ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (III)

ماریا آندرسون (1993-1897)
ماریا آندرسون (1993-1897)
آندرسون اگرچه در سال ۱۹۶۵ خود را بازنشسته کرده بود، اما هم چنان اجراهای عمومی داشت. در چندین مناسبت، “چهره لینکولن” اثر آرون کوپلند را خواند و همچنین چندین اجرا به همراه اپرای فیلادلفیا در ساراتوگا در سال ۱۹۷۶ ایفای نقش نمود. موفقیتهای وی به طور بین المللی شناخته و تقدیر شده، در میان جوایز و افتخارات بیشمارش می توان از جایزه سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۲، جایزه شایستگی دانشگاه پنسیلوانیا ۱۹۷۳، مدال جرج پئوبادی (Peabody Medal) در سال ۱۹۸۱، مدال ملی هنرها ۱۹۸۴ و جایزه آلمانی “پیروزی در دوران زندگی” (Lifetime Achievement) در سال ۱۹۹۱ را نام برد.

در سال ۱۹۸۰ سازمان خزانه داری آمریکا، سکه طلای یادبوی را از روی چهره آندرسون ساخت و در سال ۱۹۸۴ آندرسون اولین شخصی بود که جایزه حقوق بشر النور روزولت شهر نیویورک را دریافت کرد. وی مدرک دکترای افتخاری دانشگاه هوارد و کالج اسمیث را نیز به دست آورد.

همچنین در سال ۱۹۹۰ جایزه بوفالوی نقره ای را دریافت نمود. در سال ۱۹۸۶ فیشر، همسر آندرسون، بعد از ۴۳ سال زندگی مشترک شان از دنیا رفت. استودیویی که فیشر برای همسرش ساخته بود، برای آندرسون حفظ شد و آن مکان را به موزه و مرکزی تاریخی تبدیل کردند.

audio file بشنوید قسمتی از “Hold On” را با صدای ماریا آندرسون

علاوه بر بازدید عموم از خود استودیو، عکسها، مدالها، جوایز و آثار آندرسون نیز در آن موزه نگهداری می شوند. در سال ۱۹۹۳ ماریان آندرسون یک ماه پس از سکته قلبی بر اثر ناتوانی در سن ۹۶ سالگی در پرتلند-اُرگان در خانه خواهر زاده اش رهبر مشهور “جیمز د-پریست” از دنیا رفت.

وی در آرامگاه ادن در پنسیلوانیا به خاک سپرده شد. زندگی و هنر ماریان آندرسون، چندین هنرمند و نویسنده را تشویق به خلق آثاری درباره وی کرد. در سال ۱۹۹۹ نمایشی بر اساس کتاب اتوبیوگرافی آندرسون “خدای من، چه صبحی است” در مرکز کندی تولید شد. در سال ۲۰۰۱ فیلم مستندی از زندگی اش ساخته شد که این فیلم جز مجموعه فیلمخانه ملی آمریکا در آمد.

audio file بشنوید قسمتی از “Scandalize My Name ” را با صدای ماریا آندرسون

کنسرت تک نفره آندرسون در سال ۱۹۳۹ در ساختمان یادبود لینکون، رمانی را رغم زد نوشته ریچارد پاور (Richard Powers) به نام “زمان خوانندگی ما” ۲۰۰۳٫ مولیف کیت آسانته (Molefi Kete Asante) نام آندرسون را در بین ۱۰۰ آمریکایی- آفریقایی بزرگ قرار داده است.

در ۲۷ ژانویه ۲۰۰۵ تمبر یادبودی از ماریان آندرسون چاپ شد. همچنین تصویری از آندرسون بر روی اسکناس ۵۰۰۰ دلاری آمریکا به چاپ رسید و در مجموعه اوراق ایلات متحده قرار دارد. جایزه ای با نام ماریان آندرسون در سال ۱۹۴۴ توسط خود او پس از آنکه جایزه ۱۰۰۰۰ دلاری از شهر فیلادلفیا در سال ۱۹۴۳ دریافت کرد، پایه گذاری شد. آندرسون از این مبلغ برای بنیانگذاری رقابت خوانندگی برای حمایت از خوانندگان جوان استفاده کرد. اما پول این جایزه به تدریج به پایان رسید و اجرای طرح مسابقه ناتمام ماند.

