رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (II)

ژان پیر رامپال
ژان پیر رامپال
در بهار ۱۹۴۵، بعد از انقلاب پاریس، رامپال توسط آهنگساز Henri Tomasi و سپس رهبر ارکستر ملی فرانسه (Orchestre National de France ) دعوت شد تا در رادیوی ملی فرانسه بطور زنده کنسرتو فلوت Jacques Ibert را که در سال ۱۹۳۴ برای Marcel Moyse نوشته بود را اجرا کند. این برنامه او در رادیو اولین در میان برنامه های مشابه بود و به شروع کنسرتهای او کمک کرد. در این زمان او فلوت را به عنوان یک ساز سلو در کنسرتها ترویج داد که بوضوح این کار رامپال بر اثر راهنمایی های Moyse بود.

Moyse از محبوبیت قابل توجهی در زمان بین جنگها برخوردار بود، البته نه در سطح بین المللی! با این حال او نمونه خاصی بود به دلیل اینکه ” قطعاً او موسس یک سنت در سلونوازی فلوت بود”

با پایان یافتن جنگ، رامپال مشغول اجراهای خود در سفرهای مختلف شد. اول در فرانسه، در ۱۹۴۷، در سوئیس، استرالیا، ایتالیا، اسپانیا و هلند. تقریبا او از همان ابتدا با پیانیست و هارپسیکوردیست Robert Veyron-Lacroix همکاری میکرد، کسی که رامپال آنرا در هنرستان موسیقی پاریس در سال ۱۹۴۶ ملاقات کرد. ویرون- لاکرویکس یک پرونسی (از اهالی پرونس فرانسه) مؤدب و با احساس (یک پاریسی باکلاس واقعی!) بود.

آن دو در اولین برخورد فوراً یکدیگر را به عنوان دو همنواز پیدا کردند. ظهور دو نوازی آن دو بعد از جنگ به عنوان یک” ظهور کاملاً نو” به آنها این اجازه را داد تا در سرتاسر فرانسه و کشورهای دیگر اجراهای عمومی موسیقی داشته باشند. در مارس ۱۹۴۹، در مواجهه با برخی مخالفان، آنها Salle Gaveau در پاریس را اجاره کردند و چیزی را که در آن زمان به نظر ایده اولیه یک برنامه رسیتال موسیقی مجلسی بود را برای فلوت اجرا کردند. آن برنامه حقیقتاً یکی از اولین رسیتالهای فلوت-پیانو بود که در شهر دیده می شد و تاثیر بسیار زیادی هم داشت.

این موفقیت رامپال را دلگرم کرد تا در آن زمینه به کارش ادامه دهد. رسیتال در همان سال در پاریس تکرار شد و خبرهای استعداد نوازنده جوان فلوت به زودی گسترش یافت. در تمام سالهای اول دهه ۵۰، دو نوازی مرتباً از برنامه های رادیو پخش می شد و آنها کنسرتهایی در فرانسه و جاهای دیگر اروپا اجرا کردند و در سال ۱۹۵۳ آنها اولین تور بین المللی خود را برگزار کردند.

سفری در اندونزی که با استقبال گرم مردم همراه بود؛ در ۱۹۵۴ همچنین کنسرتهایی در اروپای شرقی و مهمترین آنها در پاراگویه بود که در سال ۱۹۵۶ او اولین اجرای کنسرتو فلوت Jindrich Feld را انجام داد. در همان سال، در کانادا در فستیوال منتون (Menton) برای اولین بار کنسرتی با ویولونیست، ایزاک اشترن (Isaac Stern) اجرا کرد، کسی که نه تنها یک دوست مادام العمر برای رامپال شد، بلکه تاًثیر قابل توجهی برای رسیدن او به یک بیان موسیقایی ویژه خود داشت.

audio fileبشنوید اجرایی از کنسرتو فلوت موزار شماره دوم همراه با کادانس با سولیستی رامپال

اولین سفر رامپال به آمریکا در ۱۴ فوریه ۱۹۵۸ بود که به همراه Robert Veyron-Lacroix اجرایشان را در آمریکا با رسیتالهایی از باخ، موزارت، بتهوون و پورکوفیف و … در واشنگتن دی.سی آغاز کردند. بعد از آن Day Thorpe منتقد موسیقی از “ستاره واشنگتن” نوشت:” اگرچه من خیلی کار از نوازندگان فلوت دیده ام، اما کار رامپال هنوز منحصر به فرد می باشد. در دستهای او فلوت مانند ۳ یا ۴ ساز موسیقی می نوازد: تاریک و بدیمن، روشن و روحانی، خوش و نمکین، عاشقانه و زلال. استعداد او در اجرای تکنیکها در پاساژهای سریع او را نمی توان به راحتی در کلمات نشان داد.” در همان سال، ۱۹۵۹، رامپال مهمترین کنسرتش را در نیویورک در سالن Town برگزار کرد که عشق و محبوبیت زیادی در بین آمریکایی های اهل کنسرت بوجود آورد.

