ویولن kustendyke بر اساس
۱۶۹۹ Antonio Stradivari

از آنجا که همه پیش نیازها و مقدمات مراحل اولیه ساخت این ویلن خاص فراهم گردید، توانستیم با موفقیت و با اقتباس از ویلن اصلی که به سال ساخت ۱۶۹۹ میلادی و بدست آنتونیو استرادیواری ثبت گردیده است، به طرح و الگوی بنیادین این ویلن با استفاده از دانش امروزی دستیابی پیدا کرده و در نهایت قالب و مدل ساختمانی آن را به جهت شروع مرحله اول آماده نمائیم.

همانطور که در دو شماره قبل به نکات مورد نظر درباره این ویلن اشاره شد، لازم به ذکر است که نهایتا این ویلن با توجه به بدنه ای کشیده تر در راستای طول و عرض هایی کمتر و همچنین قوسهای خاص که نشان از حجم قابل توجه هوای داخلی بدنه(محفظه رزنانس) می باشد، در رده ویلن هایی قرار می گیرد که دارای حجم صوتی فراتر از یک ویلن معمول داشته و در نتیجه این مزیت و یا توقع فراتر از یک ویلن معمول، گمان هایی را به همراه خواهد داشت که در صورت عدم تصمیم گیری صحیح برای چگونگی ساخت آن می تواند کیفیت کار را به بیراهه کشانده و نتیجه ای معکوس را به همراه آورد.

با توجه به مشخصات طولی و عرضی این ساز، با مسائل دیگری از جمله مقاومت و استحکام نیز مواجه بودیم، که این موضوع هم مهمتر از دیگرویلن ها بود زیرا که طول بیشتر در این ساز با در نظر گرفتن استاندارد جایگاه ویلن، آسیب پذیری و کنش پذیری به مراتب بیشتر را ایجاب می کرد.

برای حل این مهم نیز راه کارهای متعددی در پیش رو بود که بخشی از آنها مطلوب کامل بود ولی موجبات کاهش کیفیت در بخشهای دیگر را باعث می شد و در بخشی دیگر که قسمتهای دیگر ساز دچار مشکل نمی شد، موارد ساختاری لازم دستخوش اشکالات و نابسامانی می گشت، از این نظر، با طرح روشهای متعدد پیش رو، نهایتا به ایستایی مطلوب با حفظ تمامیت کیفیت صوتی در این ویلن رسیده و با سنجش و مقایسه با دانش امروز به نتیجه گیری و در آخر به مراحل عملیات ساخت هدایت شدیم.

در این بین تجربیات بسیاری کسب شد و نقاط قوت و ضعف ساز اصلی مورد اقتباس، تا حد دانش و تحقیقات ما به دستاوردی تبدیل شد تا در مسیر ساخت ویلن kustendyke که برای بار دوم ساخته می شد، با کیفیتی بهتر تولید گردد، آنچنان که برای سالیان طولانی کیفیتی درخشان را از هر لحاظ به نمایش گذارد.

برای شروع در بخش انتخاب چوب برای صفحات زیر، رو و کلافها و همچنین دسته و سایر بخش های دیگر، از بین بهترین انواع چوبهای موجود، از متراکم ترین آنها تا بافتهای متوسط و سست تر، اختلاف نظر هایی وجود داشت که در این بخش نیز بر اساس سازاصلی و برابر با آن انتخاب صورت پذیرد و یا اینکه با توجه به ویلن اورجینال و شرایط جدیدی که آن نیز بسیار حائز اهمیت است، معدلی را از خروجی نهایی داشته ها برگزینیم، که نهایتا با توجه به کیفیت چوب در ساز اورجینال ومجموع مصالح بدست آمده چوبهایی با کیفیت کم نظیر انتخاب شد.


لازم به توضیح است که با در نظر گرفتن همه تصمیمات، تا رسیدن به مراحل اجرایی هر بخش، چنانچه به یافته های صحیح تری دست یابیم که با مجموعه ساختار تطابق بهتری از هر لحاظ داشته باشد، آن را اعمال کرده و جدای از هر گونه تعصب و پافشاری غیر منطقی به نتیجه بهتر می اندیشیم.

