کنسرتو ویولن برامس

یوهان برامس
یوهان برامس
نسیم آغازین و وسوسه انگیز بادی ها در ابتدای نخستین موومان، به آهستگی ارکستر را چون دریایی خروشان می سازد که در تموجش اثری از سازگاری و آرامش نیست و تکنواز به ناگاه و بسیار زود هنگام همانند ذره ای کوچک به میان این طوفان می افتد. کوشش آغازین تکنواز برای رهایی از این تلاطم راه به جایی نمی برد و سر انجام او در میان موجهای سرگردان این دریا، غوطه ور می شود.
این موسیقی که جدالی است زیبا میان تکنواز و ارکستر، گاه تا نا دیده انگاشته شدن تکنواز و گاه با بیان اندیشه های غنی توسط او، تا فراموشی وجود ارکستر به پیش می رود.

در طول موومان اول ، اندیشه های رویاگونه توسط تکنواز بسط و گسترش می یابد و تا نهایت زیبایی خود به پیش می روند. این ملودی آرام و موقر گاه با نواختن آکوردهایی سرکش و گاهی با تریل های پیاپی توسط تکنواز منتهی به جدالی دوباره میان تکنواز و ارکستر می گردد که زیباترین لحظات موسیقی زاییده دقایق این رویارویی است.

جهش های سریع و متوالی تکنواز در میانه موومان اول، تداعی کننده نهایت کوشش هایی است که شخصی برای یافتن گم گشته اش می نماید. ترموله های تریوله این بخش که ابتدا ویلون آلتو ها آغاز گر آن هستند و سپس توسط کل گروه زهی های ارکستر نواخته می شوند، احساس اضطراب گونه ای را در این فضا به شنونده منتقل می سازند.این قسمت کوتاه از اثر، که از نگاه زیبایی شناسایی و آهنگسازی در نهایت سطح استادی مصنف است، به تنهایی بیانگر نبوغی است که پشتوانه تصنیف این اثر گشته است.

در تار و پود اولین موومان همواره نوعی حس نا آشنایی وغربت عمیق به گوش می رسد اما با استادی مصنف، شنونده هیچگاه از دنبال کردن اثردلزده نمی شود، بلکه همواره نوعی پیوند درونی را با آن برقرار می سازد.

نبوغ مصنف این اثر تا به درجه ای از کمال پیش می رود که نه تنها ستیز تکنواز و ارکستر را به تصویر می کشد، بلکه “احساسات متضاد” بشری را نیز به رویارویی با یکدیگر فرا می خواند. نکته جالب اینجاست که در پایان موومان نخست هیچ یک از این دو رقیب بر دیگری پیروز نمی گردند، بلکه این شنونده است که با گذر و تجربه موفق احساساتی متضاد همچون: آرامش و تلاطم، روشنی رویا و تیرگی یاس موجود در این اثر، پیروز از میدان باز می آید.

کنسرتو برای ویولن و ارکستر اپوس شماره ۷۷ در” ر- ماژور” اثر یوهان برامس را می توان کنسرتویی ساختار شکن نامید. این کنسرتو که در سال ۱۸۷۸ میلادی تصنیف شده است، اولین بار در سال ۱۸۷۹ توسط ویولنیست مشهور یواخیم اجرا شد. پیشتر نیز، برامس در زمان تصنیف این اثر از راهنمایی های فنی یواخیم بهره جسته بود.

همانطور که در تاریخ موسیقی شاهدیم، این کنسرتو ویلون در زمان اولین اجرا با واکنش سرد شنوندگانش روبرو شد و این یواخیم بود که با تلاش خود و اجرای چندین ساله این اثر توانست این اثر را از فراموشی برهاند. شاید بتوان دلایل عدم استقبال شنوندگان در اولین اجرا را اینگونه بیان کرد:

اول، ساختار شکنی و ارتقا بخشیدن به روشهای مرسوم مصنفان در تصنیف کنسرتوهای ویلن آن دوره و پیشتر، توسط یوهان برامس.

