گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

آلکسا استیل، فلوتیست زلاند نو

الکسا استیل (Alexa Still) نوازنده معروف فلوت و زاده نیوزلند است. خانم استیل برای ضبطهای فراوان با برچسبهای بین المللی کلاسیک در دنیای فلوت مشهور است. وی به عنوان “بی نقص در تکنیک و سلیقه، اغوا کننده در ترکیب اصوات” توصیف شده است. در جایی دیگر آمده: “آنقدر با اطمینان خاطر می نوازد که هیچ گاه قادر نخواهید بود او را از موسیقی جدا کنید”. اولین دیدار او از آمریکا برای ادامه تحصیل در دانشگاه نیویورک بود، وی در آنجا موفق به کسب مدارک فوق لیسانس و دکترا شد و در بسیاری از رقابتهای موسیقی مقام اول را کسب نمود.

الکسا استیل (Alexa Still) نوازنده معروف فلوت و زاده نیوزلند است. خانم استیل برای ضبطهای فراوان با برچسبهای بین المللی کلاسیک در دنیای فلوت مشهور است. وی به عنوان “بی نقص در تکنیک و سلیقه، اغوا کننده در ترکیب اصوات” توصیف شده است. در جایی دیگر آمده: “آنقدر با اطمینان خاطر می نوازد که هیچ گاه قادر نخواهید بود او را از موسیقی جدا کنید”. اولین دیدار او از آمریکا برای ادامه تحصیل در دانشگاه نیویورک بود، وی در آنجا موفق به کسب مدارک فوق لیسانس و دکترا شد و در بسیاری از رقابتهای موسیقی مقام اول را کسب نمود.

در ۲۳ سالگی به وطن بازگشت و جایزه فلوت نوازی ارکستر سمفونیک نیوزلند را از آن خود نمود و به مدت ۱۱ سال در نیوزلند ماند.

در طی این سالها بارها به آمریکا برای برگزاری کنسرتهای سولو سفر نمود و جایزه مشهور فولبرایت آمریکا را در سال ۱۹۹۶ کسب نمود. از سال ۱۹۹۸ که به عنوان استاد فلوت در دانشگاه کولورادوی آمریکا منسوب شد، رسیتالها، کنسرتها و کلاسهای فراوانی را در انگلستان، آلمان، استرالیا، نیوزلند، اسلوونیا، مکزیک، کانادا، کره و آمریکا برگزار نمود.

دوازدهمین دیسکت سولوی خانم استیل که شامل آثار موسیقی مجلسی برای فلوت اثر لوول لیبرمان (Lowell Liebermann) بوده، در ژوئیه ۲۰۰۳ عرضه شد. او برجسته ترین سولیست در انجمن ملی فلوت نوازان آمریکا در شیکاگو، آتلانتا و واشنگتون بوده، در سال ۲۰۰۳ مدیر برگزار کننده برنامه ای به مناسبت سی و یکمین سالگرد این انجمن، بود.

خانم استیل فلوت نقره ای که برادران برانن از بوستون با دهانه ای از طلا و چوب ویژه وی ساخته بودند را می نوازد.

در ادامه گفته های خانماستیل را میخوانیم:

آنچه اهمیت دارد آن است که بدانیم اشتباه کردن آخر دنیا نیست، من به دلیل آنکه از سن بسیار پائین ‌آغاز به نوازندگی کردم، به این موضوع سریعتر دست یافتم و همواره هنرجویانم را تشویق می کنم که هر چه زودتر رسیتال کامل را اجرا کنند، با این کار خود می آموزند چگونه برنامه ریزی کنند، سالن کرایه کنند، به دنبال هم نواز خوب باشند، خبر را پخش و عکس خود را به چاپ رسانند، اینها مواردی هستند که به اندازه اجرای خود کنسرت اهمیت دارند.


audio file بشنوید قسمتی از اجرای آلکسا استیل، را از قطعه ای از باربر

من همواره داستانی را که سم بارون (Sam Baron) کمدین و کارگردان معروف انگلیسی درباره ژان پیر لوئیز رامپال (Jean-Pierre Louis Rampal) فلوئیست برجسته فرانسوی (۱۹۲۲-۲۰۰۰)، به من گفته است را به یاد دارم، روز پیش از اجرا تقریبا به گریه افتاده بودم، این قطعه به شایستگی بهترین قطعه فلوت بود.

