گفتگو با ریچی (I)

روجیرو ریچی
روجیرو ریچی
مصاحبه پالم سپرینگ (Palm Springs) با نوازنده جاودانی ویلن روجیرو ریچی
هر آنچه که بزرگترین نوازندگان ویولون انجام داده اند را وی نیز به تنهایی به انجام رسانده است. نقد مجله نیویورک در (سال ۱۹۲۹ در زمینه اجراهای ریچی). از سن ۱۱ سالگی در دنیای موسیقی به عنوان کودک و اعجوبه نوازندگی ویولون مطرح شد! خودش اینگونه بیان میدارد که : وقتی که نه – ده سال سن داشتم به من میگفتند نابغه! او هم اکنون (هنگام مصاحبه ۲۰۰۷ ) ۸۹ سال سن دارد و بر روی صندلی آشپزخانه به همراه همسرش جولیا که کنار او نشسته است با ما آغاز به گفتگو میکند.

ریچی: اما دوران نوجوانی و در زمانی که ۱۳ سال سن داشتم روزهای خوبی برایم نبود، به شدت مورد انتقاد بودم، شاید اعتقاد داشتند که یک هنرمند و یک نابغه دیگر نیستم. اما شگفتی نوازندگی ویلون به سمت و سوی پدید آمدن یک هنرمند و موزیسین تمام عیار به جلو میرود و چنین نیز میشود.

در سن ۸۹ سالگی وی را خسته از اجرا میتوان دید. در سن ۸۵ سالگی رسما از صحنه خداحافظی کرد و اکنون بیشتر مشغول آموزش شاگردان خصوصی و همچنین برگزاری مستر کلاس و تالیف کتاب میباشد، آخرین اثر وی که چندی پیش در زمینه تکنیک های ویولون منتشر شد Ricci on Glissando بود.

او در سن شش سالگی شروع به نواختن ویولون نمود؛ برای اولین بار بعد از سالها یک ویلونیستی در دنیای موسیقی ظهور کرد که توانست کاپریس های پاگانینی را بصورت کامل اجرا نماید!

ریچی: در آن سالها تنها تصمیمی که داشتم این بود که تنها میتوانم نوازندگی کنم و باید بیشتر از سایر همسن و سالانم تمرین کنم. تمرین – تمرین – تمرین!

بدست آوردن بسیاری از تکنیک ها کاری ناخوشایند است! شما تکنیک را با خوشنودی نمیتوانید بدست بیاورید بلکه تکنیک را از کارهای سخت و دشوار بدست می آورید، پس من خودم را مجبور کردم که سخت ترین قطعات را بنوازم.

برای همین او به سراغ کاپریس های پاگانینی رفت، آنهم قطعاتی که ادیت نشده بودند.

ریچی: در آن زمان یکی از کارهایی ساده پیدا کردن قطعات ادیت شده خوب و گوش دادن به آثار و ضبط های دیگران بود اما ریچی اینکار را نکرد وی خودش به مصاف این قطعات رفت تا آنها را بر روی دستانش حس کند و خود با تفکر سعی بر غلبه بر مشکلات آن نماید.

در سال ۱۹۴۷ وی تمامی ۲۴ کاپریس را ضبط نمود و هدفش این بود که تمامی آثار ساخته شده پاگانینی برای ویولون را اجرا کند. وی بیش از ۵ ضبط از ۲۴ کاپریس پاگانینی انجام داد که یکی از آنها ضبط با یکی از ویلونهای پاگانینی – Guarneri- بود، رچی در مورد این ویولون میگوید: یکی از بلندترین صداهایی که میتوان از ویولون شنید و من تاکنون نواخته ام؛ این ویولون صدایی بسیاری قوی داشت و از نظر شکل و اندازه نیز متفاوت بود.

سازی بسیار مرموز و خارق العاده و آنرا در اتاق کوچکی به من دادند در حالی که اشخاص محافظ آنجا بودند و شما نمیتوانستید تمرین کنید! در هر حال وی از ضبط با آن ویولون راضی نبود.

ریچی: به هیچ عنوان ضبط را با سازی که تا به حال ننواخته اید توصیه نمیکنم حتی اگر یک ساز ارزشمند باشد.

آیا در میان آثارتان آیا کاری هست که محبوب شما باشد؟
ریچی: جواب به این سوال سخت است. تغییرات بسیار زیادی در استیل نوازندگی شما در زمانی که ۲۰ سال سن دارید و یا زمانی که ۴۰ ساله هستید رخ میدهد و آن هم تغییر و دگرگونی است و اگر این بین شما عوض نشده باشید اصلا خوب نیست اما استیل پایه نوازندگیتان نباید عوض شود، بخاطر اینکه هر کسی شخصیت خاص خود را دارا میباشد و نباید خود را در معرض فشار قرار دهد، چراکه اگر شما خودتان باشید آن چیزی که میخواهید در نهایت به ثمر میرسد.

