سرجیو چلیبیداکه، رهبر بزرگ رمانی

سرجیو چلیبیداکه (1912- 1996)
سرجیو چلیبیداکه (1912- 1996)
در نقاط روشن تاریخچه ارکستر سمفونیک رادیو اشتوتگارت آلمان، بی درنگ باید از کنسرتهای رهبری شده توسط سرجیو چلیبیداکه (Sergiu Celibidache) نام برد. این نه تنها در تاریخچه ارکستر بهترین دوران است بلکه از لحاظ خود آثار، درخشان است. سال ۱۹۸۵ اولین باری بود که سرجیو چلیبیداکه برای رهبری به ارکستر دعوت شد. او شش سال پس از آن دعوت، تیل ائولنسپیگل (Till Eulenspiegel)، اثر ریچارد اشترائوس را برای تلویزیون ضبط کرد و کنسرت آخر از مجموعه کنسرتهای طولانی یک هفته ای را که توسط سودئوتشر روندفانک (Süddeutscher Rundfunk) برنامه ریزی شده بود را رهبری کرد و رابطه وی با ارکستر محکمتر و قوی تر شد.

زمانی که رهبر اصلی آن ارکستر، هانس مولر کری (Hans Müller-Kray) در سال ۱۹۶۹ از دنیا رفت، سوال مهمی که مطرح می شد آن بود که از این پس چه کسی شایستگی رهبری ارکستر را دارد، به خصوص در سال ۱۹۷۱ در بیست و پنجمین سالگرد تاسیس آن. نوازندگان ارکستر، خود، سرجیو چلیبیداکه را برگزیدند!

برنامه شامل اجرای سمفونی متیس-در- مالر (Mathis der Maler) اثر هیندمیث (Hindemith) بود و نه تنها این اجرا انتظارات را بر آورده ساخته بود، اثر نیز بسیار قابل ستایش بود. زمانی که چلیبیداکه در ژانویه ۱۹۷۲ به عنوان کارگردان هنری ارکستر منسوب شد، رویای نوازندگان ارکستر به حقیقت پیوست؛ به همراه این رهبر آنان توانستند شهرتی بین المللی برای خود کسب کنند. سفرهای ارکستر به برنامه های آنان افزوده شد.

شبکه های رادیویی هم در خود آلمان و هم در کشورهای دیگر کنسرتهای آنان را پخش می کردند. استندارد فوق العاده بالایی که چلیبیداکه آرزو داشت نوازندگانش به آن دست یابند، از طریق رسیتالهای فشرده و اجراهای فراوان به دست آمد. فلسفه چلیبیداکه، او را بر آن می داشت تا جهانی غنی را از خود بر ارکستر به جای بگذارد، چلیبیداکه همواره از طریق حافظه اش رهبری می کرد!

درباره تاثیری که چلیبیداکه از خود به جای گذارد، نکته ای بسیار زیبا و با شکوه وجود دارد؛ او دارای قدرتی معجزه گون بود که قادر بود آنچنان صداهای شگفت آور را خلق کند. اما تنها، با بودن در رسیتالهای ارکستر می توان درک کرد که نوازندگان چه طور به آب و آتش می زدند تا بتوانند آنچه را که چلیبیداکه از آنان انتظار دارد به اجرا بگذارند حتی اگر وی بارها چیزی را از آنان تقاضا داشت تکرار کنند. با اینحال او هیچ وقت از آنان بیشتر از توانایشان توقعی نداشت.

Audio File قسمتی از اجرای سرجیو چلیبیداکه را ببینید

وی به قابلیتهای آنان آشنا بود و همیشه اطمینان حاصل می کرد که سرعت هر نوازنده ای طوری تنظیم شود که اجرایی واضح از آن ارائه شود. زمانی که او احساس می کرد ارکستر به اوج خود رسیده، دیگر علاقه خود را از دست می داد. او به مجموعه ای از نوازندگان احتیاج داشت تا بتواند آنان را همچون گل ورز دهد و مجسمه ای شایسته بیافریند، شایان ذکر است که خود اعضای ارکستر نیز باید تمایل به ورزیده شدن در دستانش را داشتند!

