کنسرتو ویولن برامس

یوهان برامس
یوهان برامس
نسیم آغازین و وسوسه انگیز بادی ها در ابتدای نخستین موومان، به آهستگی ارکستر را چون دریایی خروشان می سازد که در تموجش اثری از سازگاری و آرامش نیست و تکنواز به ناگاه و بسیار زود هنگام همانند ذره ای کوچک به میان این طوفان می افتد. کوشش آغازین تکنواز برای رهایی از این تلاطم راه به جایی نمی برد و سر انجام او در میان موجهای سرگردان این دریا، غوطه ور می شود.
این موسیقی که جدالی است زیبا میان تکنواز و ارکستر، گاه تا نا دیده انگاشته شدن تکنواز و گاه با بیان اندیشه های غنی توسط او، تا فراموشی وجود ارکستر به پیش می رود.

در طول موومان اول ، اندیشه های رویاگونه توسط تکنواز بسط و گسترش می یابد و تا نهایت زیبایی خود به پیش می روند. این ملودی آرام و موقر گاه با نواختن آکوردهایی سرکش و گاهی با تریل های پیاپی توسط تکنواز منتهی به جدالی دوباره میان تکنواز و ارکستر می گردد که زیباترین لحظات موسیقی زاییده دقایق این رویارویی است.

جهش های سریع و متوالی تکنواز در میانه موومان اول، تداعی کننده نهایت کوشش هایی است که شخصی برای یافتن گم گشته اش می نماید. ترموله های تریوله این بخش که ابتدا ویلون آلتو ها آغاز گر آن هستند و سپس توسط کل گروه زهی های ارکستر نواخته می شوند، احساس اضطراب گونه ای را در این فضا به شنونده منتقل می سازند.این قسمت کوتاه از اثر، که از نگاه زیبایی شناسایی و آهنگسازی در نهایت سطح استادی مصنف است، به تنهایی بیانگر نبوغی است که پشتوانه تصنیف این اثر گشته است.

در تار و پود اولین موومان همواره نوعی حس نا آشنایی وغربت عمیق به گوش می رسد اما با استادی مصنف، شنونده هیچگاه از دنبال کردن اثردلزده نمی شود، بلکه همواره نوعی پیوند درونی را با آن برقرار می سازد.

نبوغ مصنف این اثر تا به درجه ای از کمال پیش می رود که نه تنها ستیز تکنواز و ارکستر را به تصویر می کشد، بلکه “احساسات متضاد” بشری را نیز به رویارویی با یکدیگر فرا می خواند. نکته جالب اینجاست که در پایان موومان نخست هیچ یک از این دو رقیب بر دیگری پیروز نمی گردند، بلکه این شنونده است که با گذر و تجربه موفق احساساتی متضاد همچون: آرامش و تلاطم، روشنی رویا و تیرگی یاس موجود در این اثر، پیروز از میدان باز می آید.

کنسرتو برای ویولن و ارکستر اپوس شماره ۷۷ در” ر- ماژور” اثر یوهان برامس را می توان کنسرتویی ساختار شکن نامید. این کنسرتو که در سال ۱۸۷۸ میلادی تصنیف شده است، اولین بار در سال ۱۸۷۹ توسط ویولنیست مشهور یواخیم اجرا شد. پیشتر نیز، برامس در زمان تصنیف این اثر از راهنمایی های فنی یواخیم بهره جسته بود.

همانطور که در تاریخ موسیقی شاهدیم، این کنسرتو ویلون در زمان اولین اجرا با واکنش سرد شنوندگانش روبرو شد و این یواخیم بود که با تلاش خود و اجرای چندین ساله این اثر توانست این اثر را از فراموشی برهاند. شاید بتوان دلایل عدم استقبال شنوندگان در اولین اجرا را اینگونه بیان کرد:

اول، ساختار شکنی و ارتقا بخشیدن به روشهای مرسوم مصنفان در تصنیف کنسرتوهای ویلن آن دوره و پیشتر، توسط یوهان برامس.

