لونید کوگان

لئونید کوگان
لئونید کوگان
لونید کوگان (Leonid Borisovich Kogan) یکی از برجسته ترین نوازندگان ویولون در قرن بیستم محسوب میشود. ویلونیستی با تکنیک که در سرزمین خود (شوروی سابق) به عنوان یک نوازنده با تکنیک بالا مطرح شده بود. او به همراه دیوید اویستراخ دیگر هموطن خود سبک اجرای ویولون به شیوه سنتی روسی را به دنیا معرفی نمودند.

کوگان در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۲۴ در شهر Dnepropetrovsk اکراین بدنیا آمد پدرش یک عکاس و نوازنده آماتور ویلون بود.

از همان خردسالی شیفته موسیقی وبالاخص ویلون شد که وقتی خانواده اش این علاقه و اشتیاق را در او دیدند و حتی استعدادش را در نوازندگی متوجه شدند، به مسکو رفتند، جاییکه بتواند در زمینه نوازندگی پیشرفت نماید. در سن ده سالگی زیر نظر Abram Yampolsky و در دوازده سالگی تحت تعلیم Jacques Thibaud قرار گرفت.

Jacques Thibaud معلمش با دیدن استعداد شگرفت کوگان در آن سن، برای او در خانه اش اتاقی را فراهم نمود تا زیر نظر خودش و بصورت مستقیم تمرین نماید و یکی از دلایل پیشرفت سریع کوگان در آن زمان همین کار بود که شایستگی های استادش را نشان میدهد.

پس از مدتی به مدرسه موسیقی مسکو رفت و بعد از آن در سال ۱۹۴۳ الی ۴۸ تحصیلات خود را در کنسرواتوار مسکو ادامه داد و از سال ۱۹۴۸ الی ۱۹۵۱ به عنوان دانشجوی پیشرفته دروس خود را در بالاترین عنوان در کنسرواتوار به اتمام رساند.

در سن ۱۷ سالگی وی شروع به برگزاری کنسرت در سراسر شوروی سابق نمود و خود را به عنوان نابغه جدید در نوازندگی معرفی نمود و در همان دوران بود که او جایزه اول فستیوال جهان جوانان را در پاراگوئه از آن خود نمود. در سال ۱۹۵۱ توانست جایزه نخست مسابقات کوئین الیزابت در Brussels بدست آورد که اجرای استادانه وی از کنسرتوی اول پاگانینی تشویق های بسیاری را برایش به همراه داشت.

اما اولین اجرای حرفه ای وی در سال ۱۹۴۱ رخ داد، زمانیکه به همراه ارکستر فیلارمونیک مسکو و در تالار بزرگ کنسرواتوار مسکو کنسرتو برامس را اجرا نمود.

در سال ۱۹۵۵ وی اجراهایی را بصورت تکنوازی در شهرهای پاریس و لندن و آفریقای جنوبی برگزار نمود و در همان سال به امریکا رفت و کنسرتهای مختلفی را هم در امریکا داشت که تحسین همگان را بدنبال داشت.

audio file بشنوید قسمتی از مومان سوم کنسرتو ویولون خاچاطوریان به رهبری آهنگساز

یکی از جنبه هایی که کوگان را از دیگر نوازندگان جدا میساخت رپرتواره گسترده اش است از تمامی دوران. در رپرتوار او بیش از ۱۷ کنسرتو و کنسرتو های از آهنگسازان مدرن دیگری به چشم می آید که بسیاری از آنها را آهنگسازان معاصر به او تقدیم نموده بودند.

در سال ۱۹۵۲ شروع به تدریس در کنسرواتوار مسکو نمود و در سال ۱۹۸۰ وی را برای تدریس به آکادمی موسیقی سینا ایتالیا دعوت نمودند. با اینکه کوگان هم در نوازندگی بسیار عالی بود، به علت اینکه فردی منزوی و کلا بدور از جامعه بود، او زیر سایه دیوید اویستراخ دیگر هموطنش که بسیار از سوی حکومت شوروی سابق مورد حمایت بود قرار گرفته بود. هر چند وی بدون توجه به این مسائل و یا کمک از حمایتهای دولتی در سالهای ۱۹۵۶ و ۱۹۵۵ به عنوان یکی از محبوبترین هنرمندان، مورد تقدیر قرار میگیرد و در سال ۱۹۶۵ جایزه لنین را از آن خود مینماید.

Audio File قسمتی از کنسرتو برای چهار ویولون ساخته ویوالدی با اجرای کوگان به همراه فرزندش و داووید اویستراخ به همراه فرزندش

کوگان با Elizaveta Gilels خواهر پیانیست مشهور آنزمان یعنی Emil Gilels ازدواج نمود. پسر وی پاول کوگان در سال ۱۹۵۲ بدنیا آمد که وی نیز یکی از نوازندگان برجسته ویولون و همچنین رهبر ارکستر میباشد.

