گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (II)

لانگ لانگ
لانگ لانگ
لانگ لانگ نوازنده جوانی است که اجراهای عمومی زیادی دارد و همین مساله هم برای دیگران نوعی مبارزه طلبی محسوب می شود. او اعتقاد دارد که هنوز مثل یک مقاله نیمه تمام است و می خواهد از هنرمندان بزرگ چیزهایی یاد بگیرد. در برلین این پیانیست در کنسرت تولد ۶۵ سالگی استادش دنیل برنبویم برنامه اجرا کرد، و در مورد اجرای اخیرش با دومینگو ابراز خوشحالی نمود و گفت قصد دارد با چچیلیا بارتولی هم برنامه ضبط کند.“کار کردن با خواننده ها برای من مهم است.”

“مشکل پیانو این جاست که به راحتی به نوازنده اجازه می دهد تنفس (دم و بازدم) را فراموش کند؛ دست ها که به تنفس احتیاج ندارند! زمانی که با یک خواننده همراهی می کنی نحوه خلق هر عبارت را به تو نشان می دهد.”

او پذیرفت که می تواند پیانیست دیگری شود اما از گفتن کلمه “بهتر” پرهیز کرد.“آموزش موسیقی مسلما هیچ وقت تمام نمی شود؛ همیشه چیزهای جدیدی برای یاد گرفتن وجود دارد و به طور یقین فضاهای زیادی برای رشد در آن موجود است. اما هیچ کس نمی داند که آیا واقعا بهتر خواهد نواخت یا نه. نمی توان گفت چه چیز بهتر است. می توانم اجرای متفاوتی داشته باشم و موسیقی را عمیق تر بفهمم اما این بدان معنا نیست که بهتر اجرا بکنم. بسیاری از موسیقی دان های بزرگ نوازندگان خوبی نیستند.”

لانگ لانگ با خوشحالی به تکنیک استادانه خود اشاره می کند. به نظر او این بسیار مهم است؛ هر چند بعضی از منتقدین می خواهند آن را با کت و شلوار براق او پنهان کنند. صراحت او در جواب به سوال من در مورد تاثیر سن بر نوازندگی، برایم بسیار خوشایند بود:“۸۰ درصد پیانیست ها بعد از ۶۰ سالگی خیلی بد می نوازند.”

در زاراگوزا به او پیشنهاد اجرای برنامه ای با تنوع گیج کننده شد:فانتزی شومان،۵ اثر سنتی چینی، بخشی از Goyes cas از گرناداس، چند قطعه از لیست و اتود مشقت آور شوپن. لانگ لانگ بر خلاف خیلی از نوازندگان که تنها روی یک بخش از برنامه خود تکیه می کنند، توانست تمام رپرتوآر خود را به خوبی پوشش دهد. او می تواند پدیده ای قابل تقدیر و یا نوازنده ای سهل انگار باشد. او ذاتا نوازنده بی نقص آثار لیست است، اما آیا در اجراهای موتسارت او هیچ قصوری دیده می شود یا آثار شومان را با دقت و موشکافی لازم می نوازد؟! آیا کسی می تواند در همه چیز تک باشد؟

“کسانی که تنها آثار شوپن شوبرت بزرگ را اجرا می کنند برایم بسیار قابل ستایش اند. اما من نمی توانم اینجوری باشم! این هیچوقت سبک کار من نخواهد شد چون به این شکل فکر نمی کنم.”

زمانی که صحبت از پایبندی او به سنت های کلاسیک شد؛ او علاقه عجیب خود برای امتحان کردن موسیقی فیلم و پیانیست کرس اوور (cross over) بودن ابراز کرد، “مسلم است که من پیانیست کلاسیک هستم و کرس اوور نیستم اما اگر موسیقی فیلم خوب یا کار جدید برای من و یا دیگر نوازندگان کلاسیک نوشته شود، دوست دارم آن را امتحان کنم.”

لانگ لانگ در شانگ های در شمال شرقی چین، درست زمانی که کشور از انقلاب فرهنگی داخلی رهایی یافته و زمان مناسبی برای نزدیک شدن به موسیقی غربی بود، به دنیا آمد.

پدر موسیقی دان او مصمم بود که تنها پسرش پیانیست بزرگی شود. لانگ لانگ در سه سالگی آموزش پیانو را شروع کرد، در ۶ سالگی در مسابقه محلی اول شد، در ۱۰ سالگی همراه با پدرش به بیجینگ برای آموزش در کنسرواتوآر آن شهر رفت، در ۱۵ سالگی بورسیه انستیتو curtis در فیلادلفیا را برد و دو سال بعد که در دقیقه آخر جایگزین سسولیست پیانو شد و کنسرتو پیانو چایکوفسکی را با ارکستر سمفونیک شیکاگو اجرا کرد، به شهرت رسید. هنوز ۱۹ سال نداشت که در کارنیگی هال کنسرت داد.

این پیشرفت خارق العاده و بی مانند در سایه تربیت فداکارانه امکان پذیر شد؛ او و پدرش در بیجینگ در شرایط سختی با هم در یک آپارتمان زندگی می کردند و مادرش که مهندس مخابرات بود در شانگ های ماند و کار کرد تا خرج تحصیل پسرش را فراهم کند. این فداکاری های والدین فشار زیادی به لانگ لانگ وارد کرد و او را به جلو هل داد.

“پدرم خیلی مرا به سمت نوازندگی هل داد، اما در عین حال او بسیار باهوش بود و می دانست چه کار کند. همیشه در مورد لذت موسیقی با من حرف می زد.” آیا لانگ لانگ هم در مقابل این فداکاری ها مجبور به قربانی کردن دوران کودکی و نوجوانی خود شد؟ “خوب، تا حدودی بله. البته نه همه آن؛ تقریبا نصفش را. من نوازندگی را دوست داشتم. هرکسی به تمرین کردن علاقه ندارد؛ من هم نمی توانم بگویم عاشقش هستم ولی از آن متنفر نیستم. می توانم مدیریتش کنم و در آن چیزهای جالب بیابم. این کار به من خیلی کمک می کند. اگر فقط فشار والدینم بود به سرعت علاقه ام را از دست می دادم،”

از لانگ لانگ با توجه به نقشی که در المپیک دارد پرسیدم، عمیقا خود را چینی می داند، جبهه گرفت و ترجیح داد از کلیشه موسیقی دان جهانی کلاسیک استفاده کند.“بله چینی هستم، اما در حقیقت شهروند جهانم.” او به تازگی در نیویورک خانه خریده است و می گوید آنجا را بهتر از هر شهر دیگری می شناسد. با وجودی که او بیشتر خود را آمریکایی می داند، در چین ردی از خود به جا گذاشته و تمام طرفداران جوانش در آن کشور که حدود ۳۶ میلیون پیانیست جوان دارد، می خواهند لانگ لانگ های بعدی شوند.

یک دیدگاه

  • سپيده يكرنگ صفاكار
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۸ در ۳:۱۳ ق.ظ

    با سلام
    من به طور اتفاقی سایت شما را یافتم. و از مطالبش لذت بردم. ایا امکان عضو شدن در این سایت به طوری که خبرها روزانه به ایمیل برسد وجود دارد
    با تشکر

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

از روزهای گذشته…

بالشتک نوین (IV)

بالشتک نوین (IV)

برای ساخت این محصول جنبه های مختلفی در نظر گرفته شده است که مهمترین آن قابلیت انعطاف پذیری بالا (full flexible) می باشد و همچنین روشی را برای آن در نظر گرفته ایم که می تواند توام با زیر چانه ایی (chinrest) بوده و یا کاملا مستقل از آن عمل نماید.
طهرانیان: فضای گیتار کلاسیک ایران مجازی است!

طهرانیان: فضای گیتار کلاسیک ایران مجازی است!

فرزین طهرانیان – گیتاریست، پداگوگ و استاد دانشگاه- متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است و از سال ۱۳۷۵ به فراگیری موسیقی پرداخته است. وی موسیقی را با نوازندگی گیتار کلاسیک نزد علیرضا تفقدی شروع کرده و در ادامه از کلاسهای گیتار فلامنکو شاهین علوی نیز بهره برده است. در سال ۱۳۸۱ به آکادمی ملی موسیقی اوکراین راه پیدا کرده در کلاس پروفسور میخایلنکو به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۸۷ با مدرک کارشناسی ارشد در رشته نوازندگی گیتار کلاسیک از این آکادمی فارغ التحصیل گردید. در این مدت به صورت فعال در مسترکلاسهای: آنیلو دیزدریو، هاپکینسون اسمیت و نیکیتا کوشکین شرکت کرده است. همچنین دوره کارگاه گیتار جز استاد مالاتکوو از اوکراین را به پایان برده است. وی دو دوره در فستیوال موتیوهای اسپانیایی در شهر کی یف شرکت داشته و به اجرای موسیقی پرداخته است.
پایه گذار رمانتیک در قرن نوزدهم

