ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (IV)

ماریا آندرسون (1993-1897)
ماریا آندرسون (1993-1897)
در آن زمان، واشنگتون شهر نژاد پرستی بود و اجرای یک هنرمند سیاه پوست در این تالار مشهور در حالی که تماشاگران هم رنگ او مجبور به نشستن در صندلیهای ردیف آخر بودند، برای آنان مشکل ساز می شد. “انجمن زنان آمریکا” هیچ گاه سازمانی سیاسی نبود و برای اجتناب از این درگیری، برنامه اجرای او را لغو کرد. در پی این اتفاق، ماریان خود به طور مستقل برای شش بار در محوطه خارجی تالار، کنسرتهایی ترتیب داد.

بعدها آندرسون بیان کرد که آنان را بخشیده و گفت: “شما عمرتان را در تنفر از دیگران باخته اید.”

سیستم آموزش و پرورش واشنگتون تقاضا کرد که “تالار کنفرانس” تنها مخصوص سفید پوستان باشد و در نتیجه این اقدام مستبدانه، هزاران نفر از اعضای “انجمن زنان آمریکا” (از جمله النور روزولت) از آنجا استعفا دادند. روزولتها و والتر وایت (Walter White) به همراه مدیر کنسرتهای آندرسون؛ هاروک، دولت فدرال را متقاعد کردند تا آندرسون بتواند در “ساختمان یادبود آبراهام لینکون” کنسرت دهد.

این کنسرت در یکشنبه روز عید پاک برگزار شد. ۷۵۰۰۰ نفر با تمام نژادها در آن کنسرت شرکت کردند و برنامه از موج رادیوی ملی نیز پخش شد و میلیونها شنونده آن کنسرت را دنبال نمودند.

در زمان جنگ جهانی دوم و جنگ کشور کره، ماریان آندرسون در بسیاری از بیمارستانهای سربازان و افراد زخمی در جنگ، هنر خوانندگی اش را تقدیم کرد. در سال ۱۹۴۳ سرانجام به آندرسون اجازه داده شد تا در “کانستتوشن هال” حضور یابد، کنسرتی که از طرف “انجمن زنان آمریکایی” برای تمام نژادها و به نفع سازمان صلیب سرخ برگزار شد. آندرسون در آن کنسرت گفت: “زمانی که برای اولین بار در سالن کنسرت بسیار زیبای “کانستتوشن هال” قدم گذاردم حس پیروزی در من شکوفا شد و از خواندن در آنجا مشعوف بودم”.

اما دولت فدرال همچنان با اجرای وی در تالار کنفرانس مخالفت کرد. در ۱۷ جولای ۱۹۴۳ در بثل (Bethel)، آندرسون همسر دوم مردی شد که در نوجوانی از او تقاضای ازدواج کرده بود؛ معماری ملقب به “پادشاه” ارفیوس اچ.فیشر (Orpheus H. Fisher). آندرسون به همراه همسرش و پسر ناتنی اش؛ جیمز فیشر، زمینی خریداری کردند اما به دلیل مسائل تبعیض نژادی به وسیله مالکان اولیه، آن زمینها غصب شد!

فیشر در طی سالها ساختمانهای بسیاری ساخت، از جمله استودیوی آکوستیک که او برای همسرش طراحی و بنا کرد. آندرسون اولین خواننده آفریقایی-آمریکایی بود که در اپرای متروپولیشن نیویورک اجرا داشت، خود وی در این باره می گوید: “در صحنه دوم، پرده ها بالا رفت و من آنجا بودم بر روی سن، ناگاه بر خود لرزیدم و قبل از آنکه حتی بتوانم یک نت را بخوانم تماشاگران بی وقفه دست زدند و تشویق کردند، احساس می کردم به خود گره خورده ام!” آندرسون اگرچه دیگر با شرکت اپرای متورپولیشن اجرایی نداشت، اما به عضویت ثابت آنجا درآمد.

