کنسرتو ویولن برامس

یوهان برامس
یوهان برامس
نسیم آغازین و وسوسه انگیز بادی ها در ابتدای نخستین موومان، به آهستگی ارکستر را چون دریایی خروشان می سازد که در تموجش اثری از سازگاری و آرامش نیست و تکنواز به ناگاه و بسیار زود هنگام همانند ذره ای کوچک به میان این طوفان می افتد. کوشش آغازین تکنواز برای رهایی از این تلاطم راه به جایی نمی برد و سر انجام او در میان موجهای سرگردان این دریا، غوطه ور می شود.
این موسیقی که جدالی است زیبا میان تکنواز و ارکستر، گاه تا نا دیده انگاشته شدن تکنواز و گاه با بیان اندیشه های غنی توسط او، تا فراموشی وجود ارکستر به پیش می رود.

در طول موومان اول ، اندیشه های رویاگونه توسط تکنواز بسط و گسترش می یابد و تا نهایت زیبایی خود به پیش می روند. این ملودی آرام و موقر گاه با نواختن آکوردهایی سرکش و گاهی با تریل های پیاپی توسط تکنواز منتهی به جدالی دوباره میان تکنواز و ارکستر می گردد که زیباترین لحظات موسیقی زاییده دقایق این رویارویی است.

جهش های سریع و متوالی تکنواز در میانه موومان اول، تداعی کننده نهایت کوشش هایی است که شخصی برای یافتن گم گشته اش می نماید. ترموله های تریوله این بخش که ابتدا ویلون آلتو ها آغاز گر آن هستند و سپس توسط کل گروه زهی های ارکستر نواخته می شوند، احساس اضطراب گونه ای را در این فضا به شنونده منتقل می سازند.این قسمت کوتاه از اثر، که از نگاه زیبایی شناسایی و آهنگسازی در نهایت سطح استادی مصنف است، به تنهایی بیانگر نبوغی است که پشتوانه تصنیف این اثر گشته است.

در تار و پود اولین موومان همواره نوعی حس نا آشنایی وغربت عمیق به گوش می رسد اما با استادی مصنف، شنونده هیچگاه از دنبال کردن اثردلزده نمی شود، بلکه همواره نوعی پیوند درونی را با آن برقرار می سازد.

نبوغ مصنف این اثر تا به درجه ای از کمال پیش می رود که نه تنها ستیز تکنواز و ارکستر را به تصویر می کشد، بلکه “احساسات متضاد” بشری را نیز به رویارویی با یکدیگر فرا می خواند. نکته جالب اینجاست که در پایان موومان نخست هیچ یک از این دو رقیب بر دیگری پیروز نمی گردند، بلکه این شنونده است که با گذر و تجربه موفق احساساتی متضاد همچون: آرامش و تلاطم، روشنی رویا و تیرگی یاس موجود در این اثر، پیروز از میدان باز می آید.

کنسرتو برای ویولن و ارکستر اپوس شماره ۷۷ در” ر- ماژور” اثر یوهان برامس را می توان کنسرتویی ساختار شکن نامید. این کنسرتو که در سال ۱۸۷۸ میلادی تصنیف شده است، اولین بار در سال ۱۸۷۹ توسط ویولنیست مشهور یواخیم اجرا شد. پیشتر نیز، برامس در زمان تصنیف این اثر از راهنمایی های فنی یواخیم بهره جسته بود.

همانطور که در تاریخ موسیقی شاهدیم، این کنسرتو ویلون در زمان اولین اجرا با واکنش سرد شنوندگانش روبرو شد و این یواخیم بود که با تلاش خود و اجرای چندین ساله این اثر توانست این اثر را از فراموشی برهاند. شاید بتوان دلایل عدم استقبال شنوندگان در اولین اجرا را اینگونه بیان کرد:

اول، ساختار شکنی و ارتقا بخشیدن به روشهای مرسوم مصنفان در تصنیف کنسرتوهای ویلن آن دوره و پیشتر، توسط یوهان برامس.

