پیکر طلیعه کامران به خانه ابدی رسید

تشییع پیکر طلیعه کامران (تصاویر از امیرآهنگ هاشمی)
تشییع پیکر طلیعه کامران (تصاویر از امیرآهنگ هاشمی)
تشییع پیکر زنده یاد طلیعه کامران، بانوی نوازنده، شاعر و نقاشِ پیشکسوتِ کشورمان، صبح چهارشنبه ۲۴ اسفند ماه، با حضور تعداد کم شماری از هنرمندان در محوطه موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد. در این مراسم چهره های هنری ای چون میلاد کیایی، عباس مشهدی زاده، حمیدرضا عاطفی، مهدی حسینی، علیرضا میرعلینقی، کوروش متین، کیومرث پیرَگلو، امیرآهنگ هاشمی، شهاب مِنا، محمدرضا شرایلی و نوید گوهری حضور داشتند.

عباس مشهدی زاده، مجسمه ساز و یکی از دوستان طلیعه کامران، یکی از کسانی بود که درباره او سخنرانی کرد. وی با اشاره به اولین سال های آشنایی خود با طلیعه کامران در اوایل دهه ۳۰ به خصوصیات اخلاقی این هنرمند اشاره کرد.

معصومه مظفری، رئیس انجمن هنرمندان نقاش ایران، در این مراسم گفت: طلیعه کامران هم نقاش بود هم شاعر و هم نوازنده، اما ما چقدر او را به نسل های آینده شناسانیدم یا برایش نمایشگاه برپا کردیم؟ یا اینکه در زمان زنده بودنش از او تقدیر کردیم؟ وی افزود: ما طلیعه کامران را از دست دادیم و او از میان رفت در حالی که هیچ گاه در میان ما نبود.

مهدی حسینی، پژوهشگر و هنرمند نقاش، گفت: ما امروز در اینجا با یک پیکره رو به رو نیستم، بلکه با سه پیکره رو به رویم؛ یکی طلیعه کامران نقاش، دیگری طلیعه کامران شاعر و دیگری طلیعه کامران نوازنده. بسیار سخت است شخصی در وجود خود این سه هنر را به شکل خوب پذیرفته باشد.

میلاد کیایی، نوازنده سنتور، درباره طلیعه کامران گفت: سنتور طلیعه کامران را نخستین بار در ۱۰ سالگی در ۱۳۳۳ در یک محفل هنری که استاد بنان هم حضور داشت شنیدم که به یاد استادش حبیب سماعی به زیبایی سنتور نوازی کرد و از کسانی که شور سنتور نوازی را در من برانگیخت یکی همین طلیعه کامران بود.

آخرین سخنران این آیین تشییع نیز علیرضا میرعلینقی بود. این منتقد و پژوهشگر موسیقی گفت: طلیعه کامران در هنر حد بالایی داشت اما کمتر مایل بود مطرح شود.

وی افزود ایشان را می توان مادر سنتور نوازی قدیم ایران معرفی کرد. ما شناخت این بانوی بزرگ را مدیون استاد روح الله خالقی هستیم که ۵۰ سال پیش نواخته ای از وی را ضبط کرد. همچنین باید از شهاب مِنا سپاسگزار باشیم که گنجینه ای از نواخته های سنتور کامران را گردآوری و دوباره زنده کرد. خانم کامران مانند یک معما میان ما زیست و هیچ گاه اصرار نداشت که مطرح شود.

در ادامه پیکره این بانوی هنرمند برای خاکسپاری راهی بهشت زهرا (س) شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

بعد از دوره‌ای طولانی، جای خرسندی است که نواخته‌هایی دیگر از ویرتوئوز کم‌کار «بهداد بابایی» در این آلبوم ثبت شده است؛ هرچند نه در سطح تکنوازی‌های قدیم. ریزهای رعدآسا، مضراب‌های تیزِ آشنا، جست و خیزهای جذابِ دست چپ، و پاساژهای سریع در اینجا نیز شنیده می‌شوند اما ابزارِ ارائه‌ی تحریرها و جمله‌هایی اغلب کم‌رمق شده‌اند و نوانس‌ها دیگر دامنه‌ی چشمگیرِ گذشته را ندارند.