سرانجام در سال ۱۹۹۰ مبلغ ۲۵۰۰۰ دلاری، به منظور تکمیل این پروژه، سالانه توسط شهر فیلادلفیا پرداخت شد و در سال ۱۹۹۸ آرزوی آندرسون هر چند پس از مرگ وی، به تحقق رسید و “جایزه ماریان آندرسون” برای بهترین هنرمندان نه الزاما تنها خوانندگان، مقرر شد. همچنین جایزه دیگری به نام “ماریان آندرسون برای ظهور هنرمندان کلاسیک” به منظور تشویق و حمایت هنرمندان جوان، به وجود آمد.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت چهل و هشتم)

هر انسانی مسئول خودش و وظایفش است این نگرش من نسبت به زندگی است و من از خود می‌خواهم و تمنا دارم که زندگی من در عشق و شادی طی بشود، در واقع هیچ کسی طالب بیچارگی و مورد نفرت قرار گرفتن نیست. کودکان نمونه‌های بارزی از پاکی هستند زیرا آنها سعی می‌کنند در پاکی و عشقی صاف و سرشار از وی زندگی کنند، من بدون کودکان قادر به زندگی نیستم اما بزرگترها را هم دوست دارم به آنها علاقه قلبی دارم و در نهایت آنها هم رفتنی هستند؛ انسانها باید به هم مهر بورزند و باعث تسلّای خاطر یکدیگر باشند و برای همدیگر باشند، این را موتسارت می‌آموزد و من هم بر این عقیده هستم.

منشور اخلاقی مربیان موسیقی

مرام نامه های یا منشور های اخلاقی اسنادی هستند که در آن اصولا اخلاقی یک نهاد یا گروه در آنها قید شده است. در این منشور اخلاقی محور هایی مانند اخلاق اجتماعی و اخلاق حرفه ای مورد توجه قرار گرفته و انتظاراتی که آن نهاد یا گروه از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد دارد در آن ثبت می شود.

از روزهای گذشته…

رویکردی فلسفی به موسیقی (II)

رویکردی فلسفی به موسیقی (II)

در بیشتر بخش های این نوشتار، توجه خود را بر موسیقی «ناب» یا موسیقی «مطلق» معطوف می نماییم؛ آن موسیقی سازی که هیچ یک از عناصر غیر موسیقایی (شعر، کلام، حرکت، تصویر) را به همراه خود ندارد. بسیاری از فلسفه پژوهان که ذکر فعالیت هایشان در ادامه بحث ما خواهد رفت، تمرکز اصلی خود را بر این شاخه موسیقی قرار داده و برای این منظور نیز غالباً سه دلیل محوری را ارائه می نمایند:
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

در حال حاضر و با بررسی اغلب روندهای موجود، آنچه به نقد موسیقی اعتبار و مرجعیت می‌بخشد به نظر مدرس حاصل ترکیبی از رابطه‌ی میان پنج عامل نقدگر، آفریننده، دریافت‌کننده‌ی نقد، خود اثر و محتوای نقد است. اغلب پاسخ‌های مختلف به پرسش‌های یاد شده را می‌توان بر اساس هم‌بندی عامل‌های پنج‌گانه تشریح کرد.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

به علاوه، چنانچه تفسیر و تاویل را روا بدانیم می‌توان مانند یک نوازنده‌ی تفسیرگر، جهان ذهنی و تخیلی ساخته شده بر پایه‌ی اثر موسیقایی (به‌دست نقدگر) را شرح داد یا به عکس، تفسیر آفریده شده توسط هنرمند اجرا کننده را توصیف یا تجزیه و تحلیل کرد. مدرس هشدار داد که حتما لازم نیست تنها معیار و مقیاس نقد اجرا، رعایت شدن یا نشدن اصالت قطعه و به اصطلاح یافتن یک تفسیر اصیل باشد.
“ذوق ما را خشکانده اند ” (I)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (I)