یک سال بعد، اتوبیوگرافی خود را به چاپ رسانید به نام “خدای من، چه صبحی است” (My Lord, What a Morning) که از پرفروش ترین کتابها بود. در سال ۱۹۵۷ در مراسم منصوب شدن آیزن هاور (Dwight D. Eisenhower) به عنوان رئیس جمهور آمریکا، اجرا داشت و پس از آن به هند و خاور دور سفر کرد.

در طول ۱۲ هفته ۳۵۰۰۰ مایل (۵۶,۰۰۰ km) را طی کرد و ۲۴ کنسرت داد! پس از آن، آیزن هاور او را به عنوان نماینده کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد منصوب کرد. در سال ۱۹۶۱ در مراسم رئیس جمهوری کندی (John F. Kennedy) در کاخ سفید، صدای پرطنینش را به گوش همگان رسانید و پس از آن به استرالیا سفر کرد.

وی در جنبش حقوق شهروندی در دهه ۱۹۶۰ فعالیت می کرد و کنسرتهایی به نفع سازمان؛ برابری نژادها، انجمن ملی رنگین پوستها و سازمان فرهنگی آمریکا-اسرائیل برگزار کرد. آندرسون آلبومی به نام “گربه شیطون” (Snoopycat) همراه با داستانها و اشعاری برای گربه سیاه محبوبش عرضه کرده است! در سال ۱۹۶۵ برای پایان بخشیدن به دوران حرفه ای خوانندگی خود، سفری بین المللی را از تالار قانون اساسی-کانستتوشن هال آغاز کرد و در تالار کارنگی در ۸ آوریل ۱۹۶۵ به پایان رسانید.

en.wikipedia.org

2 دیدگاه

  • jazzoblues@yahoo.com
    ارسال شده در مهر ۲۷, ۱۳۹۰ در ۱:۵۲ ب.ظ

    با درود و سپاس از اطلاع رسانی در این زمینه .و با این پرسش : چرا فایل صوتی مرتبط با هر مطلب موجود نمی باشد؟

  • ارسال شده در مهر ۲۷, ۱۳۹۰ در ۷:۴۷ ب.ظ

    دوست عزیز به شماره اول این نوشته مراجعه بفرمایید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با لیلا رمضان، نوازنده و مدرس پیانو درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لیلا رمضان مدتی است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای ساز پیانو است و اخیراً هم با یکی از انتشارات‌های معتبر موسیقی کلاسیک در فرانسه یک CD از این آثار ضبط و منتشر کرده است.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

از روزهای گذشته…

سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

هیچ کدامشان غوطه ور نشدند، اما حرکت از مدرنیسم به پست مدرنیسم کمک خواهد کرد تا موضوعات مطرح شده در سطحی گسترده و وسیع به صورت شفاف تر بیان شوند. که یکی از این راه های بیان، خودِ مینی مالیسم است. برای همین مینی مالیسم به یک جریان شبیه می شود تا مکتب یا یک جنبش. موسیقی مینی مال در واقع نقش یک پل ارتباطی را هم بازی می کند.
موسیقی سریال میشل استروگف

موسیقی سریال میشل استروگف

کوزما همواره اهمیت لاگراند را در زندگی خود به یاد دارد و در عین حال بر تاثیری که بزرگانی چون هنری مانچینی (آهنگساز موسیقی متن پلنگ صورتی) و برت باکاراک (آهنگساز موسیقی متن فیلمهای مردان حادثه جو و عروسی بهترین دوستم) بر کار او گذاشته اند اذعان دارد.
شریفیان: موسیقی کلاسیک آزاد و لیبرال است

شریفیان: موسیقی کلاسیک آزاد و لیبرال است

به هیچ وجه! در غرب موزیسین ها اطلاعات بسیار زیادتری از سبکهای موسیقی کلاسیک دارند، چراکه این موسیقی در آن کشورهای سابقه بسیار زیادی دارد و به نوعی بومی است. ما سبکهای بسیار زیادی در موسیقی کلاسیک داشته ایم، مثلا در قرن بیستم، امپرسیونیسم داریم، اکسپرسیونیسم داریم، آتونالیه داریم، پلی تونالیته داریم، نئوکلاسیک داریم و… ترکیبهایی از اینها که شامل انواع دیگری از موسیقی می شوند که بر اساس محورهای ثقل نتی بوجود می آیند که گوناگونی ها و پیچیدگی های خود را دارند.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