پایه گذار رمانتیک در قرن نوزدهم

مورخین موسیقی معتقد هستند که کارهای کوچک پیانویی شومان به دلیل توانایی های بسیار زیاد این موسیقیدان در بداهه نوازی در ده سال اول زندگی موسیقایی او تهیه شده است.
به قلم یک بانوی رهبر (I)

به قلم یک بانوی رهبر (I)

ماریتا چنگ (Marietta Nien-hwa Cheng) رهبر ارکستر و استاد موسیقی دانشگاه کولگیت (Colgate University) است. چنگ به عنوان عضوی از تنها خانواده چینی که در شهری در اوهایوی جنوبی در آمریکا ساکن بود راه پر فراز و نشیبی را برای دستیابی به جایگاه امروزیش پیموده است. متنی که پیش رو دارید بخشی از این تجربه ها را به تصویر می کشد. گفتنی است که این متن در سال ۱۹۹۸ و در نشریه مؤسسه ارکستر سمفونیک (SOI) منتشر شده است.
دومینانت های دوم

دومینانت های دوم

همانگونه که شاید از اسم این موضوع مشخص باشد بنا به تعریف در موسیقی آکورده های درجه پنجم از درجه پنجم یک گام را دومینانت دوم یا Secondary Dominant می گوییم. بنابراین اگر در گام دو ماژور باشیم دومینانت اول G7 می شود و دومین دومینانت، دومینانت همین آکورد (G7)، یعنی آکورد D7 خواهد بود.
شریفیان: کیج ضد ساختار است حتی آوانگارد!

شریفیان: کیج ضد ساختار است حتی آوانگارد!

در جامعه جوان هنرآموزان آکادمیک موسیقی کلاسیک، سئوالی وجود دارد که آیا نوع آموزشی که ما در ایران می بینیم، مانند شیوه آموزشی روز دنیاست و آیا در مراکز آکادمیک غرب، آهنگسازان و استادان موسیقی، تنها موسیقی آوانگارد را به عنوان موسیقی هنری روز می شناسند و دیگر انواع و سبکهای آهنگسازی را مربوط به تاریخ موسیقی می دانند؟
جسور و ایرانی (II)

جسور و ایرانی (II)

همراهی تنبک افقه حساب شده است، برای مثال در پیش در آمد، در بعضی قسمت ها، بدون این که وزن قطعه تغییر کند، سکوت هایی بین جمله ها و نیم جمله ها وجود دارد (مثلا در یک میزان بعد از ضرب اول، سه ضرب سکوت است) و تنبک در این فضاهای خالی الگوهای ریتمیکی را می نوازد که کاملا با وزن قطعه متفاوتند (مثلا یک الگوی شش ضربی در آن سه ضرب نواخته می شود.)
ویلنسل (IV)

ویلنسل (IV)

چسب: در ساخت و تعمیر ویولنسل از چسبی به نام چسب پنهان (Hide Glue) بکار می رود که اتصالاتی محکم و ماندگار و با این حال قابل جداسازی در موارد لازم را پدید می آورد. این چسب یکی از انواع چسب های حیوانی است که از جوشاندن بلند مدت بافت پیوندی جانوری تهیه می شود. صفحه رویی ممکن است با چسب رقیق شده چسبانده شود، چرا که برای برخی تعمیرها برداشتن بخش رویی ساز ضرورت پیدا می کند.
۷th Chords

۷th Chords

یک نوازنده Jazz بندرت یک آکورد سه تایی ساده را در کارهای خود استفاده می کند. حد اقل کاری که او می تواند انجام دهد هفت کردن آکورد است. حال باتوجه به حال و هوای موسیقی می تواند از فاصله هفتم بزرگ یا کوچک استفاده کند.
ویولون آنتیک، اوتو موکل (Otto Möckel)

ویولون آنتیک، اوتو موکل (Otto Möckel)

نظارت ویژه به مدت دو سال تحت نظر کارگاه تخصصی «رضا ضیائی» (RZW) ۳۵,۰۰۰,۰۰۰ تومان برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۳۵۱۲۶۸۲۴۰ تماس بگیرید. درباره اوتو موکل (Otto Möckel) اوتو موکل (Otto Möckel) در تاریخ ۱۰ می ۱۸۶۹ در برلین چشم به جهان گشود. او فرزند اوسوالد موکل سازنده ویولون بود که هنر ساخت ویولون…
ادامهٔ مطلب »