تفسیر و تعبیر وی از موسیقی بسیار شخصی و مختص به خود بود. اجراهایش نسبت به دیگر رهبران جاودانه تر ماند. موج سمفونیکی که او آن را رهبری می کرد مملو از شور زندگی بود. آثار بزرگانی همچون؛ بتهوون، برامس، بروکنر و چایکوفسکی از آثار مرکزی اجراهایش بودند. او در ارتباط برقرار کردن با آثار موزار و شوبرت دچار مشکل بود اما با آثار دبوسی و راول ارتباط مناسبی داشت!

حیرت آور است که چلیبیداکه سایه های صوتها را در آثارش به همراه ارکستر از آثار امپرسیونیستها درک و دریافت کرده بود. از آثار آهنگسازان قرن بیستم؛ استراوینسکی و بارتوک اشخاصی بودند که او آثار آنان را بارها اجرا می کرد. چلیبیداکه، تمام جزئیات آثار آهنگسازان را با ظرافت و درایت اجرا کرده است.

چلیبیداکه در سال ۱۹۱۲ متولد شد و اولین شخصی بود که در زمان اندکی بعد از جنگ جهانی دوم به شهرت رسید. وی در سرزمین مادریش رومانی و پس از آن در پاریس و برلین تحصیل کرد. آرنولد شرینگ (Arnold Schering) شخصی بود که چلیبیداکه زیر نظر وی پایان نامه دکترایش را درباره ژوزکین دسپرز (Josquin Desprez) نوشت. وی سی و سه ساله بود زمانی که جای ویلم فورت ونگلر (Wilhelm Furtwängler) را در فیلارمونیک برلین در سال ۱۹۴۵ پر کرد، زیرا در آن زمان فورت ونگلر اجازه اجرا در مناطق اشغال شده آلمان را نداشت!

چلیبیداکه با آنکه تجربه فراوانی نداشت اما بسیار زود اختیار را در دست گرفت و به عنوان یکی از درخشان ترین رهبران نسل جوان مطرح شد. فورت ونگلر در سال ۱۹۵۲ به ارکستر بازگشت و چلیبیداکه جای را برای او خالی کرد. با مرگ فورت ونگلر در سال ۱۹۵۴، برلینیها به جای چلیبیداکه، هربرت فُن کاریان (Herbert von Karajan) را برگزیدند، به نظر می آمد چلیبیداکه هیچ گاه نتوانست بر آن مایوسی خود غلبه کند و تا مدت زمانی طولانی در برلین رهبری نکرد!

اما برلینیها او را فراموش نکردند و زمانی که به همراه ارکستر سمفونیک رادیو اشتوتگارت آلمان، سمفونی هشت بروکنر (Bruckner) را رهبری کرد، استقبال باشکوهی از وی انجام دادند. قبل از سمت رهبری اصلی ارکستر سمفونیک اشتوتگارت، چلیبیداکه اغلب به عنوان رهبر میهمان در ارکسترهای بزرگ دنیا ظاهر می شد.

تنها برای مدت زمان نسبتا کوتاهی به خود اجازه داد تا در ارکسترهای روم، کلونگ و استوکهلم مدت بیشتری بماند. تحت رهبری وی، ارکستر سمفونیک رادیو اشتوتگارت به عنوان یکی از بهترین ارکسترهای جمهوری فدرال شناخته شد. چلیبیداکه سرانجام در سال ۱۹۸۳ ارکستر را ترک کرد و رهبر اصلی فیلارمونیک مونیخ شد، سمتی که تا دم مرگش یعنی سال ۱۹۹۶ آن را ادامه داد.

