گفتگو با جاشوآ بل (II)

جاشوآ بل
جاشوآ بل
درباره دیگر افراد در این آلبوم توضیح دهید.
دوست قدیمی دیگر کریس بوتی نوازنده ترومپت است، ما با هم در دانشگاه ایندیانا تحصیل می کردیم. نزدیک به ۲۵ سال است که او را می شناسم و همیشه می خواستیم کاری را با هم انجام دهیم اما هیچ گاه شانس آن را نیافتیم. این آلبوم شانس ما بود و قطعه “پروگی عاشق تو هستم” (I Loves You Porgy) را در این آلبوم به همراه هم اجرا کردیم. خواننده فوق العاده توانا و با استعداد خانم کریستین چنوویث که سالها پیش دوست دختر خود من نیز بود بار دیگر آهنگ “ولنتاین مضحک من” (My Funny Valentine) را با هم در این آلبوم اجرا کردیم. زمانی که گروه تکمیل شده بود شنیدم که رجینا اسپکتور نیز تمایل دارد در این آلبوم حضور یابد. او خواننده فوق العاده موسیقی فولکلور است بنابراین به سرعت به چند اثر از او گوش دادم و قطعه ای را برای او آماده کردم. کار سختی بود اما در انتها از قطعه های محبوبم شد.

بنابراین خود شما تنظیم و انتخاب بیشتر آهنگها را بر عهده داشتید؟
بله، البته افرادی را استخدام کرده بودم تا مرا کمک کنند و در نهایت تصمیم گیرنده خودم بودم اما قطعه رجینا اسپکتور را خودم شخصا و به تنهایی به همراه خود او تنظیم کردم.

قدر مسلم آن است که اجرای این آلبوم کاری به غیر از نواختن قطعه ای از یک آهنگساز بزرگ است، آیا بودن و نواختن در کنار موسیقیدانان مختلف انرژی های مختلفی نیز به شما و به کار بخشیده بود؟
من کار را ساده تر از این یافتم زیرا قطعه ها کوتاه بودند. سخت ترین آن اجرای کنسرتوی سلیبیوس بود و آن هم به دلیل طولانی بودن آن، زمانی که مجبور بودیم بارها آنرا اجرا کنیم، استرس را بالا می برد. در کنسرت بسیار ساده تر است زیرا شما یکبار آنرا اجرا می کنید اما در ضبط اجرای این اثر بزرگ و جاودان کار دشواری بود. در نهایت آن را دوست داشتم، ما تمام روز را تنها صرف آن یک آهنگ کردیم و ارزشش را داشت قطعه ای سه دقیقه ای را بارها و بارها تکرار کنیم. به طور کل برنامه ریزی و جمع آوری این آلبوم با افراد مختلف کار بسیار سختی بود. شش ماه این کار طول کشید و یک کابوس حقیقی برای من بود، اما سرانجام خوشی داشت.

فکر می کنم فوق العاده است زمانی که قادر باشید افرادی را که دیدگاههای متفاوتی از هم به موسیقی دارند را در کنار هم جمع کنیند.
عالی است شما توانسته اید با این دنیای کاملا متفاوت ارتباط برقرار کنید. من عاشق نواختن با تیمپو لیبره بودم، همیشه موسیقی لاتین و جرج پیانیست را دوست داشتم. او قطعه “پاراتی” را برای این آلبوم نوشت که کونان آنرا اجرا کرد. من از این افراد و نگاه کاملا متفاوتشان به موسیقی، بسیار زیاد آموختم.

من این آلبوم را گوش داده ام و باید بگویم از قطعه ای که بیش از دیگر آثار لذت بردم؛ دو نوازی شما به همراه نوازده سیتار آنوشکا شانکار دختر راوی شانکر بود.
آنوشکا راه و سنت پدر را ادامه داده است. من آنوشکا را سالهای زیادی است که می شناسم و به کنسرتهای او رفته ام. ما همواره درباره انجام کاری مشترک با یکدیگر صحبت می کردیم، چند سال پیش هر دو در “جشنواره وربیر” در سوئیس حضور یافتیم و قطعه ای را با هم نواختیم که راوی شانکار و یهودی منوهین سالها پیش با هم نواخته بودند، آلبوم “شرق، غرب را ملاقات می کند”. پس از آن راوی شانکار قطعه ای جدید برای ما نوشت که ما آنرا در این آلبوم اجرا کردیم، موسیقی خیلی خوبی بود و کارکردن و نزدیک شدن به راوی نیز فوق العاده و افتخار بزرگی برایم بود، در طی کار، من به خانه آنان در سن دیگو می رفتم، او مرد فوق العاده ای است، همواره با نواختنش موسیقی هندی را نیز به شنوندگانش آموخته است.