به عنوان مثال کرایسلر وقتی که جوان بود قطعات بسیار خوبی را ضبط نمود و وقتی که بزرگتر شد، زیبایی خاصی در اجراهایش میشد دید، کرایسلر یک انسان واقعا دلنشین است که این خلق و خوی او نیز از سازش به گوش میرسد وی هنوز هم یکی از برترین ویلونیست هاست اما شخصا کارهای جوانیش را ترجیح میدهم.

ریچی در سال ۱۹۲۹ برای کریسلر نواخته بود.

ریچی: او آمده بودند تا نوازندگی من را بشنوند و من برای آنها کنسرتو لاماژور موزار را نواختم و بعد از آن کریسلر مرا را در آغوش گرفت، من ۱۱ سال سن داشتم و در آن زمان اکثرا در مورد سن من دروغ میگفتند که در آن موقع گمان میکردند ۹ ساله ام!

شما میتوانید دو سال به سن تمامی نوابغ از زمان موزار اضافه کنید! آنها اغلب دوست دارند خود را دو سال کوچکتر جلوه بدهند حتی هایفتز که انکار نیز نمیکرد. او گفته بود که در سن ۱۹۰۱ بدنیا آمده اما وقتی با Mishakof که کنسرت مایستر توسکانینی بود و هایفتز را میشناخت صحبت کردم که او گفت هایفتز در سال ۱۸۹۹ بدنیا آمده نه ۱۹۰۱!

کریسلر و هایفتز دو نوازنده ویولونی بودند که بسیار مورد توجه ریچی بودند و محبوبیت خاصی برای وی داشتند.

ریچی: کریسلر و هایفتز هر کاملا با هم متفاوت بودند اما هر دو یک استیل داشتند. برای من مهم نیست که بقیه چه چیزی درباره ام میگویند. وقتی شما بخواهید هر چیزی را یاد بگیرید باید ابتدا تقلید کنید، بدون اینکه تقلید کنید هیچگانه نمیتوانید چینی صحبت کنید! وقتی یک کولی آهنگی را از کولی دیگری میشنود او نیز از شیوه و روش همان کولی تبعیت میکند. تا زمانی که تحت نفوذ نباشید نمیتوانید پیشرفتی کنید.

من تحت تاثیر کریسلر بودم و هم هایفتر، اما اگر مردم دقت به شیوه نوازندگی من کنند، میتوانند بفهمند که نه از هایفتز تقلید میکنم نه از کریسلر، در حالیکه از آنها تاثیر زیادی گرفته ام.

از دیگر نوازندگان معاصری که ریچی از آنها به نیکی یاد میکند میتوان به: Vadim Repin، Hilary Hahn، Gil Shaham، Leonidas Kavakos اشاره کرد.

ریچی:در زمینه استیل هیلاری هان (Hilary Hahn) بسیار شبیه به هنریک شرینگ (Henryk Szering) میباشد، هر دو با احساس و بسیار دقیق مینوازند و دست به ابداعات در تغییر فرم و یا ضربات محکم (strong stamp) نمیزنند چرا که ضربه محکم باعث ایجاد صدای اضافی میکند و این چیزی نیست که از این ضربه ها میخواهیم.

یک دیدگاه

  • pedram
    ارسال شده در بهمن ۹, ۱۳۸۷ در ۶:۱۹ ب.ظ

    سلام من یکی از نوازندگان ویلون در مشهدم از شما بابت حس هنریتان سپاسگزارو

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.

از روزهای گذشته…

انتشار سومین آلبوم نورا جونز:Not Too Late

انتشار سومین آلبوم نورا جونز:Not Too Late

نورا جونز Nora Jones را با آلبوم های “Come Away with Me ” و ” Feels Like Home ” که به ترتیب در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴ منتشر شده اند، می شناسیم. آلبوم اول هشت جایزه گرمی را در سال ۲۰۰۳ برایش به ارمغان آورد و بیش از بیست میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسید.
صداسازی در آواز (VI)

صداسازی در آواز (VI)

قرار گرفتن صدا در ناحیه خاکستری به این مفهوم است که کانون صدا درجایی بیرون سر احساس شود و در صورتی که این کانون خارج از ناحیه خاکستری باشد یعنی صدا داخل سر احساس می شود.
نماد‌شناسی عود (V)

نماد‌شناسی عود (V)