مغالطات ایرانی – مکتب وزیری (II)

با مطالعه آثار مکتوب نویسندگان و منتقدان موسیقی ایران در مجلات فارسی زبان، به روشنی می توان نوشته هایی از پیروان وزیری یافت که به بعضی از موارد مطرح شده معتقد نباشند ولی همگی در موردِ اولین و به واقع، مهمترین اصل مکتب وزیری اعتقاد دارند و عدم اعتقاد آنها به مورد اول، می تواند…
ادامهٔ مطلب »

از روزهای گذشته…

اهمیت گام در موسیقی Jazz

اهمیت گام در موسیقی Jazz

فرض کنید که یک موسیقیدان جوان در اوایل قرن بیستم هستید و میخواهید پای به عرصه Jazz در موسیقی بگذارید. چگونه می توانید بداهه نوازی یاد بگیرید؟ قاعدتا” راهی جز کنسرت رفتن و یا به دنبال افرادی باتجربه گشتن ندارید تا شاید آنها یکی دو فن از انواع روشهای Improvise خود را به شما آموزش دهند.
یک خبر از قاتل جان لنون

یک خبر از قاتل جان لنون

مارک چاپمن (Mark Chapman)، قاتل جان لنون (John Lennon) – از اعضای گروه بیتلز – در انتظار رای دادگاه – که هفته آینده تشکیل خواهد شد – برای آزادی خود می باشد.
چشمه ای جوشیده از اعماق (VII)

چشمه ای جوشیده از اعماق (VII)

میزان نمایی در این قطعه تعیین نشده و نغمه ها در قالب هیچ ریتم مشخص و تعریف شده ای نیستند. با اینحال پارت، نوت سیاه (بدون دم) را برای دیرندهای کوتاه و نوت گرد را برای دیرندهای بلند برگزیده است. هر دو دست از نظر ریتمی، یونیسون می نوازند و بطور کامل و در تمام طول قطعه به موازات هم پیش می روند و تناظر یک به یکی بین دو دست برقرار است: هر نوت دست راست مقابل یک نوت از دست چپ. در چنین قطعه ای که از نظر ریتم آزاد است، میزان بندی و نشانه های دیرندی تعریف دقیقی نمی توانند داشته باشند.
بیژن کامکار: از تدریس متنفرم!

بیژن کامکار: از تدریس متنفرم!

توضیح این مسأله خیلی سخت است. همه‌ی بچه ها تک تک سلول‌هاشان پر از فانتزی و ایده است. منتها این ویژگی در مورد هر کدام از ما کاربرد متفاوتی پیدا کرده است. مثلن ارسلان بیست سال است که مایستر ارکستر سمفونیک است و با وجود اینکه به لحاظ تئوری به علم موسیقی اشراف دارد ولی چیزی که به او جرأت خلق می‌دهد حضورش در ارکستر است. ارسلان بیست سال است که هارمونی می شنود. آهنگی که مثلن من چند هفته باید کار کنم تا برایش هارمونی بنویسم و ارکستراسیون اش را تنظیم کنم، ارسلان یک شبه می نویسد.
گوستاوو دودامِل، چهره کاریزماتیکِ  اِل سیتما

گوستاوو دودامِل، چهره کاریزماتیکِ اِل سیتما

چهره کاریزماتیکِ اِل سیتما، گوستاوو دودامِل (Gustavo Dudamel) نام دارد. ستاره ای واقعی در کشورش (هر چند او این اصطلاح را نمی پسندد در حالی که از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار است)، این رهبر ارکستر در سال ۱۹۸۱ متولد شده است و امروزه جز یکی از موسیقی دان های برجسته کلاسیک به شمار می رود.
«خُرده‌روایت‌های صوتی» (II)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (II)