کوگان در ۱۷ دسامبر سال ۱۹۸۲ در مسافرتی با ترن بین روسیه و اتریش که برای اجری کنسرتی به همراه فرزندش در اتریش عازم شده بود، بر اثر حمله قلبی درگذشت؛ اما بسیاری اعتقاد دارند وی از سوی کا.گ.ب (سیستم اطلاعاتی – امنیتی شوروی) به علت مخالفت هایش کشته شد.

en.wikipedia.org

2 دیدگاه

  • Masha
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۸۷ در ۲:۰۹ ق.ظ

    Kogan baraay e recital beh Iran niz aamad va seh shab dar taalaar e farhang barnaameh daasht.Yasha Heifetz hamisheh beh recital e Kogan dar USA mi raft.Kogan yeki az behtarin navaazandeh haay e Paganini bood. Viktoria Mullova va Ilya kaler az shaagerdaan e Kogan hastand.

  • سامان
    ارسال شده در شهریور ۲۲, ۱۳۸۷ در ۲:۱۸ ق.ظ

    واقعا شاید اغراق آمیز باشه,ولی گاهی سونوریته ساز کوگان درخش بیشتری از ساز اویستراخ داره, نمونه انو توی اجرای کنسرتو ویولون خاچاتوریان(که آهنگساز اونو به اویستراخ هدیه کرده)بشنوید. در ضمن چطور ممکنه که تو یه ملکتی اول به یکی نشان افتخار بدن بعد اون فرد رو بکشن؟از این که هیچوقت پسوند “سابق” رو قبل ازآوردن نام شوروی فراموش نمیکنین منونم!به هر حال یه زمانی خطر داشت که الحمدوللاه با کمک جهان آزاد!و گرفته! رفع خطر شد!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (V)

در مورد مفهوم واژه مترونومی که حق با منتقد محترم است، اما اصطلاح تمپورال، این واژه در اصل ایتالیایی است و نه انگلیسی و در موسیقی هم کاربرد دارد (Sadie 1998، ۶۸۵). درباره کاربرد صدای اوم برای اجرای سکوت سه مورد وجود دارد، اولاً مگر در ایران نیز مانند هند سیستم سرایش وجود داشته که «اکنون پس از هزار سال برای بیان سکوت “اوم” قرار گرفته» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۹) و مشکل­ ساز گردیده است. ثانیاً در اغلب موسیقی های خاورمیانه در سرایش به جای سکوت از صدای اِس (es) استفاده می شود و مشکلی هم در ریتم خوانی و سرایش ندارند، ثالثاً صدای اوم، در مدیتاسیون کاربرد ندارد و این موضوع برداشتی سطحی و غلط از فلسفه وجودی و کاربردی این صدا در فرهنگ هند است. «به طوری که موسیقی در هند با فلسفه و مذهب پیوند ناگسستنی دارد و گفته می شود صدا به دو گونه تولید می گردد» (صارمی ۱۳۷۴، ۴۵)، «یکی صوت غیر قابل شنوایی آناهاتا نادا (Anahata Nada) و دیگری صوت قابل شنوایی آهاتا نادا» (مسعودیه ۱۳۸۳، ۳۲)؛ و «اوم (AUM) که جزء آناهاتا نادا محسوب می شود، یک وِرد نیست و کاربرد آن هم در مدیتاسیون و مراقبه نیست» (اشو ۱۳۸۲، ۱۱۸ و ۱۱۹).

از روزهای گذشته…

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (V)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (V)

گسترش سبک ها بوسیله طر احی و ترکیب با سایر فرم ها در فرآیند هایی صورت می گیرد که معانی و وابستگی های این فرم ها را، به منظور تولید قابلیت ها و گزینه های جدید برای گسترش خود، برای مثال، حرکت از جهت گیری های دموکراتیک تر و برابری طلب تر سبک پانک به هنر متمایز و فنی متال و مشتقات بی-شمارش، با هم ترکیب می کند. تفکر درباره ی معنی مرد بودن، زن بودن، نوجوان بودن، همجنس گرا بودن، انگلیسی – هندی بودن، کارائیب مقیم لندن بودن، و غیره، همگی می تواند از طریق سر هم بندی های خلاق در قالب اصطلاحات محبوب بیان شوند. و برای افرادی که نگران محیط زیست یا گرفتاری های مردم در مناطق دوردست هستند موسیقی بسازد ،و “موسیقی جهانی ای” بوجود آورد.
Outside Playing ، قسمت دوم

Outside Playing ، قسمت دوم

در مطالب قبلی راجع به استفاده از نتهای خارج گام (Outside scale notes) صحبت کردیم و گفتیم استفاده درست از این نتها، نتنها باعث بد صدا شدن موسیقی نمی شود بلکه ابعاد و زیبایی هایی به موسیقی می افزاید که هرگز با نتهای گام نمی توان به آنها دست پیدا کرد. در ادامه این مطلب می خواهیم کمی بیشتر راجع به نتهای خارج صحبت کنیم .
تحول در موسیقی ایرانی از قاجار تا کنون (II)

تحول در موسیقی ایرانی از قاجار تا کنون (II)