تا پیش از آن در کنسرتوهای ویلون بیشتر مرسوم بود که ارکستر نقش دنبال کننده تکنواز و یا همراهی کننده او را داشت و معمولا در ارائه موسیقی، ارکستر نقشی اینگونه هم سطح و هم تراز با تکنواز را نداشت و برامس با تصنیف چنین شاهکار بی نقصی در زمینه فرم کنسرتو ویلن، تجربه و نگاهی نو را برای اول بار در این زمینه به بوته آزمایش گذاشت.

Audio File قسمتی از فیلم کنسرتو ویولون برامس با تکنوازی گیل شهام و رهبری کلودیو آبادو

پیشتر همانند این تجربه را، ابتدا موزار و سپس بتهوون در زمان تصنیف سونات های ویولن و پیانوی خود بکار برده بودند. بتهوون در این سونات ها، نقش پیانو را تنها به عنوان یک همراهی کننده، که نقشی تاثیرگذار در موسیقی سونات نداشت، در نظر نگرفته بود. بلکه در این سونات ها، نقش ویولن و پیانو در موسیقی، به یک اندازه ارزش داشت. در آن زمان نیز دیدگاه بیشتر آهنگسازان در تصنیف سوناتهای ویولن و پیانو بگونه ای بود که همواره به پیانو تنها به عنوان یک دنباله رو ویولن و یا ابزار همراهی کننده او، نگاه می کردند و در واقع این آهنگسازان، با استفاده از پتانسیل های اجرایی هر یک از سازها و ارائه بی نقص سونات بدین شکل، قدمی بزرگ را در جهت اعتلا و پیشرفت آن برداشتند و تلاش آنها نشانگر این نکته بود که: “موسیقی می تواند به گونه ای بسیار زیبا، حاصل از همکاری هم سطح هر یک از مجریان، در ارائه آن باشد.”

دیگر علت، سطح متعالی و درحد کمال این اثرهنری است که همانند بسیاری از دیگر آثارهنری دارای این مشخصه، دستیابی و یا حتی درک آن، برای بسیاری از شنوندگان و هنرمندان آن دوره نا ممکن بود. (حتی امروزه نیز، بسیاری شنوندگان از فهم زیبایی نهفته در این اثر ناتوانند.)

جالب اینجاست که برامس تا حد امکان از فراهم آوردن زیبایی ظاهری در آثارش دوری می جست، تا جایی که گاهی به انتقاد از خود برمی خواست و اگر حاصل تصنیف اش اینگونه بود، آن اثر را غیر هنری می دانست؛ مانند سمفونی دوم این آهنگساز.

عوامل یاد شده در بالا، باعث گشته تا منتقدان برجسته موسیقی تاکنون در تمجید یا انتقاد از این اثر، تفسیرهای متفاوتی را ارائه دهند. در آن دوره، هنزلیک که از منتقدان بزرگ موسیقی هم دوران با برامس بود از مخالفان این کنسرتو بود و با انتقادات خود از این اثر، سعی داشت تا این کنسرتو نتواند در میان شنوندگان مقبول گردد. امروزه با گذشت زمانی طولانی از تصنیف این شاهکار و بارها و بارها اجرای این اثر شاهدیم که اینگونه تلاش ها بی نتیجه مانده و این اثر جایگاه خود را در میان آثار فنا ناپذیر ویولن یافته است.

کلودیو آبادو
دومین موومان این اثر، زمینه ساز فرصتی شگفت آور برای شنونده است، زیرا که در لحظات زیبای این موسیقی می تواند به شیرین ترین خاطرات خود بیندیشد. این موسیقی آرامش بخش هیچگاه از حالت توازن خود خارج نمی گردد و مصنف با نهایت استادی، در مقاطع مختلف آنرا به اوج خود رسانده و دوباره به زمزمه ای آرام بدل می سازد و در مناسب ترین زمان و در حالی که هنوز شنونده آمادگی دنبال کردن آنرا دارد به پایان می رساند.

