دیمیتری شوستاگویچ (III)

دیمیتری شوستاگویچ (1906-1975)
دیمیتری شوستاگویچ (1906-1975)
در سال ۱۹۴۳ آنان به مسکو رفتند، در آنجا سمفونی هشتم را نوشت که غم و خشم شوستاکویچ در این اثر نمایان است و تا سال ۱۹۵۶ این اثر، اجرایش ممنوع بود. سمفونی نهم در سال ۱۹۴۵ در تضاد با اثر قبلی و نوعی تقلید طعنه آمیز بود! او به نوشتن موسیقی سالنی ادامه داد و در سال ۱۹۶۷ دومین تریو پیانوی خود را به یاد سولرتینسکی، دوست و همکار دیرینه اش، نوشت.

در سال ۱۹۴۸ شوستاگویچ و بسیاری از دیگر آهنگسازان روسی، آثارشان بار دیگر منع شد. شوستاگویچ اغلب آثارش ممنوع از اجرا شدند و او را مجبور کردند که ندامت نامه عمومی امضا کند و خانواده وی به انزوا فرو رفتند! یوری لیوبیموف (Yuri Lyubimov) گفته است: “شوستاگویچ در آن دوره هر شب به طبقه پائین می رفت و انتظار دستگیریش را می کشید که بدین ترتیب آسیبی به دیگر اعضای خانواده اش نرسد”.

در سالهای بعدی، آهنگهای او شامل موسیقیهایی برای فیلم بود تا بتواند مخارجش را تامین کند و تا حدی دیگر آثار حرفه ای اش. بعدها همچنین کنسرتو ویولن شماره ۱ و مجموعه ای بر اساس اشعار بومی یهودی را نوشت. این مجموعه زمانی ساخته شد که اثرات بعد از جنگ همچون ضد یهودیت شدید موجود بود و شوستاگویچ خود را برای شرایط سخت تری که بر او اثر خواهد گذاشت، آماده کرده بود.

شرایط دشوار موسیقی و زندگی شوستاگویچ در سال ۱۹۴۹ بهبود یافت، در آن سال قطعه “آوازهای جنگل” (cantata Song of the Forests) را ساخت که در آن از استالین به عنوان بزرگترین جنگلبان یاد کرده بود! مرگ استالین در سال ۱۹۵۳ آغازی بود بر احیای شهرت و توانایی شوستاگویچ که در دهمین سمفونی او مشهود است.

audio file بشنوید قسمتی از “آوازهای جنگل” ساخته شوستاگویچ را

دهمین سمفونی او در واقع قطعه ای بود که پرتره موسیقی گونه ای از خود استالین بود که در کنار سمفونی پنجمش از مشهورترین آثارش می باشد. در دهه ۴۰ و ۵۰ شوستاگویچ با دو تن از شاگردانش گالینا اوستفولسکیا (Galina Ustvolskaya) و المیرا نازیروفا (Elmira Nazirova) رابطه نزدیکی داشت.

این رابطه کاملا عمیق غیر قابل توصیف بود، با اینحال او همواره در ازدواج اول خود با نینا وارزار تا مرگ وارزار در سال ۱۹۵۴ باقی ماند. ازدواج دوم او در سال ۱۹۵۶ با مارگریتا کاینوفا (Margarita Kainova) عضو گروه جوانان کمونیست روسیه بود، آنان سه سال بعد از هم جدا شدند.

در سال ۱۹۵۴ شوستاگویچ “اورتور جشنواره” را نوشت که در المپیک تابستانی ۱۹۸۰ نواخته شد. همچنین از آن در فیلم پیوروگیف (Pirogov) استفاده شد و نیز در المپیک تابستانی ۲۰۰۴ در آتن، یونان اجرا شد.

در سال ۱۹۵۹ در مسکو در پایان اجرای کنسرت پنجمین سمفونی اش، به روی سن رفت و به لئونارد برنستین (Leonard Bernstein) و ارکستر فیلارمونیک نیویورک برای اجرای اثرش تبریک گفت. برنستین بعدها آن را به همراه همین ارکستر و با کمپانی کلمبیا، ضبط کرد. شوستاگویچ در سال ۱۹۶۰ به حزب کمونیست پیوست، لو لبیدنسکی (Lev Lebedinsky) شوستاگویچ را خودکشی گرا می نامد.

