دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (I)

توضیح: این نوشته تلاشی برای پاسخ‌گویی به این سوال است: «چگونه می‌توان دریافت که ظرفیت و زایندگی یا عمر یک سبک موسیقایی رو به پایان است؟»
پرسش از چگونگی دریافتن به‌آخر رسیدن ظرفیت سبکی خاص در هنر به‌ویژه موسیقی، پرسش از آغاز دورانی است که می‌توانیم مقدمه‌ی آن را دوره‌ی انتقال بنامیم؛ دوره‌ای که در آن سبک، مکتب یا شیوه‌ای آرام‌آرام توانایی عرضه‌ی آثار نو و زاینده را از دست می‌دهد و صحنه را برای برآمدن سبکی نو می‌آراید؛ درحقیقت، به‌بحث گذاشتن توانایی منتقد در دریافت اتمام ظرفیت نوعی خاص از موسیقی، سخن گفتن از توانایی او در درک این دوران انتقالی است.

هرچند نمی‌توان در امور تاریخی به تئوری‌پردازی از جنس علوم تجربی دست زد، امّا با اغماض می‌توان خصوصیاتی کمابیش تکرارشونده را در اکثر دورانی که آنان را با برچسب «انتقالی» خطاب می‌کنند یافت: در دوران انتقال، آثار، نه وابسته به دوران پیش از خود هستند و نه دوران پس از خود. دل‌بستگی چندانی به دوران پیش از خود ندارند از این‌رو که باتوجّه به زمینه‌ -context- موجود، آثار سبکی پیش از آن احتمالاً تمام حرف‌ها را زده‌اند؛ تکیه‌ی چندانی به دوران پس از خود ندارند از آن رو که هنوز آن دوران فرا نرسیده، قوام نیافته، تعریف نشده و ویژگی‌هایش شکل نگرفته که دوران انتقالی بخواهد به آن متکی باشد.

در حقیقت، در دوران انتقال، آثار هنری خواستار تفاوت هستند، امّا هنوز نمی‌توانند روی پای خود بایستند و علی‌رغم میل خودشان، ناگزیر نگاهی به دوران پیش از خود دارند؛ به‌عبارت دیگر، آثار دوره‌ی انتقال،‌ در عین‌حال که می‌خواهند از قواعد و رویه‌های دوران پیش از خودشان بگریزند، تکیه‌گاهی جز آن ندارند.

اگر قرار باشد منتقدِ هم‌عصرِ آن «دوران انتقال» فرارسیدن عصری دیگرگونه و قریب‌الوقوع را پیش‌بینی کند، باید بتواند از دایره‌ی زمان حال پا را فراتر بگذارد از بیرون به زمانه‌اش نگاه کند یا به عبارت بهتر به خودآگاهی‌ای تاریخی از جایگاه خویش دست پیدا کند.

این امر، یعنی فراتر از زمان حال رفتن، به‌ناچار دو سر دارد:‌ یکی سربرگرداندن به‌عقب و دیدن آنجه که پیش از زمانه‌ی منتقد خلق شده است و سنجیدن شباهت‌ها و تفاوت‌های آن با آثار هم‌عصر منتقد؛ مثلاً دوران اوج یک سبک موسیقایی؛ و سر دیگرش نیز رو به دنیای تاریک و ناشناخته‌ای است که آن زمان آینده‌ی پیش‌روی منتقد است. طبعاً منتقد پیش‌گو نیست، امّا برای فهمیدن آنچه در حال وقوع است راه‌هایی نامطمئن می‌تواند وجود داشته باشد که در ادامه سعی خواهم کرد بعضی از این راه‌ها را بازگو کنم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «موسیقی نظامی دوره‌ی قاجار»