بله. من از پنج سالگی نوازندگی تار را با یک تار کوچک و با پدرم که معلم تار بود و ویولن به سبک ایرانی، شروع کردم اما بعداً به ویولن گرایش پیدا کردم و ردیف راست کوک ویولن را با پدر کار کردم و وقتی پیش استاد صبا رفتم او از من خواست ردیف را بزنم و با اینکه خود ردیف مخصوص ویولن داشت، ردیف راست کوک را از من قبول کرده و از ردیف چپ کوک شروع کرد. این حسن اخلاق استاد صبا برای هنرآموزان امروز باید سرمشق قرار گیرد.
تلونیوس مانک

تلونیوس مانک

بسیاری از هنرمندان بخاطر کارهای زیاد و حضور پررنگشان در دنیای هنر به شهرت می رسند اما در این میان برخی نیز هستند که بخاطر آوردن سبک و ایده های جدید در هنر شهرت کسب می کنند.
علوانی فقط یک آواز نیست (IV)

علوانی فقط یک آواز نیست (IV)

ابوذیه ها دارای چهار بیت (اشطر) که سه بیت اول را به نام “ازهیری” معروف است و این سه بیت، هم قافیه می باشد. اما با معنی و مفهوم های مختلف و کلمه بیت اخر به نام “ایه” معروف است؛ نمونه ای از ابوذیه تغزلی:
او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (IV)

او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (IV)

شوپن که به شدت از تضاد بین فرهنگ روستایی اصالتش با زندگی اشرافی که از زندگی با اسکاربک­ ها یاد گرفته بود بسیار رنج می­ برد، تصمیم به سفر به مونیخ گرفت و پس از رفتن به مونیخ به مدت ۳ سال از کالک برنر بهره گرفت، ولی این مدت به ۱ ماه هم نرسید.
موسیقیدانها آستین هایشان را بالا می زنند!

موسیقیدانها آستین هایشان را بالا می زنند!

اهالی موسیقی ایران تا کنون در بسیاری از برنامه های مربوط به امور خیریه، فعالیتی جدی داشته اند؛ مخصوصا در سالهای اخیر بارها و بارها، شاهد اجرای هنرمندان ایرانی در حمایت از سیل دیدگان، زلزله زدگان و… بوده ایم. در تمام این برنامه های خیریه اهالی موسیقی با استفاده از هنرشان سعی در جذب سرمایه های مادی مردمی برای کمک به آسیب دیدگان داشته اند اما هیچ گاه حرکت منسجم و بزرگ حمایتی به صورت مستقیم از اهالی موسیقی ایران دیده نشده است.
گفتگو با هانس زیمر آهنگساز کال آف دیوتی (I)

گفتگو با هانس زیمر آهنگساز کال آف دیوتی (I)

هانس زیمر (Hans Zimmer) برنده جایزه اسکار برای آهنگسازی فیلم شیر شاه (The Lion King) است و پنج بار نیز برای فیلم های گوناگون از جمله گلادیاتور نامزد دریافت جایزه شده است. اما موسیقی متن بسیار معروف او موسیقی بازی کال آف دیوتی ۲ (ندای وظیفه ۲) است. زیمر میگوید: “تجربه بسیار لذت بخشی بود. خیلی برایم هیجان انگیز است که با کسانی کار کنم که داستان هایشان را به شیوه هایی کاملا متفاوت ارائه می کنند.” در اینجا با او درباره این تجربه اش گفتگو می کنیم.
موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر (II)

موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر (II)

در ژرف اندیشی هنری انسان به مشاهده گری بی تعلق بدل می شود. اما مقصود این نیست که ژرف اندیشی هنری چیزی دل انگیز نیست. برای مثال، اگر من به یک شیء همچون شیئی هوس خیز یا هوس انگیز بنگرم، دیدگاه من، دیدگاه ژرف اندیشی هنری نیست؛ در این صورت من نگرنده ای دلبسته ام و در واقع بنده یا ابزار خواستم. اما من می توانم به شیء زیبا ، نه همچون چیزی هوس خیز یا هوس انگیز، که تنها و تنها به ارزش هنریش بنگرم.