چهارشنبه ۱۶ اسفندماه ۱۳۹۱ هشتمین جلسه از کارگاه آشنایی با نقد موسیقی و آخرین جلسه از دور نخست با تمرکز بر موضوع «نقد موسیقی در ایران» در خانه‌ی موسیقی برگزار شد.
کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (II)

کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (II)

او همچنین در سال ۲۰۰۹ “The Rake’s Progress” از استراوینسکی را در سالن تیترو ریل مادرید به کارگردانی رابرت لپاژ رهبری کرد. او در اواخر سال ۲۰۱۰ و اوایل سال ۲۰۱۱ رهبری مجموعه ای از اجراهای عروسی فیگاروی موتسارت در خانه اپرای زوریخ را به عهده داشت. در تاریخ یک سپتامبر ۲۰۰۶، ریچار اگار (Richard Egarr) نوازنده هارپسیکورد به عنوان مدیر موسیقی آکادمی موسیقی باستانی جایگزین هاگوود شد و هاگوود به عنوان مدیر افتخاری آکادمی معرفی شد.
فریبا جواهری: روحیه من به ماهور نمی خورد!

فریبا جواهری: روحیه من به ماهور نمی خورد!

متاسفانه شاگرد برجسته ای ندارم. راهی که به شاگردانم گفتم هیچکدام تا به آخر نرفته اند. به هر کس که گفتم عمل نکرد. من خودم تعلیم دیدم که دستانم سریع و چابک باشد، تعلیم دیدم که دستانم پرقدرت بنوازد یعنی اجرای عالی داشته باشم. مطلب داشتن نوازنده از اندیشه اش می آید اما پرقدرت نواختن و کارکردن با انگشتها نیاز به تعلیمات خاص دارد و مطالعه فراوان. به قول آقای دکتر صفوت که همیشه می گفت ژیمناستیک و کارهای آکروبات بازی کردن روی ساز را همه بلدند؛ اجرای پرقدرت و عالی مهم است.
تلونیوس مانک

تلونیوس مانک

بسیاری از هنرمندان بخاطر کارهای زیاد و حضور پررنگشان در دنیای هنر به شهرت می رسند اما در این میان برخی نیز هستند که بخاطر آوردن سبک و ایده های جدید در هنر شهرت کسب می کنند.
موسیقی و جنسیت (II)

موسیقی و جنسیت (II)

نگاه کنید در همین ایران فعلی خودمان چگونه خوانندگان (روضه خوانان) صاحب نفوذ و مقامات شده اند و در مقابل، نوازندگان هنوز هم مجبورند در پس پرده، ساز خود را کوک کرده و هنر خود را عرضه نمایند. به هر صورت اگر موسیقی دچار نفوذ جریانی جنسیتی در خود گردید، باید توجه داشت که دلیل اصلی آن به دین و شریعت مربوط نمی شود، دلیل اصلی آن به قدرتی در موسیقی مربوط می شود که خواننده ی پدرسالار هیچ گاه حاضر نمی شد آن را با نوازنده تقسیم کند.
زنان و موسیقی (V)

زنان و موسیقی (V)

در قرن هجدهم نقش زنان در موسیقی پر رنگ تر شد و حتی زنان به آهنگ سازی نیز پرداختند. اما موفقیت آن ها بیشتر در نوازندگی بود تا آهنگ سازی. از بین آهنگ سازان زن این دوره می توان به نام های زیر اشاره کرد:
اصول نوازندگی ویولن (IV)

اصول نوازندگی ویولن (IV)

دست انسان به شکل طبیعی درحالت ایستاده، به فرمی قرار می گیرد که کف دست ها به موازات بدن می باشد. حال از آنجا که برای نواختن این ساز، لازم است تا کف دست و انگشتان نوازنده به سمت تخته انگشت گذاری( گریف ) متمایل گردد، بنابراین بایستی نوازنده دستش را در حین بالا آوردن ، به سمت گریف بچرخاند.