پس آنچه در اینجا مهم تلقی می‌شود، انتقال موسیقی از «مویه»‌ی بلبل به درختی است که پس از آن توسط انسان قطع می‌شود و قادر است ترجمان آوازی باشد که از پرندگان آموخته است. به همین مناسبت، بی‌فایده نیست به این نکته اشاره کنیم که این امر همانند آنچه تصور شده، در واقعیت نیز رخ می‌دهد. چرا که مضرابِ عود در حقیقت از پر یا چنگال پرنده ساخته می‌شود. بنابراین پرنده به یک معنا همانطور که در خیال بر سیم‌های عود آواز می‌خواند در واقعیت نیز چنین می‌کند. باید اضافه کنیم که چنین باورهایی به هیچ روی مختص جهان عرب نیستند. آرمسترانگ (۱۶) یک شعر قرون وسطایی ایرلندی نقل می‌کند که در مورد چنگ عبریان است و در آن چنگ به این شکل توصیف شده‌:
مرگ پاکو دلوچیا؛ فقدانی جبران ناپذیر در دنیای موسیقی

مرگ پاکو دلوچیا؛ فقدانی جبران ناپذیر در دنیای موسیقی

پاکو دلوچیا، نوازنده ویرتوز گیتار فلامنکو، روز چهارشنبه بیست و ششم فوریه ۲۰۱۴ در شصت و شش سالگی در مکزیک درگذشت. دلوچیا که در پلایا دل کارمن (Playa del Carmen) در جزائر کارائیب تعطیلاتش را می گذراند در این شهر دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان درگذشت.
مرور آلبوم «یال و باد»

مرور آلبوم «یال و باد»

«یال و باد» مسأله‌ای را پیش روی می‌گذارد و آن مسأله‌ی اصل (اوریجینال) بودن است. یا به بیان دقیق‌تر حد و مرز تأثیرپذیری و تقلید. این را آغاز قطعه‌ی «تلخ» به شنونده می‌گوید که نشانِ همزمان دارد از «هفت گاه معلق» در رنگ‌‌آمیزی افه‌ها و کمی بعد «شهر خاموش» و «لایه‌های تاریکی» در تکرار پژواک‌گون میانِ بافت و پیش بردن قطعه از طریق نقش‌مایه‌های بس خُرد (که جمع‌شان حتا تم کوتاهی را هم تشکیل نمی‌دهد).
«چهارشنبه سوری» منتشر شد

«چهارشنبه سوری» منتشر شد

رنگین کمون اثر هنرمند بزرگ کشورمان زنده یاد ثمین باغچه بان بی شک یکی از مهمترین و ماندگارترین آثار در حوزه موسیقی کودک در ایران است. بسیاری، روزهای خردسالی خود را با ترانه های این مجموعه عجین می بینند. باغچه بان طی سالیانی که در ترکیه اقامت گزیده بود، مجموعه دوم رنگین کمون را به اتمام رساند، اما دلایل متعددی سبب گشت تا این اثر به مرحله اجرا نرسد و در نهایت با فوت او در سال ۱۳۸۶، موسیقی ایران نه تنها نگین گرانبهایی را از دست داد، بلکه چه بسا اثری ماندگار هم به فراموشی سپرده می شد اما با تلاش های مستمر کاوه باغچه بان (فرزند) و اِولین باغچه بان (همسر)، “رنگین کمون ۲” بازیابی، تنظیم و مراحل اجرای آن آغاز شد.
نجفی ملکی: استیل نوازنده نقش زیادی در تسلط تکنیکی او دارد

نجفی ملکی: استیل نوازنده نقش زیادی در تسلط تکنیکی او دارد

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با علی نجفی ملکی*، نوازنده نی، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. علی نجفی ملکی چند سال است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای سازهای مختلف مخصوصا تار و سنتور است و همینطور او به اجرای آثار کلاسیک غربی با نی پرداخته که اجرای چنین قطعاتی با سازهای ایرانی در نوع خود بی نظیر بوده است.
فراخوان برای صلح جهانی

فراخوان برای صلح جهانی

به پیشنهاد گروه خیزش صلح (peace wave) در یاهو (Yahoo) طبل نوازان جهان – نوازندگان سازهای کوبه ای – دعوت شده اند تا بصورت هماهنگ در اقدامی نمادین، در روز جهانی زمین که اتفاقا” مصادف با نوروز ایرانیان است، بنوازند.
آلبوم فراموش شده پینک فلوید

آلبوم فراموش شده پینک فلوید

خواه از موسیقی پینک فلوید لذت ببرید و خواه از آن متنفر باشید، هیچ شکی نداشته باشید که نام گروه پینک فلوید در سراسر جهان شناخته شده است و تنها شاید نام گروهی مانند بیتلز بتواند با نام پینک فلوید رقابت داشته باشد.
Richard William Wright II

Richard William Wright II

یک سال بعد پینک فلوید آلبوم More و Ummagumma را تهیه کرد. گروه تصمیم گرفت که در آلبوم دوم بسیار آزاد و بصورت زنده کار کند، آلبوم چهار قسمت داشت و هر قسمت توسط یک نفر ضبط شد. سهم ریچارد رایت از این آلبوم چهار قسمت بود که Sysyphus نام یکی از مشاهیر افسانه ای یونان نام گرفت.