تا پیش از آن در کنسرتوهای ویلون بیشتر مرسوم بود که ارکستر نقش دنبال کننده تکنواز و یا همراهی کننده او را داشت و معمولا در ارائه موسیقی، ارکستر نقشی اینگونه هم سطح و هم تراز با تکنواز را نداشت و برامس با تصنیف چنین شاهکار بی نقصی در زمینه فرم کنسرتو ویلن، تجربه و نگاهی نو را برای اول بار در این زمینه به بوته آزمایش گذاشت.

Audio File قسمتی از فیلم کنسرتو ویولون برامس با تکنوازی گیل شهام و رهبری کلودیو آبادو

پیشتر همانند این تجربه را، ابتدا موزار و سپس بتهوون در زمان تصنیف سونات های ویولن و پیانوی خود بکار برده بودند. بتهوون در این سونات ها، نقش پیانو را تنها به عنوان یک همراهی کننده، که نقشی تاثیرگذار در موسیقی سونات نداشت، در نظر نگرفته بود. بلکه در این سونات ها، نقش ویولن و پیانو در موسیقی، به یک اندازه ارزش داشت. در آن زمان نیز دیدگاه بیشتر آهنگسازان در تصنیف سوناتهای ویولن و پیانو بگونه ای بود که همواره به پیانو تنها به عنوان یک دنباله رو ویولن و یا ابزار همراهی کننده او، نگاه می کردند و در واقع این آهنگسازان، با استفاده از پتانسیل های اجرایی هر یک از سازها و ارائه بی نقص سونات بدین شکل، قدمی بزرگ را در جهت اعتلا و پیشرفت آن برداشتند و تلاش آنها نشانگر این نکته بود که: “موسیقی می تواند به گونه ای بسیار زیبا، حاصل از همکاری هم سطح هر یک از مجریان، در ارائه آن باشد.”

دیگر علت، سطح متعالی و درحد کمال این اثرهنری است که همانند بسیاری از دیگر آثارهنری دارای این مشخصه، دستیابی و یا حتی درک آن، برای بسیاری از شنوندگان و هنرمندان آن دوره نا ممکن بود. (حتی امروزه نیز، بسیاری شنوندگان از فهم زیبایی نهفته در این اثر ناتوانند.)

جالب اینجاست که برامس تا حد امکان از فراهم آوردن زیبایی ظاهری در آثارش دوری می جست، تا جایی که گاهی به انتقاد از خود برمی خواست و اگر حاصل تصنیف اش اینگونه بود، آن اثر را غیر هنری می دانست؛ مانند سمفونی دوم این آهنگساز.

عوامل یاد شده در بالا، باعث گشته تا منتقدان برجسته موسیقی تاکنون در تمجید یا انتقاد از این اثر، تفسیرهای متفاوتی را ارائه دهند. در آن دوره، هنزلیک که از منتقدان بزرگ موسیقی هم دوران با برامس بود از مخالفان این کنسرتو بود و با انتقادات خود از این اثر، سعی داشت تا این کنسرتو نتواند در میان شنوندگان مقبول گردد. امروزه با گذشت زمانی طولانی از تصنیف این شاهکار و بارها و بارها اجرای این اثر شاهدیم که اینگونه تلاش ها بی نتیجه مانده و این اثر جایگاه خود را در میان آثار فنا ناپذیر ویولن یافته است.

کلودیو آبادو
دومین موومان این اثر، زمینه ساز فرصتی شگفت آور برای شنونده است، زیرا که در لحظات زیبای این موسیقی می تواند به شیرین ترین خاطرات خود بیندیشد. این موسیقی آرامش بخش هیچگاه از حالت توازن خود خارج نمی گردد و مصنف با نهایت استادی، در مقاطع مختلف آنرا به اوج خود رسانده و دوباره به زمزمه ای آرام بدل می سازد و در مناسب ترین زمان و در حالی که هنوز شنونده آمادگی دنبال کردن آنرا دارد به پایان می رساند.