این موومان، در عین حال که از لحاظ موسیقایی خود بخشی کامل می باشد که از دو موومان دیگر مستقل است، نقش ای بسیار موفق در زمینه آمادگی بخشیدن به ذهن شنونده برای دنبال کردن آخرین قسمت این کنسرتو ایفا می کند و به بمانند پلی مستحکم، ارتباط میان این دو موومان را بوجود می آورد.

موومان آخرین این کنسرتو که دارای ریتمی مقطع می باشد و نواختن آن مهارت خاصی را از تکنواز می طلبد، از موومان اول بسیار کوتاهتر است. از نکات جالب این موومان، بهره گیری گسترده و استادانه ای است که برامس از بادی های ارکسترکه شامل: فلوت، ابوا، کلارینت، فاگوت، هورن و ترومپت می باشد، بعمل آورده است که جذابیت خاصی را به این موسیقی بخشیده است و از دیگر رو، نشانگر شناخت دقیق مصنف در بکارگیری و ترکیب این دسته از سازهای ارکستر می باشد.

تم اصلی این قسمت که با دوبل نوازی تکنواز آغاز می گردد، بخوبی در طول این قسمت بسط می یابد. بطوریکه شنونده ای که وارد این گردونه گشته، با تکرار شدن چندین باره آن، خود همراه با این موسیقی شده و متاثر از شادی نهفته در آن می گردد. این موومان در نهایت، با نواختن دوبل های مقطع توسط تکنواز پایان می پذیرد.

24 دیدگاه

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۱۲, ۱۳۸۴ در ۱۲:۳۹ ب.ظ

    با تشکر چند سوال راجع به این کنسرتو داشتم:۱-اگه ممکنه به غیر غیر از کادانس خود یواخیم و کادانسهای آئر رگر و هایفتز کادانسهای دیگری برای این اثر معرفی کنیدکلا هر اثری رو که معرفی میکنید کادانس های معروف اون رو هم بنویسید ۲-چرا ویولنیست قابلی همچون هنریک وینیاوسکی این اثر رو غیر قابل اجرا توصیف کرده ویا چرا ساراسات از اجرای این کنسرتو سرباز زده؟

  • shirin
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۱۱:۲۱ ق.ظ

    man nemidoonam chera har kasi ye matni ro mikhooneh va rajebe oon matlab, etelaii peyda mikhoneh, zood mikhad az digaran emtehan maloomat begireh?! be nazare man in raftara bacheh goonas! motmaenan siamak ham age dobareh bereh oon matno bekhooneh dar edamash mibineh ke vinyavski chera bramso ejra nakardeh, va digeh niazi nist biyad chizi ro ke midooneh az digaran beporseh!:)

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۱۱:۵۵ ب.ظ

    دوست ارجمند وگرامی این بدبینانه ترین و بچه گانه
    ترین نکاه ممکن به این قضیه بود.اگه شما خودتون هر وقت سوالی میکنید هدفتون همچین چیزیه بنده به هیچ
    وجه اینگونه نیستم.(کافر همه را به کیش خود پندارد)
    در متن اومده این کنسرتو برای ویرتوئوزهای اون زمان
    غیر قابل درک بوده اما حساب وینیاوسکی جداست
    چرا که خیلی از منتقدان اون رو یکی از بهترین
    ویرتوئوز های تاریخ میدونن اگه کنسرتو ۱ وینیاوسکی
    رو گوش کرده باشین و بدونین وینیاوسکی این اثر
    رو در ۱۹ سالگی نوشت و اجرا کرد متوجه میشین من چی
    میگم منظورم اینه که چه قدر درک وینیاوسکی از موسیقی نسبت به زمان خودش بالاتر بوده.موفق باشید