در این زمان سلامتی او نیز در خطر بود، واکنش هنرمند به بیماری، هشتمین کوارتت زهی را رغم زد که در تنها سه روزه آنرا ساخت! در سال ۱۹۶۲ برای سومین بار با ایرینا سوپینسکایا (Irina Supinskaya) ازدواج کرد. در نامه ای به دوستش ایزاک گلیکمان (Isaak Glikman) نوشت: “تنها ایراد ایرینا سن ۲۷ سال اوست، او بسیار درخشان، با هوش، شاداب، صادق و دوست داشتنی است.” این ازدواج کاملا موفقیت آمیز بود، با ایرینا بود که شوستاگویچ آرامش را تجربه کرد. در نوامبر همان سال او تعدادی از آثار خود را رهبری کرد. در سمفونی سیزدهم باز هم موضوع او ضد سرکوب یهودیت بود.

audio file بشنوید قسمتی از “کوارتت زهی شماره ۸” ساخته شوستاگویچ را

این سمفونی به همراه اشعار یفژنی یفتوشنکو (Yevgeny Yevtushenko) برای به یاد سپردن کشتار همگانی یهودیان در زمان جنگ جهانی، ساخته شد. این کار او ریسک بزرگی بود با اینحال اشعار ممنوع نشد و در رسانه های شوروی پخش شد، اما همچنان نظرات جدال برانگیزی نسبت به آن وجود داشت. یفتوشنکو مجبور شد تا بندی جدید به شعرش بیفزاید که در آن گفته شده روسها و اوکراینی ها به همراه یهودها در بابی یار کشته شده اند!

در سال ۱۹۶۵ شوستاگویچ در دفاع از شاعر جوزف برودسکی (Joseph Brodsky) که بی گناه به پنج سال تبعید محکوم شده بود اعتراض کرد، او به همراه یفتوشنکو و چندی دیگر از هنرمندان روسی کورنی شوکوفسکی (Kornei Chukovsky)، انا آخماتوفا (Anna Akhmatova)، سامولی مارشاک (Samuil Marshak) و فیلسوف فرانسوی ژین-پائول سارته (Jean-Paul Sartre) اعتراض کردند.

اعتراضات آنان اثرگذار بود و برودسکی به لنینگراد بازگردانه شد. در آن زمان شوستاگویچ به گروه ۲۵ نفره فرهیختگان پیوست برای امضای نامه ای به لئونید برژنف (Leonid Brezhnev) مبنی بر عدم تائید استالین برای به قدرت رسیدن. او در سالهای آخر زندگیش از بیماری مزمنی رنج می برد اما همچنان حاضر به ترک سیگار و وودکا نبود! در اوایل سال ۱۹۵۸ دچار ناتوانی دست راست شد و مجبور به ترک نواختن پیانو شد.

audio file بشنوید قسمتی از “سمفونی شماره ۱۳” ساخته شوستاگویچ را

همچنین بر اثر بارها حمله قلبی، هر دو پایش شکست، در سال ۱۹۶۷ نامه ای نوشت: “نشانه ۷۵% درست به هدف خورده، پای راست و چپ شکست، دست راست فلج شد، حال اگر دست چپ نیز عارض شود ۱۰۰% زندگی من به پایان خواهد رسید.” آثار آخر او کوارتتها و سمفونی چهاردهم بود که بر اساس اشعاری برای مرگ نوشته شد.

این قطعه شوستاگویچ با غنای قابل توجه موسیقایی، به دوست صمیمیش بنجامین بریتن (Benjamin Britten) کسی که این قطعه را در سال ۱۹۷۰ در جشنواره آلدبروگ رهبری کرد، تقدیم نمود. سمفونی پانزدهم در سال ۱۹۷۱ نوشت که شامل ملودیهایی بازنگرانه به طبیعت، آثار واگنر، روسینی و سمفونی چهارم خود بود.

