کتاب «نُه پیش درآمد و رِنگ از درویش خان و موسی معروفی برای سنتور» منتشر شد

کتاب «نُه پیش درآمد و رِنگ از درویش خان و موسی معروفی برای سنتور»، حاوی نُه اثر از درویش خان و موسی معروفی است که در اوایل دهه ی سی توسط طلیعه کامران برای سنتور بازنویسی و اکنون با ویرایش مجدد و اجرای آنها توسط شهاب مِنا ارائه شده است.

در کتاب بازنویسی نت نگاشته های طلیعه کامران و ویراسته آنها طی دو بخش مجزا درج شده است.

نت نگاری دو قطعه از موسی معروفی نیز برای نخستین بار طی کتاب حاضر منتشر می شود. طلیعه کامران، سنتورنواز چیره دست پیشکسوت، از شاگردان حبیب سماعی بود که در سالهای ۱۳۲۸ و ۱۳۲۹ در کنسرتهای انجمن موسیقی ملی در حضور جمع نخبه ای از استادان موسیقی ملی با همراهی تنبک و آواز حسین تهرانی سنتور می نواخت و مورد تحسین قرار می گرفت. او سپس به فراگیری خط نت نزد روح الله خالقی و ابوالحسن صبا و سُلفژ نزد جواد معروفی پرداخت و پس از آن بود که بخشهایی از ردیف استاد خود، حبیب سماعی را در اوایل دهه سی به خط نت نگاشت که پیش تر منتشر شده است. اکنون باقی نت نگاشته های او، در کتاب حاضر، به یادبود وی در اولین سالگرد رحلتش منتشر می شود.

طراحی و نقاشی زیبای رو و پشت جلد کتاب اثر طلیعه کامران اند و اجرای خوب آن که بر تِم “زرد-مشکی” آثار طلیعه کامران استوار است توسط هنرمند صاحب ذوق، محمدصادق حیدری، صورت گرفته است. طرح روی جلد با نُه کبوتر بر عنوان کتاب دلالت دارد. پشت جلد نیز کبوتری را در حال پرکشیدن از باغی خزان زده نشان می دهد و بر رحلت هنرمند عزیز که چون کبوتر باطنی پاک و معصوم داشت دلالت دارد.

در مقدمه کتاب بیوگرافی مصور و مفصلی از سوابق هنری طلیعه کامران به ویژه در هنر موسیقی درج شده است.

موسی معروفی، او فرزند محمد اسماعیل‌خان امین‌الملک و برادرزاده‌ میرزاعلی‌اصغرخان اتابک، صدر اعظم ناصرالدین‌شاه در سال ۱۲۶۸ در خانواده‌ای متدین و موسیقی دوست متولد شد. او به موازات تحصیلات قدیمه (کلاسیک) نزد آقا یوسف صورتگر که از عکاسان خاص دربار ناصری بود نواختن سه تار را شروع کرد و گاه پیانو نیز می‌نواخت.

سپس او به محضر اساتید بزرگ آن زمان و دست آخر نزد غلامحسین درویش خان (درویش خان) رفت و به اخذ نشان تبرزرین از دست درویش خان نائل شد.

وی پس از چندی، نزد سلطان حسین خان هنگ آفرین (صاحب منصب نظام و نوازنده ویولون و سه تار) به فرا گرفتن نت پرداخت. او از همان سن نوجوانی به این فکر افتاد تا ردیف موسیقی دستگاهی ایران را به خط نت نوشته و به زعم خود آن را از دستبرد زمان و آسیب محفوظ دارد. در سال ۱۳۰۲ به مدرسه کلنل علی نقی وزیری رفت و معلومات علمی خود را در آنجا تکمیل کرد و سپس به عنوان استاد تار هنرستان مشغول به کار شد.

برای نوشتن ردیف با همه اساتید زنده زمان خود تماس گرفت تا با جمع‌آوری ردیف هر کدام از آن‌ها و انطباق آن‌ها با یکدیگر، صحیح‌ترین روایت را بیابد.

این کار سی سال از عمر و وقت موسی خان را گرفت و در این چند سال، نخست دکتر لطف‌الله مفخم پایان (نوازنده ویولن و استاد جغرافیا)، و بعدها محمد بهارلو ( نوازنده ویولن) تنها یاوران او بودند.

معروفی در سالها ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۷ که دوباره ضبط صفحات موسیقی باب شد، به همراه ابوالحسن صبا و مشیر همایون شهردار و چند نفر دیگر به خارج مسافرت کرد و صفحاتی را ضبط نمود.

شیوه نوازندگی او تا سال ۱۳۰۲ که وارد مدرسه موسیقی کلنل شد، همان شیوه میرزا حسینقلی و درویش بود ولی بعد از آن تحت تاثیر مدرسه و تعلیمات کلنل، تغییراتی را در شیوه خود داد.

معروفی علاوه بر نوازندگی، ذوق آهنگسازی نیز داشت و در سال ۱۳۳۰، روح‌الله خالقی تصنیف «مرغ حق» او را با شعر رهی معیری و آواز بنان در ارکستر گل‌ها اجرا کرد. غیر از این اثر چندین تصنیف و قطعات سازی دیگری از موسی معروفی به شهرت عمومی رسید.

او در اوایل تاسیس رادیو در سال ۱۳۱۹، با نوازندگان رادیو همکاری داشت ولی این دوران کوتاه بود. معروفی سال‌ها در هنرستان موسیقی ملی تدریس کرد و در دوره روی کار آمدن غلامحسین مین باشیان مجبور به ترک تدریس تار و همکاری در قسمت اداری هنرستان بود. پس از روی کار گذاشته شدن مین باشیان موسی خان معروفی دوباره استاد تار و شرعیات هنرستان شد.

مهمترین شاگردان موسی معروفی: هوشنگ ظریف، جلال ذوالفنون، فریدون حافظی و فرزندش جواد معروفی هستند.

ردیفی که او گردآوری کرده بود در سال ۱۳۴۲ منتشر شد و بنا به پیشنهاد موسی معروفی، سلیمان روح‌افزا نوازنده‌ تار، این ردیف مذکور از روی نُت با تار اجرا و ضبط کرد. دو سال پس از انتشار این ردیف موسی معروفی به تاریخ ۷ شهریور ۱۳۴۴ در تهران درگذشت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (IX)

گردش الگوی مضرابی در این بخش نیز مانند بخش قبل عمل می‌کند و تا لا بمل اوج گرفته و به شاهد بیداد باز می‌گردد. در این بین اما، ظاهر شدن نقش‌مایه‌هایی مشابه با آنچه در بخش اول نقش اصلی را برعهده داشت خبر از آمادگی سیر موسیقی برای بازگشت می‌دهد. درست از همین بخش است (شاید با کمی چشم‌پوشی از مشابهت‌های کم‌رنگ‌تری که در قسمت اول بخش دوم دیدیم) که یادآوری از طریق اشاره‌ی ضمنی (برپایه‌ی مشابهت) یا تکرار عینی، نقش خود را علاوه بر افزایش طول قطعه، به مثابه حافظه‌ در ساختار بزرگ مقیاس هم به نمایش می‌گذارند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (III)

اما خدا نکند بخواهیم اطلاعاتی درباره‌ی مسائل و پدیده‌های مربوط به کشورمان و البته به زبان فارسی در اینترنت جست‌وجو کنیم. اول اینکه به تعداد قابل توجهی از سایت‌هایی برمی خوریم که همه‌چیزی در آن‌ها هست به‌جز آنچه جست‌وجو شده است. تبلیغ ساعت مچی، لوازم آرایشی، فیلم‌های کپی و غیرقانونی و جان مرغ تا شیر آدم در این سایت‌ها هست و فقط یک خط از تیتر مطلبی را که مورد نظر شما است زیر تمام این تبلیغات دفن کرده‌اند تا گوگل را گول بزنند و صفحه‌ی اینترنتی تبلیغی در جست‌وجوهای مختلف به‌جای نتیجه‌ی جست‌وجو برای مردم ظاهر شود.

از روزهای گذشته…

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

یافتن دلیل این رویکرد همگانی نویسندگان و تفاوتی که با دیگر متن‌ها وجود دارد چندان ساده نیست زیرا عوامل تبدیل شدن قطعات و اشخاص به مرجع، بسیار پیچیده‌ هستند. اما در تحلیل اولیه چند دلیل به ذهن می‌رسد. نخست این که شاید پای نوعی اغراق ملی‌گرایانه‌ی شورویایی در میان بوده و در حقیقت موسیقی‌شناسان به نفع همکاران آهنگسازشان جهت‌گیری کرده باشند. دوم که درست عکس این است، شاید تاریخ موسیقی آوانگارد که تاکنون می‌شناخته‌ایم بیش از اندازه غرب‌محور (اروپای غربی و آمریکای شمالی) بوده است خواه به دلیل آن که نویسندگان در بیشتر سال‌های قرن بیستم دسترسی اندکی به آثار شوروی‌ها داشتند و درنتیجه این آثار در یک فرآیند ته‌نشینی طولانی مدت در کتاب‌های موسیقی‌شناسی جایگاهی نیافته‌اند و خواه به این علت که نوعی خودبینی و خودمحوری در کار منتقدان و موسیقی‌شناسان وجود داشته است.
مقام هنرمند در آثار شلینگ (I)

مقام هنرمند در آثار شلینگ (I)

هنرمند “نابغه” و آفرینندگی او، مفهومی است که زیبایی شناسی سده نوزدهم را تسخیر کرده بود. ویلهلم ژوزف فون شلینگ، آرتور شوپنهاور و فردریش نیچه، سه متفکری که جدا از تفاوت های بنیادین در دیدگاه های فلسفی خود، از زاویه نیت و مقصود هنرمند به فراشد آفرینش زیبایی دقت داشتند. هر سه فیلسوف اعتباری عظیم برای هنر قائل بودند و این گفته شلینگ مورد قبول دو نفر دیگر نیز بود: (هنر ارغنون [منطق] یکه و راستین فلسفه است).
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (III)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (III)

آن زمان من چند سالی بود که سه تار میزدم و با چگونگی استفاده از سه تار در ارکستر های بزرگ آشنا بودم و نیز به راحتی میتوانستم از روی دست نوازنده مهارت او را در نوازندگی تشخیص دهم. اولین چیزی که قبل از نواختن ارکستر و کوک کردن آنها توجهم را جلب کرد، آماتور بودن بیش از حد بیشتر نوازندگان بود؛ معلوم نبود چرا آهنگساز برای موسیقی ای که به ادعای خودش با این حساسیت نوشته است، از آماتور ترین نوازنده ها استفاده میکند!؟
دامارو یک ساز ضربی

دامارو یک ساز ضربی

باورکردنی نیست اما در فلات تبت (Tibet) نوعی ساز ضربی بنام Damaru وجود دارد که در ساخت آن از جمجمه انسان استفاده می شود. این ساز از دو کاسه سر انسان تشکیل می شود و جالبتر از همه آنکه بنابر متون مذهبی مردم این منطقه، ترجیح بر آن است تا در ساخت این ساز از جمجمه سر یک پسر ۱۶ ساله و یک دختر ۱۲ ساله استفاده شود.
رمانتیک ترین خواننده سه نسل

رمانتیک ترین خواننده سه نسل

خولیو ایگلسیاس (Julio Iglesias) محبوب ترین خواننده لاتین در سالهای ۷۰ و ۸۰ بوده و بیش از ۱۰۰ میلیون آلبوم او در سراسر جهان به فروش رفته است. شیوه ملایم و رمانتیک خولیو در خواندن ترانه های عاشقانه طوری بود که در سراسر جهان و در فرهنگها و زبانهای مختلف طرفداران بی شماری پیدا کرد.
گفتگوی هارمونیک نه ساله شد

گفتگوی هارمونیک نه ساله شد

با همدلی و همراهی شما به نهمین سال فعالیت «گفتگوی هارمونیک» رسیدیم و توانستیم، روزانه مطالبی متنوع را به نظر شما برسانیم که تعداد این مطالب امروز ۳۳۱۵ نوشته بوده است. در جشنی که به مناسبت تولد سایت برپا شد، نویسندگان و مترجمین سایت حضور داشتند و طرح جدید سایت مورد ارزیابی قرار گرفت.
دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (I)