اما بعد از آماده شدن قالب به جهت اتصال سایر بخشهای مربوطه، اقدام به جهت آماده سازی بلوکها نموده و آنها را برای کارگذاری در مکانهای مربوطه تنظیم می نمائیم. برای این منظور در این بخش از بهترین نوع چوبهای متراکم برای استفاده در این قسمت بهره جسته ایم.


انتخاب چوبهای مذکور هم به لحاظ قدمت و کهنگی و هم به جهت برش صحیح در راستای قرار گیری طرح منحنی های گوشه ها درناحیه کمر و منتهی الیه کمانهای بالایی و پائینی از اهمیت خاصی برخوردار است، هر گونه بی توجهی در این مراحل باعث اشکالات متعددی در بخشهای مرتبط بعدی خواهد شد.

نمای بلوکهای متقارن و برش بوسیله ابزار برنده، همانطور که در تصویر می بینیم برشهای یکنواخت از قسمت بالا به پائین و بدون انحراف که ناشی از انتخاب صحیح جهت برش چوب و اتصال درست می باشد. در تمام چهار قسمت اصلی گوشه ها به همین شکل عمل شده است.

در شماره های آینده نمونه های تصویری از قسمتهای مختلف ساخت این ویلن خاص را با توضیحاتی در حد نیاز تنظیم و ارائه خواهیم نمود باشد که از این طریق بتوانیم اجزای تشکیل دهنده ویلن kustendyke را با دقت و ظرافت بیشتری معرفی نمائیم.

10 دیدگاه

  • بهرام
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۷ ب.ظ

    آقای ضیایی
    آیا شما به اصل این ساز دسترسی دارید یا نقشه های آن را در اختیار دارید ؟

  • رضا ضيايي
    ارسال شده در مهر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۸:۵۹ ب.ظ

    با سلام
    دوست عزیز:
    در رابطه با ساز اصل،امکان دسترسی برای ما وجود نداشت. امادر حد لازم برای استفاده در بخشهای مختلف ساز مربوطه ،اطلاعات و جزئیات گرافیکی و عددی در اختیار داریم.

  • بهرام
    ارسال شده در مهر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۳ ب.ظ

    آقای ضیایی
    من به نظرم می آید که نمی توان با صرف اطلاعات و جزئیات گرافیکی و عددی بتوان بطور صحیح و درست ، کپی سالمی از ویلن ساخت . چه نیاز و ضرورتی شما را به انجام چنین کاری وا می دارد ؟

  • ارسال شده در مهر ۲۱, ۱۳۸۸ در ۵:۰۳ ب.ظ

    با سلام
    دوست عزیز

    به نظر شما احترام می گذارم اما:
    به نظر من که از این قبیل سازها را در دست ساخت دارم،تجربه علمی و عملی ساخت ویلن با توجه به دسترسی امکانات عنوان شده کاریست صحیح وامکان پذیر.
    در این میان باید به شما متذکر شوم،در اکثریت کارگاههای حرفه ای ساخت و روشهای مختلف تولید ویلن،استفاده از دانش -الگوها -ابعاد و ارقام و… امری است حیاتی و مهم، که شناسه اصلی ساز ساخته شده را تضمین می کند.
    ضرورت و نیاز ساخت این ساز موضوعی است، شخصی و همچنین تخصصی و حرفه ای ،که از حیطه سوال شما خارج است .

    با سپاس

  • ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۸ در ۲:۵۱ ق.ظ

    doste aziz shoma sazande hastid?
    age injoriye be weblogam sari bezanid va khoshhal misham betonam bahaton ertebat dashte basham

  • ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۱ ق.ظ

    hamkar aziz montazere javabama

  • REZA ZIAEI
    ارسال شده در دی ۱۳, ۱۳۸۸ در ۱:۳۱ ق.ظ

    salam
    bale man sazandeie saz hastam, zemnan adresi az webloge shoma nemibinam , ashenaii ba shoma baese khoshhalist.