تا پیش از آن در کنسرتوهای ویلون بیشتر مرسوم بود که ارکستر نقش دنبال کننده تکنواز و یا همراهی کننده او را داشت و معمولا در ارائه موسیقی، ارکستر نقشی اینگونه هم سطح و هم تراز با تکنواز را نداشت و برامس با تصنیف چنین شاهکار بی نقصی در زمینه فرم کنسرتو ویلن، تجربه و نگاهی نو را برای اول بار در این زمینه به بوته آزمایش گذاشت.

Audio File قسمتی از فیلم کنسرتو ویولون برامس با تکنوازی گیل شهام و رهبری کلودیو آبادو

پیشتر همانند این تجربه را، ابتدا موزار و سپس بتهوون در زمان تصنیف سونات های ویولن و پیانوی خود بکار برده بودند. بتهوون در این سونات ها، نقش پیانو را تنها به عنوان یک همراهی کننده، که نقشی تاثیرگذار در موسیقی سونات نداشت، در نظر نگرفته بود. بلکه در این سونات ها، نقش ویولن و پیانو در موسیقی، به یک اندازه ارزش داشت. در آن زمان نیز دیدگاه بیشتر آهنگسازان در تصنیف سوناتهای ویولن و پیانو بگونه ای بود که همواره به پیانو تنها به عنوان یک دنباله رو ویولن و یا ابزار همراهی کننده او، نگاه می کردند و در واقع این آهنگسازان، با استفاده از پتانسیل های اجرایی هر یک از سازها و ارائه بی نقص سونات بدین شکل، قدمی بزرگ را در جهت اعتلا و پیشرفت آن برداشتند و تلاش آنها نشانگر این نکته بود که: “موسیقی می تواند به گونه ای بسیار زیبا، حاصل از همکاری هم سطح هر یک از مجریان، در ارائه آن باشد.”

دیگر علت، سطح متعالی و درحد کمال این اثرهنری است که همانند بسیاری از دیگر آثارهنری دارای این مشخصه، دستیابی و یا حتی درک آن، برای بسیاری از شنوندگان و هنرمندان آن دوره نا ممکن بود. (حتی امروزه نیز، بسیاری شنوندگان از فهم زیبایی نهفته در این اثر ناتوانند.)

جالب اینجاست که برامس تا حد امکان از فراهم آوردن زیبایی ظاهری در آثارش دوری می جست، تا جایی که گاهی به انتقاد از خود برمی خواست و اگر حاصل تصنیف اش اینگونه بود، آن اثر را غیر هنری می دانست؛ مانند سمفونی دوم این آهنگساز.

عوامل یاد شده در بالا، باعث گشته تا منتقدان برجسته موسیقی تاکنون در تمجید یا انتقاد از این اثر، تفسیرهای متفاوتی را ارائه دهند. در آن دوره، هنزلیک که از منتقدان بزرگ موسیقی هم دوران با برامس بود از مخالفان این کنسرتو بود و با انتقادات خود از این اثر، سعی داشت تا این کنسرتو نتواند در میان شنوندگان مقبول گردد. امروزه با گذشت زمانی طولانی از تصنیف این شاهکار و بارها و بارها اجرای این اثر شاهدیم که اینگونه تلاش ها بی نتیجه مانده و این اثر جایگاه خود را در میان آثار فنا ناپذیر ویولن یافته است.

کلودیو آبادو
دومین موومان این اثر، زمینه ساز فرصتی شگفت آور برای شنونده است، زیرا که در لحظات زیبای این موسیقی می تواند به شیرین ترین خاطرات خود بیندیشد. این موسیقی آرامش بخش هیچگاه از حالت توازن خود خارج نمی گردد و مصنف با نهایت استادی، در مقاطع مختلف آنرا به اوج خود رسانده و دوباره به زمزمه ای آرام بدل می سازد و در مناسب ترین زمان و در حالی که هنوز شنونده آمادگی دنبال کردن آنرا دارد به پایان می رساند.

این موومان، در عین حال که از لحاظ موسیقایی خود بخشی کامل می باشد که از دو موومان دیگر مستقل است، نقش ای بسیار موفق در زمینه آمادگی بخشیدن به ذهن شنونده برای دنبال کردن آخرین قسمت این کنسرتو ایفا می کند و به بمانند پلی مستحکم، ارتباط میان این دو موومان را بوجود می آورد.

