بررسی سیر ترویج شیطانک نوازی

مقدمه
اگر به صورت مدام در ۱۵ سال اخیر، شاهد اجرا های گروه های موسیقی ایرانی باشید، رواج یک تکنیک توجه شما را جلب می کند: «شیطانک نوازی» (۱). اجرای این تکنیک، به این صورت است که نوازنده، با لمس سیم بر روی شیطانک و بدون تماس زیاد با بخش آزاد سیم، به اجرای نغمه ای (تقریبا) فاقد هارمونیک های بالا و شبیه به صدای سازهای پرکاشن پوستی، می پردازد.

این تکنیک اکثرا برای اجرای پایه ریتمیک به کار می رود و به خاطر دست باز بودن سیم، نوازنده قادر به تغییر نغمه و اجرای تم نیست.

فرصت یا تهدید
افزوده شدن تکنیک های جدید به مجموعه تکنیک های یک ساز می تواند، افق های ناشناخته ای را برای گسترش و تنوع موسیقی نمایان سازد. به گواه تاریخ، در صورتی که یک تکنیک قابلیت های کاربردی ممتازی در آهنگسازی داشته باشد، به سرعت جای خود را در آثار جدید آهنگسازان باز می کند، همانطور که تکنیک پیزیکاتوی بارتوک یا اسنپ پیزیکاتو (snap pizzicato) امروز به وفور نوشته می شود.

آیا تکنیک جدید (۲) «شیطانک نوازی» نیز همین قابلیت را دارد؟ پیشتر گفتیم، این تکنیک به دلیل دست باز بودن سیم، قابل اجرا به صورت ملودیک نیست و تنها کاربرد آن ریتمیک است. از همینجا می شود به ضعف آن در قابلیت کاربردی اش در آهنگسازی پی برد.

ولی چرا امروز «شیطانک نوازی» در سازهای مضرابی ایرانی به وفور مورد استفاده قرار می گیرد و پای ثابت ریتم نوازی های گروه های ایرانی شده است؟ آیا این نشان از کاربردی بودن این تکنیک در آهنگسازی ندارد؟

پاسخ منفی است، چراکه با نگاه دقیق تر به بیشتر گروه هایی که از این تکنیک استفاده می کنند، به ضعف آهنگسازی بیشتر این آثار پی می بریم. در واقع استفاده زیاد از سازهای کوبه ای و نیز سازهای ملودیک به عنوان ساز کوبه ای، معلول یک علت است و آن، کمبود توانایی آهنگسازی و قالب شدن، تکنیک هایی که (به اصطلاح) «پر کننده زمان کنسرت یا آلبوم» هستند و می توانند به اثری با محتوای ناکافی برای یک کنسرت یا آلبوم، قابلیت طولانی شدن زمان ببخشند.

یک خبط تاریخی
در سالهای ۷۷ و ۷۸ که اولین سالهای آموزش سه تار را در حضور استادی کاردان و چیره دست (۳) می گذراندم، علاقه من به ویولون کلاسیک و دنبال کردن آن باعث شده بود، به اشتباه گمان کنم، تکنیک های متنوع هستند که ویولون کلاسیک را به این جایگاه رسانده اند. (۴) این گمان باعث شد، در آن مقطع، با آزمایش های تکنیکی مختلف، چند تکنیک جدید را روی ساز ابداع کنم که یکی از آنها (متاسفانه یا خوشبختانه!) همین تکنیک مورد بحث یعنی «شیطانک نوازی» بود.

Audio File فیلمی مربوط به سال ۱۳۷۸ که نگارنده را در حال تمرین گروهی نشان می دهد که احتمالا اولین تصویر ثبت شده از این تکنیک است.

در سالهای ۸۹- ۹۰، در آموزشگاه کامکار، استادم مسعود شعاری گروهی را از هنرجویان خود تشکیل داده بود که آن زمان نامی نداشت و تنها به جهت تمرین گروه نوازی فعالیت می کرد. اولین بار در این گروه بود که این تکنیک را در بخشهایی که نوازندگان دیگر مشغول تکنوازی به صورت بداهه بودند، استفاده کردم. پس از اجرایی شدن کنسرت های این گروه، تکنیک فوق به سرعت اول میان نوازندگان سه تار و سپس سازهای مضرابی ملی و حتی محلی گسترش پیدا کرد و امروز پای ثابت تقریبا همه کنسرتهاست.