اگرچه شخصیت سرسخت و مصمم چلیبیداکه نتیجه از بی خود شدن به طور مستقیم و خروشان وی بود و اگرچه هر چقدر سعی می کرد در مرکز توجه قرار گیرد، دیگر ستاره رهبری در موسیقی مدرن نبود، اما هنرمندی توانمند در هنر خود بود و این همان چیزی بود که اهمیت داشت “تاثیر عمیقی که چلیبیداکه توانست بر روی ارکستر و شنوندگان بر جای بگذارد!”

deutschegrammophon.com

2 دیدگاه

  • ارسال شده در مرداد ۳۰, ۱۳۸۸ در ۷:۲۹ ب.ظ

    ‫از ضبط کردن اجراهایش فراری بود. ‫اکثر اجرهای ضبط شده او از لحاظ تمپو کند تر از اجراهای ضبط شده دیگران است ولی کسانی که کنسرتهای او را تجربه کرده اند می گویند که او همچون فورتوانگلر آنچنان فضایی درکنسرت و در حین اجرا خلق میکرد که تمپوی قطعه دقیقاً همان که باید باشد به نظر می رسید.
    ‫در ضمن او به بوداییسم گرایش داشت و از تاُثییر این آیین بر دید او به موسیقی نباید غافل شد.

  • پویا موسوی
    ارسال شده در خرداد ۴, ۱۳۹۵ در ۲:۴۷ ق.ظ

    خیلی عالی بود ممنون
    لطفن اسم نویسنده و مترجم و یا منبع رو هم ذکر کنید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

مقام هنرمند در آثار شلینگ (I)

مقام هنرمند در آثار شلینگ (I)

هنرمند “نابغه” و آفرینندگی او، مفهومی است که زیبایی شناسی سده نوزدهم را تسخیر کرده بود. ویلهلم ژوزف فون شلینگ، آرتور شوپنهاور و فردریش نیچه، سه متفکری که جدا از تفاوت های بنیادین در دیدگاه های فلسفی خود، از زاویه نیت و مقصود هنرمند به فراشد آفرینش زیبایی دقت داشتند. هر سه فیلسوف اعتباری عظیم برای هنر قائل بودند و این گفته شلینگ مورد قبول دو نفر دیگر نیز بود: (هنر ارغنون [منطق] یکه و راستین فلسفه است).
رپ فراتر از موسیقی

رپ فراتر از موسیقی

رپ ترکیبی است از کلام (قوی) و موسیقی (ضعیف)، سخنی است که برای بیان بهتر خود سعی می کند از ابزار موسیقی بهره بگیرد. زمانیکه ادعا می کنیم موسیقی وسیله پیوند تک تک افرادی است که بر روی این کره خاکی زندگی می کنند، رپ را می توان نوعی از موسیقی دانست که افراد هم خون و هم نژاد را بدون در نظر گرفتن اینکه دوست یا دشمن هستند، بیش از هر چیز به یکدیگر مرتبط می کند.
کوارتت سبو در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می رود

کوارتت سبو در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می رود

کوارتت سبو (Saboo Quartet) متشکل از سهیل شایسته نوازنده ویولون، ادیب قربانی نوازنده پیانو، جو برگر میره (Jo Berger Myhre) نوازنده کنترباس و آندریاس نادسراد (Andreas LønmoKnudsrød) نوازنده درام، یکم اردیبهشت ماه سال جاری در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می رود. این کوارتت قرار است اجرایی بر اساس قطعاتی پیش ساخته و نیز بداهه نوازی جز را به روی صحنه ببرد. سبک قطعات این برنامه جز، الکترونیک جز، مینیمال جز است و مدهای موسیقی ایرانی در آن بسیار شنیده خواهد شد، به علاوه سولوهای کنترباس که بعضا از ملودی های ایرانی گرفته شده است.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

مدرس در ابتدا یادآوری کرد، برخلاف دوجلسه‌ی گذشته که با اخطار در مورد سهل‌انگاری در انجام نقدهای میان‌رشته‌‌ای آغاز شد خوشبختانه در مورد جامعه‌شناسی خطر منابع عمومی دست دوم کمتر وجود دارد. در این حوزه آثار معتبری به زبان فارسی برگردانده شده و در دسترس است.
اختتامیه اولین جشنواره موسیقی دانشجویی صبا برگزار می شود

اختتامیه اولین جشنواره موسیقی دانشجویی صبا برگزار می شود

اختتامیه جشنواره اولین جشنواره موسیقی دانشجویی صبا شنبه ۷ اسفند، ساعت ۱۶ در تالار وحدت برگزار می شود، در ابتدای این برنامه بزرگداشتی نیز برای استاد حسین دهلوی با اجرای سه گروه مختلف موسیقی و پخش مستندی ساخته دکتر حمیدرضا اردلان نیز برگزار می شود. مؤسسه‌ی راد نو‌اندیش در نخستین جشنواره‌ی موسیقی صبا، حامی جوایز اهدایی به برگزیدگان جشنواره است. (ورود برای عموم آزاد است.)
نمایش مستند «هزارداستان امیرجاهد» و نقد «پیمان عشق» در خانه هنرمندان

