پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ ،
هستی نقره چی
يکى از سى دى هايى که ارزش شنيدنش را دارد اجراى استادانه ديويد ايستراخ از دوکنسرتو ويولن دو آهنگساز رمانتيک است. يکى از آنها کنسرتو ويولن و ارکستر برامس در رمينور ابوس ۷۷ و ديگرى کنسرتو ويولن و ارکستر چايکوفسکى در رماژر اپوس ۳۵ است. کنسرتو ويولن چايکوفسکى را ويولنيست هاى مطرح ديگرى چون آن سونى موتر يهودى منوهين، فراز و گرت اجرا کرده اند که اين خود گواه اهميت اين اثر است. کنسرتو فرم موسيقى اى است که منشاء پيدايش آن از کليسا بوده است. در کليسا براى انجام مراسم مذهبى دو گروه کر وجود داشته است که يکى از آنها آيه ها را مى خوانده و ديگرى با خواندن خط آخر به آن جواب مى داده است و ساختى موسوم به آنتى فونى (ضد صدايى) داشته.
.بعد ها با گذشت زمان اين را براى ۳ يا ۴ گروه کر تنظيم کردند و پس از مدتى اين فرم ديگر به کليسا ها محدود نبود، بلکه آهنگسازان مطرح هم در نوشتن قطعاتشان بر اين فرم طبع آزمايى مى کردند. کم کم با گذشت زمان صداى انسان حذف شد و به جاى آن يک ساز در مقابل يک ارکستر قرار داده شد. اين دو با هم به جدال مى پرداختند. واژه کنسرتو هم از ريشه لاتين کنچرتاره به معنى جدال و رقابت گرفته شده است.
يوهان برامس (۱۸۹۷-۱۸۳۳) آهنگساز بزرگ آلمانى، پس از شک و ترديد بسيار در سال ۱۸۷۸ خلق تنها کنسرتو ويولنش را شروع کرد. اين اثر او در يکم ژانويه ۱۸۷۹ آماده اجرا بود. البته قبل از اجرا موومان دومش را کاملاً عوض کرد و يک آراجيوى جديد براى کنسرتويش نوشت.
قسمتی از مومان سوم کنسرتو ویولون برامس با اجرای داووید اویستراخ
او در هنگام نوشتن اولين سمفونى اش هم همين احساس را تجربه کرده بود. او در ساخت اين اثر تا حدودى تحت تاثير ۲۹ کنسرتو ويولن ويوتى (آهنگساز ايتاليايى ۱۸۲۴-۱۷۵۵) بود. برامس براى برطرف کردن مشکلات تکنيکى قسمت سولوى اين اثر با يوزف يواخيم مشورت کرد اما ديگر قسمت هاى آن را بدون بازبينى ساخت.
برامس آهنگساز توانايى بود که شومان پس از اولين ملاقاتش با او، او را مسيح موسيقى خواند که اين خود احساس دوگانه اى از ترس و خوشحالى به آهنگساز جوان داد. او در آرزوى رهبرى ارکستر هامبورگ بود ولى با درخواستش موافقت نشد، پس به ناچار به وين رفت و در آنجا به رهبرى ارکستر فيلارمونيک اين شهر پرداخت.
در کل دو سبک خاص خود را دارد ولى در آثارش تاثيرپذيرى از باخ، بتهوون، موتسارت و هايدن به چشم مى خورد. اکثر آثار او ريتم هاى پرشور و هيجان انگيزى دارند که به خوبى مى توانند شخصيت تندخو و جنجالى او را نشان دهند. (البته کنسرتو ويولن او تم روان و ملودى دل انگيزى دارد و ايستراخ با اجراى قدرتمند خود آن را به بهترين نحو نواخته است) اما اين برامس تندخو براى کمک به هنرمندان جوان همواره آماده بود و دور ژاک که بسيار لطف او را ديده بود، هميشه از آن ياد مى کرد. از قطعاتى که براى چند ساز نوشته است، مى توان از: سونات هاى پيانو و ويولن سل ابوس ۳۸ و ،۹۹ کريو براى ويولن، هورن و پيانو ابوس ۴۰ و کونيتتى براى کلارينت و سازهاى زهى ياد کرد. چايکوفسکى (۱۸۹۳-۱۸۴۰)، يکى از بزرگ ترين آهنگسازان روس است که در سن ۲۱ سالگى آموختن موسيقى را شروع کرد.
او هم در ساخت تنها کنسرتو ويولنش از راهنمايى هاى يکى از بهترين شاگردهاى کنسرواتوار بهره جست. او قسمت سولو را از لحاظ تکنيکى بررسى کرد. اين کنسرتو را براى اولين بار هانس ريختر با ارکستر فيلارمونيک وين در ۴ دسامبر ۱۸۸۱ اجرا کرد. اجراى بى روح و بى نظم او چنان خشم منتقدان را برانگيخت. يکى از آنها اين اثر را به طور وحشيانه اى افتضاح خواند و ديگرى مى گفت: «اين اثر وحشى ترين گونه نهيليسم روسى است.» البته در اين ميان نظرات مثبتى هم وجود داشت که البته توانايى مقابله با توده عظيم مخالفان را نداشت. يکى از منتقدان مى گفت: «اين کنسرتو يکى از اصلى ترين و جنجالى ترين آهنگ ها براى ويولن است.» امروزه هم تمام ويولنيست هاى مطرح جهان اجراى آن را در رپرتوآر خود دارند. ملودى جالب و دلنشين آن که در مواقعى هم موسيقى کولى ها را به ياد مى آورد، اکنون راهنماى بسيارى از آهنگسازان است.
قسمتی از فیلم
کنسرت موومان سوم کنسرتو ویلن چایکوفسکی با اجرای داوید اویستراخ
چايکوفسکى استاد هارمونى کنسرواتوار جديد مسکو بود که بعدها با حمايت هاى مالى نادژدا فون مک، تمام وقت خود را صرف آهنگسازى کرد. با اين که او چندان عمر طولانى اى در آهنگسازى ندارد، اما آکار ارزشمندى را تقديم به عالم موسيقى کرده است که کنسرتو ويولن او ازجمله بهترين هاى آنها است. از او باله هاى معروف، درياچه قو، زيباى خفته و فندق شکن هم به يادگار مانده است.
تاثير کرانه هاى روسى بر آثار او کاملاً مشهود است اما در کنار آن تاثيراتى هم از موسيقى آلمان، ايتاليا و فرانسه پذيرفته است.
يکى از ويژگى هاى منحصر به فرد او استفاده از رنگ هاى صوتى متنوعى است که در ارکستراسيون از آنها بهره جسته است.
ديويد ايستراخ يکى از بهترين ويولنيست هاى جهان است که با تلاش بسيار و قدم به قدم اين موفقيت را به دست آورد. صداى ساز او شفاف، دقيق و گيرا هست و در تکنيک هم هر نوازنده اى بخواهد به قله موفقيت برسد از او پيروى مى کند. البته چيزى که او را از ديگر ويولنيست ها متمايز مى کند، دقت اعجاب آورش به جزئيات، ساختار قطعه و موسيقى آن است.
او در سال ۱۹۰۸ به دنيا آمد و تجربه اولين کنسرتش را در سن ۱۵ سالگى با نواختن قطعه کنسرتو لامينور باخ کسب کرد. او در ۱۸ سالگى تحصيلاتش در کنسرواتوار اودسا را به پايان رساند و در همان دوران تحصيلش بود که در ارکستر کنسرواتوار مسکو به نواختن پرداخت. او ابتدا ويولاريس ويولن مى زد. او جايزه هاى جهانى متعددى هم در نوازندگى ويولن به دست آورد.
در دوران جنگ به تدريس در کنسرواتوار پرداخت و از سال ۱۹۳۴ کلاس هايى براى ويولن در آنجا برپا کرد که آنها تا پايان عمرش ادامه داشتند. او در ۲۴ اکتبر ۱۹۷۴ به طور ناگهانى درگذشت و عالم موسيقى را بسيار متاثر کرد.
روزنامه شرق
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۵۱ ب.ظ
سلام و خسته نباشید.
مطلب ات را دوست داشتم و در وبلاگم به آن لینک دادم.