کمانچه این ساز که یکی از قدیمی ترین سازهای ایرانی محسوب می شود و اولین نشانه های وجود آن مربوط به سال ۹۵۰ میلادی است، دارای سه سیم ابریشمی بوده که از پایان دوره قاجار به تقلید از ویولون، چهار سیمه شده است. جنس سیم های کمانچه نیز مانند ویولون شده است ولی اکثرا نیم پرده پایین تر از کوک کنسرتی (لا ۴۰۰۹) کوک می شود.
بالاد – قسمت دوم

بالاد – قسمت دوم

سنت سرودن ترانه های داستانی درباره وقایع و شخصیتهای روز، هنوز هم ادامه دارد و کمتر پیش می آید که یک واقعه با جذابیت عمومی از چشم تیزبین سرایندگان تصنیف دور بماند.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (II)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (II)

بیچام در سال ۱۹۰۸ به خاطر عدم توافق بر سر مدیریت هنری و به خصوص در مورد سیستم جایگزین از ارکستر سمفونیک جدید جدا شد. بر اساس این سیستم، اگر به نوازندگان ارکستر پیشنهاد پرسودتری می شد آنها می توانستند در تمرین ها یا کنسرت های ارکستر شخص جایگزینی را معرفی کنند. خزانه دار انجمن فیلارمونیک سلطنتی این برنامه را اینگونه توصیف کرد: «نوازنده ۱ که شما خواهانش هستید، متعهد می شود که در کنسرت شما بنوازد. اما او نوازنده ۲ (که برای شما اهمیتی ندارد) را برای تمرین اول می فرستد. نوازنده ۲ بدون آگاهی و رضایت شما نوازنده ۳ را به تمرین دوم می فرستد. نوازنده ۳ که قادر به شرکت در کنسرت نیست نوازنده ۴ را به عنوان جایگزین می فرستد، کسی که شما ترجیح می دادید به او پنج شیلینگ بدهید تا از ارکستر دور بماند».
گفتگو با ریچی (I)

گفتگو با ریچی (I)

هر آنچه که بزرگترین نوازندگان ویولون انجام داده اند را وی نیز به تنهایی به انجام رسانده است. نقد مجله نیویورک در (سال ۱۹۲۹ در زمینه اجراهای ریچی). از سن ۱۱ سالگی در دنیای موسیقی به عنوان کودک و اعجوبه نوازندگی ویولون مطرح شد! خودش اینگونه بیان میدارد که : وقتی که نه – ده سال سن داشتم به من میگفتند نابغه! او هم اکنون (هنگام مصاحبه ۲۰۰۷ ) ۸۹ سال سن دارد و بر روی صندلی آشپزخانه به همراه همسرش جولیا که کنار او نشسته است با ما آغاز به گفتگو میکند.
وهم یا نبوغ‌؟! (I)

وهم یا نبوغ‌؟! (I)

“… عجیب است؛ مردمی که متوسط بهره‌ی هوشی‌شان ۸۴ است (در مقایسه با دامنه‌ی نرمال ۹۰ تا ۱۱۰) و در طبقه‌ی ملت‌های دارای هوشِ «زیرِ متوسط» قرار می گیرند، خود را باهوش‌ترین ملت دنیا می دانند و از تکرار این باورِ فریب، لذت می‌برند و غره می شوند و با همین خودفریبی، پی در پی فرصت های تاریخی را… واگذار می کنند.”<
خانواده گوارنری

خانواده گوارنری

گوارنری (Guarneri) نام فامیل گروهی از بزرگترین مدعیان سازنده انواع ویولن (خانواده ویولون) در سده ۱۷ و ۱۸ میلادی در کرمونای ایتالیاست که با سازندگان بزرگی همچون گروههای سازندگان آماتی Amati و استرادیواری Stradivari قیاس شده اند.
بررسی اجمالی آثار شادروان  <br /> روح الله خالقی (قسمت دهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت دهم)

توجّه به گنجینهِ عظیم و پربار الحان محلّی ایران از دیرباز در میان آهنگسازان ما مطرح بوده است. امّا جالب آنکه تلفیق این گوه های اصیل شرقی با تکنیک حیرت آور موسیقی غرب، در مواردِ بسیار نه تنها روح محلّی که ذات شرقی اثر را نیز محو ساخته است، تا آنجا که سکنهِ بومی خطّهِ زادگاهِ نغمه، از شناسائی اثر جدید عاجزند.
درباره‌ی نقد نماهنگ (VIII)

درباره‌ی نقد نماهنگ (VIII)

در رویکرد نخست جهان تصویر برآمده از جهان متن است و در رویکرد دوم با آن که نقطه‌ی آغاز ایده‌ی تصویر همچنان متن باقی می‌ماند (متن اغلب تقدم وجودی دارد) اما سلسله‌ی تصویرها برافزوده‌ی جهان متن و موسیقی می‌شوند. پیداست که در عمل اجبارهای معنایی-ساختاری متن پرداختن به یکی از دو رویکرد را محدود خواهد کرد. برای نمونه ترانه‌ای با ساختار روایی خطی به سادگی تن به اولی می‌دهد در حالی که یک ترانه بدون روایت مشخص و فقط درباره‌ی مفهوم تنهایی به راحتی این طور نیست (۱۴).