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۴ در ۱۰:۰۳ ق.ظ

    کلا سوالی که در ذهن انسان پیش میاد اینه که چرا هر اثری در اون زمان نوشته میشده با موضع گیری نوازندکان و منتقدین و مردم مواجه میشده
    برامس به خاطر همین موضع گیری ها سمفونی اول خودش رو میترسه که در وین اجرا کنه ویا بتهوون یه خاطر همون تا آخر عمر کنسرتوی دیگه ای برای ویولن نمینویسه
    این حتی در مورد نوازندگان پیشرویی مثل وینیاوسکی
    وآوئر صادقه.(برخورد آوئر با کنسرتو چایکوفسکی)
    اما امروزه چنین چیزی وجود نداره مثلا اندره پروین
    یه کنسرتو ویلن مینویسه و آن سوفی موتر اون رو سریع
    اجرا میکنه و حتی جایزه گرمی (۲۰۰۵)رو به خاطرش
    دریافت میکنه

  • erfan namaki
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۴ در ۱۰:۵۰ ب.ظ

    salam be hamegi
    mikhastam begam vaghean dar beine tamam ejrahaee ke man az concertoie brahms shenidam heifetz ba hichkodoomeshoon ghabele moghaiese naboode(albate bejoz ie double octav ke dar moveman sevom falsh mishe)

  • saeed
    ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۸۴ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    jalebeh,ejrahaye heifetz tahte control va nezarate shadid e khodesh montasher mishodeh va age koochek tarin iradi dashteh ejazeh enteshar nemidadeh!oon vaght shoma chetori ye falsh az “HEIFETZ” gerfti?!!

  • erfan namaki
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۴ در ۱۲:۳۰ ب.ظ

    saeed aziz falsh zadan ziad chize baeedi nist va in falsho man peida nakardam kamelan vazehe hata dar sibelius be rahbari barbiroli ham falsh mizane

  • saeed
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۴ در ۸:۴۱ ب.ظ

    lotfan shomareh mizanhaee ke dar har do falsheh ro benevis ta baresi konam,merci

  • erfan namaki
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۴ در ۱:۵۰ ق.ظ

    dar concertoie brahms be rahbari Reiner mizane sado chehelo haft az movemane sevom note duoble octave fa diez(albate noti ke man daram shomare mizan nadare motaasefane ,agar eshtebah kardam dar shomare mano bebakhshin)zemnan note sibelius ham dar hale hazer dar dastam nist

  • saeed
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۴ در ۱۲:۱۷ ب.ظ

    shomareh sahihe oon mizan 151 -3`mov hast.noti ro ham ke goftin falsh ejra nashodeh.balkeh moredi ke baes misheh ke in fekro bekonid mavaredi mesle forteh shodane etefaghi yek archeh ya harekat va laghzeshe janbi archeh rooye sim dar jahate door shodan az kharak va mavarede ingooneh ke gahi momkeneh dar har ejraee bevojood biyad va seda kami az “keyfiyate” tabiee khodesh kharej besheh ama not ro falsh nemikoneh.bayad deghat dasht ke dar violon sedaee ke dar majmoo mishenavim az angoosht gozari va hamintor system archeh keshi bevojood miyad va gahi ke dar ye not archeh sedaye matloobi nemideh va az keyfiyate seda kasteh misheh mookeneh shenavandeh sedaye not ro falsh hes koneh dar soorati ke az lahaze zir va bami(ferekans)oon note moshkeli nadareh.merci

  • erfan
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۴ در ۴:۲۴ ب.ظ

    man harfe shoma ro ghabool mikonam vali akhe in note double va falshish be gooneie ke yeki az nothaie double ziad mishe vali harfe shoma dar falshie sibelius kamelan sadeghe dobare oono
    goosh kardam merci az rahnamaeetoon

  • ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۱۲:۲۷ ق.ظ

    همین اجرای شحام و آبادو رو من به بقیه ترجیح میدم. چه از نظر تکنیکی ، چه جمله بندی و … البته ضبط استودیویی که شرکت دویچه گرامافون داده بیرون بی نقص تره.

    در مورد هایفتز: در اجرای سیبلیوس به همراه باربیرولی در موومان سوم نت گلیساندو(ثانیه ۴۶) فالش شنیده میشه. البته ممکنه مربوط به ضبط هم باشه!!! شاید به همین دلیل بوده که این اجرا تا چند سال پیش دوباره منتشر نشده بود.
    در آخرین ضبط سیبلیوس(۱۹۶۳) هم، هایفتز تغییری عمدی رو در اجرای نتهای دوبل(دقیقه ی ۲:۰۲) داده.