موومان آخرین این کنسرتو که دارای ریتمی مقطع می باشد و نواختن آن مهارت خاصی را از تکنواز می طلبد، از موومان اول بسیار کوتاهتر است. از نکات جالب این موومان، بهره گیری گسترده و استادانه ای است که برامس از بادی های ارکسترکه شامل: فلوت، ابوا، کلارینت، فاگوت، هورن و ترومپت می باشد، بعمل آورده است که جذابیت خاصی را به این موسیقی بخشیده است و از دیگر رو، نشانگر شناخت دقیق مصنف در بکارگیری و ترکیب این دسته از سازهای ارکستر می باشد.

تم اصلی این قسمت که با دوبل نوازی تکنواز آغاز می گردد، بخوبی در طول این قسمت بسط می یابد. بطوریکه شنونده ای که وارد این گردونه گشته، با تکرار شدن چندین باره آن، خود همراه با این موسیقی شده و متاثر از شادی نهفته در آن می گردد. این موومان در نهایت، با نواختن دوبل های مقطع توسط تکنواز پایان می پذیرد.

24 دیدگاه

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۱۲, ۱۳۸۴ در ۱۲:۳۹ ب.ظ

    با تشکر چند سوال راجع به این کنسرتو داشتم:۱-اگه ممکنه به غیر غیر از کادانس خود یواخیم و کادانسهای آئر رگر و هایفتز کادانسهای دیگری برای این اثر معرفی کنیدکلا هر اثری رو که معرفی میکنید کادانس های معروف اون رو هم بنویسید ۲-چرا ویولنیست قابلی همچون هنریک وینیاوسکی این اثر رو غیر قابل اجرا توصیف کرده ویا چرا ساراسات از اجرای این کنسرتو سرباز زده؟

  • shirin
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۱۱:۲۱ ق.ظ

    man nemidoonam chera har kasi ye matni ro mikhooneh va rajebe oon matlab, etelaii peyda mikhoneh, zood mikhad az digaran emtehan maloomat begireh?! be nazare man in raftara bacheh goonas! motmaenan siamak ham age dobareh bereh oon matno bekhooneh dar edamash mibineh ke vinyavski chera bramso ejra nakardeh, va digeh niazi nist biyad chizi ro ke midooneh az digaran beporseh!:)

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۱۱:۵۵ ب.ظ

    دوست ارجمند وگرامی این بدبینانه ترین و بچه گانه
    ترین نکاه ممکن به این قضیه بود.اگه شما خودتون هر وقت سوالی میکنید هدفتون همچین چیزیه بنده به هیچ
    وجه اینگونه نیستم.(کافر همه را به کیش خود پندارد)
    در متن اومده این کنسرتو برای ویرتوئوزهای اون زمان
    غیر قابل درک بوده اما حساب وینیاوسکی جداست
    چرا که خیلی از منتقدان اون رو یکی از بهترین
    ویرتوئوز های تاریخ میدونن اگه کنسرتو ۱ وینیاوسکی
    رو گوش کرده باشین و بدونین وینیاوسکی این اثر
    رو در ۱۹ سالگی نوشت و اجرا کرد متوجه میشین من چی
    میگم منظورم اینه که چه قدر درک وینیاوسکی از موسیقی نسبت به زمان خودش بالاتر بوده.موفق باشید

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۴ در ۱۰:۰۳ ق.ظ

    کلا سوالی که در ذهن انسان پیش میاد اینه که چرا هر اثری در اون زمان نوشته میشده با موضع گیری نوازندکان و منتقدین و مردم مواجه میشده
    برامس به خاطر همین موضع گیری ها سمفونی اول خودش رو میترسه که در وین اجرا کنه ویا بتهوون یه خاطر همون تا آخر عمر کنسرتوی دیگه ای برای ویولن نمینویسه
    این حتی در مورد نوازندگان پیشرویی مثل وینیاوسکی
    وآوئر صادقه.(برخورد آوئر با کنسرتو چایکوفسکی)
    اما امروزه چنین چیزی وجود نداره مثلا اندره پروین
    یه کنسرتو ویلن مینویسه و آن سوفی موتر اون رو سریع
    اجرا میکنه و حتی جایزه گرمی (۲۰۰۵)رو به خاطرش
    دریافت میکنه