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (I)

برای آموختن از یک آهنگساز راهی نیست جز شکافتن آثارش و موشکافانه به آنها نگریستن، هر نوع برخورد ادراکی دیگر را هم که در ذهن آوریم به‌ناچار متضمن سطحی از همین شکافتن یا به بیان فنی تجزیه و تحلیل موسیقی خواهد بود، حتا غرق در تجربه‌ی زیباشناختی. «حمید مرادیان» با چنین هدفی به سراغ بررسی آثار موسیقایی رفته و کتابی با عنوان «۱۰ قطعه ۱۰ آنالیز؛ تجزیه و تحلیل قطعاتی از آهنگسازان ملی ایران» تالیف کرده است. به دلایلی که احتمالا به پیشینه‌ی آموزشی (در دانشگاه تهران) و علاقه‌مندی‌های شخصی برمی‌گردد نویسنده از میان آنها که «سعی کرده‌اند از علوم پایه‌ی آهنگسازی، که تکنیک‌های چندصدایی را شامل می‌شوند، به شکل جدی استفاده کنند و در غالب ارکسترها با استاندارد بین‌المللی آثار خود را ارایه دهند» (ص ۷)، آن آهنگسازانی را برگزیده که «نگرشی ایرانی‌تر دارند و سعی کرده‌اند تکنیک‌های موسیقی غرب را به صورت گزینشی برای موسیقی ایرانی به کار برند و بیان و زبان شخصی، متناسب با زیباشناسی موسیقی ایران دست یابند» (ص ۸).
Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت دوم)

Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت دوم)

از نظر زیبایی شناسی بسیار پویا و انسانی مطابق با فرمهای طبیعی در حرکت بودند ونوای ویلن ها در خانواده آماتی از شکوهی عمیق خبر می دهد که به دور از جنجال ها و هیاهوی محیط حضور خود را تثبیت می کند و چه زیبا که هنر ویلن با آماتی ها بنیان گذاری و ادامه یافت ما همچنان گذشتگان خاندان آماتی را سپاس می گذاریم و کوشش آنان را در ایستایی این پدیده شگرف احساس می کنیم هر چند که شاید نامی از آنها در تاریخ نباشد.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (II)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (II)

مهدیقلی هدایت، که خود از رجال دورۀ قاجار است و هفت سال نخست‌وزیر ایران بوده و وزیر فرهنگ نیز بوده، مردی دانشمند بوده و هفده جلد کتاب در زمینه‌های مختلف نگاشته و منتشر کرده است و کتاب مجمع‌الادوار از آثار او در موسیقی است. هدایت نیز از جمله شاگردان مهدی صلحی بوده است. چنان‌که مهدیقلی هدایت نگاشته است او به‌همراهی مهدی‌ صلحی از سال ۱۲۹۴ تا سال ۱۳۰۱ به مدت هفت سال، هفته‌ای دو شب ردیف میرزاعبدالله را می‌نگاشته‌اند. هدایت نسخه‌ای از این ردیف را به هنرستان موسیقی ملی هدیه داده است که بنا بر نوشتۀ روح‌الله خالقی در تنظیم ردیف موسیقی ایرانی توسط موسی معروفی مورد استفاده قرار گرفته است.
حسین عمومی، معلم علم و ادب

حسین عمومی، معلم علم و ادب

بسیاری از توانایی ها و استعدادها هستند که توامان در یک شخص قابلیت ظهور پیدا نمی کنند مگر بواسطه نبوغی که معدود افرادی را در تاریخ شایشه خود نموده است. با نگاهی گذرا به گذشته و حال و با مطالعه شرح حال اندیشمندان و بزرگان به این نتیجه می رسیم که اغلب این افراد در یک زمینه به تکامل رسیده اند و تنها عده کمی از آنها در رشته های مختلف صاحبنظر و متخصص شده اند. در عصر ما یکی از این معدود افراد را می توان دکتر حسین عمومی دانست.