در حالی‌که از بسیاری از موسیقیدانان نیم قرن قبل نیز، امروزه ضبط‌ها و اطلاعات محدودی در دسترس است، تردیدی نمی‌ماند که شنیدن نواخته‌هایی از موسیقی ایران متعلق به بیش از ۱۱۰ سال پیش، چه اندازه هیجان‌انگیز خواهد بود و به لحاظ بررسی‌های موسیقی‌شناختی تا چه حد می‌تواند اطلاعات مفیدی به دست دهد. لذا انتشار چنین آثاری رخدادی ارزشمند و مسرت‌بخش است. اما وقتی اثری منتشر می‌شود که حاوی موسیقی‌ها و اطلاعات تاریخی با ارزش است، ذکر منبع و مأخذ، اعتبار و ارزش آن را مضاعف می‌کند و سبب می‌شود تا مخاطب نیز با اعتماد و دانش بیشتری سراغ آن برود. از این‌رو شایسته بود که مشخص می‌شد ضبط‌های این آلبوم از چه منبع یا منابعی به دست آمده‌اند، تاکنون کجاها بوده‌اند و چگونه کشف شده‌اند. (۱)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

از روزهای گذشته…

بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (II)

بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (II)

به عنوان سومین رویکرد، نتل به منظورِ مردم نگاری‏ای دقیق در تحقیقات میدانی، «ایده‏ی پژوهش مشترک» توسط فرد درونی و بیرونی را ارائه کرده و هم چنین، کاربرد هم‏زمانِ جنبه‏ هایی از روشِ مبتنی بر مردم ‏شناسی و روشی که مستقیماً موسیقایی است را توصیه می ‏کند (۱۳۸۱ب: ۱۶۳؛ ۱۳۸۴: ۲۰). بنا به نظر وی هر دو دیدگاهِ امیک و اتیک معتبر هستند، اما دیدگاه امیک نسبت به اتیک مقدّم و مهم تر است و دیدگاه اتیک مکمّلِ امیک به شمار می ‏آ‏ید (۱۳۸۳: ۱۵۷). رویکرد اخیر در ارتباطی متوازن با جملاتِ ادامۀ مکالمۀ نتل و برومند قرار دارد و مرهونِ پاسخ هوشمندانۀ نتل به برومند و تحلیل دانشورانه ‏‏اش از گفتگویِ آن‏ها است (نک. همان: ۱۵۳ و ۱۵۸).
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

موسیقی و گفتار را علی رغم تفاوت در واکنش سیستم عصبی به آنها، می توان به دلیل وجود نکات مشترک و یکسان بودن مکانسیم های آکوستیک و سایکوآکوستیک تولید و درک٬ با ابزار یکسانی مورد بررسی قرار داد. به معنی دیگر موسیقی را می توان با ابزار زبان شناسی (Linguistics) مورد مطالعه نمود. چنین مطالعه ای را زبان شناسی موسیقایی (Musicolinguistics) گویند.
لنی و من: خاطراتی با برنشتاین (II)

لنی و من: خاطراتی با برنشتاین (II)

تلوزیون برای او رسانه طبیعی بود، نه فقط برای اجرا بلکه او با دوربین طوری حرف می زد که انگار با دوستش صحبت می کند. برای کنسرت بچه ها او بعضی وقت ها از آهنگ های بیتل ها استفاده می کرد به عنوان تصاویری که ایده های موسیقایی از جمله مد را نشان می دهند. برای بزرگسالان او در مورد موسیقی، زبان و سبک، با رسیتاتیف های فی البداهه به سبک موزار، وردی و واگنر سخنرانی می نمود!
مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (I)

مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (I)

در سالهای ابتدائی قرن جدید میلادی، عرصه موسیقی در ایران از تولید و انتشار، سیستم های قوی ترِ ضبط و میکس و مسترینگ، تا اجراهای زنده و رونمائی هایِ پر زرق و برقِ آلبوم ها و… با توجه به تحولاتِ همین عرصه و تکنولوژی در دنیا دستخوش تغییراتی، سریع تر از قرن گذشته شده است. یکی از مسایلی هم که در همین زمان رخ داده، ظهور نسلی نو از آهنگسازان، ترانه سرایان و خوانندگان و نوازندگان است که با توجه به درگذشت یا بازنشستگی یا بالا رفتن سن نسلهای گذشته (غروب خدایان)، خودنمائی و عرض اندام این نسل جدید با جلوه های جدید و امکانات متفاوت از قبیل روزنامه های بیشتر، اینترنت، شبکه های ماهواره ای و… امکانپذیر شد. در نهایت کمیتِ تولید و انتشار موسیقی به نحو غیر قابل تصوری بالا رفت و میتوان گفت مانند آتشفشان فوران کرد. اما این امکانات بیشتر ابدا به معنی تولید و پخش آثار موسیقیائی با کیفیت تر نبود و نیست.
ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

آقای پایور قبلا با صراحت زیادی درباره این نوازندگان صحبت میکردند ولی این اواخر که نظرشان را پرسیدم بسیار با لطافت و ظرافت جواب دادند و چیزی که جواب دادند تعریف شامخی از نوازندگی آقای مشکاتیان و کامکار نبود، البته این به نظر من رسید و نمیدانم تا چه حد دقیقا نظر ایشان است، برداشتی که من کردم اینطور بود که مثلا ایشان نسبت به زمانی که کار کرده اند خیلی خوب است مثلا آقای مشکاتیان نسبت به این استادانی که داشته و این زمانی که ساز زده است بسیار خوب مینوازد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (V)

درباره‌ی نقد نماهنگ (V)

در نمونه‌های نزدیک به سرِ راست طیف چیزی جز اجرای صرف در اختیار نیست. پس آنچه دستمایه می‌شود نگریستن است. زبان بدن، حرکت، تمهیدات صحنه و مسایلی تکنیکی‌ مانند دوربین و تدوین و … مولفه‌های زبان‌آفرین و نگاه معناساز هستند. اما این نهایت نماهنگ نیست. هنرمندان هرگز به این سادگی موضوعی را وانمی‌گذارند و راضی نمی‌شوند. آنها به دنبال طرح‌های ظریفانه‌تر و راه‌های پیچیده‌تر ابراز هنری می‌گردند. از همین رو به مرور که از سر طیف دور می‌شویم و به بخش‌های میانی می‌رویم گونه‌های دیگری سر برمی‌آورند. پیوسته با آنها عناصر جدید هم پا به میدان می‌گذارند و با نگاه ترکیب می‌شوند.
Big Band – آشنایی و تاریخچه

Big Band – آشنایی و تاریخچه

Big bands به معنای دسته های موسیقی بزرگ نوعی گروه موسیقی جز است که در سالهای ۱۹۳۵ تا اواخر دهه ۴۰ یعنی دوران سوئینگ (Swing Era) از محبوبیت بسیاری برخوردار بود. بیگ بند به طور معمول از حدود ۱۲ تا ۱۹ نوازنده در بخشهای مختلف تشکیل میشد . به نامهایی چون ارکستر جز و جز صحنه ای یا stage band نیز شناخته میشد.
ایران در کشاکش موسیقی (V)

ایران در کشاکش موسیقی (V)

متاسفانه حتی آهنگسازان تحصیل کرده ما بدنبال عادت مردم به شنیدن موسیقی با کلام ونگران از افت درآمد مالی‌، بیشتر آثار خود را به آواز اختصاص می‌ دهند و ذهن مردم را محدود نگاه داشته و شرکت های انتشارت موسیقی که موسسات تجاری هستند نه هنری و فرهنگی، اکثرشان از خرید موسیقی بدون کلام خودداری می کنند. بیشتر اینگونه کاسبکاران خریدار و خواهان انتشار موسیقی بی کلامی هستند که کلامش سالها سال در گوش های مردم بوسیله خوانندگان معروف خوانده شده و جا گرفته باشد و در واقع شنونده این آثار خاطرات شان را زمزمه می کنند.
شبی بر فراز عمارت سنگی

شبی بر فراز عمارت سنگی

دومین اجرای مستقل آکو (موسیقی آنسامبل هارمونیکا)، پنج شنبه نهم شهریور، در دو سانس، در سالن عمارت روبه‌رو برگزار شد. در این اجرا، گروه هارمونیکانوازان آکو*، به سرپرستی الیاس دژآهنگ**، این قطعات را اجرا کردند:
نقد هنری یا توهین!

نقد هنری یا توهین!

مشکل بزرگی که در سالهای اخیر در فضای مجازی به چشم می خورد، توهین به موسیقی دانهایی است که در فضای مجازی فعال هستند. بسیار دیده ایم و شنیده ایم که نوازنده، آهنگساز، رهبر ارکستر و… پُستی در فیس بوک و یا اینستاگرام می گذارد و برخی از افراد (و حتی اهالی هنر!) به جای تبریک و تشویق، شروع به فحاشی و توهین می کنند.