  • erfan namaki
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۴ در ۱۰:۵۰ ب.ظ

    salam be hamegi
    mikhastam begam vaghean dar beine tamam ejrahaee ke man az concertoie brahms shenidam heifetz ba hichkodoomeshoon ghabele moghaiese naboode(albate bejoz ie double octav ke dar moveman sevom falsh mishe)

  • saeed
    ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۸۴ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    jalebeh,ejrahaye heifetz tahte control va nezarate shadid e khodesh montasher mishodeh va age koochek tarin iradi dashteh ejazeh enteshar nemidadeh!oon vaght shoma chetori ye falsh az “HEIFETZ” gerfti?!!

  • erfan namaki
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۴ در ۱۲:۳۰ ب.ظ

    saeed aziz falsh zadan ziad chize baeedi nist va in falsho man peida nakardam kamelan vazehe hata dar sibelius be rahbari barbiroli ham falsh mizane

  • saeed
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۴ در ۸:۴۱ ب.ظ

    lotfan shomareh mizanhaee ke dar har do falsheh ro benevis ta baresi konam,merci

  • erfan namaki
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۴ در ۱:۵۰ ق.ظ

    dar concertoie brahms be rahbari Reiner mizane sado chehelo haft az movemane sevom note duoble octave fa diez(albate noti ke man daram shomare mizan nadare motaasefane ,agar eshtebah kardam dar shomare mano bebakhshin)zemnan note sibelius ham dar hale hazer dar dastam nist

  • saeed
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۴ در ۱۲:۱۷ ب.ظ

    shomareh sahihe oon mizan 151 -3`mov hast.noti ro ham ke goftin falsh ejra nashodeh.balkeh moredi ke baes misheh ke in fekro bekonid mavaredi mesle forteh shodane etefaghi yek archeh ya harekat va laghzeshe janbi archeh rooye sim dar jahate door shodan az kharak va mavarede ingooneh ke gahi momkeneh dar har ejraee bevojood biyad va seda kami az “keyfiyate” tabiee khodesh kharej besheh ama not ro falsh nemikoneh.bayad deghat dasht ke dar violon sedaee ke dar majmoo mishenavim az angoosht gozari va hamintor system archeh keshi bevojood miyad va gahi ke dar ye not archeh sedaye matloobi nemideh va az keyfiyate seda kasteh misheh mookeneh shenavandeh sedaye not ro falsh hes koneh dar soorati ke az lahaze zir va bami(ferekans)oon note moshkeli nadareh.merci

  • erfan
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۴ در ۴:۲۴ ب.ظ

    man harfe shoma ro ghabool mikonam vali akhe in note double va falshish be gooneie ke yeki az nothaie double ziad mishe vali harfe shoma dar falshie sibelius kamelan sadeghe dobare oono
    goosh kardam merci az rahnamaeetoon

  • ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۱۲:۲۷ ق.ظ

    همین اجرای شحام و آبادو رو من به بقیه ترجیح میدم. چه از نظر تکنیکی ، چه جمله بندی و … البته ضبط استودیویی که شرکت دویچه گرامافون داده بیرون بی نقص تره.

    در مورد هایفتز: در اجرای سیبلیوس به همراه باربیرولی در موومان سوم نت گلیساندو(ثانیه ۴۶) فالش شنیده میشه. البته ممکنه مربوط به ضبط هم باشه!!! شاید به همین دلیل بوده که این اجرا تا چند سال پیش دوباره منتشر نشده بود.
    در آخرین ضبط سیبلیوس(۱۹۶۳) هم، هایفتز تغییری عمدی رو در اجرای نتهای دوبل(دقیقه ی ۲:۰۲) داده.

    اما من در ضبطهای زنده از هایفتز هم فالش شنیدم. و این چیزی غیر عادی نیست!! بالاخره هایفتز هم انسان بوده!!!(با عرض پوزش از جناب برنارد شاو). از سیم ویولن هم نباید انتظار داشت وسط اجرا فالش نشه!!
    برای نمونه: اجرای زنده ی تلویزیونی هایفتز با ارکستر شرکت بل در سال ۱۹۴۶ هست که در اون رقص مجار شماره ی یک(برامس) رو اجرا کرده، اکثر پاساژها فالش شنیده میشه!

    در ضمن نکته ی دیگه، فاصله ی میکروفون تا ساز هست، هر چه نزدیکتر به ویولن باشه، صداهای اضافی ناشی از حرکت آرشه، حرکت انگشتان روی سیم و … بیشتر شنیده میشه.

  • شیوا
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۱۰:۱۹ ب.ظ

    آره دوستان، منهم فکر می کنم که بهتره وقتی به هیچ وجهی نمی تونیم به آدمهای غول دنیا نزدیک بشیم، سعی کنیم اونارو تا سطح درک خودمون پایین بیاریم؛ ازشون فالش بگیریم، … آره بابا، اوناهم آدمن دیگه پس لابد مثل ما نه استعداد خاصی دارن، نه پشتکار آنچنانی. چون اونا هم آدمن!! وقتی اینجوری بگیم هم وجهه ای تو جمع پیدا می کنیم، و هم پیش خودمون کم کم ناتوانی هامون رو فراموش می کنیم… همگی موفق باشید!!!

  • hosein nazemi
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۴ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    in nikray az oon navabeghi hast ke ghablaz oonke falsh haye khodesho begireh va befahmeh toonesteh az heifetz falsh begire!!!,ingooneh navabegh hich vaght nemifahmand ke dar kodam peleh az pelekan honare donyah istadehand

  • ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۸۴ در ۱:۲۰ ب.ظ

    خدمت شما عرض شود که ما هنوز پامون رو روی پلکان مربوطه نذاشتیم و همچین جسارتی هم نمی کنیم!!! فالش نواختن در سازی مثل ویولن که فواصل بسیار به هم نزدیک هست اصلاً چیز عجیبی نیست. نکته ای که در مورد بزرگانی همچون هایفتز وجود داره، کمترین میزان خطا نسبت به باقی نوازندگان هم دوره و بعد از اون هست. که من اشاره کردم به جمله ی “برناد شاو” خطاب به هایفتز: لطفاً یک نت رو فالش اجرا کن تا باور کنم انسان هستی!!!
    نکته ی دیگه ای رو که من بهش اشاره کردم، مربوط به سیم ویولن هست: اگر فیلم اجراهای ویولنیستهای طراز اول رو تا قبل از دهه ی ۶۰ میلادی و حتی تا دهه ی ۹۰ دیده باشید، متوجه میشید که بعد از هر موومان که نوازنده سازش رو کوک میکنه، گاهی اوقات تا نیم پرده سیمها فالش شدند در صورتی که ممکن هست هیچ نت فالش در طول اجرا به گوش شنونده نخورده باشه!! و این نشانگر مهارت نوازنده هست، که تونسته با سیمی که از کوک خارج شده هم خوب بنوازه. هنوز هم در برخی مکاتب، تمرینهایی برای نوازنده های سازهای زهی وجود داره تا بتونند جتی با سیمهای فالش(از کوک در رفته) صحیح بنوازند.

    البته امروزه اکثر نوازندگان از سیمهای”سینتتیک” که قسمت مرکزی اون از الیاف مصنوعی ساخته شده استفاده میکنند و به ندرت پیش میاد تا ساز در موقع نواختن از کوک خارج بشه(سیمهایی مثل: Evah Pirazzi, Olligato, Violino, Tonica, Dominant, Infeld & …).
    اما در مورد سیم “می” چون فولادی هست، ممکنه بعد از گرم شدن به دلیل اصطکاکی بین آرشه و سیم وجود داره، کمی از کوک خارج شه که معمولاً نامحسوس هست.

    اگر تکنولوژی در ۵۰ سال پیش اینقدر پیشرفت کرده بود، مسلماً ما در ضبطهای زنده که کپمانی ها عرضه میکردند، فالش شنیده نمیشد!!!
    یکی از مثالهای واضح، اجرای فانتزی کارمن(سارازات) هست که گیل شحام به همراه ارکستر فیلارمونیک برلین و به رهبری آبادو در سال ۹۷ به صورت زنده داشته. این اجرا هم به صورت DVD از کمپانی ArtHaus Musik و هم به صورت Audio CD با نام A Salute to Carmen کپمانی دویچه گرامافون عرضه کرده. در فیلم، نتهایی فالش شنده میشه و حتی برخی پاساژها و فلاژوله ها کدر نواخته میشه. اما در CD صوتی، کوچکترین اشکالی به گوش نمیرسه و تمامی ضعفهای اجرا بعداً در استودیو اصلاح شده و حتی تغییر اندکی در سرعت برخی قسمتهای اجرا به وجود اومده!!!! اگر هر دو اجرا رو با هم پخش کنید تا ۲-۳ دقیقه کاملاً با هم مطابقت دارند!! اما بعد از هماهنگی خارج میشند.