    اما من در ضبطهای زنده از هایفتز هم فالش شنیدم. و این چیزی غیر عادی نیست!! بالاخره هایفتز هم انسان بوده!!!(با عرض پوزش از جناب برنارد شاو). از سیم ویولن هم نباید انتظار داشت وسط اجرا فالش نشه!!
    برای نمونه: اجرای زنده ی تلویزیونی هایفتز با ارکستر شرکت بل در سال ۱۹۴۶ هست که در اون رقص مجار شماره ی یک(برامس) رو اجرا کرده، اکثر پاساژها فالش شنیده میشه!

    در ضمن نکته ی دیگه، فاصله ی میکروفون تا ساز هست، هر چه نزدیکتر به ویولن باشه، صداهای اضافی ناشی از حرکت آرشه، حرکت انگشتان روی سیم و … بیشتر شنیده میشه.

  • شیوا
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۱۰:۱۹ ب.ظ

    آره دوستان، منهم فکر می کنم که بهتره وقتی به هیچ وجهی نمی تونیم به آدمهای غول دنیا نزدیک بشیم، سعی کنیم اونارو تا سطح درک خودمون پایین بیاریم؛ ازشون فالش بگیریم، … آره بابا، اوناهم آدمن دیگه پس لابد مثل ما نه استعداد خاصی دارن، نه پشتکار آنچنانی. چون اونا هم آدمن!! وقتی اینجوری بگیم هم وجهه ای تو جمع پیدا می کنیم، و هم پیش خودمون کم کم ناتوانی هامون رو فراموش می کنیم… همگی موفق باشید!!!

  • hosein nazemi
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    in nikray az oon navabeghi hast ke ghablaz oonke falsh haye khodesho begireh va befahmeh toonesteh az heifetz falsh begire!!!,ingooneh navabegh hich vaght nemifahmand ke dar kodam peleh az pelekan honare donyah istadehand

  • ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۸۴ در ۱:۲۰ ب.ظ

    خدمت شما عرض شود که ما هنوز پامون رو روی پلکان مربوطه نذاشتیم و همچین جسارتی هم نمی کنیم!!! فالش نواختن در سازی مثل ویولن که فواصل بسیار به هم نزدیک هست اصلاً چیز عجیبی نیست. نکته ای که در مورد بزرگانی همچون هایفتز وجود داره، کمترین میزان خطا نسبت به باقی نوازندگان هم دوره و بعد از اون هست. که من اشاره کردم به جمله ی “برناد شاو” خطاب به هایفتز: لطفاً یک نت رو فالش اجرا کن تا باور کنم انسان هستی!!!
    نکته ی دیگه ای رو که من بهش اشاره کردم، مربوط به سیم ویولن هست: اگر فیلم اجراهای ویولنیستهای طراز اول رو تا قبل از دهه ی ۶۰ میلادی و حتی تا دهه ی ۹۰ دیده باشید، متوجه میشید که بعد از هر موومان که نوازنده سازش رو کوک میکنه، گاهی اوقات تا نیم پرده سیمها فالش شدند در صورتی که ممکن هست هیچ نت فالش در طول اجرا به گوش شنونده نخورده باشه!! و این نشانگر مهارت نوازنده هست، که تونسته با سیمی که از کوک خارج شده هم خوب بنوازه. هنوز هم در برخی مکاتب، تمرینهایی برای نوازنده های سازهای زهی وجود داره تا بتونند جتی با سیمهای فالش(از کوک در رفته) صحیح بنوازند.

    البته امروزه اکثر نوازندگان از سیمهای”سینتتیک” که قسمت مرکزی اون از الیاف مصنوعی ساخته شده استفاده میکنند و به ندرت پیش میاد تا ساز در موقع نواختن از کوک خارج بشه(سیمهایی مثل: Evah Pirazzi, Olligato, Violino, Tonica, Dominant, Infeld & …).
    اما در مورد سیم “می” چون فولادی هست، ممکنه بعد از گرم شدن به دلیل اصطکاکی بین آرشه و سیم وجود داره، کمی از کوک خارج شه که معمولاً نامحسوس هست.

