گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (III)

ایرنه شارپ
ایرنه شارپ
درباره کتابهایی که در مدارس تدریس می شوند چه فکر می کنید؟
من از آنها استفاده نمی کنم، زیرا احساس می کنم نیاز ویلنسل را بر آورده نمی کنند. ویلنسلیستها مشکلات متفاوتی برای حل کردن دارند. اگرچه معتقدم تدریس موسیقی در مدارس بسیاری از دانش آموزان را تشویق به نواختن ساز می کند، همچنین فکر می کنم تلاش و استعداد شخصی دانش آموزان است که خود را به عنوان نوازنده ای برای تمام زندگیشان ببینند و پیشرفت کنند.

نظر شما راجع به شیوه زوکی چیست؟
فکر می کنم فوق العاده عالی در عین حال بسیار سخت است. اصل یادگیری از طریق گوش به شدت با ارزش و مفید است، به خصوص برای بچه ها. هنرجویان من همیشه درسها را ضبط می کنند و به قطعات و اجراهای ویلنسلیت های برجسته دنیا گوش می دهند. سوزوکی قدمهایی را پیشرفت می دهد که به نوازندگان ویلنسل اجازه نواختن قطعات مدرن و جدیدی را می دهد.

اگرچه من از شیوه های سوزوکی استفاده می کنم، اما از ریپرتویر آنطور که در شیوه سوزوکی گفته شده استفاده نمی کنم. من بیشتر روی پرورش مغز و گوش و آموزش خواندن نتها و قطعات از همان دروس ابتدایی متمرکز می شوم.

بعضی از هنرجویان از طریق راه حلهای عقلانی و علمی سریعتر می آموزند، در حالی که بعضی دیگر قابلیت درک حسی دارند. شما چطور با این تفاوتها در یادگیری کنار می آیید؟
از آنجایی که هر دانش آموزی تک است، یک معلم باید یاد بگیرد چطور مشکلات را از طریق روشهای متعددی حل کند. بعضی ها شفاهی و بعضی ها کتبی می آموزند و خیلی ها تنها با انجام دادن. این پروسه ای است در یادگیری یک معلم تا بتواند نقاط ضعف و قدرت هر دانش آموز را کشف کند و بداند چگونه به تک تک آنها با شیوه ای خاص کمک کند.

شما رابطی بسیار مهم هستید در ارتباط با استاد صاحب نام ویلنسل خانم مارگریت روول ( Margaret Rowell). او به خاطر استفاده از عکس حیوانات که هر کدام کلیدی خاص را معرفی می کردند در آموزش ویلنسل شناخته شده است. آیا شما عکس عقاب را در استودیوی خود دارید؟
من قطعا از عکسها و اشیایی شامل پرندگان با بالهای که به حرکت در می آیند وقتی سیمی را باید کشید، استفاده می کنم. همچنین یک دوچرخه کوچک اسباب بازی دارم که از آن وقتی می خواهم توضیح دهم که سیمها چگونه باید به حرکت در بیاییند به هنرجویان نشان می دهم.

می توانید این روش را توضیح دهید؟
البته. وقتی دوچرخه را سر و ته نگه دارید می توانید چرخ را با انگشتتان بچرخانید. شما از بخش گوشتی انگشت اول دست راستتان برای چرخاندن چرخ استفاده می کنید “آرشه پائین” و ناخن انگشت شما چرخ را حرکت می دهد “آرشه بالا”. این کار به هنرجویان کمک می کند تا حس کنند که سیمها را حرکت می دهند در جایی که با آرشه تماس دارند و باعث می شود روی صدای آن متمرکز شوند. قیاس دوچرخه کمک می کند که توجه هنرجویان روی نقش کلیدها و حرکت و انگشت گذاری بر روی سیمها متمرکز شود.

در هر حرکت آرشه نقش ظریف انگشت در نوازندگی خوب وجود دارد، چه آرشه کشی کوتاه چه بلند، چه آرشه سریع چه کند، چیزیست که اغلب توسط اساتید و هنرجویان نادیده گرفته می شود. اگر بدون استفاده از انگشتان و تنها از دستهای خود برای آرشه کشی استفاده کنید شما حرکتی بسیار خشن خواهید داشت، فقدان کنترل صحیح، همانند سعی به نوشتن است با مدادی که به بازوی شما بسته شده!

