گفتگو با جیمز دپریست (II)

جیمز دپریست
جیمز دپریست
از زمان های گذشته شاهکارهای زیادی به جای مانده، آیا امروزه نیز شاهکارهایی خلق می شود؟
برای قضاوت کردن بسیار زود است.

خب فکر می کنید در میان جدیدترین آثار موسیقی، آثاری خلق شده که در آن رده قرار گیرند؟

جواب دادن به این سئوال بسیار مشکل است. اولین سمفونی باربر (Barber) در سال ۱۹۳۶ آهنگسازی شد، در حدود هجده دقیقه، یک شاهکار است. به طور کل آثاری از شوستاکوویچ، بنجامین بریتن (Benjamin Britten)، الیوت کارتر (Elliot Carter)، آرون کپلند (Aaron Copland)، لئونارد برنستین به عنوان شاهکارهای موسیقی می توان نام برد، اما این آثار آنقدر تازه و معاصر هستند که باید به اندازه فاصله خورشید، زمانشان بگذرد تا بتوان درباره جاودانه و شاهکار بودن آنها قضاوت کرد.

زمانی بود که ماشین جهنمی (Infernal Machine) اثر رُسو بارها و بارها اجرا می شده و به نام موسیقی کلاسیک شناخته شده… و یا اورتور لئونارد برنستین به نام Candide که اگر بخواهیم ارزش آنها را با موسیقی معاصر بسنجیم دچار مشکل می شویم. فکر می کنم هارمونیوم (Harmonium) جان آدامز (John Adams) شاهکار قرن بیستم است اما در طی بیست، سی، چهل سال دیگر ممکن است هیچ کس به آن موسیقی گوش ندهد!

خب چه کسی تصمیم می گیرد که چه موسیقی ضبط یا اجرا شود؟

کارگردانان موسیقی، مدیران ارکسترها. مدیریت طوری است که هر موسیقی را اجرا نمی کنند، تنها موسیقی را که فکر می کنند قابلیت روی صحنه بردن را دارد برمی گزینند.

عموم مردم تا چه حدی روی این تصمیمات تاثیر دارد؟

فکر می کنم عموم نقش مهمی دارند. راننده تاکسی یا مدیر یک شرکت ممکن است سئوال کند: آخرین باری که آثار چابریر (Chabrier) و یا اسشوانتر (Schwantner) را نواختید کی بود؟ تماشاگران با تشویق و حضور خود میزان علاقه خود را نسبت به کار نشان می دهند و این قابل توجه است.

میزان فروش بلیط یا نامه هایی که فرستاده می شوند چطور؟

روی تعداد فروش بلیط تنها تا حدی می توان حساب کرد. برای مثال؛ کنسرتی اجرا می شود با اثری از جوزف اسچوانتر که توسط آندره واتس (Andre Watts) نواخته می شود؛ آیا می توانید بگویید که بلیطها به دلیل حضور واتز فروخته شده یا اثر اسشوانتر؟ این مسئولیت بسیار حساس و مهمی است که بر عهده مدیران است.

وقتی چیزی یا کسی را دارید که عموم را جذب می کند آیا این فرصتی طلایی نیست که چیزی به آن اضافه کنید که فوق العاده اما نا شناخته است؟

البته، هدف هم همین است. این شیوه بدی نیست، فکر می کنم که هر کسی که به کنسرتی می رود می تواند انتظار این را داشته باشد که برای کوتاه مدتی با آنچه که تا به حال نشنیده است نیز روبرو خواهد شد. موفقیت زمانی است که آنان از آنچه جدید بوده بسیار خوشحال شوند تا آنچه را که انتظار شنیدنش را داشتند.

در واقع یک چیز به آنان تقدیم می شود اما اثر ناشناخته دو چیز را به آنان می دهد!

بسیار خوب است، باید به خاطر بسپارم. شناخته شده یک چیز و ناشناخته دو چیز را می دهد!

سئوال بسیار مهم… موسیقی امروز به کجا می رود؟

دانستن آن بسیار سخت است. من می گویم که یک روز قائده ای مینیمالیست (minimalist) بوجود خواهد آمد و سئوال این خواهد بود که چه نتی استفاده می کنی؟! (خنده) من زیبای شناسی مناسبی برای مینیمالیزم دارم، کاملا مخالف با آن نیستم … با اینحال برای من هارمونیوم جان آدامز یک شاهکار ناب مینیمالیست است.

بعضی از افراد معتقدند “مینیمالیسم از بین رفته است و تنها به سه آهنگساز احتیاج داریم که به آن سبک بنویسند. پس اگر فیلیپ گلاس، جان آدامز و استییوریچ را داشته باشیم، کسی بیشتر نیاز ندارید.” هم اکنون زمان نئوکلاسیسم است. زمانی که جرج روچبرگ (George Rochberg) سومین کوارتت برای سازهای زهی (String Quartet) خود را نوشت و از آثار استادان گذشته الهام گرفت.

برای اولین بار منتقدین گفتند: “خب اشکالی ندارد، شما می توانید از آثار گذشتگان استفاده کنید. درها باز است برای نوشتن قطعه ای که شاید تکراری از گذشته باشد و ما شما را به عنوان کسی که آثار دیگران را سرقت می کند، نخواهیم خواند!” استفاده از آثار گذشتگان در صورتی که تنها با اصل و ریشه آن آثار ترکیب شده باشد، جواب می دهد. آثاری هستند که به این روش ساخته شده اند و حسی مثبت نیز به آثار اصلی افزوده اند. من حقیقاتا کاری ندیدم که به درستی ادامه راه گذشته باشد! امیدوارم که ما هیچ گاه به زمانی برنگردیم که آهنگسازان به قدرت موسیقی بی تفاوت بمانند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

از روزهای گذشته…

نغمه های بومی ایران با پیانو

نغمه های بومی ایران با پیانو

گیتی آجودانی، پیانیست ایرانی مقیم واشینگتن، به تازگی آلبومی جدید با نام «خاطرات ایران» در آمریکا منتشر ساخته است. این آلبوم دربرگیرنده بیست ترانه محلی از مناطق مختلف ایران همراه با چهار اثر به نام های «پرلود»، «فانتزی ژیلا»، «خواب های طلایی»، «راپسودی اصفهان» اثر جواد معروفی (۱۳۷۱-۱۲۹۴) و ترانه «مرا ببوس» اثر مجید وفادار(۱۳۵۴-۱۲۹۱) است.
پیانو، نحوه انتخاب – قسمت هشتم

پیانو، نحوه انتخاب – قسمت هشتم

در ادامه صحبت راجع به اکشن (Action) یک پیانو در این قسمت به بررسی مواد اولیه قطعات مهم این سیستم انتقال نیرو می پردازیم.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (III)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (III)

در این دوره هرکس که دین خود را عوض می کرد و به اسلام مشرف می شد ناچار بود اسم خود را نیز عوض کند و اسمی را برگزیند که در دین اسلام عرف باشد. این همان نکته ای است که بسیاری از آن غافلند و فکر می کنند که تمام موسیقیدانان و محققان که نام آنها عربی است در اصل عرب بوده اند. برای همین در بسیاری مواقع دانشمندان بزرگ سرزمین ما را به اشتباه عرب می خوانند. هرچند در برخی موارد بر اساس کینه ورزی با ایرانیان و به طور تعمدی از این تغییر نام سواستفاده می کنند و برچسب هویت عرب را به دانشمندان و مورخان و موسیقیدانان ما می زنند و حتی فارابی، ابن سینا، زکریای رازی و… را عرب می دانند. البته این تغییر نام دلیل دیگری نیز داشته است و آن بدست آوردن محل اقامتی امن بوده است چون جان و مال غیر عرب در بین عربها حفظ بود بسیاری از بازرگانان پس از مراجعت به سرزمین اعراب نام و یا پسوندی مختص عربها را انتخاب می کردند.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (V)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (V)

اگر تنها ایرادِ پنهان کردن یا آشکار نکردن سهوی رابطه با یک متن دیگر شبهه‌ی عدم صداقت علمی بود فقط یک نگرانی در ذهن شکل می‌گرفت آن هم همگانی شدن این الگوی تالیف کتاب بود، اما متاسفانه این تنها ایراد نیست. نمونه‌هایی در کتاب وجود دارند که نشان می‌دهد در فرآیند تاثیر گرفتن از یک متن مرجع دیگر، دقت علمی و انتقال مطلب هم دچار اشکالاتی شده است و بدون در نظر گرفتن دل‌مشغولیرعایت اخلاق انتقال مطلب علمی،خود متن‌ها هم معایبی دارند:
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.
روش سوزوکی (قسمت سوم)

روش سوزوکی (قسمت سوم)

در بخش ما توکیوشیناگاواکه (TokioShinagawa) که آقای میازاوا آنجا را اداره میکرد، یک پرنده کوچک دم درازی داشتیم که برای بچه های کوچکتری که برای درس ویولون به اینجا می آمدند بسیار عزیز بود. از زمانی که خانم و آقای میازاوا این مرغ مینا (یا بلبل) را خریدند، از همان ابتدا زبان ژاپنی یادش دادند، مرتب می گفت من پیکومیازاوا هستم!
درگذشت پیِر بولِز، آهنگساز و رهبر ارکستر (I)

درگذشت پیِر بولِز، آهنگساز و رهبر ارکستر (I)

این آهنگساز، رهبر ارکستر، استاد و نظریه پرداز موسیقی معاصر، یکی از تأثیرگذارترین شخصیت های دنیای موسیقی در عصر حاضر بود. پیِر بولِز (Pierre Boulez) که سه شنبه، ۵ ژانویه ۲۰۱۶ در ۹۰ سالگی درگذشت را یکی از پیشگامان فلسفی جنبش هنری پس از جنگ جهانی دوم می دانند. او میراثی گرانبها برای آیندگان به جای گذاشت: آثار آهنگسازی پیشرُو، رهبری مهم ترین ارکسترهای جهان، فعالیت های پژوهشی مستمر، نظریه پردازی موسیقی مدرن، و بنیان گذاری بنیادهای متعدد، از جمله فعالیت های ارزشمند اوست. او با تعمیق ارتباط میان خلاقیت و تقسیر و اجرا، همچنین با تأثیرگزاری بی مانندی که بر حیات موسیقایی، فرهنگی و فکری فرانسه و ورای مرزهای کشورش داشت، از دهه ی ۱۹۵۰، خود را به عنوان یکی از بزرگترین آهنگساز- رهبر ارکسترهای جهان شناساند.
نی و قابلیت های آن (VI)

نی و قابلیت های آن (VI)

بالابان نامی است که آذری ها به این ساز اطلاق کرده اند. این ساز در زبان ارمنی، دودوک خوانده می شود و در مناطق کردنشین ایران به نام نرمه نای می شناسند. این تفاوت نام البته در صدادهی و شخصیت موسیقایی ساز هم خود را نشان می دهد. یعنی علی رغم شباهت ظاهری هر سه نوع، به راحتی می توان نوای دودوک ارمنی را با صدای بالابان آذری و نرمه نای کردی تشخیص داد.
موسیقی و طنز (قسمت اول)

موسیقی و طنز (قسمت اول)

در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۴ نشستی به دعوت دفتر پژوهشهای طنز در حوزه هنری، برگزار شد که سخنرانی این برنامه را سید علی رضا میر علینقی عهده دار بود. امروز متن کامل این سخنرانی را می خوانیم:
سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

من تا الآن زیاد از پیانو قطعه تنظیم کرده‌ام. ولی خب پیانو سبک خاص خودش را دارد. ببینید قانون سبک اجرایی خاص خودش را دارد. مثلاً من قطعه ژیلای آقای جواد معروفی را روی قانون کاملاً پیاده کردم. ولی بینید مثلاً تار خب یک مضراب دارد و تک مضراب می‌زنند، بعد با دست چپ پرده‌ها را می‌گیرند. این قطعه بندباز آقای وزیری را من طوری تنظیم کردم که ما از انگشتان مختلف در خیلی از جاهایش می‌توانیم کاملاً استفاده کنیم.