    البته من اطمینان دارم که این صحبتها برای بعضی، کاملاً بیهوده جلوه میکنه. اما شاید عده ای رو به تفکر و تحقیق قبل از سخن گفتن واداشت!!!

  • ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۸۴ در ۱:۲۲ ب.ظ

    قبل از اینکه صدای مدیران سایت در بیاد، فکر کنم بهتره این بحث رو به تالار گفتگو منتقل کنیم!!!

  • ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۸۴ در ۲:۵۵ ب.ظ

    http://www.harmonytalk.ir/viewtopic.php?id=29

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۸۵ در ۲:۳۵ ب.ظ

    چطوری وارد تالار گفتگو می شن.

  • mehdi
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۸۵ در ۷:۲۹ ق.ظ

    salam……..
    mersi az zahmatatoon
    fekr nemikardam enghadr asheghe musighi classic dashte bashim……..
    man mitoonam too jamavariye mataleb be shoma komak konam……
    albate age doos sashte bashin…
    man….violin mizanam,rahbare orchestra ham boodam,ahang sazi ham kar kardam…….
    rasti mitoonim ahang befresim?
    kholase mersi az zahmatatoon,va……..
    bye.

  • نوربخش
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۸۵ در ۲:۴۲ ب.ظ

    بله، از ابراز لطفتون ممنونم ، من هم تمایل به انجام هرگونه همکاری در این زمینه، که مورد علاقتون باشه دارم.

  • ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۰ ب.ظ

    ba salam va khaste nabashid be tamamie doostane aziz va ba arze poozesh bejaye inke az ham enteghad konim behtare ke fekri be hale mosighie shahremon bokonim ke har taze be doran residei natone bikhod gardo khak bokone ba tashakor arsalan tajvidi

  • h.karami
    ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۸۸ در ۲:۰۱ ق.ظ

    salam…dord beJohannes Brahms ..man ke asheghe onam…taghriban tamame ahangasho goosh kardam ..shayad on ye mojeze az tarafe khoda bashe ke mano divooneye ahangaye khodesh karde..benazaram ghashang tarin asare oon Variation Thema Paganini No.1bashe hatman ono goosh konid bye be hame..

  • ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۸ در ۲:۱۶ ب.ظ

    aliiiiiiiiiiiiiiiiiiii

  • pooneh
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۲ ب.ظ

    سلام.مطالب خیلی جالبی بود. من تازه با دنیای موسیقی حرفه ای اشنا شدم. سازم ویولن است. میشه لطفا چند نت کلاسیک ساده برای ویولن به من معرفی کنید. مرسی. بدرود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

از روزهای گذشته…

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (IV)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (IV)

چه شخصی برونگرا یا درونگرا باشد آنها خود بخشی از تاریجچه آن اثر خواهند شد. نوازنده ویلنسل همانند بازیگری است که کلمات نمایشنامه را می خواند نمایش را به بهترین وجه که در توانشان است اجرا می کند.
موسیقی تنهائی (I)

موسیقی تنهائی (I)

در این نوشتار کلمه ی “تنهائی” نه به عنوان صفتی شاعرانه در وصف موسیقی ایرانی، که به مثابه یک ویژگی بنیادی و فنی مورد بررسی قرار گرفته است که اتفاقاُ تاُثیر آن بر فرم و محتوای موسیقی ایران گاه جلوه های شاعرانه هم به خود می گیرد. هرچند تاریخ کم فراز و پر نشیب موسیقی ایرانی قدمتی چند هزار ساله را در صفحات معدود اما گرانبار خود به ثبت رسانیده است، لیکن ویژگی های ذاتی این هنر شریف و صبور ایرانی همواره به گونه ای بوده است که بنا به دلایل فنی و گاه فرهنگی، با تنهائی عجین شده است.
بوطیقای ریتم (I)