نمایش مستند «هزارداستان امیرجاهد» و نقد «پیمان عشق» در خانه هنرمندان

فردا (پنجشنبه ۲۶ شهریور ماه) در خانه هنرمندان ساعت ۱۵ تا ۱۷، مستند «هزارداستان امیرجاهد» ساخته منوچهر مشیری به نمایش در می آید و نیز آلبوم موسیقی «پیمان عشق» کاری از سجاد پورقناد با صدای رامین بحیرایی با حضور محمود توسلیان، پیمان سلطانی، سعید یعقوبیان و کامیار صلواتی رونمایی و نقد می‌شود.
گروه اسکراک – اتصال به گذشته

گروه اسکراک – اتصال به گذشته

یکی از جنبه های هیجان آور پروژه کر تلفیقی با موسیقی فولک آذربایجان برای نورژی ها؛ جستجو در گذشته و ریشه هایشان بود. چرا که در سال ۱۹۹۵، باستان شناس و محقق نروژی به نام ثور هیردال (Thor Heyerdahl)، مقاله ای در آذربایجان اینترنشنال (Azerbaijan International) به چاپ رساند و در آن برای اولین بار از “شک رو به تزاید” خود سخن گفت.
گفتگو با سارا چانگ (II)

گفتگو با سارا چانگ (II)

روش تمرینم در طی سالها تغییر کرده است. فکر می کنم در حال حاضر بیشتر از قبل توجه ام روی پایه است، البته هیچ گاه هم آن اصول پایه ای را نادیده نگرفتم. اینگونه به من درس داده شد که هیچ وقت فرم اولیه، تمرینهای ویبره، تمرین گام و آرپژ و درسهایم را از یاد نبرم، همچنان به انجامشان ادامه می دهم، به خصوص در حال حاضر، این روزها وقتی شما تک نوازی بعد از تک نوازی و گروه نوازی بعد از گروه نوازی را دارید، احتیاج زیادی به دقیق شدن در اصول پایه ای خودتان پیدا می کنید، بنابراین سعی می کنم که این تمرینها را حداقل ۱ یا ۲ ساعت در هر روز انجام بدهم.
نگاهی به اپرای مولوی (XX)

نگاهی به اپرای مولوی (XX)

«خون شده ست اندر بر آن خوش درخت شمس را کشته ست آن منحوس بخت» همسر مولوی در گوشه بختیاری می خواند؛ همان گوشه ای که بارها لالایی های مادرانه را در آن شنیده ایم، شاید این گوشه زنانه ترین گوشه در ردیف باشد که به عنوان زمزمه همسر مولوی در سوگ شمس خوانده می شود. البته نباید از نظر دور داشت که آنچنان که تاریخ روایت می کند، سرنوشت شمس تبریزی هیچگاه به طور دقیق مشخص نشده است و کشته شدن شمس به دست متعصبین مذهبی، تنها یک نظریه است و به همین دلیل است که غریب پور در لیبرتو مرگ شمس را در رویای مولوی به تصویر کشیده است.
بندتی، رمانتیک می شود! (IV)

بندتی، رمانتیک می شود! (IV)

گمان می رود که این آشوب ریشه در واکنش خشمناک آهنگ ساز به فاجعه تلخ ازدواجش با آنتونینا میلیوکوا (Antonina Miliukova) دارد. این کنسرتو ویولون یکی از ساخته هایی بود که در آن درگیری چایکوفسکی با همجسنگرایی اش شدیدا به سطح کار او نفوذ کرده است شاید این طرز فکر، حتی به طور ناخودآگاه، پشت رسپسیون خوب این قطعه باشد. تشویش ساختاری، تکرارهای افراطی و شکست در یافتن نتیجه گیری نه تنها از لحاظ هنری بلکه از لحاظ اخلاقی نیز مشهود است.