این موومان، در عین حال که از لحاظ موسیقایی خود بخشی کامل می باشد که از دو موومان دیگر مستقل است، نقش ای بسیار موفق در زمینه آمادگی بخشیدن به ذهن شنونده برای دنبال کردن آخرین قسمت این کنسرتو ایفا می کند و به بمانند پلی مستحکم، ارتباط میان این دو موومان را بوجود می آورد.

موومان آخرین این کنسرتو که دارای ریتمی مقطع می باشد و نواختن آن مهارت خاصی را از تکنواز می طلبد، از موومان اول بسیار کوتاهتر است. از نکات جالب این موومان، بهره گیری گسترده و استادانه ای است که برامس از بادی های ارکسترکه شامل: فلوت، ابوا، کلارینت، فاگوت، هورن و ترومپت می باشد، بعمل آورده است که جذابیت خاصی را به این موسیقی بخشیده است و از دیگر رو، نشانگر شناخت دقیق مصنف در بکارگیری و ترکیب این دسته از سازهای ارکستر می باشد.

تم اصلی این قسمت که با دوبل نوازی تکنواز آغاز می گردد، بخوبی در طول این قسمت بسط می یابد. بطوریکه شنونده ای که وارد این گردونه گشته، با تکرار شدن چندین باره آن، خود همراه با این موسیقی شده و متاثر از شادی نهفته در آن می گردد. این موومان در نهایت، با نواختن دوبل های مقطع توسط تکنواز پایان می پذیرد.

24 دیدگاه

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۱۲, ۱۳۸۴ در ۱۲:۳۹ ب.ظ

    با تشکر چند سوال راجع به این کنسرتو داشتم:۱-اگه ممکنه به غیر غیر از کادانس خود یواخیم و کادانسهای آئر رگر و هایفتز کادانسهای دیگری برای این اثر معرفی کنیدکلا هر اثری رو که معرفی میکنید کادانس های معروف اون رو هم بنویسید ۲-چرا ویولنیست قابلی همچون هنریک وینیاوسکی این اثر رو غیر قابل اجرا توصیف کرده ویا چرا ساراسات از اجرای این کنسرتو سرباز زده؟

  • shirin
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۱۱:۲۱ ق.ظ

    man nemidoonam chera har kasi ye matni ro mikhooneh va rajebe oon matlab, etelaii peyda mikhoneh, zood mikhad az digaran emtehan maloomat begireh?! be nazare man in raftara bacheh goonas! motmaenan siamak ham age dobareh bereh oon matno bekhooneh dar edamash mibineh ke vinyavski chera bramso ejra nakardeh, va digeh niazi nist biyad chizi ro ke midooneh az digaran beporseh!:)

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۱۱:۵۵ ب.ظ

    دوست ارجمند وگرامی این بدبینانه ترین و بچه گانه
    ترین نکاه ممکن به این قضیه بود.اگه شما خودتون هر وقت سوالی میکنید هدفتون همچین چیزیه بنده به هیچ
    وجه اینگونه نیستم.(کافر همه را به کیش خود پندارد)
    در متن اومده این کنسرتو برای ویرتوئوزهای اون زمان
    غیر قابل درک بوده اما حساب وینیاوسکی جداست
    چرا که خیلی از منتقدان اون رو یکی از بهترین
    ویرتوئوز های تاریخ میدونن اگه کنسرتو ۱ وینیاوسکی
    رو گوش کرده باشین و بدونین وینیاوسکی این اثر
    رو در ۱۹ سالگی نوشت و اجرا کرد متوجه میشین من چی
    میگم منظورم اینه که چه قدر درک وینیاوسکی از موسیقی نسبت به زمان خودش بالاتر بوده.موفق باشید

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۴ در ۱۰:۰۳ ق.ظ

    کلا سوالی که در ذهن انسان پیش میاد اینه که چرا هر اثری در اون زمان نوشته میشده با موضع گیری نوازندکان و منتقدین و مردم مواجه میشده
    برامس به خاطر همین موضع گیری ها سمفونی اول خودش رو میترسه که در وین اجرا کنه ویا بتهوون یه خاطر همون تا آخر عمر کنسرتوی دیگه ای برای ویولن نمینویسه
    این حتی در مورد نوازندگان پیشرویی مثل وینیاوسکی
    وآوئر صادقه.(برخورد آوئر با کنسرتو چایکوفسکی)
    اما امروزه چنین چیزی وجود نداره مثلا اندره پروین
    یه کنسرتو ویلن مینویسه و آن سوفی موتر اون رو سریع
    اجرا میکنه و حتی جایزه گرمی (۲۰۰۵)رو به خاطرش
    دریافت میکنه

  • erfan namaki
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۴ در ۱۰:۵۰ ب.ظ

    salam be hamegi
    mikhastam begam vaghean dar beine tamam ejrahaee ke man az concertoie brahms shenidam heifetz ba hichkodoomeshoon ghabele moghaiese naboode(albate bejoz ie double octav ke dar moveman sevom falsh mishe)

  • saeed
    ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۸۴ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    jalebeh,ejrahaye heifetz tahte control va nezarate shadid e khodesh montasher mishodeh va age koochek tarin iradi dashteh ejazeh enteshar nemidadeh!oon vaght shoma chetori ye falsh az “HEIFETZ” gerfti?!!

  • erfan namaki
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۴ در ۱۲:۳۰ ب.ظ

    saeed aziz falsh zadan ziad chize baeedi nist va in falsho man peida nakardam kamelan vazehe hata dar sibelius be rahbari barbiroli ham falsh mizane

  • saeed
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۴ در ۸:۴۱ ب.ظ

    lotfan shomareh mizanhaee ke dar har do falsheh ro benevis ta baresi konam,merci

  • erfan namaki
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۴ در ۱:۵۰ ق.ظ

    dar concertoie brahms be rahbari Reiner mizane sado chehelo haft az movemane sevom note duoble octave fa diez(albate noti ke man daram shomare mizan nadare motaasefane ,agar eshtebah kardam dar shomare mano bebakhshin)zemnan note sibelius ham dar hale hazer dar dastam nist

  • saeed
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۴ در ۱۲:۱۷ ب.ظ

    shomareh sahihe oon mizan 151 -3`mov hast.noti ro ham ke goftin falsh ejra nashodeh.balkeh moredi ke baes misheh ke in fekro bekonid mavaredi mesle forteh shodane etefaghi yek archeh ya harekat va laghzeshe janbi archeh rooye sim dar jahate door shodan az kharak va mavarede ingooneh ke gahi momkeneh dar har ejraee bevojood biyad va seda kami az “keyfiyate” tabiee khodesh kharej besheh ama not ro falsh nemikoneh.bayad deghat dasht ke dar violon sedaee ke dar majmoo mishenavim az angoosht gozari va hamintor system archeh keshi bevojood miyad va gahi ke dar ye not archeh sedaye matloobi nemideh va az keyfiyate seda kasteh misheh mookeneh shenavandeh sedaye not ro falsh hes koneh dar soorati ke az lahaze zir va bami(ferekans)oon note moshkeli nadareh.merci

  • erfan
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۴ در ۴:۲۴ ب.ظ

    man harfe shoma ro ghabool mikonam vali akhe in note double va falshish be gooneie ke yeki az nothaie double ziad mishe vali harfe shoma dar falshie sibelius kamelan sadeghe dobare oono
    goosh kardam merci az rahnamaeetoon

  • ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۱۲:۲۷ ق.ظ

    همین اجرای شحام و آبادو رو من به بقیه ترجیح میدم. چه از نظر تکنیکی ، چه جمله بندی و … البته ضبط استودیویی که شرکت دویچه گرامافون داده بیرون بی نقص تره.

    در مورد هایفتز: در اجرای سیبلیوس به همراه باربیرولی در موومان سوم نت گلیساندو(ثانیه ۴۶) فالش شنیده میشه. البته ممکنه مربوط به ضبط هم باشه!!! شاید به همین دلیل بوده که این اجرا تا چند سال پیش دوباره منتشر نشده بود.
    در آخرین ضبط سیبلیوس(۱۹۶۳) هم، هایفتز تغییری عمدی رو در اجرای نتهای دوبل(دقیقه ی ۲:۰۲) داده.

    اما من در ضبطهای زنده از هایفتز هم فالش شنیدم. و این چیزی غیر عادی نیست!! بالاخره هایفتز هم انسان بوده!!!(با عرض پوزش از جناب برنارد شاو). از سیم ویولن هم نباید انتظار داشت وسط اجرا فالش نشه!!
    برای نمونه: اجرای زنده ی تلویزیونی هایفتز با ارکستر شرکت بل در سال ۱۹۴۶ هست که در اون رقص مجار شماره ی یک(برامس) رو اجرا کرده، اکثر پاساژها فالش شنیده میشه!

    در ضمن نکته ی دیگه، فاصله ی میکروفون تا ساز هست، هر چه نزدیکتر به ویولن باشه، صداهای اضافی ناشی از حرکت آرشه، حرکت انگشتان روی سیم و … بیشتر شنیده میشه.

  • شیوا
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۱۰:۱۹ ب.ظ

    آره دوستان، منهم فکر می کنم که بهتره وقتی به هیچ وجهی نمی تونیم به آدمهای غول دنیا نزدیک بشیم، سعی کنیم اونارو تا سطح درک خودمون پایین بیاریم؛ ازشون فالش بگیریم، … آره بابا، اوناهم آدمن دیگه پس لابد مثل ما نه استعداد خاصی دارن، نه پشتکار آنچنانی. چون اونا هم آدمن!! وقتی اینجوری بگیم هم وجهه ای تو جمع پیدا می کنیم، و هم پیش خودمون کم کم ناتوانی هامون رو فراموش می کنیم… همگی موفق باشید!!!

  • hosein nazemi
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    in nikray az oon navabeghi hast ke ghablaz oonke falsh haye khodesho begireh va befahmeh toonesteh az heifetz falsh begire!!!,ingooneh navabegh hich vaght nemifahmand ke dar kodam peleh az pelekan honare donyah istadehand

  • ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۸۴ در ۱:۲۰ ب.ظ

    خدمت شما عرض شود که ما هنوز پامون رو روی پلکان مربوطه نذاشتیم و همچین جسارتی هم نمی کنیم!!! فالش نواختن در سازی مثل ویولن که فواصل بسیار به هم نزدیک هست اصلاً چیز عجیبی نیست. نکته ای که در مورد بزرگانی همچون هایفتز وجود داره، کمترین میزان خطا نسبت به باقی نوازندگان هم دوره و بعد از اون هست. که من اشاره کردم به جمله ی “برناد شاو” خطاب به هایفتز: لطفاً یک نت رو فالش اجرا کن تا باور کنم انسان هستی!!!
    نکته ی دیگه ای رو که من بهش اشاره کردم، مربوط به سیم ویولن هست: اگر فیلم اجراهای ویولنیستهای طراز اول رو تا قبل از دهه ی ۶۰ میلادی و حتی تا دهه ی ۹۰ دیده باشید، متوجه میشید که بعد از هر موومان که نوازنده سازش رو کوک میکنه، گاهی اوقات تا نیم پرده سیمها فالش شدند در صورتی که ممکن هست هیچ نت فالش در طول اجرا به گوش شنونده نخورده باشه!! و این نشانگر مهارت نوازنده هست، که تونسته با سیمی که از کوک خارج شده هم خوب بنوازه. هنوز هم در برخی مکاتب، تمرینهایی برای نوازنده های سازهای زهی وجود داره تا بتونند جتی با سیمهای فالش(از کوک در رفته) صحیح بنوازند.

    البته امروزه اکثر نوازندگان از سیمهای”سینتتیک” که قسمت مرکزی اون از الیاف مصنوعی ساخته شده استفاده میکنند و به ندرت پیش میاد تا ساز در موقع نواختن از کوک خارج بشه(سیمهایی مثل: Evah Pirazzi, Olligato, Violino, Tonica, Dominant, Infeld & …).
    اما در مورد سیم “می” چون فولادی هست، ممکنه بعد از گرم شدن به دلیل اصطکاکی بین آرشه و سیم وجود داره، کمی از کوک خارج شه که معمولاً نامحسوس هست.

    اگر تکنولوژی در ۵۰ سال پیش اینقدر پیشرفت کرده بود، مسلماً ما در ضبطهای زنده که کپمانی ها عرضه میکردند، فالش شنیده نمیشد!!!
    یکی از مثالهای واضح، اجرای فانتزی کارمن(سارازات) هست که گیل شحام به همراه ارکستر فیلارمونیک برلین و به رهبری آبادو در سال ۹۷ به صورت زنده داشته. این اجرا هم به صورت DVD از کمپانی ArtHaus Musik و هم به صورت Audio CD با نام A Salute to Carmen کپمانی دویچه گرامافون عرضه کرده. در فیلم، نتهایی فالش شنده میشه و حتی برخی پاساژها و فلاژوله ها کدر نواخته میشه. اما در CD صوتی، کوچکترین اشکالی به گوش نمیرسه و تمامی ضعفهای اجرا بعداً در استودیو اصلاح شده و حتی تغییر اندکی در سرعت برخی قسمتهای اجرا به وجود اومده!!!! اگر هر دو اجرا رو با هم پخش کنید تا ۲-۳ دقیقه کاملاً با هم مطابقت دارند!! اما بعد از هماهنگی خارج میشند.

    البته من اطمینان دارم که این صحبتها برای بعضی، کاملاً بیهوده جلوه میکنه. اما شاید عده ای رو به تفکر و تحقیق قبل از سخن گفتن واداشت!!!

  • ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۸۴ در ۱:۲۲ ب.ظ

    قبل از اینکه صدای مدیران سایت در بیاد، فکر کنم بهتره این بحث رو به تالار گفتگو منتقل کنیم!!!

  • ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۸۴ در ۲:۵۵ ب.ظ

    http://www.harmonytalk.ir/viewtopic.php?id=29

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۸۵ در ۲:۳۵ ب.ظ

    چطوری وارد تالار گفتگو می شن.

  • mehdi
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۸۵ در ۷:۲۹ ق.ظ

    salam……..
    mersi az zahmatatoon
    fekr nemikardam enghadr asheghe musighi classic dashte bashim……..
    man mitoonam too jamavariye mataleb be shoma komak konam……
    albate age doos sashte bashin…
    man….violin mizanam,rahbare orchestra ham boodam,ahang sazi ham kar kardam…….
    rasti mitoonim ahang befresim?
    kholase mersi az zahmatatoon,va……..
    bye.

  • نوربخش
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۸۵ در ۲:۴۲ ب.ظ

    بله، از ابراز لطفتون ممنونم ، من هم تمایل به انجام هرگونه همکاری در این زمینه، که مورد علاقتون باشه دارم.

  • ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۰ ب.ظ

    ba salam va khaste nabashid be tamamie doostane aziz va ba arze poozesh bejaye inke az ham enteghad konim behtare ke fekri be hale mosighie shahremon bokonim ke har taze be doran residei natone bikhod gardo khak bokone ba tashakor arsalan tajvidi

  • h.karami
    ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۸۸ در ۲:۰۱ ق.ظ

    salam…dord beJohannes Brahms ..man ke asheghe onam…taghriban tamame ahangasho goosh kardam ..shayad on ye mojeze az tarafe khoda bashe ke mano divooneye ahangaye khodesh karde..benazaram ghashang tarin asare oon Variation Thema Paganini No.1bashe hatman ono goosh konid bye be hame..

  • ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۸ در ۲:۱۶ ب.ظ

    aliiiiiiiiiiiiiiiiiiii

  • pooneh
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۲ ب.ظ

    سلام.مطالب خیلی جالبی بود. من تازه با دنیای موسیقی حرفه ای اشنا شدم. سازم ویولن است. میشه لطفا چند نت کلاسیک ساده برای ویولن به من معرفی کنید. مرسی. بدرود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (XI)

همانطور که قبلا تاکید کردم، آهنگساز باید آزاد باشد که به هر نوع زبان موسیقایی و به هر نوع استیل که می خواهد آهنگسازی کند. آشنایی با موسیقی ایران افق دید آهنگساز را باز می‌کند صرف نظر از هر استیلی و هر زبان موسیقایی که آهنگساز بخواهد در آن کار کند.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

از روزهای گذشته…

جاش گروبن (I)

جاش گروبن (I)

جاشوآ وینسلو (Joshua Winslow) ملقب به جاش گروبن (Josh Groban) متولد ۲۷ فوریه ۱۹۸۱، خواننده و ترانه سرای آمریکایی است. حرفه او بیشتر روی اجرای کنسرت و ضبط آثارش متمرکز است، اگرچه وی همواره علاقه به پی گیری موسیقی در تئاتر را داشته. در جولای ۲۰۰۹ وی توانست ۱۹,۱۷۴,۰۰۰ آلبوم خود را در ایالات آمریکا به فروش رساند! او جایزه گرمی (Grammy) را برای آهنگ “باور کن” (Believe) دریافت کرد و در سال ۲۰۰۵ نامزد جایزه آکادمی بود.
محمدرضا لطفی درگذشت!

محمدرضا لطفی درگذشت!

ساعت ۳ بامداد امروز، هنرمند برجسته ایران، محمدرضا لطفی پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت. وی به دلیل تشخیص بیماری سرطان تورهای کنسرت خود را در آمریکا متوقف کرده بود و در سوئیس تحت عمل جراحی قرار گرفت.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIII)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIII)

مهم‌ترین نکته در مصداق‌دادن به عبارت تصحیح برای این کتاب اینکه من از جملات خود این ردیف برای همه تصحیحش استفاده کرده‌ام. همان‌طور که می‌دانیم، خیلی از جملات در خیلی از گوشه‌ها تکرار می‌شود ولی مهدیقلی هدایت جمله‌ای را که در دو سه گوشۀ مختلف تکرار شده به دو سه صورت مختلف نوشته است. مثلاً در یک جا با سه‌لاچنگ نوشته و در جای دیگر با دولاچنگ؛ در جایی نت‌ها را به هم متصل کرده و در جای دیگر همان‌ها را از هم جدا کرده است. من فکر می‌کنم چون انسان خیلی دقیقی بوده اشتباه نکرده است، بلکه به قطعیتی نرسیده است که به کدام صورت یک جمله را بنویسد و وقتی می‌دیده یک جمله دارد تکرار می‌شود آن‌را به‌صورت جدیدی می‌نوشته و مطمئن نبوده که کدام است، ولی هر دو صورت را نوشته است.
روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

دکتر میشاالیس (Dr.Michaelis) قبل از سفرش شبی یک میهمانی موسیقایی تدارک دیده بود. از من هم خواسته شد که آنشب اجرایی داشته باشم و هرچند که من خیلی خوب نبودم اما از من درخواست شد که اجرایی داشته باشم و من هم بی هیچ مقاومتی پذیرفتم و اثری که بسیار جایش را در قلب من باز کرده بود اجرا کردم، اثری از بروخ، کنسرتو {ویولون} بروخ که تمرین آنرا تازه با کلینگر شروع کرده بودم، وقتی که مراسم چای برگزار شد، فضای جالبی بر جمع حاکم شد و همه دور هم جمع شدند. خانمی‌که تقریباً هفتاد ساله بود گفت که من واقعاً نمی‌توانم این را درک کنم که کسی مانند سوزوکی که در ژاپن، سرزمینی که کاملا غریب است متولد شده، حالا در آلمان برای ما اثری از یک آلمانی برجسته مانند بروخ ارائه می دهد، شما چه فکر می‌کنید؟ اصلاً چنین چیزی ممکن است؟ سکوت همه جا را فرا گرفت.
گاه های گمشده (IX)

گاه های گمشده (IX)

هم چنین در مقام راست اعراب یک مدولاسیون مرسوم، رجعت به «سیکاه» (از نت می ربع پرده کم، یا می کرن) است. یعنی سیکاه بر درجه سوم مقام راست و یا مقام یکاه قرار می گیرد. در اجناس موسیقی اعراب، سیکاه به صورت یک تریکورد با فواصل جـ + ط است که بر روی نت ربعی بسته می شود. با توجه به خصوصیات سه گاه و سیکاه، شباهت این دو غیرقابل انکار است.
نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (II)

نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (II)

وسعت مورد استفاده روی هر سیم تار: اگر تار را به صورت معمول یعنی دو اکتاو و نیم بدانیم (تارهای سه اکتاو هم کم و بیش ساخته میشوند ولی بسیار کمتر تعداد ترند نسبت به تارهای عادی یک و نیم اکتاو)، در سیم دو، کل سیم مورد استفاده قرار میگیرد، در سیم سل یک چهارم آخر سیم (در صورتی که کوک سل داشته باشد از نت سل ۴ به بالا) کمتر مورد استفاده قرار میگیرد و در سیم بم، دو سوم سیم (یعنی با فرض دو کوک شدن سیم، از نت سی بمل ۳ به بالا) کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.
داوودیان: دو سال است در رکود هستم

داوودیان: دو سال است در رکود هستم

اصلا روش آهنگسازی همین است! در واقع آموختن مبانی آهنگسازی به این درد میخورد که آنها را یادبگیریم و بتوانیم آثار گذشتگان را درک کنیم و آنالیز کنیم، نه اینکه مثل آنها بسازیم! من هم همین اعتقاد را دارم. از آثار آهنگسازان ایرانی کدام را میپسندید و تحت تاثیر چه کسانی بودید؟
ری تا روم (I)

ری تا روم (I)

نوشتن درباره برخی آثار موسیقی دست کم در مقطع انتشار آنها تاحدودی دشوار است. صحبت از این گونه آثار به واسطه ویژگی های بدیع شان و در مواردی به سبب تازگی داشتن آنها به گوش متعارف جامعه، نیاز به گذشت زمان دارد. از سوی دیگر این امر زمانی دشوارتر خواهد بود که اثر شنیداری، همراه با شرح و توصیفی روشنگر و نسبتا جامع در قالب کتابچه آلبوم مربوطه منتشر شده باشد.
نمایش نقاش های لوریس چکنواریان

نمایش نقاش های لوریس چکنواریان

انجمن هنرمندان خود آموخته نمایشگاهی از خودآموختگان را از تاریخ ۱۷ الی ۲۶ فروردین در گالری ممیز خانه هنرمندان ایران برگزار نموده که بزرگترین نمایشگاه این ژانر هنری در سالهای اخیر است. بویژه حضور لوریس چکناوریان موسیقیدان کشورمان که خود یک هنرمند خودآموخته است که با نمایش چهار اثر زیبای خود به نام «چهار فصل ویوالدی» نقطه عطفی در این بخش از نمایشگاه را به نام خویش رقم زده است.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

نکته‌ی کلیدی گفتارهای این متن در یک اشاره‌ی کوتاه در پیش‌گفتار گفتار سوم آمده: «اصل موضوع در این گفتار، اصالت عرفان است.» (ص ۳۷) این مطلب که در اینجا به روشنی بیان شده در قسمت‌های دیگر نیز بدون شرح رعایت شده. اما در این گفته اولین تناقض مهم با ادعای کتاب پیدا می‌شود؛ فرض سخن عرفانی بر خردورزی به مفهوم فلسفی آن نیست بلکه بی‌شمار عارفان به مذمت این‌گونه تفکر پرداخته و در رد آن کوشیده‌اند.