    اگر تکنولوژی در ۵۰ سال پیش اینقدر پیشرفت کرده بود، مسلماً ما در ضبطهای زنده که کپمانی ها عرضه میکردند، فالش شنیده نمیشد!!!
    یکی از مثالهای واضح، اجرای فانتزی کارمن(سارازات) هست که گیل شحام به همراه ارکستر فیلارمونیک برلین و به رهبری آبادو در سال ۹۷ به صورت زنده داشته. این اجرا هم به صورت DVD از کمپانی ArtHaus Musik و هم به صورت Audio CD با نام A Salute to Carmen کپمانی دویچه گرامافون عرضه کرده. در فیلم، نتهایی فالش شنده میشه و حتی برخی پاساژها و فلاژوله ها کدر نواخته میشه. اما در CD صوتی، کوچکترین اشکالی به گوش نمیرسه و تمامی ضعفهای اجرا بعداً در استودیو اصلاح شده و حتی تغییر اندکی در سرعت برخی قسمتهای اجرا به وجود اومده!!!! اگر هر دو اجرا رو با هم پخش کنید تا ۲-۳ دقیقه کاملاً با هم مطابقت دارند!! اما بعد از هماهنگی خارج میشند.

    البته من اطمینان دارم که این صحبتها برای بعضی، کاملاً بیهوده جلوه میکنه. اما شاید عده ای رو به تفکر و تحقیق قبل از سخن گفتن واداشت!!!

  • ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۸۴ در ۱:۲۲ ب.ظ

    قبل از اینکه صدای مدیران سایت در بیاد، فکر کنم بهتره این بحث رو به تالار گفتگو منتقل کنیم!!!

  • ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۸۴ در ۲:۵۵ ب.ظ

    http://www.harmonytalk.ir/viewtopic.php?id=29

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۸۵ در ۲:۳۵ ب.ظ

    چطوری وارد تالار گفتگو می شن.

  • mehdi
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۸۵ در ۷:۲۹ ق.ظ

    salam……..
    mersi az zahmatatoon
    fekr nemikardam enghadr asheghe musighi classic dashte bashim……..
    man mitoonam too jamavariye mataleb be shoma komak konam……
    albate age doos sashte bashin…
    man….violin mizanam,rahbare orchestra ham boodam,ahang sazi ham kar kardam…….
    rasti mitoonim ahang befresim?
    kholase mersi az zahmatatoon,va……..
    bye.

  • نوربخش
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۸۵ در ۲:۴۲ ب.ظ

    بله، از ابراز لطفتون ممنونم ، من هم تمایل به انجام هرگونه همکاری در این زمینه، که مورد علاقتون باشه دارم.

  • ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۰ ب.ظ

    ba salam va khaste nabashid be tamamie doostane aziz va ba arze poozesh bejaye inke az ham enteghad konim behtare ke fekri be hale mosighie shahremon bokonim ke har taze be doran residei natone bikhod gardo khak bokone ba tashakor arsalan tajvidi

  • h.karami
    ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۸۸ در ۲:۰۱ ق.ظ

    salam…dord beJohannes Brahms ..man ke asheghe onam…taghriban tamame ahangasho goosh kardam ..shayad on ye mojeze az tarafe khoda bashe ke mano divooneye ahangaye khodesh karde..benazaram ghashang tarin asare oon Variation Thema Paganini No.1bashe hatman ono goosh konid bye be hame..

  • ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۸ در ۲:۱۶ ب.ظ

    aliiiiiiiiiiiiiiiiiiii

  • pooneh
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۲ ب.ظ

    سلام.مطالب خیلی جالبی بود. من تازه با دنیای موسیقی حرفه ای اشنا شدم. سازم ویولن است. میشه لطفا چند نت کلاسیک ساده برای ویولن به من معرفی کنید. مرسی. بدرود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (I)

اکنون مدتی است که سخن گفتن از و اندیشیدن به «ایران»، خواه به مفهوم فرهنگی و خواه به مفهوم یک واحد سیاسی-اجتماعی، مساله‌ی روز است و دغدغه‌ی بسیاری از اندیشوران. تحت تاثیر قوم‌گرایی فزاینده‌ی برآمده از جهانی‌شدن (۱) و بازپخش گفتمان‌های پسااستعماری و پسامدرن در حوزه‌های جغرافیایی-فرهنگیِ کوچک‌تر، بازاندیشیدن به مفهوم ملیت، ملت و دولت-ملت (به گسترده‌ترین یا باریک‌ترین مفهوم‌ها) اجتناب‌ناپذیر شده است (۲). از این رو هر پرسش از چنان واحدهایی امروزه پرسشی بااهمیت و آگاهی‌بخش است و ما را در دیدن تهدید ترسناک فاشیسم‌های ریز و درشتی که از هر سو به زشتی سرک می‌کشد، یاری می‌دهد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

از روزهای گذشته…

حواشی مرگ مایکل جکسون در وب

حواشی مرگ مایکل جکسون در وب

مرگ مایکل جکسون زمانی اتفاق افتاد که مایکل بعد از ۱۲ سال قصد بازگشت به روی صحنه و اجرای زنده را داشت و تور طولانی مدت او که قرار بود از ۱۳ جولای ۲۰۰۹ تا ۶ مارس ۲۰۱۰ انجام شود، بیش از یک میلیون بلیت فروخته بود. تور متشکل از ۵۰ اجرا و به نام This Is It بود که قرار بود از آرنای لندن آغاز به کار کند.
تنش و آرامش در موسیقی

تنش و آرامش در موسیقی

هنگام بررسی موسیقی Jazz، روشهای بداهه نوازی یا آهنگسازی با اصطلاح Tension & Release بسیار برخورد می کنیم. سعی داریم در این نوشته بصورت خلاصه به آن بپردازیم.
مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (I)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (I)

این مقاله توسط سعدی حسنی، مورخ و موسیقی شناس ایرانی پیش از انقلاب ترجمه شد و پس از سالها، نخستین بار در شماره سوم مجله موسیقایی مقام در سال هفتاد و هفت انتشار یافته و امروز در این سایت بازنشر می شود.
راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند  (II)

راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند (II)

برای یافتن چگونگی وجود نت نگاری موسیقی هندی در نت نگاری غرب، شانکار، دیوید مورفی (رهبر ارکستری از کشور ولش) را متقاعد کرد تا به او برای تبدیل آثارش به قطعه ای برای ارکستر کمک کند. کنسرتوی شانکار همراه با مقدمه ای شورانگیز آغاز می شود، معرفی این موسیقی بیگانه (موسیقی هند برای غربیان) شامل چرخش ملودیها، تغییر وزنها و صدای پائین نتها، بر خلاف موسیقی غرب که حرکت و پیشرفتش بیشتر از طریق هارمونی است، موسیقی هندی شدیدا تحت تاثیر ملودی و ریتم است.
چیستا غریب: خردسالان زود از موسیقی زده می شوند

چیستا غریب: خردسالان زود از موسیقی زده می شوند

سن بسیار کم با آن دیسیپلین های سخت اصلا برای روحیه بچه مناسب نیست؛ حتی در غرب هم به این نتیجه رسیده اند که بهتر است شروع ساز از سن ۸ سالگی به بعد باشد. تا قبل از آن، آشنایی با موسیقی، سازهای ضربی، زیلوفون و فلوت ریکوردر به صورت آموزشی، بسیار ساده و تفریحی برای بچه، در کوتاه مدت اشکالی ندارد، اما امروز به این نتیجه رسیده اند که این روش صحیح نیست که بچه کوچک پشت پیانو بنشیند و تمرین های سخت انجام دهد.
آرتور روبنشتاین، ویرتوز قرن بیست (I)

