ارکستر فیلارمونیک لندن (III)

بعد از کناره گیری تینستد به دلیل بیماری، ارکستر به مدت ۳ سال بدون رهبر ماند تا ورود فرانز ولسر موست (Franz Welser-Möst) در سال ۱۹۹۰٫ دوره موست بسیار بحث برانگیز بود، در آن زمان به او لقب “سخاوتمندانه بدترین از بیشترین” (“Frankly Worse than Most”) را دادند و گزارشات بسیار منفی درباره او منتشر می شد. موست قراردادی را برای LPO با کمپانی EMI بست برای ضبط آثار ارکستر. اگرچه جابجایی ها در مدیریت، استرسهای اقتصادی و درگیریهای سیاسی به وجود آمده در مرکز بانک جنوبی (Southbank) در به وجود آمدن فضایی سخت برای کار در ارکستر نقش داشته اند. ولسر موست در سال ۱۹۶۰ به کار خود در LPO خاتمه داد.

بعد از رفتن او ارکستر برای مدت ۴ سال بدون رهبر ماند تا آنکه با کرت مائوسر (Kurt Masur) قرارداد بستند و او به عنوان رهبر اصلی ارکستر از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ در ارکستر باقی ماند.

در دسامبر ۲۰۰۱ ولادیمیر جوروسکی (Vladimir Jurowski) برای اولین بارLPO را به عنوان رهبر جانشین میهمان رهبری کرد و تحسین همگان را بر انگیخت. او بعد از مدتی سرانجام در سال ۲۰۰۳ به عنوان رهبر میهمان اصلی ارکستر منصوب شد.

جوروسکی در ژوئن ۲۰۰۷ LPO را در کنسرتی برای افتتاح مجدد تالار جشنواره رویال بعد از ترمیم تالار، رهبری کرد. در سپتامبر ۲۰۰۷ جوروسکی به عنوان یازدهمین رهبر اصلی ارکستر منصوب شد.

در نوامبر ۲۰۰۷ ارکستر فیلارمونیک لندن، یانیک نزت سیژیون (Yannick Nézet-Séguin) را به عنوان رهبر میهمان جدید برگزید که رهبری او فصل ۲۰۰۸ -۲۰۰۹ را نیز در برگرفت. مدیر اجرایی و کارگردان هنری LPO در حال حاضر تیموثی واکر (Timothy Walker) می باشد. LPO سرانجام آغاز به انتشار CD آثارش با برچسب خود ارکستر، نموده است.

آثار غیر کلاسیک ارکستر
در کنار کنسرتهای کلاسیکی که LPO اجرا کرده است، موسیقی متن نیز برای چند فیلم نواخته است از جمله: لورنس از عربستان (Lawrence of Arabia)، فیلادلفیا، ماموریت (The Mission) و فیلم سه قسمتی ارباب حلقه ها (The Lord of the Rings)، همچنین چندین CD برای مجموعه بازیهای ویدیویی Square Enix، جستجوی دایناسور (Dragon Quest) که آهنگساز آن کوچی سوگی یاما (Koichi Sugiyama) بود، پوئم سمفونی: امید برای آخرین رویای دوازدهم (Final Fantasy XIIHope for) و موسیقی متن برای اپیزود اول Xenosaga که توسط یاسورنی میتسودا (Yasunori Mitsuda) آهنگسازی شد.

ارکستر فیلارمونیک لندن همچنین به همراه گروههای موسیقی محبوب و حتی هوی متال همانند نواخته است. در اواسط سالهای ۱۹۹۰ LPO آلبوهمایی برای ادای احترام به گروهای راک همانند پینک فلوید (Pink Floyd)، لد زپلین (Led Zeppelin) منتشر کرد.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفت و گوی محمدهادی مجیدی با مهدی قاسمی و شهرداد روحانی است پیرامون اجرای ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر شهر تهران:

کارگاه «راهکارهای مقابله با اضطراب اجرا» برگزار می شود

دکتر حمزه علیمرادی، دکترای روانشناسی بالینی و استاد دانشگاه شهید بهشتی و سرپرست درمانکده اضطراب ایران، مدتها روی علل اضطراب و راه های مقابله با آن تحقیق کرده و به بیماران مضطرب بسیاری راه غلبه بر اضطراب را نشان داده است و اکنون بنا به دعوت آموزشگاه موسیقی برومند، روز شنبه اول تیر ۹۸ ساعت ۱۸، یک کارگاه رایگان برگزار می کند تا پاسخی کلی به پرسش های فوق دهد.