  • ارسال شده در دی ۱۴, ۱۳۸۸ در ۸:۲۶ ب.ظ

    http://www.mahemmati.blogfa.com
    khoshhal misham bahaton tamas dashte basham.rasti inam idi
    m.ali_hemmati

  • fer2C
    ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۸۹ در ۸:۲۶ ق.ظ

    به قول حافظ:
    عاشـقی را کـه چنین باده شبگیر دهـند
    کافر عـشـق بود گر نـشود باده پرسـت

    البته درستش اینه:
    مطربی را که چنین ساز ضیایی بدهند
    کافر این صنف بود گر نشود آرشه به دست!

  • ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۸ ب.ظ

    سلام .اطلاعاتی از ساز میخوام.اگه ممکن هست برام بفرستید ما هم اطلاعتمان را معاوضه میکنیم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ

دهه شصت را می توان سال های اوج تمرکز آهنگسازان ایرانی بر روی اشعار مولوی دانست؛ گویا فضای خاص کشور تحت تاثیر جنگ، موجبات گرایش جامعه به سمت مفاهیم عرفانی اشعار مولوی را دوچندان کرده بود و تصانیفی که برای ارکستر سازهای ایرانی و حتی ارکستر سمفونیک در آن برهه ساخته می شد، از اشعار مولانا بهره زیادی می بردند.

از روزهای گذشته…

دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین

دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین

دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین (Universität für Musik und darstellende Kunst Wien) در سال ۱۸۱۹ به وجود آمد. این دانشگاه در حدود سه هزار هنرجو دارد و بزرگترین دانشگاه هنری اتریش و یکی از بزرگترین ها در جهان می باشد. در سال ۱۸۰۸ تصمیم گیری مبنی بر ایجاد دانشکده هنر در وین شکل گرفت. در سال ۱۸۱۲ اجتماع دوستداران موسیقی با هدف ایجاد یک کنسرواتوآر به وجود آمد که سرانجام در سال ۱۸۱۷ تشکیل شد.
غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (I)

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (I)

غلامرضا مین باشیان در تاریخ موسیقی ایران در چند مورد مختلف با عنوان اولین شناخته می شود. غلامرضا مین باشیان یا سالار معزز که به امیر پنجه و موزیکانچی باشی، نیز معروف بوده است، اولین موسیقیدان تحصیل کرده ایرانی در زمینه موسیقی کلاسیک است، او اولین ایرانی است که نت اثرش به چاپ رسید و در اروپا منتشر شد، او اولین موسس و معلم ایرانی کلاس موسیقی کلاسیک غربی است، همچنین اولین پایه گذار ارکستر زهی در ایران و نگارنده ردیف، اولین ایرانی که در اروپا تحصیل موسیقی کرده است و…
کریستوف ایشنباخ (I)

کریستوف ایشنباخ (I)

کریستوف ایشنباخ (Christoph Eschenbach) رهبر و پیانیست مشهور آلمانی، متولد ۲۰ فوریه ۱۹۴۰، برسلا – آلمان (امروزه متعلق به کشور لهستان) است. کریستوف ایشنباخ در زمان جنگ جهانی دوم پدر و مادرش را از دست داد. در نتیجه این فقدان برای یک سال صحبت نکرد تا آنکه از او سوال شد آیا مایل است سازی بنوازد! در سال ۱۹۴۶ دخترعمه مادرش والیدور ایشنباخ (Wallydore Eschenbach) او را به فرزندی پذیرفت. بعد از جنگ، کریستوف در کنار نامادری مهربانش به یادگیری پیانو پرداخت.
موسیقی ایرانی و سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران در سالی که گذشت

موسیقی ایرانی و سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران در سالی که گذشت

سالی که گذشت سال پرکاری برای موسیقی ایران بود و البته نه پربار! برنامه های استادان موسیقی ای که از شهرت بالایی در میان مردم برخوردار بودند، با استقبال بسیار زیادی روبرو شد ولی آنطور که از نقد های نوشته شده بر این کنسرت ها میشود احساس کرد، چنان که باید از نظر محتوایی باری نداشت.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IX)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IX)

جمله‌ی بعدی که بعد از فرود به درآمد ماهور شنیده می‌شود، پاساژهای ساده‌ای است که از روی همان نغمه‌ای که سه‌تار می‌نوازد شروع می‌شود و به جهت تنوع بخشیدن به بخش سه‌تار، موفق عمل می‌کند، هر چند می‌توانست مثل قسمت پیشین، حداقل سه بخشی نوشته شود.
اپرای سان فرانسیسکو (IV)

اپرای سان فرانسیسکو (IV)

پاملا روزنبرگ (Pamela Rosenberg) بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ کارگردان اصلی اپرای سان فرانسیسکو بوده است. خانم پاملا روزنبرگ سابقه فعالیت در تولیدات اپرا در آلمان به خصوص در اپرای اشتوتگارت را دارد. در ژانویه ۲۰۰۱ او اولین نوع آوری هنری خود را برای اپرای سن فرنسیسکو، اعلام کرد: اپرای پرتحرک (Animating Opera)
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

البته شجریان سهم قابل ملاحظه ای در پی ریزی و غنای مکتب آوازی ایران داشته است. در عین حال من بر آن نیستم که بگویم او مبدع خلاقیتی خاص بوده است. اما معاصرین و اخلاف او همه ی اجراهایش را بدون نقد و بی هیچ برخورد پذیرفته اند. شاید سبک روایی (نقالی) و موجز شجریان، یا بیان هنرمندانه او از احساسات و تجربیات، یا تحلیل های موشکافانه ی وی از درون انسان عواملی هستند که او با تکیه بر آنها می تواند چنین میراثی از خود بر جای بگذارد.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (II)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (II)

قبل از پرداختن به رد یابی «عامیانه گویی» در نوشته های موجود در زبان فارسی، باید بدانیم «عامیانه گویی» چیست و چگونه شناسایی می شود. برای روشنی بیشتر در پی شناساییِ «عامیانه» از مقوله دیگری، غیر از موسیقی، مدد می گیرم.
چارلز مکرس (III)

چارلز مکرس (III)

چارلز مکرس (Charles Mackerras) همچنین رهبر میهمان اصلی اپراهای بسیاری بوده: اپرا سن فرنسیسکو از سال ۱۹۹۳ تا ۹۶، اپرا متروپولیتن نیویورک (که اولین اجرایش با آنان در سال ۱۹۷۲ از “ارفئو” اثر گلوک بوده)، اپرای وین، اپراهای زوریخ و ژنو، خانه اپرای رویال (جایی که اجراهایی منحصر به فردی از رومئو و ژولیت اثر گونود، سمله از هاندل و روسالکای دئورژاک رهبری نمود.) در بازگشایی مجدد تئاتر شهر پراگ در سال ۱۹۹۱ کنسرتی را رهبری نمود. مکرس مدال شوالیه انگلستان را در سال ۱۹۷۴ دریافت نمود، در سال ۱۹۷۹ برای خدمتش در عرصه موسیقی جهانی از او تقدیر شد، در پایان سال ۱۹۹۶ مدال افتخار جمهوری چک را دریافت نمود و در سال ۱۹۹۸ هنرمند منتخب استرالیا شناخته شد.
قول و غزل یا قول و غزل (V)

قول و غزل یا قول و غزل (V)

به عبارت دیگر مدگردی ها در این بخش بر بستر نغمات صورت نگرفته اند بلکه تغییر ریتم به عنوان کاتالیزوری عمل کرده و در این راستا از ساز عود بهره گیری ریتمیک شده است. برای بازگشت به چهارگاه نیز دقیقاً همین ترفند مجدداً بکار رفته است.