دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

آنتونین لئوپولد دورژاک (1841-1904)
آنتونین لئوپولد دورژاک (1841-1904)
سمفونی شماره ۸ در ماژور C در تضاد شدید با سمفونی هفتم است زیرا مملو از حسی خوشبینانه تر و گرمتر می باشد. کارل شومان این اثر را با اثر گوستاو مالر مقایسه کرده است. بسیاری از منتقدان این سمفونی را اثری برتر از سمفونی نهم دانستند، اما محبوبیت و شهرت سمفونی نهم بر تمام آثار قبلی دورژاک سایه گسترد. سمفونی شماره ۹ به عنوان بهترین سمفونی دورژاک با نام “دنیای نو” شناخته شده، دورژاک این اثر را در مدت اقامتش در نیویورک نوشته است.

زمانی که این اثر برای اولین بار اجرا می شود او می گوید که از موسیقی معنوی آمریکایی استفاده کرده اما بعدها خودش آنرا تکذیب می کند.

دورژاک به موسیقی بومی آمریکا علاقه داشت و در ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۳ نوشته است که قمستهایی از سمفونی نهم را بر اساس موسیقی سرخپوستان ساخته است.

نیل آرمسترانگ در سفرش به کره ماه در سال ۱۹۶۹ نسخه ضبط شده ای از این اثر را با خود به ماه می برد. رهبران بسیاری این اثر را اجرا و ضبط کرده اند همچون؛ ایفان کرشز (István Kertész)، رافائل کوبلیک (Rafael Kubelík)، اُتمار سوتنر (Otmar Suitner)، لیبور پزک (Libor Pešek)، ژنک ماکال (Zdeněk Mácal)، واکلاف نئومان (Václav Neumann)، ویتولد روویسکی (Witold Rowicki) و نیمه ژاروی (Neeme Järvi).

audio file بشنوید قسمتی از سمفونی دنیای نو اثر دورژاک را

دورژاک در سالهای ۱۸۹۶ تا ۹۷ پوئم سمفونیک نوشته است؛ آب گوبلین (The Water Goblin)، جادوگر نیم روز (The Noon Witch)، چرخ نخ ریسی طلایی (The Golden Spinning Wheel)، کبوتر چوبی (The Wood Dove) و ترانه های قهرمان (The Hero’s Song) که این اثر بر اساس عقیده دورژاک مبنی بر آنکه می تواند اتوبیگرافی خود را ثبت کند، نوشته شده است.

۴ اثر اول بر اساس آثار کارل اربن (Karel Erben) فُلکلروسیت چک نوشته شده است. آثار دورژاک برای کر، “رکوئیم”، “Te Deum”، “مس در D ماژور” و “Stabat Mater” است. “مرثیه” توسط کارل آنشرل (Karel Ančerl) به همراه ارکستر فیلارمونیک چک و گروه کر فیلارمونیک چک، اجرا و ضبط شد که جایزه آکادمی چالرز کروس را در سال ۱۹۵۹ به دست آورد. کنسرتوی پیانو در G مینور اولین از سه کنسرتویی بود که دورژاک ساخته بود. این اثر برای اولین بار به همراه ارکستر پراگ و با رهبری آدولف چیچ (Adolf Čech) و پیانیست چک کارل اسلافکوفسکی (Karel Slavkovský) به عنوان سولوئیست، در ۲۴ مارچ ۱۸۷۸ در پراگ اجرا شد.


صفحه اول سمفونی دنیای نو اثر دورژاک
آنطور که دورژاک می نویسد: “می بینم که استعداد زیادی در نوشتن کنسرتو ندارم و باید به چیزی دیگر بیندیشم!” چیزی که دورژاک در آن باره اندیشید، کنسرتویی با قابلیت فوق العاده برای سمفونی بود که در آن پیانو نقش اصلی را ایفا می کند. کنسرتو برای ویولن و ارکستر در مینور A دومین اثر از سه کنسرتویی بود که دورژاک آهنگسازی و رهبری کرد. در سال ۱۸۷۸ با ژوزف یوآخیم (Joseph Joachim) ویولونیست فوق العاده آشنا شد و تصمیم گرفت کنسرتویی برای او بنویسد. دورژاک آنرا در سال ۱۸۹۷ به پایان برد اما یوآخیم به کار وی مشکوک بود!