از روزهای گذشته…

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (III)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (III)

استادان هنرستان همه از هنرمندان تراز اول بودند و شیوه آموزشی مشخصی داشتند، حسین تهرانی آموزگار تنبک بود و به صورت یک واحد عمومی به همه هنرجویان، تنبک درس میداد تا از همان سنین، هنرجویان را ریتم شناسی آشنا شوند، فرامرز پایور، یکی از بزرگترین هنرمندان تاریخ موسیقی ایران که خود مدتی شاگرد دهلوی بود به آموزش نظام مند سنتور میپرداخت، علی اکبر شهنازی، نوازنده اسطوره ای تار که بسیار مورد عنایت و علاقه دهلوی بود با اینکه از روی نت تدریس نمیکرد به هنرستان آمده بود تا روش تار نوازی قدما را هنرجویان بیاموزند، رحمت الله بدیعی در هنرستان استاد ویولون بود و هم تکنیک ایرانی و هم غربی را با تسلطی مثال زدنی به هنرجویان می آموخت، هوشنگ ظریف، همانجا تار تدریس میکرد و روش نوازندگی موسیقی معروفی و وزیری را به خوبی به هنرجویان آموزش میداد، همین درسهای هوشنگ ظریف بود که سالها بعد تاثیرش در سونوریته و استیل عالی نوازندگان تار ایران شنیده و دیده شد…
پیپا

پیپا

پیپا که معروف به گیتار چینی میباشد دارای سابقه ای به بیش از دو هزار سال می باشد. برخی اوقات آنرا لوت چینی نیز نام میبرند که بسیاری از سازهای آسیا بالاخص سازهای جنوب آسیا از این ساز بوجود آمده است و شاید بتوان آنرا مادر سازهای زهی جنوب آسیا دانست. از جمله biwa یک ساز چینی و ساز محلی کشور ویتنام đàn tỳ bà و همچنین پیپای کره ای، اما برخلاف پیپای چینی همتای کره ای این ساز مدتهاست که دیگر نواخته نمیشود و باید آنرا درون موزه ها دید؛ سعی و تلاش در جهت احیای دوباره آن بی ثمره مانده است.
تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (I)

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (I)

پس از دو تلاش به‌نسبت ناموفق که اتفاقا یکی از آنها اشتراکی هم با موضوع مورد بحث این نوشتار دارد (۱) اکنون با انتشار «تا بردمیدن گل‌ها»، کتاب تازه‌ی «محمدرضا فیاض» فضای نوشتاری و مطالعاتی موسیقی کلاسیک ما صاحب اولین نوشته‌ی جامعه‌شناختی درخور خود شده است. نویسنده‌ی کتاب که پیش از این به عنوان منتقد موسیقی به خوبی شناخته شده و مهارت خود را برای «دیگرگونه دیدن» به ظهور رسانده است در این کتاب از توانایی‌اش به بهترین شکل بهره می‌گیرد به نحوی که نیروی بازنگری را به شاه‌کلید درک رویدادها و روابط موسیقی و جامعه بدل ساخته است.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

به هر حال بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه های فستیوال ضعیف عمل کرد. نمونه های خوب و بدی که باهم ارائه شدند، نتوانست موقعیت ممتازی را برای خودش بوجود آورد. این میزگرد پیرامون موسیقی ایران بالاخره برگزار گردید و آقایان “هوشنگ استوار”، “هرمز فرهت”، “مرتضی حنانه” و از طرفی آقای “فرهاد مشکوه” نیز که رهبر ارکستر سمفونیک وقت تهران بود، در این بحث حضور داشتند.
افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

پیش از این دوره آهنگ با کلام ساختن اغلب بر شعری بود پرداخته‌ی ترانه‌سرا، اما با تغییر ذائقه‌ی پیش آمده پس از گسست ژرف آن سال‌ها، موسیقی‌دانان شعر کلاسیک ایران را دستمایه‌ی کار کردند. بی داوری در مورد آن که کدام‌یک از این روش‌ها پسندیده‌تر است و بدل کردن تفاوت‌های سبکی به دگم‌های ایدئولوژیک، با یک مرور سریع خاطره‌های تاریخی می‌توان گفت که آثار مشکاتیان از این نظر بهترین‌های شیوه‌ی دوم هستند.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

۱- همانطور که در مثال ۹ دیده می شود، کنترمد دارای ۷ درجه می باشد. دقیقا مانند مد که هفتمین درجه آن به “تونیک مد” ختم می شود، دقت کنید: درجه هفتم کنترمد، همان درجه اول مد اصلی است. درجات به ترتیب از “زیر به بم” شمرده می شوند. البته من به درجه اول مد، در تئوری نوین خود، لقب نوت “مدیک” (modique) را داده ام.
گفتگو با آرش محافظ (II)

گفتگو با آرش محافظ (II)

الان خوشبختانه یکسری افراد شروع به آهنگسازی کرده‌اند. به اینکه متد موسیقی صفوی یا تیموری داشته باشیم که یاد دهیم، نیازی نیست هرچند شاید زمانی این کار را بکنیم. من در ترکیه که کار میدانی می‌کردم راجع به مقام‌ها و ریتم‌ها با ده‌ها استاد مصاحبه کردم که مثلا فلان دور یا مقام را چگونه آموزش می‌دهید؟ همگی جوابشان این است که آهنگسازی یا تقسیم‌زدن را یاد نمی‌دهند، شاگرد فقط باید قطعه بزند. شما در موسیقی ایرانی به‌سختی برای هر دستگاه می‌توانید ۲۰ قطعه کلاسیک درجه یک پیدا کنید. یاد گرفتن اینها یک متد بیشتر ندارد؛ باید نواخت. کم‌کم قوانین آن به دست‌تان می‌آید که ارتباط این ملودی با آن ریتم چیست؟ ۳۰ قطعه در شوق نامه و ۷۰ قطعه در کتاب عجملر وجود دارند و موارد دیگر. متد خاص نه‌تنها در ایران بلکه در جاهای دیگر هم وجود ندارد. شاید زمانی برسد که در آهنگسازی شرقی مثل آهنگسازی غربی بتوانیم همه چیز را تئوریزیه کنیم. غیرممکن نیست و حتما مفید هم هست. اما الان مسأله این نیست که چون متد نداریم، چکار کنیم؟ مقام را باید زد تا یاد گرفت.
سالاری: استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود

سالاری: استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود

در قدیم سیستم پل گذاری بدین گونه بوده است که قطعه چوبی را در عرض ساز زیر سیم ها ، بریده بریده کار می گذاشتند و به آن پل شانه ای و یا پل شتری می گفتند. اما از آن جا که این پل ها نمی توانستند صدای خوبی را بوجود آورند پل های ستونی توسط حبیب سماعی ساخته شد و تکنیک آن به ناظمی انتقال یافت و استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود.
مصاحبه ای منتشر نشده با SRV (قسمت اول)

مصاحبه ای منتشر نشده با SRV (قسمت اول)

مصاحبه ای که ملاحظه می نمایید در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۹۸۵، یعنی پنج سال قبل از مرگ ناگهانی استیو ری انجام شده و اولین بار در تاریخ ۲۹ آگوست ۲۰۰۶ به چاپ رسیده است. طبق اظهارات نویسنده – استیون روزن (Steven Rosen)- پیش از این تنها بخش کوچکی از این مصاحبه در یک مجله ژاپنی به چاپ رسیده است.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (X)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (X)

کلیه کوشش هایی که تاکنون در جهت تجزیه و تحلیل سیستم های تنال این موسیقی ها با استفاده از نوتاسیون معمول اروپا به عمل آمده نامؤفق بوده و بی اندازه غیردقیق و خودسرانه صورت پذیرفته است. ایراد و انتقاد بعضی از محققین به آوانویسی موسیقی های غیرغربی با استفاده از نوتاسیون معمول اروپا، بی شک تا حدودی منطقی به نظر می رسد. این نوتاسیون قادر نیست کلیه ویژگی های ملودیک، ترکیبات و کیفیت های صوتی موسیقی فرهنگ های غیرغربی را مشخص کند. به همین دلیل ابتکارها و پیشنهادهای دیگری در جهت ثبت ملودی های این فرهنگ ها ارائه می شود‌‌» (مسعودیه/۱۳۸۳، ۴۸ و ۴۹).