اغلب هنرجویان به تماسشان با قسمت چوبی آرشه آگاهند، زیرا زمانی که آرشه را در دست دارند، آن بخشش را لمس می کنند، اما به چگونگی تماس سیمها با قسمت موی آرشه کمتر آگاهند.

بسیاری روی حرکت و سنگینی دست کار می کنند اما این را فراموش میکنند که آرشه تنها وسیله ای است که سیمها را به حرکت در می آورد! من گاه هنرجویانی دارم که در حالی آرشه میکشند که قسمت موی آن را به جای چوب آن نگه داشته اند! در این حالت می توانند تجربه کنند که موی آرشه چطور با سیمها در ارتباط است.

cello.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اختلالات صدای خوانندگان (VII)

انسان برای اینکه بتواند حرف بزند، یاد گرفته است، با تداوم مرحله ی بازدم، صداسازی کند. صحبت کردن و آواز خواندن مستلزم تداوم جریان هوا به طریقی است که تارهای صوتی را به ارتعاش درآورد. گوینده ها یا خواننده ها، هنگام تمرین روی صدایشان، غالبأ به طور آگاهانه، روی کنترل سازوکار تنفس، تمرکز می کنند. ولی این کنترل آگاهانه نباید با نیازهای فیزیولوژیکی شخص به هوا در تضاد باشد.

مروری بر آلبوم «افرا»

«افرا» را اگر با فرهنگ غالبِ نوازندگیِ زمانه‌ی انتشارش بسنجیم باید با شنیدن همان چند مضراب اول در سه‌گاه، در آن کوکِ پایینِ این سازِ فروتن، روی چشم بگذاریم. در این روزگارِ فقیر و حقیرِ گیر کرده روی فواصلِ کوچک، یافتنِ نوازنده‌ای که ادبیات تحریر و آرایه بر سرانگشتانِ چالاک‌اش جاری باشد دشوار است.

از روزهای گذشته…

دامارو یک ساز ضربی

دامارو یک ساز ضربی

باورکردنی نیست اما در فلات تبت (Tibet) نوعی ساز ضربی بنام Damaru وجود دارد که در ساخت آن از جمجمه انسان استفاده می شود. این ساز از دو کاسه سر انسان تشکیل می شود و جالبتر از همه آنکه بنابر متون مذهبی مردم این منطقه، ترجیح بر آن است تا در ساخت این ساز از جمجمه سر یک پسر ۱۶ ساله و یک دختر ۱۲ ساله استفاده شود.
کنسرت علی اکبر مرادی و اولاش اوزدمیر در مادرید

کنسرت علی اکبر مرادی و اولاش اوزدمیر در مادرید

کنسرت علی اکبر مرادی استاد تنبور و اولاش اوزدمیر نوازنده ارزنده ترک در محل کانون فرهنگی پرسپولیس در مادرید برگزار شد. در بخش اول این برنامه مرادی به تکنوازی تنبور پرداخت و قطعاتی را براساس مقام “الله ولی” و “هجرانی” اجرا کرد و اشعاری به زبان کردی خواند.
از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (I)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (I)

نوشته ای که پیش رو دارید ترجمه و خلاصه نویسی کتابی است از نویسنده رومن رولاند (Romain Rolland) با عنوان «زندگی بتهوون» (Vie de Beethoven) که توسط ارغوان امیرصمیمی و سعید حکیمیان انجام شده است. در این کتاب و مقاله های مرتبط با آن؛ ابتداً به بررسی زندگی بتههون اشاره شده است و سپس تاثیرات سمفونی شماره ۹ او در شکل گیری قدرت فاشیسمی آدولف هیتلر بررسی گردیده است.
صبا، رپرتوار موسیقی (II)

صبا، رپرتوار موسیقی (II)

به زندان: قطعه‌ای است در شوشتری که صبا برای ویولن نوشته و نشان‌دهنده فضایی است که در آن عده‌ای زندانی که دست‌هایشان با غل و زنجیر به‌هم بسته شده است، توسط ماموران به مکانی نامعلوم برده می‌شوند و در تمامی مدت، زندانیان نگران عاقبتشان هستند و این نگرانی باعث شده از ماموران سوال کنند که «ما را کجا می‌برید؟» یا «مگر ما چه کردیم؟».
اینک، شناخت دستگاه‌ها (VI)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (VI)