همکاری موفق رامپال با Robert Veyron-Lacroix چندین ضبط قابل توجه، به ارمغان آورد که برای آنها جوایزی دریافت کردند. این ضبطها از جمله سوناتهای فلوت باخ که در سال ۱۹۶۲ اجرا کردند، ادامه داشت تا ۳۵ سال بعد از آن وقتی که Veyron-Lacroix بازنشسته شد و در بستر بیماری افتاد ( اوایل ۱۹۸۰). سپس رامپال همکاری جدیدش را با پیانیست آمریکایی John Steele Ritter آغاز کرد.

3 دیدگاه

  • Mohammad
    ارسال شده در مهر ۱۳, ۱۳۸۷ در ۵:۴۵ ب.ظ

    Vaghean Khaste nabaashid, kheily estefaade mikonim az mataalebi ke eenjaa miaad , montahaa soaali ke daashtam eene ke emkaane een hast ke maa ham mataalebi dar morede mosighie classic eenjaa bezaarim
    ?, shaayad baraaye ye edde dige mofid baashe
    Baazam Merc
    Khosh baashid va baa mosighy
    Mohammad

  • ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۷ در ۳:۳۷ ب.ظ

    دوست عزیز شما می توانید به آدرس ایمیل سایت [email protected] مطالب خود را بفرستید و در صورت تایید گروه نویسندگان در سایت قرار می گیرد.

  • flute americaee
    ارسال شده در مهر ۱۳, ۱۳۸۸ در ۷:۴۲ ق.ظ

    ahnghaye flute americaee hamrah ba sazhaye makhlot ba an koja mitonam tahaye konam?

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (I)

باربد، موسیقیدان و هنرمند بزرگ ایرانی، مربوط به دوره طلایی ساسانی. کسی که پایه های موسیقی ایرانی و شعر عروضی عرب را بنیان نهاد. شخصیتی جادویی که برای هر روز ماه و سال، جنگ ها، پادشاهان و غیرت و عظمت ایرانی آهنگ و شعر ساخت و سروده های زرتشت را در قلب ایرانیان حک کرد. نوازنده چیره دست بربط و شاه رامشگران ایران. در این مقاله هر چند کوتاه، به دوران زندگی پر افتخار این مرد بزرگ می پردازیم. سفر او از شهری کوچک در خراسان تا تیسفون پایتخت امپراطوری ساسانی و شروع دوران رشد و شوفایی او و هنر ایران. سپس اولین شکست خسرو پرویز از اعراب و شروع دوران افول فرهنگ و عظمت و هنر ایران. در هر مجالی که فرصت داد اشعاری که بزرگان در باب وی سرودند را آوردیم و در سروده های فردوسی که به مدح و ستایش باربد پرداخته به جستجو و بررسی پرداختیم. با وجود بیش از پانصد کتاب در زمینه باربد یا مرتبط با ایشان سعی بر آن نمودیم که با استفاده از منابع دقیقتر و جامع، اصل و چکیده زندگی این اسطوره ایرانی را به تصویر و نگارش بکشیم. باشد که مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر ایرانی مخصوصا موسیقی ایرانی قرار گیرد.

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

از روزهای گذشته…

فواصل زمانی (II)

فواصل زمانی (II)

از فواصل تبدیلی می توان به عنوان ابزاری درتغییرات متریک موسیقی ٬ مثلا تبدیل اوزان ساده و ترکیبی به یکدیگر استفاده نمود:
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (V)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (V)

«شوشتری برای ویولون و ارکستر» اثر حسین دهلوی، غیر از نوع ارکستراسیون دهلوی، به انواع دیگری تنظیم شده است که البته تنظیم حسین دهلوی نیست:
رمانتیک ترین خواننده سه نسل

رمانتیک ترین خواننده سه نسل

خولیو ایگلسیاس (Julio Iglesias) محبوب ترین خواننده لاتین در سالهای ۷۰ و ۸۰ بوده و بیش از ۱۰۰ میلیون آلبوم او در سراسر جهان به فروش رفته است. شیوه ملایم و رمانتیک خولیو در خواندن ترانه های عاشقانه طوری بود که در سراسر جهان و در فرهنگها و زبانهای مختلف طرفداران بی شماری پیدا کرد.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