آب رفته…
نگارنده در اولین آلبوم مستقل خود (۵) به طور رسمی از به کارگیری بیش از اندازه از سازهای کوبه ای اعلام برائت کرده و سعی کردم در آهنگسازی آن مجموعه از ساز کوبه ای استفاده نکنم و به جای آن، تکنیک های چندصدایی را جایگزین کنم. با این کار سعی کردم تا حدی این «آب رفته» را به جوی بازگردانم اما هنوز خاطره تولید آن تکنیک جدید (یا بهتر بگویم «ویروس جدید»!) چنان خاطرم را مکدر می کند که علاقمندم از همین جا از نوازندگان سازهای ایرانی که تمایل به استفاده بیش از حد نیاز به این تکنیک دارند، خواهش کنم، جایگاه افکت های صوتی را با تکنیک های آهنگسازی و چند صدایی برابر نکنند؛ از هر ساز می شود چندین و چند صدای مختلف تولید کرد ولی هر کدام از این اصوات جایگاه خود را دارند و پرداختن بیش از حد به آنها موجب ضعف در بخش های دیگری می شود که ستون های آهنگسازی (تنال و مدال) را تشکیل می دهند.

پی نوشت
۱- نام ابداعی نگارنده برای این تکنیک.
۲- از شواهد و قراین اینطور بر می آید که این تکنیک از اولین سالهای دهه ۸۰ استفاده شده است.
۳- مسعود شعاری
۴- در حالی که تکنیک ها از زیر دست آهنگسازان این ساز به تکامل رسیدند و نه نوازندگان صرف.
۵- «پیمان عشق» بر اساس تصنیف های استاد محمدعلی امیرجاهد، با صدای رامین بحیرایی، انتشارات ماهور

6 دیدگاه

  • اشكان
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۹۴ در ۳:۱۵ ب.ظ

    بسامد استفاده از یک رویکرد ، امکان ایجاد سبک مجزایی را پدید می آورد.مثلا رویکرد ایجاد افکت های صوتی منجر به ژانر موسیقی آمیبانس میگردد.
    فرمایش شما به دعوت از عدم استفاده از این تکنیک و امثالهم ، مشابه این است که نقاشان مینیمال را متهم به عدم توانایی در طراحی کنیم.

  • ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۹۴ در ۱۰:۳۰ ب.ظ

    البته پیشنهاد بنده، «عدم استفاده» از این تکنیک نبود، بلکه عرض کردم: «جایگاه افکت های صوتی را با تکنیک های آهنگسازی و چند صدایی برابر نکنند».

  • امید ناظم پور
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۹۵ در ۱:۳۱ ب.ظ

    خوب؟!
    دوست عزیز
    اولین مطلبی که هر خواننده ای با خواندن متن شما توجهش را جلب می کند علاقه وافر شما به ثبت این تکنیک(!) به نام خودتان است. بهتر بود به جای ذکر مفصل سابقه ابداع حضرتعالی، چند نمونه از آثاری که از این تکنیک در آنها استفاده شده را معرفی می کردید و به معرفی نقاط ضعف یا قوت آن می پرداختید.
    از طرفی قیاس کردن یک قابلیت ریتمیک با چند صدایی زیاد درست به نظر نمی سد…یک موسیقی خوب همانطور که به هارمونی نیاز دارد به ریتم هم نیاز دارد. البته بنده موفق به شنیدن آلبوم شما نشده ام.
    چیزی که بیشتر گریبان نوازنده های سنتی را گرفته توجه کاملا سطحی به امر تکنیک اعم از پاساژ نوازی تا پیاده کردن تکنیک بقیه سازها روی سازهای سنتی است که نه خلاقیت محسوب می شود و نه موفقیت یا باز کردن راه جدیدی که ارزش افتخار کردن داشته باشد. تکنیک وقتی با ارزش است که در خدمت موسیقی باشد.

  • ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۹۵ در ۴:۴۱ ب.ظ

    دوست گرامی، البته شما اولین کسی بودید که بعد از خواندن این نوشته چنین فرمایشی کردید، لطفا از طرف «هر خواننده» دیگری اعلام نظر نفرمایید.
    اگر این متن را با دقت خوانده باشید متوجه می شوید که علاقه ای به استفاده از این تکنیک را نداشتم و به جز چند تکنوازی در سن ۱۸-۱۹ سالگی که به صورت زنده اجرا شد، در دیگر ضبط ها هیچوقت از این تکنیک استفاده نکردم. البته معلوم نیست که از این تکنیک هیچوقت در آینده هم استفاده نکنم ولی اگر هم استفاده کردم مثل بعضی از دوستان چند درصد از زمان کنسرت را با آن نخواهم گرفت (در این مورد همینجا می توانم قول بدهم!)
    در این متن هم عرض کردم که قرار نیست تکنیکی جای تکنیک دیگر را بگیرد ولی این تکنیک جای تکنیکی دیگر را گرفته است و آن تولید محتوایی به جز ریتم است (که برای نوازندگان ایرانی دم دستی ترین وسیله کش دادن برنامه محسوب می شود)

  • امید ناظم پور
    ارسال شده در خرداد ۲۵, ۱۳۹۵ در ۹:۲۵ ق.ظ

    دوست گرامی
    جای شگفتی ست چون دوستان دیگری هم که به اتفاق مشفول مطالعه مقاله حضرتعالی بودند نظری مشابه داشتند. به هر روی، برای مخاطبی که با آثار شما آشنایی ندارد یا علاقه ای به دنبال کردن آنها ندارد استفاده کردن یا نکردن شما از این تکنیک جذابیتی نخواهد داشت.
    انتظار بنده از عنوانی که برای این نوشتار انتخاب شده، یک “بررسی” از این بقول حضرتعالی تکنیک، نمونه هایی از استفاده از آن در آثار ارائه شده و نقد آن است، بگذریم که بحث “خبط تاریخی” در خصوص چنین “نوآوری گونه” هایی بیشتر موید آشنایی سطحی نوازندگان سنتی با سایر سازهاست، چرا که این قبیل گرته برداری های تکنیکی و استفاده از تکنیک های سازهای مختلف بر روی یکدیگر، در موسیقی امروز دنیا، کاری بسیار متداول و پیش پا افتاده و کم ارزش تر از آن است که کسی بخواهد مدعی ثبت رسمی آن به نام خود شود.
    مطالب این نوشتار تا قسمت “خبط تاریخی” روند خوبی دارد اما پس از آن کلا هدف و راستای نوشتار تغییر می کند، در صورتی که امکان ادامه بحث میسر بوده است.
    به هر روی انتظار بنده با در نظر گرفتن سایر مطالب خوب این وبسایت، و ارزش و اهمیتی که برای مخاطب قائل است، خواندن یک “نقد” یا “بررسی” به معنی واقعی کلمه است.

  • ارسال شده در خرداد ۲۵, ۱۳۹۵ در ۳:۳۱ ب.ظ

    احتمالا برای دوستان شما (و البته خود شما، برخلاف چیزی که در نوشته تان می بینم) «مبدع این تکنیک» اهمیت زیادی داشته است که بیشتر روی این بخش متمرکز شده اند والا موردی که در بخش خبط تاریخی اشاره شده است، نگاهی به تاریخچه این تکنیک (که تالی فاسدی هم دارد!) است که در هر مقاله ای، بخش پژوهش تاریخی جایگاه مهمی دارد و دیگر به یک استاندارد تبدیل شده است.
    گمان نمی کردم خواننده این نوشتار با آثار صوتی امروز که مملو از شیطانک نوازی است آشنا نباشد و به همین دلیل لازم ندیدم به مثالهای متعدد آن اشاره کنم (کما اینکه اگر کسی بخواهد به رواج استفاده از ویولون را در موسیقی ایرانی نشان بدهد دیگر نیاز به نمونه صوتی نیست)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نماد‌شناسی عود (VII)

ابن سینا در کتاب خود «شفا» (کتاب ریاضیات) (۲۲) بخش زیادی از فصل مربوط به آلات موسیقی را به بحث کوک و فواصل و فیزیک صدا اختصاص داده و در آن بیان کرده‌است که عود بهترینِ سازها و محبوب‌ترینِ آنها نزد مردم است. (۲۳) مضاف بر این در ادامه‌ راجع به تعداد سیم‌های عود می‌گوید که ما پیش‌تر آن را در یکی از افسانه‌هایی با نگاهی تن-نمایانه برای عود یافتیم: او می‌گوید که عود گاهی دارای ۵ جفت سیم است اما بیشتر ۴ جفت سیم دارد(۲۴) و در هر دو صورت سیم‌های این ساز معمولاً با یک فاصله‌ی چهارم نسبت به هم کوک می‌شوند.(۲۵)

