مارک مینکووسکی رهبر فرانسوی اپرا (I)

مارک مینکووسکی در كنار ماگدلنا کوزنا
مارک مینکووسکی در كنار ماگدلنا کوزنا
مارک مینکووسکی (Marc Minkowski) رهبر برجسته فرانسوی، بیشتر در سبک باروک و موسیقی نئوکلاسیک فرانسوی فعالیت دارد. او تولد یافته در ۱۹۶۲ پاریس است و پیش زمینه خانوادگی او چهره هایی است از دانشمند، موسیقیدان و ادیب… مارک حرفه موسیقی خود را به عنوان نوازنده “باسون” (فاگوت) آغاز کرد، هم در ارکسترهای مدرن و هم در گروههایی مانند “هنرهای فلورانس”، “رنه کلنسی” در وین، “لا چپل رویال”. تحصیل موسیقی او زیر نظر چارلز براک (Charles Bruc) در دانشگاه موسیقی رهبری پیره مونتئوکس در هانکوک، ماینه و آمریکا بوده است. او سابقه رهبری بسیاری از کنسرتهای مشهور در کشور فرانسه را در کارنامه خود دارد.

در سال ۱۹۸۴ جایزه رقابتهای بین المللی موسیقی پراگ را به دست آورد. در سال ۱۹۸۲ در سن بیست سالگی مارک مینکووسکی با گروه موسیقی لوور در پاریس آشنا شد و به همراه آنان موسیقی سبک باروک و کلاسیک را اجرا کرد.

این ارکستر خود را وقف پخش موسیقی باروک فرانسه کرد و آثار هنرمندان بسیاری را با موفقیت به اجرا رسانید از جمله؛ مارین ماریس (Marin Marais)، ژان ژوزف مورت (Jean-Joseph Mouret)، مارک آنتونی چارپنتیر (Marc-Antoine Charpentier)، ژان باپتیس لولی (Jean-Baptiste Lully) اپرای فائتون برای بازگشایش اپرای ملی د لیون در سال ۱۹۹۳، ژان فیلیپ رامئو (Jean-Philippe Rameau) در اپرای هیپولایت آریسی و موندن ویله (Mondonville).

گروه موسیقی لوور همچنین اپراهای فراموش شده را بار دیگر احیا کرد همچون؛ اپراهای جرج فردریک هندل (Georg Frideric Handel)، تسئو، آمادیجی، ریکاردو، پریمو و آریودانت و … ارکستر لوور پاریس همچنین آثار مونته وردی، پروسل، موزار، هایدن و بتهوون را اجرا کرده است. در حال حاضر به طور مرتب در تالار تئاترهای مهمی از جمله؛ اپرای پاریس و لیون، چاتلت، تئاتر چمپز الیسه، ساله پلیل، جشنواره آکسی و پرووینس، همچنین در دیگر نقاط اروپا (لندن، آمستردام، مادرید، وین و سالزبورگ) اجرا دارند.

ارکستر موسیقی لوور بعد از سال ۱۹۹۶ در گرنبل استقرار یافت. (جایی که آنان با همکاری مرکز مهم فرهنگی مایسون د-لا گرونبل همکاریشان را آغاز کردند) تمرکز مارک مینکووسکی، به خاطر علاقه اش به موسیقی باروک به اپرا رسید و از سال ۱۹۹۶ اپراهای موزار، در زندگی حرفه ای او جایگاهی ویژه یافت. در سال ۱۹۹۶ ایدمنو اثر موزار را در اپرای ملی پاریس رهبری کرد.

در سال ۱۹۹۷ در جشنواره سالزبورگ آنتفوهرانگ موزار را به همراه ارکستر موزارتئوم سالزبورگ رهبری کرد، رهبری همان اپرا را در همانجا سال بعد نیز بر عهده گرفت. له-نزو دی فیگارو را در جشنواره آکسی و پرووینس در توکیو و تورنتو رهبری کرد؛ میتیریدیت، دی-پونتو در جشنواره سالزبورگ، دی زابرفلوت در بوخم، مادرید و پاریس و در سال ۱۹۹۶ دون جیووانی در تورنتو…

وی همچنین جیولی سزار از هندل را در آمستردام، پاریس و زوریخ به همراه سیسیلیا بارتولی (Cecilia) رهبری کرد و تریونفو دل-تمپو را در زوریخ و نقاط دیگری اجرا نمود. آریودانته اثر هندل را در اپرای ملی ولش در سال ۱۹۹۴ و در اپرای بزرگ هوستن در سالهای ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵ رهبری کرد. در آوریل ۲۰۰۱ اپرای آریودانته (Ariodante) اثر هندل را به همراه ارکستر موسیقی لوور و آنه سوفی وان اوتر خواننده مشهور اپرا در پاریس، گروبوبل، درسدن، سالزبورگ، آمستردام و پاریس رهبری کرد.

هر اپرا اهمیت به سزایی برای مارک مینکووسکی دارد و او اجراهای مشهور و مردمی را مثل مانون (مونته کارلو)، لیون، کارمن (در پاریس و برمه) و پلاست و ملیسانده در لیپزینگ ارائه داده است (و پس از آن در سال ۲۰۰۲ با ارکستر مجلسی مالر در اپرای کومیکو شرکت کرد).

از سال ۲۰۰۴ به طور مرتب به اپرای پاریس دعوت شده، جایی که در ژوئن ۲۰۰۶ برنامه خاصی را از گلوک را رهبری کرد به نام ” Iphigénie en Tauride”. در سال ۲۰۰۷ به همراه ارکستر خود و باز با هدف اجرایی نوین رهبری اجرای خاصی از کارمن را در تئاتر چالت پاریس به طور درخشانی اجرا نمود. از سال ۲۰۰۳ مارک مینکوویسکی رابطه مخصوصی را با اپرای زوریخ به دست آورده است. فصلهای بعدی، وی در ارکسترهای زیادی مانند اپرای زوریخ، ارکستر فیلارمونیک برلین، ارکستر سفونیک دویچ، ارکستر فیلارمونیک لوس آنجلس را رهبری خواهد کرد.

مارک مینکووسکی آثاری با انتشارات های معتبری همچون EMI و Virgin Classics دارد و با خوانندگان بزرگ اپرا همچون؛ چیچیلیا بارتولی (Cecilia Bartoli)، فیلیسیتی لت (Felicity Lott)، آنه سوفی وان اُتر (Anne Sophie von Otter)، ماگدلنا کوزنا و میریله دلوش (Mireille Delunsch) اجرا داشته است.

bach-cantatas.com

2 دیدگاه

  • hh
    ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۵ ب.ظ

    سلام.پس این تالار گفت و گو کی باز میشه؟

  • vahid
    ارسال شده در مرداد ۱۴, ۱۳۸۸ در ۶:۱۵ ب.ظ

    سلام دوستان خوبم. برام اهنگ بفرستید بدون کلام باشه!!ممنونم۱

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

سلطانی: مشخصه اصلی موسیقی داوودیان هویتش است

سلطانی: مشخصه اصلی موسیقی داوودیان هویتش است

اولین بار من نام کاظم داوودیان را در سال ۱۳۶۸ شنیدم و به طور اتفاقی با ایشان آشنا شدم، بعدا با اینکه از دوستان در مورد جایگاه هنری و اخلاقی و منش ایشان، میشنیدم ولی خبری از ایشان نبود تا اینکه اواخر دهه ۷۰ از آقای محمدرضا شجریان شنیدم که مجموعه ای را با آقای داوودیان کار میکنند که متاسفانه بعد از گذشت ۱۲ سال هنز این آثار منتشر نشده است!
کتابی منحصربفرد درباره موسیقی ژاپن

کتابی منحصربفرد درباره موسیقی ژاپن

درباره موسیقی و سازهای کهن ژاپن، سالها پیش در «مجله موسیقی»، نوشتارهایی پراکنده انتشار یافته و به نظر می رسد که متاسفانه هنوز کتاب جامعی درباره این موضوع در دسترس علاقه مندان پارسی زبان نباشد. چنین مشکلی حدود نیم قرن پیش در دنیای انگلیسی زبانان هم وجود داشت و همین کمبود شد که به ویلیام مالم (William Malm) پیشنهاد شود کتابی درباره موسیقی ژاپنی به زبان انگلیسی بنویسد.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (I)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (I)

نوشته ای که از یک سو، نام استادی هنرمند و صاحب نام، در جمع شش نفری مؤلفانش آمده و از سوی دیگر «بررسی مبانی نظری (تئوری) و عناصر سازنده ی موسیقی ایرانی» (۱) را «هدف کلی» قرارد داده است و علاوه بر آن «برای آموزش در هنرستان ها» تهیه شده، انتظارهای زیادی بر می انگیزد. نگارنده این سطور که بیش از سی سال است که در این مقوله پیچیده ام، با اشتیاق آن را به دست آورده و با انتظار زیادی خواندم. اما متاسفانه نه تنها انتظارهای من برآورده نشد، بلکه تا حدودی حیرت زده شدم. انتظار داشتم که در این رساله یا جزوه (حدود ۸۰ صفحه) قدمی در جهت برون رفت از فضای آغشته به عامیانگی یِ گفتمانِ موسیقی ایرانی بیابم. ولی می بینم که این نوشته به عامیانگی موجود دامن میزند، واژه های عامیانه جدیدی هم اختراع کرده به موجودی ها می افزاید و برای «آموزش» مناسب نیست.
رسول صادقی: مشکلات نی هفت بند، مثنوی هزار من کاغذ است

رسول صادقی: مشکلات نی هفت بند، مثنوی هزار من کاغذ است

نی در نوع خود یک ساز تکامل یافته ای است و فواصل و گره ها و سوراخها و… در این ساز، در بهترین حالت ممکن قرار دارند، منتهی دلیل لزوم این تکمیل نقص نی نیست بلکه محدودیت تعداد انگشتان دست و طول انگشتها و ترتیب آنها برای گرفتن تمام سوراخ های لازم است، تلاش چهار ساله من هم دقیقا در همین راستا بوده یعنی گرفتن سوراخهای اضافی و لازم که انگشتان ما از گرفتن آن عاجز است و این همان تعریف کلید است!
عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

آیا عنوان “مثنوی در موسیقی دستگاهی” به معنای معرفی و سپس بسط این گوشه در موسیقی دستگاهی نیست؟ و اگر پاسخ سوال پیشین مثبت است، این اتفاق چگونه رخ داده؟
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IX)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IX)

در اینجا به نوشته شما در مورد دیدار با آقای شجریان می پردازم:‌ شما فرمودید سازی که ایشان ساخته اند از چوب گردو بوده است. به نظر شما چوب گردو با وجود چگالی و وزن بالایی که دارد، مناسب برای کاسه رزونانسی است؟ شما خوب می دانید که سازگرهای ایرانی با اینکه از آکوستیک اطلاع چندانی ندارند ولی به جز دسته ساز که نیاز به چوبی دارد که فقط محکم باشد هیچ وقت برای کاسه رزونانس سراغ گردو نمی روند؛ تنها سازی که کاسه آن را از چوب گردو می سازند سنتور است که نوع ارتعاش آن و وزنی که روی صفحه آن است به کلی با ویولون متفاوت است (ضمنا سنتور را هم با چوبهای دیگری مثل آزاد، افرا، توت می سازند)
نی و قابلیت های آن (IV)

نی و قابلیت های آن (IV)

کرنای شمال: آن را «درازنای» هم می نامند. لوله فاقد سوراخ است و به همین دلیل تولید اصوات مختلف فقط با تغییر فشار هوای نفس نوازنده میسر می گردد؛ در نتیجه تعداد اصوات آن بسیار محدود است. جنس آن از نی است و طول آن زیاد و گاه تا ۳ متر می رسد. بر انتهای تحتانی ساز کدوی پرورش دادۀ خمیده ای متصل می کنند. دهانی آن در واقع استوانه کوچکی است که روی لوله محکم شده و یک سوی آن تراش خورده و از همین سو هوا وارد لوله می شود.
مراسم تجلیل از دهلوی

مراسم تجلیل از دهلوی

در تاریخ ۸۳/۰۵/۲۵ به همت اساتید و دوستداران موسیقی در خانه هنرمندان مراسم تجلیل از مقام استاد حسین دهلوی برگزار شد، خبرنگار Harmony Talk گوشه هایی از این مراسم را بازگو میکند.
سلطانی: اعتراض شاملو به موسیقی ایرانی نادرست است

سلطانی: اعتراض شاملو به موسیقی ایرانی نادرست است

فیثاغورث هم شش قرن قبل از میلاد با پنهان شدن در تاریکی و در سکوت به هنرجویانش می آموخت که ذهن جنجالی-شان را در حوزه ی تمرکز پرورش دهند. به همین دلیل آن چه که در این بین، میان مخاطب و اصوات فاصله ایجاد می کند و یا ارجاع تصویری می یابد، عدم تمرکز موسیقایی و متمرکز نشدن بر روی صوت و ترکیب است.
جیمی هندریکس، پدر گیتار الکتریک (I)

جیمی هندریکس، پدر گیتار الکتریک (I)

جیمز مارشال هندریکس معروف به جیمی هندریکس در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۲ در شهر واشنگتن آمریکا به دنیا آمد. هندریکس را همگان به عنوان پدر گیتار الکتریک میشناسند کسی که با نبوغ خویش بدون هیچ استادی ساز گیتار را به شهرتی جهانی رساند. نوازنده، ترانه سرا و آهنگساز و کسی که بیشترین تاثیر را در نوازندگان گیتار راک داشت و وی را به عنوان یکی از برترین شخصیت های این سبک میشناند.