آرتور روبنشتاین، ویرتوز قرن بیست (I)

آرتور روبنشتاین را یکی از برترین نوازندگان ویرتئوز پیانو در قرن ۲۱ میشناسند. نوازنده آمریکایی – لهستانی که ۲۸ ژانویه سال ۱۸۸۷ و در خانواده ای یهودی بدنیا آمد. وی هیچ نسبتی با نوازنده و پیانیست معاصر آنتون روبنشتاین و یا هلنا روبنشتاین ندارد.
مونیک بازارت، مدافع زنان موسیقیدان

مونیک بازارت، مدافع زنان موسیقیدان

مونیک بازارت (Monique Buzzarté) متولد ۲۶ اوت ۱۹۶۰ سن پردو ایالت کالیفورنیا آمریکا آهنگساز، نوازنده ترومبون، حامی فعال موسیقی معاصر، اجرا کننده بسیاری از آثار جدید برای ترومبون است. او با نوازندگی به همراه سازهای الکترونیک و گروههای موسیقی مجلسی، علاوه بر آهنگسازی برای: سولونوازی، موسیقی مجلسی و آثار الکترونیک مشهور است. خانم بازارت زیر نظر استوارت دمپ استر (Stuart Dempster) و ند مردیث (Ned Meredith) تحصیل کرده است. وی دارنده مدرک لیسانس و فوق لیسانس موسیقی از دانشگاه واشنگتون و فوق لیسانس از مدرسه موسیقی منهتن می باشد. در سال ۲۰۰۸ به عنوان “سولوئیست برتر سال” انتخاب شد و در سال ۲۰۰۹ جایزه MAP به دلیل آهنگسازی برای ترومبون و شاکوهاچی (shakuhachi) دو ساز قدیمی بادی، تقدیم وی شد.
روش سوزوکی (قسمت چهل و پنجم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و پنجم)

آنها چنین تصوری را هم به خود راه نمی‌دادند که من برازنده حضور در این جمع نیستم، رفتارشان با من صمیمانه بود و به من این اطمینان خاطر را می‌دادند که خودم را در بین شان خوب احساس کنم و رفتاری با ملاحظه با من داشتند. تلاش می‌کردند که مرا در گفتگوهایشان وارد کنند و اطمینان خاطری برای رسیدن به چنین هماهنگی در من ایجاد می‌کرند تا اینکه این روابط به چنین درک متقابلی برسد و چقدر فوق العاده است که انسان بتواند چنین انعطاف و لطافتی را دارا باشد. فقط در چنین وضعیتی می‌شود به هماهنگی دست یافت، این درس ها را من از اینشتین و دوستانش که به خانه اش می‌آمدند می آموختم.
نامجو از نگاه منتقدان (III)

نامجو از نگاه منتقدان (III)

حسین پرنیا، نوازنده سنتور و آهنگساز، یکی دیگر از منتقدانی بود که در این برنامه شرکت داشت و در میان برنامه هم مدتی به ایراد نقدهای خود در حضور صاحب اثر پرداخت؛ در اینجا گفته های این موسیقیدان را با سایت گفتگوی هارمونیک می خوانیم : این برنامه اصلا نقد و بررسی نبود و به نظر من یک معرفی بسیار عجولانه و نابخردانه بود؛ چون نقد تعریفی دارد و به هر حال این اصول اینجا دیده نشد و آقای نامجو هم به نظر من همانطور که در جلسه اعلام کردم پدیده جدیدی نیست و کارش هم در زمینه موسیقی کار دست چندم است.
نگاهی به سبک فرامرز پایور

نگاهی به سبک فرامرز پایور

سبک و شیوه استاد پایور را از دو بعد می توان بررسی کرد: اول از بعد سنتورنوازی ایشان و دوم از بعد آهنگسازی. سبک سنتورنوازی پایور، سبک جدیدی است که کمی هم رنگ و لعاب سبک حبیب سماعی را به خود گرفته است و آن هم به دلیل تعلیمات استاد صبا بوده است.