آیا راوی شانکار اجرای شما دو نفر را با هم پیش از نوشتن این قطعه شنیده بود؟
خیر، او آثار مرا گوش داده بود اما آن اثر که با آنوشکا نواختیم را قبل از نوشتن این قطعه نشنیده بود.

گمان می کنم این قطعه بسیار جذاب و ملودیک و با ویلن نوازی شما بسیار مناسب بود. دراین آلبوم شما همچنین دو نوازی به همراه راخمانینوف (Rachmaninoff) آهنگساز و پیانیست روسی قرن نوزدهم، اجرا کرده اید، چطور ممکن است؟
من با موسیقی راخمانینوف بزرگ شده ام؛ زمانی که روی این آلبوم کار می کردم، شنیدم که شیوه ای وجود دارد که می توانید تنها پیانو نوازی را از یک اثر ضبط شده قدیمی جدا کنید. فکر کردم ارزش امتحان کردنش را دارد که با راخمانینوف دو نوازی کنم! نکته فوق العاده آنجا است که کیفیت صدا آنقدر خوب بود که گویی خود او در آنجا حضور داشته و نواخته است!

آیا قطعه او با نواختن شما دچار تغییر شد؟
خب البته، کار سختی بود، من قطعه او را نمی توانستم تغییر دهم بنابراین نواختن خودم را باید با آن تطبیق می دادم که در عین حال روش خودم را نیز حفظ می کردم. اختلافات مختصر و جزئی وجود دارد، اعتقادی نداشتم که باید روش او را کپی کنم.

این کاری است که شما باید در اتاق خود بنشینید و با یک اثر ضبط شده قدیمی بنوازید!
(می خندد) خب امیدوارم روزی یکی از همان پیانو ها را داشته باشم و همانند خود او آنرا بنوازم (بار دیگر می خندد).

violinist.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

منشور اخلاقی مربیان موسیقی

مرام نامه های یا منشور های اخلاقی اسنادی هستند که در آن اصولا اخلاقی یک نهاد یا گروه در آنها قید شده است. در این منشور اخلاقی محور هایی مانند اخلاق اجتماعی و اخلاق حرفه ای مورد توجه قرار گرفته و انتظاراتی که آن نهاد یا گروه از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد دارد در آن ثبت می شود.

دور نهایى نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوى باربد برگزار شد

دور نهایى نخستین دوره ی جایزه ی بین المللی پیانوى باربد با حضور پیانونوازانی از سراسر ایران و کشور ارمنستان در شهر شیراز برگزار شد و دو نفر از برندگان نهایی که تابستان ١٣٩۶ برای شرکت در مستر کلاس های بزرگان پیانونوازی فرانسه و اجراى کنسرت عازم این کشور خواهند بود، معرفی شدند.

از روزهای گذشته…

درباره کتاب «گلهای جاویدان» (II)

درباره کتاب «گلهای جاویدان» (II)

هدف نهایی انتقال فکر متعالی اندیشمندان ایرانی از یک سو و تلطیف روان شنونده از سوی دیگر بود. برنامۀ گلها پدیده‌ای در تاریخ فرهنگ، هنر و ادبیات ایران به‌شمار می‌رود که به موسیقی‌دانان، شاعران و هنرمندان اعتبار و ارزشی والا بخشید. تا قبل از تأسیس برنامۀ وزین گلها، استادان برجستۀ موسیقی را هم‌شأن مطربان می‌دانستند و کسی‌ به ارزش و جایگاه هنری آنان واقف نبود.
جلیل شهناز و چهارمضراب (V)

جلیل شهناز و چهارمضراب (V)

در این چهارمضراب نیز مانند قطعه‌ی قبل بخش اول جملات ملودیک کاملا بر اساس الگوی پایه شکل گرفته است. به بیان دیگر این جملات کارکرد دوگانه‌ی پایه/ملودی دارد،هر چند به زودی موتیف کوتاه دیگری ظاهر می‌شود که آن‌هم برای لحظاتی به نظر می‌رسد پایه‌ی دوم این چهارمضراب است. اما با توجه به آن که این طرح یک میزانی هم دیگر تا پایان قطعه تکرار نمی‌شود، نمی‌توان این فکر را پذیرفت.
متبسم: فرهنگ غلطی در گروه نوازی ما وجود دارد

متبسم: فرهنگ غلطی در گروه نوازی ما وجود دارد

یا اینکه ساز سنتور یک ساز پر تحرکی است که پرش زیاد دارد و ممکن است یک نوازنده قطعه ای بنویسد و از گروه درخواست کند که آن قطعه را با هم بزنند اما اگر نوازنده ای سازشناسی نداند، نمی داند در این قطعه چه سازی چه بخشی را بزند و چه سازی توانای زدن آن خط را ندارد.
ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