این موضوع که در کتاب گسترش نظری بیشتری نیافته به نگر من یکی از مهم‌ترین دیدگاه‌های موسیقی‌شناسانه و منتقدانه‌ای است که محمدرضا فیاض به طرزی که مناسب هدفش باشد، مطرح ساخته است. از این توضیحات نسبتا فنی که بگذریم مجموعه ویژگی‌های دیگری هم دارد که در میان نوشتار‌های اخیر کمیاب است. مولف مانند بسیار از ماها به موسیقی و فرهنگش ارادتی دارد. رد پای ارادت را در دیگر کتاب‌های موسیقی‌مان نیز می‌توان یافت، اما این یکی کمی فرق دارد به خودبزرگ‌بینی و خودمحوری فرهنگی آمیخته نیست.
دو نمود از یک تفکر (II)

دو نمود از یک تفکر (II)

ژان دورینگ، موسیقی شناس فرانسوی در تعریف ردیف چنین می نویسد: “ردیف، الگو یا ترتیب پیوستگی گوشه هاست” و پروفسور هرمز فرهت در کتاب ارزنده ی خود با نام “شناخت موسیقی دستگاهی ” آن را چنین توصیف می کند: “گوشه ها که هیات موسیقی ایران را شکل می دهند، مشترکا ردیف خوانده می شوند. مطمئنا این گوشه ها قطعاتی به دقت معین شده نیستند، بلکه مدل های ملودیکی هستند که ملودی بر روی آنها ساخته می شوند.” گوشه بنیادی ترین عنصر موسیقی ایرانی ست که در مورد تعریف و مفهوم دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. دکتر صفوت گوشه را: “ملودی های کم و بیش کوتاه می داند که تعداد آنها متفاوت است… و طبق نظم خاصی به نام ردیف از پی هم می آیند”.
هنر، روشنی زندگیست…

هنر، روشنی زندگیست…

به بهانه نزدیک شدن به زمان کنسرت پیمان شیرالی جمال ظهوریان آهنگساز و نوازنده، نوشته ای برای ژورنال گفتگوی هارمونیک ارسال کرده است که می خوانید:
آن هنگام که گریه می‌دهد ساز

آن هنگام که گریه می‌دهد ساز

˝باده تویی˝، از جهاتی، در مقایسه با آن دسته از آثار علیزاده که در سال‌های اخیر با آنسامبل و به صورت آهنگسازی شده ضبط شده، یک نقطه‌ی عطف به شمار می رود. از جهاتی دیگر امّا، چیزی جز تکرار ایده‌های پیشین آهنگساز به صورت بسته‌ای منسجم و پرداخت شده‌تر نیست. به همین دلیل است که همانقدر که می‌توان سخن تکراری ˝آن روزهای خوب˝ علیزاده را در نقد این کار بازگو کرد، می‌توان بر ارزش‌های فراوانِ این اثر، به عنوان یک ˝آلبومِ خوب˝ نیز تاکید کرد.
نکاتی در آموزش نوازندگی (III)

نکاتی در آموزش نوازندگی (III)

هنرمند در جایگاه یک انسان و در طی دوران زندگی هنری خود، همواره با عوامل تاثیرگذار مستقیم و غیر مستقیمی روبروست که این عوامل می توانند به شکل تهدیداتی در برابر مسیر مستمر زندگی هنری و موفقیت او جلوه گر گردند.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IV)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IV)

ممکن است که خواننده‌ی کتاب و نقد حاضر بیاندیشد که این یکی از معدود مثال‌های موجود است و به گناه یک مثال تا این اندازه ریز شدن بر یک متن را بی‌رحمی و دوری از عدالت در مورد یک کتاب مفید تلقی کند اما شوربختانه این گونه نیست و مثال‌هایی مانند این دست‌کم در جاهایی که دو متن درایه‌های کاملا یکسان دارند، فراوان می‌یابیم. به این مثال دیگر از مدخل «روشن‌گری/Enlightenment» توجه کنید: