گفتگو با مائوریزو پُلینی (II)

حرفه خود را بین اجرا در ارکستر و تک نوازی، چطور تقسیم بندی می کنید؟
(لحظه ای مکث) من کنسرتهای بی شماری نمی دهم. تنها تعدادی محدود، به خصوص به همراه ارکستر زیاد نمی نوازم.

به چه علت؟

(نفس عمیقی می کشد) اینطور اتفاق افتاد! (هر دو خندیدیم)

باید تصمیمی ارادی از جانب خود شما باشد…

(لحظه ای مکث) خب، هیچ توضیحی نمی توانم بدهم، اینگونه پیش آمد.

آیا فکر می کنید بهتر است یا بدتر یا متفاوت، که تنها با خود باشید یا با جمعی همنوازی کنید؟

خب، هم نوازی همیشه سخت تر است و نیاز به ریسک دارد. در عین حال با لذتی فوق العاده همراه است، مثل امشب! باید به شما بگویم که کنسرتوی شومان به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) اجرایی بود که همیشه به خاطر خواهم سپرد، به این دلیل که احساس می کردم کنسرتوی شومان حقیقاتا در اجرای امشب زنده شد، چیزی که همیشه اتفاق نمی افتد.

پس شما با بارنبویم و ارکسترش همنوازی داشتید؟

بله و تنها با دو بار تمرین! تمرین ما بسیار اندک بود اما فکر می کنم نتیجه کار بسیار خوب در آمد.

هنگامی که تک نوازی می کنید، آیا با تماشاگران احساس ارتباط و مشارکت در اجرا را دارید؟

ارتباط و مشارکت با تماشاچی … (چند لحظه ای به فکر فرو می رود) نه. آشکارا یک هنرمند برداشتی از موسیقی دارد که دور از عرف است، او میخواهد آن را به تماشاچیان تحمیل کند، اما باید تماشاگران را با اجرای خود زنده کند. این همان چیزی است که در سالن کنسرت رخ می دهد. مسلما این چیزی است که از طریق خود تماشاگران و با رفتارشان نیز منتقل خواهد شد که به نوعی در آن کنسرت شرکت می کنند و حتی بعضی از اجراها ممکن است بر اساس نوع برخورد اگران توصیف شود. فکر می کنم!

آیا شما همیشه در هنگام نواختن به وجود تماشاگران که در سالن حضور دارند آگاه هستید؟

من بیشتر به موسیقی خود فکر می کنم و در آن غرق می شوم اما بی شک به حضر آنان واقف هستم.

حال اجازه بدهید از شما سئوال کنم هدف موسیقی چیست؟

(برای لحظه ای فکر و بعد خنده) خب، این سئوال بسیار سختی است. ممکن است سئوال شود هدف هنر به طور کل چیست؟ مثلا در مقایسه با علم. واضح است که علم برای بشریت بسیار مفید است. حال هنر برای چیست؟ شاید عجیب بودن هنر در آن است که هیچ توصیف قابل لمس و مشخصی ندارد. فکر می کنم وجود هنر یکی از موحباتی است که بشر دارای آن است. این یک هدیه معنوی است و بسیار مهم که بتوانیم آن را درک کنیم حتی اگر هیچ گونه سود و مزیتی ویژه و قابل توصیف نداشته باشد.

آیا برای موسیقی چیزی مجزا است؟

(مجدد، لحظه ای تفکر و بعد خنده) نمی دانم.

شما به علم اشاره کردید، آیا از لحاظ تکنیک در پیانو همچنان پیشرفتهایی به دست می آید؟

از لحاظ ساختار خود ساز؟

بله

گمان نمی کنم. ساختار این ساز به همان گونه است که سالها پیش بوده. در طول قرن گذشته مطمئنا پیشرفتهای فراوانی داشته، شاید حتی در ابتدای این قرن. امیدوارم همینطور که اکنون است بماند چرا که برای دوباره تغییر دادن آن، مشکلات مادی و بسیاری مشکلات دیگر پیش خواهد آمد. امیدوارم همواره سازهای خوب داشته باشیم که بسیار اهمیت دارد.

وقتی از شهری به شهر دیگر سفر می کنید، چقدر طول می کشد تا احساس کنید که ساز واقعا مال شما است؟

این بار وقتی به آمریکا آمدم و پیانوی خود را از اروپا آوردم و آن را در نیویورک و اینجا (شیکاگو) و بوستون آوردم.

در باره یک پیانوی جدید چطور؟

اگر ساز خوبی باشد، فوق العاده است. (خنده) در کل سخت است زیرا هر سازی متفاوت از ساز دیگر است، هر کدام شخصیتی متفاوت دارند و همیشه بسیار جالب است نواختن بر روی سازی جدید، البته اگر ساز خوبی باشد!

در واقع اولین همکار شما، ساز است؟

می توان گفت، بله.

هنگامی که پیانو می نوازید، آیا این شما هستید که این ساز را می نوازید یا اینکه ساز بخشی از شما می شود؟

هر دو.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

این گواه کوتاه نشان می‌دهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمع‌گاه‌های قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دست‌کم تا میانه‌ی دوره‌ی قاجار می‌توان پیشینه‌ی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونه‌های اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایت‌شده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزه‌های موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.

از روزهای گذشته…

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.
ریتم در موسیقی جز – قسمت چهارم

ریتم در موسیقی جز – قسمت چهارم

در بحث جمله بندی موسیقی Jazz پس از Articulation به دینامیک اجرا می رسیم. هر چند دینامیک اجرا می تواند خود به نوعی از نکات فرعی Articulation به حساب آید اما به دلیل اهمیت بطور جداگانه به آن می پردازیم. بطور ساده دینامیک اجرا به این معنی است که نوازنده کدام یک از نتها یا قسمتهای ملودی را با صدار بلند و یا ضربه اجرا کند و کدام قسمت ها را با آرامش و با صدای کم اجرا کند.
شبی بر فراز عمارت سنگی

شبی بر فراز عمارت سنگی

دومین اجرای مستقل آکو (موسیقی آنسامبل هارمونیکا)، پنج شنبه نهم شهریور، در دو سانس، در سالن عمارت روبه‌رو برگزار شد. در این اجرا، گروه هارمونیکانوازان آکو*، به سرپرستی الیاس دژآهنگ**، این قطعات را اجرا کردند:
“رازهای” استرادیواری (XII)

“رازهای” استرادیواری (XII)

مدل های اورجینالی که در اختیار ما هستد به همراه ابعاد آنها؛ نمونه های مربوط به ویولون که تاریخ آنها ذکر نشده است. تمام این نمونه ها مربوط به دوران قبل از سال ۱۶۸۹ می باشند. مدل هائی که با حروف MB و S مشخص شده اند مدل هائی هستند که ویژگیهای آثار نیکلو آماتی را دارا هستند و برای ساخت نخستین ویولونهای استرادیواری بکار رفته اند که امروزه به عنوان ویولن های شبه آماتی شناخته می شوند. حروف نشان دهنده modello buono (مدل خوب) و Seconda (مدل دوم) بیانگر مدل هائی هستند که باید به عنوان اولین و دومین ساخته های استاد مورد توجه قرار گیرد.
وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (II)

وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (II)

همچنانکه در قبل گفته شد ، ایقاع الگوی زمانبندی موسیقی در دوران قدیم می باشد. زمانبندی موسیقی در قدیم حاصل تجمع ضربه ها در کنار یکدیگر بوده و در واقع ضربات بر اساس فاصله های معین و متناسب زمانی منظم می شدند.
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (I)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (I)

یکی از مشکلات ساز سنتور همواره کوکِ این ساز به طور دقیق و مراقبت از خالی نکردن آن و تغییر کوک برای اجرا در دستگاه های دیگر بوده است. تعداد زیادِ سیمها تا مدتها اغلب مانع پرداختن به مسئله ی کوک هم از طرف معلم و هم از طرف شاگرد می شود و بیشتر باعث عدم تمایل هنرجویان به کوک این ساز می شود (نا گفته نماند که تا حدی نیز محق هستند)
صدایی که فرهنگ جمعی ماست (I)

صدایی که فرهنگ جمعی ماست (I)

در هر قلمرو انسانی برای ایجاد تحول سه میدان وجود دارد: فرد، سازمان و جامعه. سازمان نقش کاتالیست را دارد، یعنی می تواند آنچه را که فرد خلق می کند و باعث زایش اش می شود را صورت بندی کرده و به آن مدلِ اجتماعی بدهد؛ که مهم ترین آنها سازمان های کار اند. هر سازمان و تشکلی یک دستگاه مبدل و انتقال دهنده برای زایش فردی به حوزه اجتماعی به حساب می آید. چرا که به تنهایی قادر به انجام اش نخواهد بود.
نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

شایگان در آثار بعدی‌اش از مفاهیم هایدگری فاصله گرفت و با قدری تسامح می‌توان گفت که نسبیّت‌گراتر شد. او در اوایل دهه‌ی هفتاد «غرب‌ستیزیِ شرقی [را] آفریده‌ی غرب» (شایگان۱۳۷۴: ۱۰۰) دانست و گفت: «متفکران این کشورها [ی شرقی] از خود پرسیدند که آیا تقلید از غرب، برگزیدن الگوی غرب، الهام گرفتن از غرب و تکرار تجربه‌هایی که به‌نوعی عبث از آب درآمده‌اند، به زحمتِ انجامش می‌ارزد؟ درنتیجه، سر به لاکِ خود فروبردند و از چاهِ ارزش‌های سنّت، آب برکشیدند [… درصورتی‌که] مدرنیته گستاخی است، جهش است، رسوایی است، اما درعین‌حال حسادت نیز هست. هیچ چیز بی‌جراحت زاده نمی‌شود. ما برعکس، دوستدار امنیّت و حمایتِ بیش از حد از سنّت، دوستدار وضع وجودِ دایمی هستیم. چیزهای پیش از این دیده، چیزهای پیش از این دانسته و وضعیّاتِ پیش‌بینی‌پذیر را دوست داریم.» (همان: ۱۰۰, ۲۲۱) و هشدار داد: «هرگونه بازگشتی به گذشته (سیر قهقرایی) بدون بازسنجیِ انتقادی از گذشته، سخت خطرناک است و می‌تواند به لغزش منجر شود.» (همان: ۱۵۲) شایگان در اواخر دهه‌ی هفتاد و در کتاب «افسون‌زدگی جدید» به مرقّع‌کاریِ فرهنگی و انسان چندهویّتیِ چهل‌تکّه با تفکری سیّار و سیّال رسید و چشم‌اندازهای متفاوتی را ترسیم کرد.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (III)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (III)

من با صحنه فعلی موسیقی ایران آشنا نیستم. چرا که مدتی از وطن دور بودم، اما کار چند آهنگساز مثل آقایان حنانه و استوار را شنیدم و خوشم آمد. در باره کار آهنگسازان ایران که به شیوه غربی آهنگ می سازند نمی توانم نظر قاطعی بدهم. من در سبک خودم در بند مخلوط کردن عوامل ایرانی و موسیقی غرب نیستم. اگرچه در پرلود و فوگ دشتی چنین کاری را کرده ام و چند تای دیگر هم در همین ضمینه ساخته ام. اما این کارها استثنایی بودند.
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (III)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (III)

اما به غیر از این موضوع در فصلی از کتاب در خصوص ریتم و ارتباطش با افاعیل و اوزان عروضی نکات جالبی مطرح شده است. در متن کتاب، نویسنده به یادداشتی که استاد فقید علی تجویدی در تقدیمیه‌ی کتاب خود «موسیقی ایرانی» به وی نوشته اشاره می‌کند که مرحوم تجویدی کتاب خود را «حاصل یک عمر تلاش عاشقانه» خوانده است. بی‌شک این کتاب فرهاد فخرالدینی نیز اینگونه است و به رشته‌ی تحریر درآمدن این کتاب به جهت اینکه ما و آیندگان بدانند که این استاد چه تلقی‌ای از محتوای موسیقی ایرانی داشته، رخداد مهمی‌ست و بی‌تردید نوشته شدن این کتاب از نوشته‌نشدن‌اش بهتر بوده است.