مغالطات ایرانی – اجرای جهانی

یکی از مهمترین معیارهای سنجش کیفیت یک اثر موسیقایی در فضای موسیقی کلاسیک، اجرای چندین باره یک اثر توسط گروه ها و ارکستر های مختلف در اعصار مختلف است. این اعتقاد در بعضی از جوامع مثل کشور ما چنان همه گیر و جا افتاده شده است که به عنوان تنها معیار سنجش کیفیت یک اثر موسیقی کلاسیک به حساب می آید.

از روزهای گذشته…

نقد راب بارنت بر «خسوف»

نقد راب بارنت بر «خسوف»

متنی که پیش رو دارید، نقد راب بارنت (Rob Barnett)، منتقد سرشناس بریتانیایی بر اوراتوریوی خسوف، اثر دکتر محمد سعید شریفیان است. نکاتی که در این نقد جلب توجه می کنند عبارتند از اول حس علاقه ای که بعد از شنیدن کار در منتقد ایجاد شده، به حدی که تمام اطلاعات آهنگساز حتی ویدئوهای یوتیوب وی را مشاهده کرده است. نکته دوم فهم بالای منتقد از این موسیقی (با توجه به اینکه ترجمه متن کلام موسیقی در دسترس منتقد نبوده) و از همه مهمتر، قدرت بالای بیانگری اوراتوریوی خسوف است. این متن برای خواننده انگلیسی نوشته شده و سعی شده تا تصویری از موسیقی در ذهن خواننده ای که آشنایی با این موسیقی و فضای داستان و… را ندارد ایجاد کند.
گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (II)

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (II)

آروین صداقت‌ کیش در ادامه افزود: تمام این مشکلات را به چیزی احساسی که در اینترنت داریم نسبت می‌دهم؛ که در سایه بودن یا در تاریکی بودن است. در آن لحظه‌ای که من ایرانی در فضای راحت [خانه] پشت دستگاهم نشسته‌ام، شرایط از نظر روانشناختی به من می‌گوید، همه کار می توانم بکنم! من در خانه ی خودم وقتی تنها هستم، ممکن است هر کار دور از شأن [اجتماعی] هم بکنم. این همان احساس را به من القا می‌کند؛ من در اتاقم پشت کامپیوترم نشسته‌ام و احساس می‌کنم که هر کاری بخواهم می توانم بکنم و می کنم. از آن لحظه به بعد به قول آقای مختاباد دیگر «غول از شیشه بیرون آمده» و ما هم نمی‌دانیم چه‌طور آن را به شیشه برگردانیم.
دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین (Dennis Brain) هورن نواز برجسته انگلیسی بود که عمدتا به خاطر رواج دادن هورن به عنوان یک ساز کلاسیک و تکنوازی در جامعه پس از جنگ جهانی دوم در انگلیس بسیار معروف است. اجرای کنسرتوهای هورن موزار توسط برین با همکاری هربرت فون کارایان (Herbert von Karajan) و ارکستر فیلارمونیک برلین همچنان به عنوان اصلی ترین قطعات ضبط شده از این کنسرتوها به شمار می روند.
موسیقی درمانی – ۲

موسیقی درمانی – ۲

موارد آموزشی و تعلیمات موسیقی درمانی بسیار گسترده است. یک موسیقی درمانگر نه تنها باید دارای مهارتهای موسیقایی بالایی باشد، بلکه باید در زمینه تاثیرات موسیقی در درمان نیز تعلیم دیده باشد. با وجود اینکه پروژه های دانشجویی در مراکز آموزشی مختلف متفاوت هستند، همه از خط مشی تعیین شده توسط AMTA پیروی میکنند. این دستورالعملها شامل موارد زیر هستند :
نگاهی به انوانسیونهای باخ

نگاهی به انوانسیونهای باخ

انوانسیونهای دو و سه صدایی باخ علاوه برای آنکه حاوی نکات زیاد آموزشی برای هنرآموزان سازهای کلاویه ای است، در عین حال جزو دسته کارهای زیبای باخ قرار دارد که رافت های کنترپوآنیک و ملودیک بسیار دارند، بگونه ای که برخی از آنها جزو شناخته شده ترین کارهای باخ به حساب می آیند.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VI)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VI)

مدرس را حین خواندن نماز با عمامه خودش خفه کردند و بعد از کشتن وی، محافظینش گزارش ذیل را تقدیم داشتند: صورتمجلس و گزارش لیله ۱۰/۹/۱۳۱۶ ساعت ۳۰/۲۲ یوم جاری اینجانب رسدبان‌ ۳ مستوفیان کفیل شهربانی کاشمر به جمعیت سرپاسبان یکم موسی شجاعی به منزل واقعه در محله نو که شخص سید حسن مدرس زندانی، در آنجا بود، رفته مشاهده شد زندانی مزبور فوت در صورتیکه سرپاسبان اظهار می‌دارد در یک ساعت قبل که من جهت بازدید او رفتم‌، محمد فراموشکار پاسداران زندانی مزبور اظهار می‌دارند که متوفای فوق به مرض تنگ نفس‌ سینه مبتلا بوده و تا یکساعت قبل حیات داشته که بعدا فوت نموده است. امضا.
صادقی: از کودکی به صدای نوری علاقه پیدا کردم

صادقی: از کودکی به صدای نوری علاقه پیدا کردم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با محمدرضا صادقی خواننده آواز کلاسیک و از اعضای سابق کر ارکستر سفونیک تهران، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لازم به ذکر است که این مصاحبه در ابتدای سال منتشر شده و امروز متن پیاده شده آن را می خوانید.
طهرانیان: فضای گیتار کلاسیک ایران مجازی است!

طهرانیان: فضای گیتار کلاسیک ایران مجازی است!

فرزین طهرانیان – گیتاریست، پداگوگ و استاد دانشگاه- متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است و از سال ۱۳۷۵ به فراگیری موسیقی پرداخته است. وی موسیقی را با نوازندگی گیتار کلاسیک نزد علیرضا تفقدی شروع کرده و در ادامه از کلاسهای گیتار فلامنکو شاهین علوی نیز بهره برده است. در سال ۱۳۸۱ به آکادمی ملی موسیقی اوکراین راه پیدا کرده در کلاس پروفسور میخایلنکو به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۸۷ با مدرک کارشناسی ارشد در رشته نوازندگی گیتار کلاسیک از این آکادمی فارغ التحصیل گردید. در این مدت به صورت فعال در مسترکلاسهای: آنیلو دیزدریو، هاپکینسون اسمیت و نیکیتا کوشکین شرکت کرده است. همچنین دوره کارگاه گیتار جز استاد مالاتکوو از اوکراین را به پایان برده است. وی دو دوره در فستیوال موتیوهای اسپانیایی در شهر کی یف شرکت داشته و به اجرای موسیقی پرداخته است.
بیانیه هیات داوارن چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

بیانیه هیات داوارن چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی را در شرایطی به اجرا در آوردیم که ضرورت حضور اهل هنر و به ویژه هنر موسیقی در چنین فعالیت هایی بیشتر و بیشتر احساس می شود. حضور اهل قلم و اندیشه در عرصه موسیقی می تواند بهتر از هر اقدام دیگری ارزش های این هنر معنوی را آشکار سازد، بویژه که امسال هیات داوران با مقالاتی بهتر و عمیق تر در شاخه های مختلف موسیقی روبرو گردیدند.
کر فلوت تهران امشب به روی صحنه می رود

کر فلوت تهران امشب به روی صحنه می رود

کر فلوت تهران امشب با حضور دو سولیست ایرانی با رهبری سعید تقدسی و سرپرستی فیروزه نوائی به روی صحنه می رود. سولیست های این برنامه حمید کازرانی (نوازنده ویلنسل) و حسین عبادالهی (نوازنده فلوت) هستند که کازرانی کنسرتو ویلنسل ویوالدی در دو مینور را اجرا می کند و نیز حسین عبادالهی نوازنده فلوت، کارمن فانتزی اثر بیزه را با تنظیم بُرن به روی صحنه می برد. لازم به ذکر است که این اولین بار است که یک سولیست با سازی غیر از فلوت کر فلوت تهران را همراهی می کند.