سم اشاره کرد: زمانی که رامپال جوان بود به سفرهای فراوان می رفت در حالی که برای اجرا در نیویورک از سم خواست که او را همراهی کند، در این سفر رامپال بهترین کنسرت خود را به اجرا نگذاشت. سم و خود رامپال به این نتیجه رسیدند که سفرهای فراوان و وقت محدود برای تمرین، این اتفاق را منجر می شود.

موضوعی که آقای بارون به آن اشاره کرد: ما همه انسانیم و دچار اشتباه می شویم، فرد موفق آن است که اشتباهات خود را ببخشد نه آنکه فراموش کند و از آن ها درس گیرد، به دور از استرس باشد و از اجرا در حضور تماشاگران حراس نداشته باشد. زمانی که در میان ارکستر خود حضور می یابم چندی از سولیستهای بسیار مشهور را میبینم که خطاهایی بر اثر برهم خوردن حافظه شان، مرتکب میشوند.

آنها خود همیشه آن را جبران می کنند و گمان می کنم حضار اغلب متوجه خطاها نمی شوند. اصل اعتماد به خود است، به نواختن همان قطعه ادامه دهید و فردا با اعتماد به عنوان نوازنده سولو ظاهر شوید. تجربه بسیار جالبی در جلسه ای در کلاس فلوت با چندین نوازنده اندونیزیایی داشتم، این جلسه توسط جک بادی (Jack Body) برنامه ریزی شده بود: آهنگساز و استاد در همان دانشگاهی که من تدریس می کردم، خوشبختانه جک زبان اندونزیایی بلد بود.


audio file بشنوید قسمتی از اجرای آلکسا استیل، را

ما همه دایره وار بر روی زمین نشسته بودیم، پس از معرفی، این آقایان برای ما نوازندگی کردند، موسیقی آنان بسیار پرمعنا بود، با آنچه گوش ما غربیها آشنا به شنیدن آن بود، بسیار تفاوت داشت اما به وضوح بیانگر تکنیکی فوق العاده بود. نوع نفس گیری آنان استثنایی بود: نفس گیری ادامه دار در تمام طول آهنگ با حمایت آرنج ها و زانوها و نوعی تمایل به سمت جلو. قرارگیری دهانه ساز در حقیقت برای ما از پهلو است که گونه بیشتر سوراخها را می بندد، جهت لبها به سمت چپ متمایل است. آنان فلوت را به سمت پائین و در حالتی مورب از صورت نگه می دارند.


audio file بشنوید قسمتی از اجرای آلکسا استیل، را

لب بالایی ما به سمت چپ دهانه ساز و لب پائینی به سمت راست آن اشاره دارد. پس از آنکه آقایان با اجرای خود من و هنرجویانم را تحت تاثیر قراردادند، جک از من خواست که برای رعایت ادب شایسته است که ما نیز آهنگی اجرا کنیم، پس من سیرینکس اثر دبوسی را نواختم.

دوستان اندونزیایی ما عقیده داشتند که فلوت سازی مردانه است در حالی که من و تمامی شاگردانم از جنسیتی دیگر بودیم، اما جک برای آنکه به من برنخورد گفت منظورشان آن است که تو به خوبی یک مرد نواختی! اما بر خلاف نظر آنان باید بگویم به دلیل تفاوت قابلیت نگهداری هوا در بدن زن و مرد، موفقیت زنان بیشتر خواهد بود چراکه قابلیت فلوت خلق صدایی زیبا و ملایم است نه خشن و مردانه!


audio file بشنوید قسمتی از اجرای آلکسا استیل، را

روشی که من شخصا می پسندم نگاه داشتن فلوت در چهار قسمت است برای جلوگیری از فشار لبها به خصوص لب پائین. انعطاف پذیری و فشار کم به دهانه ساز، سه نقطه تماس و اعتماد به جلو رفتن سر و گردن؛ با هول دادن بیش از اندازه دست راست با فشار زیاد به گردن که به طبع فشار بیشتر به دست راست را عامل می شود مخالف هستم.

شخص من برای کاهش فشار به لب پائین و دور لب، سعی می کردم این فشار را به سه نقطه تقسیم می کنم. مقوله دیگر راجع به “پشت” و “زیر” است، به نظر می رسد این روش مناسب درازای انگشتان من به خصوص انگشت کوچک دست راست است، زمانی که می توانم به راحتی فلوت را با فاصله از چانه ام، بدون استفاده از دیگر انگشتان به استثنای انگشت کوچک دست راست، نگاه دارم”


larrykrantz.com

گفتگوی هارمونیک

دیدگاه ها ۳

بیشتر بحث شده است