گام ها را با تاریخ آغاز کردم و در مسیر شناخت مواد، ابزارسازی، فیزیک، شیمی، هندسه، هنر ساخت ویلن را به پیش گرفته و با آموزش و کسب علم در هر جایی از این کره خاکی که لزوم و امکان آن فراهم بود، مسیر را ادامه داده و ما حصل آن را به علاقمندان این رشته در ایران تحت پوشش کارگاه تخصصی ساخت ویلن در حد توان انتقال دادم.
فخرالدینی: کتاب تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی را نوشته ام

فخرالدینی: کتاب تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی را نوشته ام

بله وجود دارد و اثر “سربداران” چاپ و “ابن‌سینا” هم نت‌نویسی شده است. همچنین نت نویسی “ابن سینا” توسط بهرام به‌مرام صورت گرفته است اما وی منتظر تایید من است که آنرا به شکل سوئیت سمفونیک در بیاورد؛ البته همه نت‌های من قرار است منتشر شود که ابن‌سینا هم شامل می‌شود.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

بعد از گفت و گو درباره‌ی داوری، «ارزیابی» (Evaluation) معرفی و توضیح داده شد که ارزیابی «[یا سنجش] به مفهوم عام روندی است که در بسیاری از نقدها می‌توان یافت. در نگرش این کارگاه به ارزیابی، پنداشتی معطوف به یافتن سنجه‌های یک متن [در این مورد موسیقایی] بدون گرایش به داوری مشخص مد نظر است.» بنابراین از نظر مدرس کارگاه ارزیابی عملی است که می‌تواند محدود به یک موضوع شود و همچنین می‌تواند به عنوان پایه‌ی داوری تعبیر شود. افزون بر این یادآوری شد که یکی از واژگان کلیدی در تعریف محدود نقد (فعالیت حرفه‌ای در رسانه‌های نوشتاری و ….) ارزیابی است.
عاطفی: این سالنامه یک کتاب پژوهشی است

عاطفی: این سالنامه یک کتاب پژوهشی است

پس از چند سال از توقف انتشار سالنامه های موسیقی که توسط علیرضا میرعلینقی تهیه می شد، در خبرها آمد که انتشار سالنامه موسیقی از سر گرفته شده و قرار است مراسم رو نمایی آن به اجرا برسد. در مراسم رونمایی مشخص شد که اینبار برخلاف سالهای گذشته حمیدرضا عاطفی تولید این سالنامه را به عهده داشته است. حمیدرضا عاطفی معاون اجرایی خانه موسیقی و از خبرنگاران باسابقه موسیقی و نوازنده تنبک (و ویولون به سبک ایرانی) است، او دو سال پی در پی داوری جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی را نیز به عهده داشته است. با او درباره این سالنامه جدید به گفتگو نشسته ایم:
اپرای متروپلیتن (I)

اپرای متروپلیتن (I)

اپرای متروپلیتن نیویورک (Metropolitan Opera) بزرگترین سازمان موسیقی آمریکا است و سالانه ۲۲۰ اجرای اپرا دارد! خانه اپرای متروپلیتن به عنوان یکی از اولین سن های اپرا در جهان شناخته شده و یکی از بزرگترین آنها نیز می باشد، همچنین یکی از ۱۲ سازمان موسیقی است که عضو مرکز هنرهای نمایشی لینکون می باشد. متروپلیتن در سال، ۲۷ اپرا را به اجرا می گذارد که از اواسط سپتامبر تا مه می باشد. این سازمان شامل گروه کر برای کودکان، باله و … است که موقعیتهای فراوانی را برای خوانندگان در اختیار می گذارد.
پروانه های موسیقی ایران (I)

پروانه های موسیقی ایران (I)

پس از انقلاب مشروطه و ضبط اولین نواهای موسیقی در سال ۱۲۸۴ ش و تاثیر آن در روند تاریخ اجتماعی ایران در سال ۱۲۹۱ ش بانوان هنرمند از خلوت دربار بیرون آمده و به ضبط آثار موسیقی پرداختند که افتخار خانم- زری خانم و امجد خانم اولین های ضبط آثار موسیقی بانوان هنرمند بودند.
پانیذ فریوسفی: این ارکستر واقعا بین المللی است

پانیذ فریوسفی: این ارکستر واقعا بین المللی است

گفتگویی که پیش رو دارید، قبل از آخرین کنسرت ارکستر فیلارمونیک تهران با رهبر و شف های این ارکستر، بعد از یکی از تمرین های پایانی در تالار رودکی تهیه شده است.