audio file بشنوید قسمتی از کنسرتو ویولن اثر دورژاک را

او این اثر دورژاک را رد کرد و هیچ گاه آنرا ننواخت. این کنسرتو برای اولین بار در سال ۱۸۸۳ در پراگ، لندن و وین توسط ویولونیست، فرانزیک اُندرک (František Ondříček) اجرا شد. کنسرتوی ویلونسل در B مینور آخرین کنسرتوی دورژاک بود که آن را برای دوست ویولنسلیست اش؛ هانوس ویهان (Hanuš Wihan) نوشت، ویهان و دیگران بارها از دورژاک درخواست چنین چیزی را داشتند اما او همواره آن را رد می کرد و دلیلش این بود که: “ویولنسل سازی است برای اجرا در ارکستر و برای کنسرتوی سولو اصلا مناسب نیست!” دورژاک سرانجام آنرا در نیویورک در حالی که مدیر و استاد کنسرواتوری ملی بود نوشت.

این کنسرتو در لندن در ۶ مارچ ۱۸۹۶ برای اولین بار توسط ویولنسلیست انگلیسی، لئو استرن (Leo Stern) اجرا شد. اثری موفقیت آمیز که برامس در این باره گفته است، “هیچ گاه فکر نمی کردم کسی بتواند همچون کنسرتویی برای ویولنسل بنویسد واگرنه خودم خیلی پیش تر ازاین آنرا ساخته بودم…” دورژاک بعدها این اثر را به همراه پیانو تکمیل کرد، با اینحال آهنگساز آلمانی گونتر رافائل (Günter Raphael) آنرا بین سالهای ۱۹۲۵ و ۲۹ به شکل قطعه ای برای ارکستر در آورد.

آثار دورژاک برای موسیقی کلاسیک مجلسی (Chamber music)؛ چهارده کوارتت زهی است که مشهورترین آن شماره دوازده به نام “آمریکایی” است، همچنین کوئینتت های فراوانی برای پیانو، سکستت زهی (string sextet)، چهار تریو پیانو و قطعه “چیزی ناچیز- باگاتلس” (Bagatelles) با ترکیب عجیبی از سازهای ویولون، ویولا و سازدهنی ساخته است.

شهرت و موفقیت دورژاک در سمفونی و کنسرتو او را تشویق کرد تا برای اپرا نیز قطعه ای بنویسد. بیشتر اپراهای وی به جز “راسالکا” و “شیطان و کیت”، در زمان معاصر در خارج از جمهوری چک بارها به روی سن رفته اند.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVIII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVIII)

الگار این کنسرتو را در سال ۱۹۱۹ پس از پایان جنگ جهانی نگاشت. با بدبینی حاصل از تـخریب و نابودی به بارآمده توسط جنگ، الگار بر این باور بود که اروپای کنونی دیگر بسآن اروپای قبل از جنگ نخواهد شد. اولین واکنش او به جنگ ننوشتـن موسیقی در طی آن چهار سال بود. سپس، از اکتبر ۱۹۱۸ تا اکتبر سال بعد، او قریحه ی خود را صرف چهار اثر نمود که در زمره ی بهترین آثار وی جای می گیرند. سه اثر ابتدایی که آثار “مـجلسی” نام گرفته و اثر چهارم وی، هـمین کنسرتوی ویلنسل می باشد. این کنسرتو، گویی سوگ الگار برای جهان از دست رفته می باشد.
توالی آکوردهای کروماتیک

توالی آکوردهای کروماتیک

توالی آکورد (Progression) معمولی ii-V-I را در نظر بگیرید. این توالی آکورد در تمامی سبکهای موسیقی کاربرد فراوان دارد و به همین دلیل استفاده ساده یا تکراری از آن در موسیقی اغلب باعث یکنواختی موسیقی می شود، اما شما می توانید با دادن تغییراتی در این توالی آکورد از آن بهره بیشتری ببرید.
تقلای یافتن راهی نو (II)

تقلای یافتن راهی نو (II)

“چه”، که متشکل است از یک مصوت کوتاه و یک صامت، برخلاف خوانش درست وزنی شعر (با توجه به اینکه “سخنی نیست” از اشعار موزون شاملوست)، بیش از “بِ” (که مشابه هجای اول است) و “گو” (که کشیده‌تر از دو هجای پیشین است) کشیده می‌شود و عملاً تناسبات وزنی شعر به هم می‌ریزد. به عبارت دیگر، اگر فرض کنیم که این شعر، با نگاه ریتمیک علی قمصری، بدون هر گونه ملودی خوانده شود، شعر از روانی و وزن خود به حالتی معوج تغییر می‌کند. این بی‌دقتی‌ها باز هم به چشم می‌خورند: خواننده (هاله سیفی‌زاده)، بی‌جهت بر روی کلمهٔ “دراند” در مصرع “جز ز موشی که دراند کفنی نیست”، تشدیدی می‌گذارد که وزن شعر را به هم می‌ریزد. در قطعاتی چون “آنکه مست…” نیز این مساله در اجرای مصرعی چون “دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت” ا (با کشش غیر عادی “دلِ”) مشاهده می‌شود.
آرمیک ستاره ایرانی گیتار

آرمیک ستاره ایرانی گیتار

آرمیک (Armik Dashchi) را میتوان یکی از محبوبترین گیتاریست های جهان دانست. نوازنده ای که آثارش توانسته است جایگاه بسیار مناسبی را در میان علاقمندان عام و خاص بدست آورد و همچنین از نظر تجاری آثار وی جز پرفروشترین آلبومها در سبک New Age نیست. آثار وی مخلوطی است از موسیقی ملل مختلف، اما نمیتوان از علاقه وی به سبک فلامنکو چشم پوشی نمود که منجر شده است، در بسیاری از آثارش، از تکنیک ها و فرمهای دستگاهی این سبک استفاده نماید اما سبک وی فلامنکو نمیباشد بلکه باید به آن عنوان تجاری Nuevo Flamenco (سبکی که فلامنکو اصیل نمیباشد اما از بسیاری از خصوصیات این سبک در اجرا استفاده میشود بالاخص تکنیک ها و دستگاههای مردمی چون رومبا.)
شنیدن ژرفای سکوت

شنیدن ژرفای سکوت

مجموعه‌ی “گربنگری به سویم” را که در قالب یک لوح فشرده صوتی بوسیله شرکت ماه ریز انتشار یافته است، می‌توان به عنوان تاریخچه‌ی زندگی موسیقایی فوزیه مجد آهنگساز و قوم موسیقی شناس ایرانی درنظر گرفت، چرا که این لوح با آثاری از سن نوجوانی آهنگساز آغاز می‌شود و با آخرین آثار او که در سالهای اخیر ساخته شده پایان می‌یابد.
در باب متافیزیک موسیقی (X)

در باب متافیزیک موسیقی (X)

موسیقی رونوشت اراده یا خواست است. در حالی که سایر هنرها، رونوشت ایده ها هستند. همچنان که خود جهان، عینیت بی واسطه و رونوشتی از کل اراده است، موسیقی نیز رونوشتی از اراده است. در نتیجه، موسیقی مطلقا چون دیگر هنرها، رونوشت ایده ها نیست؛ بلکه رونوشت خود اراده است که ایده ها عینیت آن هستند. موسیقی با دور زدن از کنار این ایده ها، رونوشتی مستقیم از اراده یا خواست است؛ همچنان که خود جهان چنین است. اراده یکبار خود را به صورت مجموعه ای از پدیده های خاص در یک کل بزرگ (جهان) و بار دیگر به صورت موسیقی نشان داده است. موسیقی نماد خواست ماهیت شئ در ذات خویش است و در این وجه هنری، آوای دنیای پنهان به گوش می رسد. موسیقی بدون واسطه ایده ها، به بیان چیزهایی می پردازد که ما هرگز آنها را در سایه ایده ها و مفاهیم درک نخواهیم کرد. اگر بتوانیم آنچه موسیقی بیان می کند را بفهمیم، به فلسفه راستین پی خواهیم برد.
پانیذ فریوسفی: این ارکستر واقعا بین المللی است

پانیذ فریوسفی: این ارکستر واقعا بین المللی است

گفتگویی که پیش رو دارید، قبل از آخرین کنسرت ارکستر فیلارمونیک تهران با رهبر و شف های این ارکستر، بعد از یکی از تمرین های پایانی در تالار رودکی تهیه شده است.
راک کلاسیک-قسمت اول

راک کلاسیک-قسمت اول

راک کلاسیک Classic rock در اصل به عنوان یک قالب برای برنامه ریزی ایستگاههای رادیویی به وجود آمد که از قالب موسیقی راک آلبومی یا AOR- قالبی دیگر برای انتخاب و دسته بندی موسیقی در رادیو بر اساس انتخاب موسیقی از آلبومهای استودیویی راک در اوایل دهه ۸۰- گرفته شده بود. این قالب موسیقی راک در ایالات متحده شامل مجموعه ترانه های بسیار اما محدودی است که از سالهای ۶۰ تا بیشتر دهه ۸۰ را دربر میگیرد و بیشترین تاکید آن بر ترانه های بسیار موفق قدیمی تر از هنرمندانی است که به طور کلی به “دوران راک کلاسیک” مربوط هستند.
منصوری: تا امروز اسپانسری نداشتیم

منصوری: تا امروز اسپانسری نداشتیم

قطعا ولی فعلا ما یک سری مشکلات داریم. می دانید که ما اگر بخواهیم یک اپرای کامل را با تمام ابعادش روی صحنه ببریم به خاطر مشکلات دکور، مشکلات لباس، جای تمرین و این قبیل مشکلات که داریم چه پروژه سنگینی است. اگر یک سری مساعدتها بشود، امیدوار هستیم اپراهای زیادی را روی صحنه ببریم. در حقیقت ما به سازمانی نیاز داریم که همه چیز را به صورت مستقل مدیریت کند و ما، درگیری هایی به غیر از درگیری موسیقی نداشته باشیم. مثلا آرا کاراپتیان وقتی بخواهد کار خوانندگی را انجام دهد، فقط درگیری خوانندگی را داشته باشد یا من که کار ارکستر و رهبری اپرا را انجام می دهم، دیگر درگیری خارج از برنامه نداشته باشم که مثلا من امروز جای تمرینم کجاست یا مثلا فردا چه جور تمرین کنیم یا مثلا این هزینه لباس و دکور را چکار کنیم.

بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (II)

بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (II)

به عنوان سومین رویکرد، نتل به منظورِ مردم نگاری‏ای دقیق در تحقیقات میدانی، «ایده‏ی پژوهش مشترک» توسط فرد درونی و بیرونی را ارائه کرده و هم چنین، کاربرد هم‏زمانِ جنبه‏ هایی از روشِ مبتنی بر مردم ‏شناسی و روشی که مستقیماً موسیقایی است را توصیه می ‏کند (۱۳۸۱ب: ۱۶۳؛ ۱۳۸۴: ۲۰). بنا به نظر وی هر دو دیدگاهِ امیک و اتیک معتبر هستند، اما دیدگاه امیک نسبت به اتیک مقدّم و مهم تر است و دیدگاه اتیک مکمّلِ امیک به شمار می ‏آ‏ید (۱۳۸۳: ۱۵۷). رویکرد اخیر در ارتباطی متوازن با جملاتِ ادامۀ مکالمۀ نتل و برومند قرار دارد و مرهونِ پاسخ هوشمندانۀ نتل به برومند و تحلیل دانشورانه ‏‏اش از گفتگویِ آن‏ها است (نک. همان: ۱۵۳ و ۱۵۸).