دیمیتری شوستاگویچ بر اثر سرطان ریه در ۹ آگوست ۱۹۷۵ از دنیا رفت و در مسکو دفن شد، آگهی رسمی مرگ وی تا قبل از سه روز بعد از مرگ او منتشر نشد، به دلیل آنکه همواره سوابق سیاسی داشت، نیاز به اجازه از مقامات بسیار بالا بود.

audio file بشنوید قسمتی از “سمفونی شماره ۱۵” ساخته شوستاگویچ را به رهبری اورماندی

او پیش از آن توسط همسرش ایرنا، دخترش گالینا و پسرش ماکسیم (که پیانیست و رهبر بود) آثار پدر را اجرا می کرد، از بیماری و مرگ نجات یافته بود. شوستاگویچ چندین ضبط از نواختن پیانوی خود به جا گذارده. اپرا اورانگو اثر او در سال ۱۹۳۲ توسط روسها در خانه آخر او کشف شد و آهنگساز گرارد مک بورنی (Gerard McBurney) آن را برای اجرای ارکستر تنظیم کرد و در زمانی بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ اجرا خواهد شد.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

بعد از دوره‌ای طولانی، جای خرسندی است که نواخته‌هایی دیگر از ویرتوئوز کم‌کار «بهداد بابایی» در این آلبوم ثبت شده است؛ هرچند نه در سطح تکنوازی‌های قدیم. ریزهای رعدآسا، مضراب‌های تیزِ آشنا، جست و خیزهای جذابِ دست چپ، و پاساژهای سریع در اینجا نیز شنیده می‌شوند اما ابزارِ ارائه‌ی تحریرها و جمله‌هایی اغلب کم‌رمق شده‌اند و نوانس‌ها دیگر دامنه‌ی چشمگیرِ گذشته را ندارند.

مغالطات ایرانی – مکتب وزیری (II)

با مطالعه آثار مکتوب نویسندگان و منتقدان موسیقی ایران در مجلات فارسی زبان، به روشنی می توان نوشته هایی از پیروان وزیری یافت که به بعضی از موارد مطرح شده معتقد نباشند ولی همگی در موردِ اولین و به واقع، مهمترین اصل مکتب وزیری اعتقاد دارند و عدم اعتقاد آنها به مورد اول، می تواند…
ادامهٔ مطلب »

از روزهای گذشته…

موسیقی فیلم «رای»

موسیقی فیلم «رای»

فیلم، داستان زندگی نوازنده نابینا و افسانه ای پیانو، ری چارلز (Ray Charles) می باشد و موسیقی متن فیلم متشکل از بهترین کارهای چارلز، که طی سالها فعالیت هنری آنها را تهیه کرده است.
گفتگو با هانس زیمر آهنگساز کال آف دیوتی (II)

گفتگو با هانس زیمر آهنگساز کال آف دیوتی (II)

این بازی شما را به مکان های عجیب و غریب فراوانی هدایت می کند. نکته بسیار جالب این بازی این است که نقطه های تاریک احساسی را در خود دارد. به عنوان مثال، من اصلا فکر نمی کنم که افراد در بازی الآن دست به کاری بزنند اما در کمال ناباوری می بینم که آنها این کار را می کنند. این بازی پر از لحظه هایی است که اتفاقاتی که می افتند فراتر از تصورات ما هستند. در نتیجه من فکر می کنم این بازی بیشتر یک سفر احساسیت تا جغرافیایی.
منبری: اهالی هنر نیاز به دیده شدن دارند

منبری: اهالی هنر نیاز به دیده شدن دارند

صحبتهایی بود که سروش به صورت یک سری و در چند آلبوم آثار تولید شده در سه سال فعالیت انجمن را منتشر کند. من و دکتر ریاحی و مزدا انصاری و امیر بکان و کاظم داوودیان هیأت موسس آن انجمن بودیم. آقایان دهلوی و روشن روان و مرحوم بیگلری پور و بنده و دکتر ریاحی هم شورای آموزش و پژوهش بودیم که به کارها نظارت داشتیم. زمانی هم گروه موسیقی دانشکده صدا و سیما را تأسیس کردیم که بنده هم جزء هیأت ژوری بودم و در تدوین اساسنامه اش هم بودم و خلاصه چه عرض کنم… رسیدیم به اینجایی که مشاهده می کنید. در مورد انتشار آلبوم هم پروسه سختی شده که سراغش نرفتم.
مبداء تاریخی به نام مسیح استرادیواری  <br>(messiah stradivari)

مبداء تاریخی به نام مسیح استرادیواری
(messiah stradivari)

ویلنی که در سال ۱۷۱۶ میلادی به دست Antonio Stradivari ساخته شد و توسط ویلن ساز مشهور فرانسوی Jean-Baptiste Vuillaume در قرن نوزدهم، مسیح نام گرفت. به راستی بعد از یافتن ویلن مسیح استرادیواریوس، چه وقایعی رخ داد؟ آنچه را که امروز از ویلن مسیح استرادیواری در قالب تصاویر و عکسها می بینیم ،بیانگر مطالبی است که سردرگمی آشکاری را در مورد صحت و حقیقت این ساز به تائید می رساند.
«موسیقاب» (I)

«موسیقاب» (I)

این ویژگی که بازگوکننده‌ی انتساب و پیوند شفاف و مشهود یک اثر هنری به زمان و مکان خلق اثر است، در طول قرن گذشته، در توصیف جریان‌هایی در هنرهای تجسمی و ادبیات ایران به‌کار رفته‌است. در مورد موسیقی نیز، عبارت «موسیقی معاصر» که بیش از سه دهه از عمر آن در ایران نمی‌گذرد، بیشتر به آثاری ارجاع می‌دهد که می‌توان بخش اعظمی از آنها را متأثر از موسیقی آوانگارد قرن بیستم غرب و تحت لوای آن دانست.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (V)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (V)

به رغم اهمیت فراوان موضوعاتی که مطرح شد، کمتر به شکل دقیق به آن پرداخته شده است. یکی از معدود نوشته‌هایی که به مسائل عمومی تاریخ‌نگاری موسیقی می‌پردازد «نقد تاریخ‌نگاری موسیقی ایران» نوشته‌ی خسرو جعفرزاده است (جعفرزاده ۱۳۷۹) که نقد خود را به مسئله‌ی حوزه (البته بیشتر از دیدگاه طولی) معطوف کرده و به شکلی مشروح به مسائل مربوط به آن پرداخته است وی با مد نظر قرار دادن تفاوت‌های دیدگاه ما از نام ایران و ایرانی بودن، به نسبت آنچه در تاریخ اندیشه با آن مواجه هستیم، نقطه‌ی چالش برانگیز بحث را همین پرداختن به موضوعی دیروزی از نقطه نظری امروزی می‌داند (۱۳).
سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

هیچ کدامشان غوطه ور نشدند، اما حرکت از مدرنیسم به پست مدرنیسم کمک خواهد کرد تا موضوعات مطرح شده در سطحی گسترده و وسیع به صورت شفاف تر بیان شوند. که یکی از این راه های بیان، خودِ مینی مالیسم است. برای همین مینی مالیسم به یک جریان شبیه می شود تا مکتب یا یک جنبش. موسیقی مینی مال در واقع نقش یک پل ارتباطی را هم بازی می کند.
ویژگیهای احساسی گامهای موسیقی

ویژگیهای احساسی گامهای موسیقی

کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی بالایی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد.
بر اثر طوفان کاترینا ‘همه چیزمان را از دست دادیم’

بر اثر طوفان کاترینا ‘همه چیزمان را از دست دادیم’

نابغه افسانه ای موسیقی جز نیو اورلینز (New Orleans)، آنتونی فتس دومینو به همراه خانواده خود از طوفان کاترینا جان سالم بدر برد. اما او هنوز در شوک است و روز جمعه راجع به چگونگی نجات یافتن و عواقب طوفان با خبرنگاران صحبت کرد. او طی سه شب گذشته در یکی از آپارتمانهای ایالت لوییزیانا (Louisiana) در منزل یکی از دوستان خانوادگی خود اقامت داشته است و روز جمعه آپارتمان محل اقامت موقت خود را به همراه همسر، دو دختر و همسر یکی از دخترانش ترک می کند. او می گوید که آنها هیچ ایده ای از اینکه به کجا می خواهند برروند نداشتند.
نی و قابلیت های آن (XIV)

نی و قابلیت های آن (XIV)

مطالب ذکر شده در این قسمت برای نی هفت بند رایج نگاشته شده. بسیاری ازنوازندگان و آهنگسازان معتقدند که بهتر است برای ترکیب بندی ساز های ایرانی از نی هفت بند ساده استفاده کنند و برای برخی محدودیت های صوتی آن از ترکیب چند ساز به صورت انتقالی استفاده می کنند. برخی از نوازندگان چیره دست در اجرا های زنده هم ممکن است از چند ساز متفاوت استفاده کنند. با این روش بسیاری از فواصل و گوشه ها در محدوده های متفاوت و با رنگ بندی های متنوع قابل اجراست.