انقلابی‌ترین تغییر در این میان با تثبیت موسیقی مدرن سریالی رخ داد. آنجا که موسیقی تونال به مثابه‌ی مادر تمامی سبک‌های قبل از دوره‌ی مدرن، جای خود را به نظامی داد که اساسن از الگوی جدیدی پیروی می‌کرد. موسیقی دوره‌های قبل، به رغم داشتن تفاوتهای اساسی، همگی تونال محسوب می‌شدند؛ هرچند به غیر از تونالیته، اشتراکات کلی دیگری نیز وجود داشتند.
مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (III)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (III)

با این همه، بستگی شرقیها را به سنت‏ها نمی ‏توان با موازین‏ اروپائی سنجید. امروز دوتار که سازی ایرانی است و در شمال شرقی و منطقه افغانستان نواخته می ‏شود با سیم‏های‏ نایلونی بسته می‏ شود. یک نوازنده فقیر از این تارها استفاده‏ می ‏کند زیرا تارهای زهی اگر چه بیشتر دوام می‏ کند گرانتر است. یک مثال بارز دیگر: در شیراز یک گروه ده نفری‏ از رادیو کابل یعنی «ارکستر رادیو کابل» کنسرت می‏ داد. جالب بود که از یک طرف آنها سنت های ملی خود را در موسیقی ارائه می‏ کردند، اما از جانب دیگر به تقلیدهای‏ نازیبا دست می‏ زدند. افغانستان در زمان قدیم با ایران یک‏ دولت داشت.
بوطیقای ریتم (VIII)

بوطیقای ریتم (VIII)

از سوی دیگر او به‌ویژه در این قطعه (و البته در جاهای دیگر نیز) روندی را پیش می‌گیرد که باعث می‌شود بر هم خوردن رفتار تناوبی قطعه به چشم شنوندگان نیاید؛ زمانی که در واحدهای کوچک‌تر تناوب نادیده گرفته می‌شود، واحدهای بزرگ‌تری از تجمیع این واحدهای کوچک‌تر خلق می‌شود و با تکرار، تناوب را در مقیاس بزرگ‌تری برپا نگاه می‌دارد.
بانگ چاووش (III)

بانگ چاووش (III)

در این آثار از سازهای مضرابی باس مانند، بم تار و عود به صورت شاخص تری استفاده می شد و کارایی آنها بیشتر القای ریتمیک بود که در اکثر مواقع با چاشنی ضدضرب، نوشته می شد؛ ولی مهمترین تفاوت این آثار با بسیاری از ساخته های پایور و هنرجویان هنرستان، تنظیم ذوقی آنها بود؛ در بسیاری از آثار پایور (۶) و هنرجویان هنرستان، تکنیک های هارمونی و کنترپوان، به شکل قانونمند و یکپارچه ای به کار برده می شوند، در حالی که در آثاری که بعد از انقلاب توسط آهنگسازان کانون چاووش اجرا شد، این تکنیک ها به صورت مقطعی و بیشتر جهت رنگ آمیزی به کار گرفته می شوند.
تعزیه خوانی (II)

تعزیه خوانی (II)

از ابتدای شکل گیری هنر تعزیه در قالب نمایش موزیکال، چارچوب اصلی موسیقی آن متکی به اصلی ترین الحان شناخته شده موسیقی ردیفی ایران یا موسیقی به اصطلاح دستگاهی بوده است. گردهمآیی شاخص ترین هنرمندان و خوانندگان در پایتخت به منظور سامان بخشی و کلاسه نمودن موسیقی ایران و هم زمانی این مهم با رشد، تکامل و عمومیت تعزیه، دلیل موجهی در سود جستن هنرمندان تعزیه از این نوع موسیقی است.