آثار موسیقایی زمانی که توسط مصنفین موسیقی نگاشته می شوند، با وجود موارد نسبی و قابل تغییری چون تمپو (Tempo) ، آکسان و شدت و ضعف صدا (Accentuation) نمی توانند صداقت و وفاداری شان را به خواسته ی آهنگ ساز و پارتیتور (Dynamics) نشان دهند و آکسان (score) تا زمانی که به اجرا در نیایند، به طور واقعی وجود نخواهند داشت؛ چرا که تأویل و تعبیر در موسیقی نیز نتیجه ی همین تعلیق در عناصر است و حتا عناصر دیگری چون شفافیت ، وضوح (Transparency)، سونوریته و صدا دهی (Audibility).
موسیقی و معنا (III)

موسیقی و معنا (III)

به‌رغم بی‌اعتنایی گسترده‌ی فلاسفه و نظریه‌پردازانِ معنا به ایده‌های نشانه‌شناختی پیرس و حتی رد آنها، این ایده‌ها سهم مهمی در ارائه‌ی نظریه‌های مؤثر در باب معنای موسیقی داشتند (مانند Nattiez 1990 ). با این حال موسیقی به آسانی با تمایزات طبیعی- قراردادی که از مسائل بنیادی نظریه‌ی پیرس است، تطابق نمی‌یابد. موسیقی در میان امور طبیعی و قراردادی جایگاه مبهمی دارد؛ همچنین بیان معنا با رویکرد نشانه‌شناختی نیازمند جایگاهی مشخص بین این دو امر است که مبهم بودن جایگاه موسیقی این امکان را محدود می‌سازد.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VIII)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VIII)

این نکته را نیز باید در نظر داشت که موسیقی اندازه گیری شده در این دو مقاله از لحاظ کشش نت ها و کشش و فشرده سازی تمپو، درهم و برهم نیست. بالعکس هر دو مقاله روی ژانر های کار کرده اند که تمپوی مشخص و دقیق از اهمیت و ارزش زیادی برخودار است؛ نمونه ی نروژی موسیقی رقص است. به هر حال باید به یاد داشت که تفاوت بین تمپو ها در سطح زیرشاخه ها اهمیت چندانی ندارد البته تا زمانی که مقادیر به صورت نسبی اندازه گیری شده اند و نه به صورت مطلق.
پروژه موسیقی Era

پروژه موسیقی Era

Era یک پروژه موسیقی است که توسط اریک لوی آغاز شده و غالباً حاوی سرودهایی به زبانی خیالی نزدیک به زبان لاتین است. این موسیقی را میتوان در دسته نیو ایج (عصر نو ) در نظر گرفت با اینهمه ، موسیقی آنها ترکیبی از موسیقی کلاسیک، اپرا، سرودهای مقدس مسیحی و سبک های دیگر معاصر است.
بداهه نواز خوب باشیم (II)

بداهه نواز خوب باشیم (II)

موسیقیدانان و نوازندگان خبره جز (Jazz) از لحاظ جسمی یا روحی چیزی بیش از شما ندارند. در واقع اینطور نیست که خداوند چیزی بیش از شما در وجود آنها قرار داده باشد. برتری آنها بر دیگر علاقمندان عادی به موسیقی آن است که با جدیت و نظم بیشتری به تمرین موسیقی می پردازند بطوریکه پس از مدتی توانایی شنیدن ایده های موسیقی در مغز و انتقال آن به انگشتان خود را بدست می آورند.
نگاهی به سبکهای موسیقی – باروک

نگاهی به سبکهای موسیقی – باروک

در تقسیم بندی دوره های هنری – از جمله موسیقی – بعد از رونسانس چهار دوره اصلی در نظر گرفته میشود. اول سبک باروک (Baroque) که بطور تقریبی بین سالهای ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ میلادی ادامه داشته، دوم دوره کلاسیک بین سالهای ۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰ ، سوم رمانتیک بین سالهای ۱۸۲۰ تا ۱۹۱۰ و بالآخره موسیقی مدرن یا همین موسیقی عصر حاضر از ۱۹۱۰ تا به امروز.
آرشین مال آلان

آرشین مال آلان

“آرشین مال آلان” از جمله جذاب ترین داستان های فرهنگ آذربایجانی است که در سال ۱۹۱۰ میلادی توسط اوزیر حاج بایف (Uzeyir Hajibeyov) موسیقیدان شهیر آذری بصورت اپرای کوچک (Operetta) تهیه شد. این اپرا آنقدر مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر آذربایجان قرار گرفت که امروزه نیز به مناسبت های مختلف کماکان شاهد اجراهای مختلف از آن هستیم.