسیقیدانان جز هستند که در دوران بی باپ (Bebop) حضور موفقی از خود در عرصه موسیقی Jazz به نمایش گذاشتند.
درباره‌ی پتریس وسکس (V)

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

مجمو‌عه‌ی چشم انداز در این دوره نوشته شده‌اند همچنین کنسرتوهای متفاوتی با ژانر کلاسیک مانند کنسرتو برای ویولنسل و ارکستر، دیستنت لایت، کنسرتو برای ویولن و ارکستر زهی (Concerto For Violin And String Orchestra 1997)، چند سونات با نام‌های سونات تنهایی برای سولو گیتار (The Sonata For Lonliness For Solo Guitar 1990)، سونات برای فلوت (Sonata For Flute 1992)، کوارتت زهی شماره‌ی سه (String Quartet No.3 1995) و اولین سمفونی او در این دهه نوشته شد. در سال ۱۹۹۱ موسیقی محلی سازی غنی شده‌ی لتونی در سمفونی اولش برای ارکستر زهی با نام صداها ساخته شد. او در مورد این سمفونی گفته است «ژانر سرزنده‌ی این سمفونی وظیفه‌ی اصلی خود را در آینده انجام می‌دهد. این قطعه در مورد ضروریاتو موضوعات ابدی صحبت می‌کند.»
رسیتال پیمان شیرالی به احترام دهلوی برگزار می شود

رسیتال پیمان شیرالی به احترام دهلوی برگزار می شود

روز دهم مهرماه ۱۳۹۴ ساعت ۱۶، در تالار رودکی، اجرای رسیتال بزرگداشت استاد حسین دهلوی با تکنوازی گیتار پیمان شیرالی اجرا خواهد شد. در این کنسرت شیرالی در کنار اجرای قطعات مشهوری از رپرتوار گیتار کلاسیک به اجرای قطعاتی از ساخته های آهنگسازان ایرانی برای ساز گیتار کلاسیک و نیز دو قطعه از ساخته های خود بر اساس شخصیت هنری و آثار استاد بزرگ موسیقی ایران، حسین دهلوی می پردازد.
گفتگو با ند رورم (II)

گفتگو با ند رورم (II)

من برای سالهای زیادی در فرانسه زندگی کرده ام، در حدود چهارصد یا پانصد هزار شعر دارم که ۲۰ تای آنها به زبان فرانسوی است و چندین قطعه برای کر به زبان لاتین دارم. به عقیده من اگر ما ادبیات خود را خلق نکنیم هیچ کس دیگری اینکار را برایمان انجام نخواهد داد. موسیقی هیچ معنای تعریف شده ای ندارد. هیچ کس نمی تواند ثابت کند که آن معنایی دارد آنچنان که ادبیات همواره معنایی دارد همچنین نقاشی… اما موسیقی آنگونه نیست، نمی توانید بگویید این یک سیب است، یا شخص است. حتی معانی انتزاعی تر همچون مرگ یا باد را نیز نمی دهد.
درباره آرشه (I)

درباره آرشه (I)

یک ساز زهی بدون کاربردآرشه عملا به شکلی کامل و در خور توانایی های قطعی ساز قابل استفاده نیست. همچنین،آرشه نیز بدون وجود ساززهی مربوطه بی مفهوم خواهد بود؛ این دو در تعامل کمی و کیفی با یکدیگر بوده و تاثیر گذار بر هم، از سویی دیگر باید به این نکته توجه داشت هیچ مدرکی دال بر این موضوع وجود ندارد که سازهای زهی صرف همواره بر سازهایی که استفاده آرشه در آن اجتناب ناپذیر است، تقدم و برتری داشته اند. سازهای زهی مدتها قبل از خانواده ویلن پدید آمده اند و در طول زمان با توجه به تغییرات متنوع در حیطه موسیقی و توانایی های بشری دچار تحولات و پیشرفتهایی شده اند.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (V)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (V)

آنچه موجب خلق اثری هنری و به ویژه موسیقی می شود، زایش درونی اثر و تجسد بیرونی آن است. علت نیز روشن است، هر اثری دارای دو ویژگی جوهره ی هنری و تکنیک های تجلی است. علم به اولی از راه معرفت شناسی و علم به دومی از راه منطق ها و عقل ویژه ی ساختاری به دست می آید. ما برای اولی دارای حس ویژه و خاص خود و برای دومی دارای احساس های پنج گانه ایم، دستگاه هایی که به تجربیات مشترک توجه دارند.
جان کیج و ذن بودیسم (I)

جان کیج و ذن بودیسم (I)

پژوهش در خصوص آثار “جان کیج” به عنوان یکی از چهره های شاخص موسیقی مدرن که به مثابه پلی، گذر از موسیقی مدرن به پست مدرن را امکان پذیر می کند، با اکتفای تنها به تحلیل و آنالیز آثار وی حاصل نمی شود. چرا که موسیقی او به عنوان یک اثر موسیقائی مورد توجه است که حاصل نوع نگرشی است که او به چیستی و چرائی حیات دارد. با این توجه، این گونه هنرمندی،اگر به جای موسیقی هر حرفه ی دیگری را هم برگزیده بود، آنقدر در حوزه فعالیتش با اهمیت می نمود که امروزه بتواند اهل قلم را به تفحص در آثارش وادار کند. در این نوشتار با نگاهی گذرا به زندگی شخصی و ویژگی های زمانه ای که جان کیج را اینگونه تربیت کرده بود تا راه باشد نه تنها راهرو، بیشتر به جستجو در سیر تفکر کیج که آن را عامل اصلی خلق آثارش می شناسیم، خواهیم پرداخت.