بوطیقای ریتم (I)

پیش از این اگر جایی صحبت از ویژگی آثار پرویز مشکاتیان به میان می‌آمد یکی از مهم‌ترین نکاتی که بر زبان اهل فن جاری می‌گشت توانایی او در آفرینش ریتم‌های بدیع بود. آن‌ها که زبانی و حالی داشتند گاه حتا به وجود «نوعی شعور خدادادی ریتمیک» -که می‌توان آن را معادل نوعی وحی در ساحت ریتم گرفت- شهادت می‌دادند. این ویژگی چنان با نام وی گره خورده و خصلتی اسطوره‌ای پیدا کرده است که کمتر کسی نیاز می‌بیند در این مورد توصیف عمیق‌تری به‌دست دهد؛ چون و چرا که البته جای خود دارد. اما به راستی چرا «ریتم» آثار مشکاتیان تا این حد شهره‌ است؟
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم که صاحب مکتبی در آهنگسازی به شمار می رود، پندرسکی است. او یکی از شاخصترین آهنگسازان آوانگارد جهان و یکی از مهمترین نمایندگان این تفکر در قرن بیستم بود. پندرسکی در سالهای گذشته تا حد زیادی سبک آهنگسازی خود را تغییر داده و به گفته خودش این تغییر سبک از تغییر نگاه او به موسیقی می آید. برای هواداران موسیقی آوانگارد، این تغییر مسیر او بسیار سئوال برانگیز بوده است.
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (II)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (II)

وقتی در قرن هفدهم بر اساس قوانین اجتماعی حضور زنان بر روی صحنه در کشورهایی که پاپ بر آن ها فرمانبرداری می کرد ممنوع اعلام شد کاستراتو ها به هنر نوپای اپرا روی آوردند. آنها اغلب نقش های مرد و گاهی نیز نقش های زن را اجرا می کردند درست مثل پسربچه هایی که در زمان الیزابت نقش های زن نمایش ها را به عهده می گرفتند. تا قرن هجدهم، درصد زیادی از خواننده های مرد اپرا کاستراتو بودند.
طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

این مشخصه مربوط به نحوه اجرای تکنیک و تولید صدا می باشد. به طور کلی در تنبک نوازی می توان چندین نوع مختلف از شکل اجرا را تشخیص داد:
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (III)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (III)

ترادف: دستگاه = مقام = آواز= گام چراکه مقصود از «مقام بزرگ» گام ماژور فرنگی است. «حالت مخصوص» و «فرود خاص» معنی دقیق تعریف شده ای ندارند، از سوی دیگر بجای تعریف، دلیل یا توضیحِ «شباهت عینی»، آمده است که «باید دانست». چرا باید دانست معلوم نیست. (حجیت ظن)
نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (III)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (III)

اما در تابلو های عرضه شده از عوامل دیگر سازنده، فقط دو دانگی ها و نت شاهد، قابل شناسایی است. علاوه بر این دو دانگی های تابلو ها مانند یازده دو دانگی ها متصل نیستند بلکه با یک پرده طنینی جدا شده اند که در مجموع یک گام پدیدار می شود:
خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت اول

خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت اول

مطلب زیر گفته های چهار آهنگساز پرکار درباره درگیریهای خلاقانه ای است که یک آهنگساز در رابطه با خلق موسیقی انیمیشن با آن روبرو است. این چهار هنرمند دنیس م. هنیگان Denis M. Hannigan، دان گریدی Don Grady، جودی گری Jody Gray و جیمز ل. ونابل James L. Venable توصیه ها و تجربیات خود را در اختیار آهنگسازان، طراحان، کارگردانان و تهیه کنندگان قرار داده اند.
پدرام فریوسفی: می خواهیم با ارکسترهای غربی مقایسه شویم

پدرام فریوسفی: می خواهیم با ارکسترهای غربی مقایسه شویم

آرشه گذاری را آقای گوران با نظر شف های ارکستر انجام می دهند که بخشی با حضور ارکستر و بخشی بدون حضور آنها انجام می گیرد.