گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

دوست قدیمی دیگر کریس بوتی نوازنده ترومپت است، ما با هم در دانشگاه ایندیانا تحصیل می کردیم. نزدیک به ۲۵ سال است که او را می شناسم و همیشه می خواستیم کاری را با هم انجام دهیم اما هیچ گاه شانس آن را نیافتیم. این آلبوم شانس ما بود و قطعه “پروگی عاشق تو هستم” (I Loves You Porgy) را در این آلبوم به همراه هم اجرا کردیم. خواننده فوق العاده توانا و با استعداد خانم کریستین چنوویث که سالها پیش دوست دختر خود من نیز بود بار دیگر آهنگ “ولنتاین مضحک من” (My Funny Valentine) را با هم در این آلبوم اجرا کردیم. زمانی که گروه تکمیل شده بود شنیدم که رجینا اسپکتور نیز تمایل دارد در این آلبوم حضور یابد. او خواننده فوق العاده موسیقی فولکلور است بنابراین به سرعت به چند اثر از او گوش دادم و قطعه ای را برای او آماده کردم. کار سختی بود اما در انتها از قطعه های محبوبم شد.

درباره دیگر افراد در این آلبوم توضیح دهید.
دوست قدیمی دیگر کریس بوتی نوازنده ترومپت است، ما با هم در دانشگاه ایندیانا تحصیل می کردیم. نزدیک به ۲۵ سال است که او را می شناسم و همیشه می خواستیم کاری را با هم انجام دهیم اما هیچ گاه شانس آن را نیافتیم. این آلبوم شانس ما بود و قطعه “پروگی عاشق تو هستم” (I Loves You Porgy) را در این آلبوم به همراه هم اجرا کردیم. خواننده فوق العاده توانا و با استعداد خانم کریستین چنوویث که سالها پیش دوست دختر خود من نیز بود بار دیگر آهنگ “ولنتاین مضحک من” (My Funny Valentine) را با هم در این آلبوم اجرا کردیم. زمانی که گروه تکمیل شده بود شنیدم که رجینا اسپکتور نیز تمایل دارد در این آلبوم حضور یابد. او خواننده فوق العاده موسیقی فولکلور است بنابراین به سرعت به چند اثر از او گوش دادم و قطعه ای را برای او آماده کردم. کار سختی بود اما در انتها از قطعه های محبوبم شد.

بنابراین خود شما تنظیم و انتخاب بیشتر آهنگها را بر عهده داشتید؟
بله، البته افرادی را استخدام کرده بودم تا مرا کمک کنند و در نهایت تصمیم گیرنده خودم بودم اما قطعه رجینا اسپکتور را خودم شخصا و به تنهایی به همراه خود او تنظیم کردم.

قدر مسلم آن است که اجرای این آلبوم کاری به غیر از نواختن قطعه ای از یک آهنگساز بزرگ است، آیا بودن و نواختن در کنار موسیقیدانان مختلف انرژی های مختلفی نیز به شما و به کار بخشیده بود؟
من کار را ساده تر از این یافتم زیرا قطعه ها کوتاه بودند. سخت ترین آن اجرای کنسرتوی سلیبیوس بود و آن هم به دلیل طولانی بودن آن، زمانی که مجبور بودیم بارها آنرا اجرا کنیم، استرس را بالا می برد. در کنسرت بسیار ساده تر است زیرا شما یکبار آنرا اجرا می کنید اما در ضبط اجرای این اثر بزرگ و جاودان کار دشواری بود. در نهایت آن را دوست داشتم، ما تمام روز را تنها صرف آن یک آهنگ کردیم و ارزشش را داشت قطعه ای سه دقیقه ای را بارها و بارها تکرار کنیم. به طور کل برنامه ریزی و جمع آوری این آلبوم با افراد مختلف کار بسیار سختی بود. شش ماه این کار طول کشید و یک کابوس حقیقی برای من بود، اما سرانجام خوشی داشت.

فکر می کنم فوق العاده است زمانی که قادر باشید افرادی را که دیدگاههای متفاوتی از هم به موسیقی دارند را در کنار هم جمع کنیند.
عالی است شما توانسته اید با این دنیای کاملا متفاوت ارتباط برقرار کنید. من عاشق نواختن با تیمپو لیبره بودم، همیشه موسیقی لاتین و جرج پیانیست را دوست داشتم. او قطعه “پاراتی” را برای این آلبوم نوشت که کونان آنرا اجرا کرد. من از این افراد و نگاه کاملا متفاوتشان به موسیقی، بسیار زیاد آموختم.

من این آلبوم را گوش داده ام و باید بگویم از قطعه ای که بیش از دیگر آثار لذت بردم؛ دو نوازی شما به همراه نوازده سیتار آنوشکا شانکار دختر راوی شانکر بود.
آنوشکا راه و سنت پدر را ادامه داده است. من آنوشکا را سالهای زیادی است که می شناسم و به کنسرتهای او رفته ام. ما همواره درباره انجام کاری مشترک با یکدیگر صحبت می کردیم، چند سال پیش هر دو در “جشنواره وربیر” در سوئیس حضور یافتیم و قطعه ای را با هم نواختیم که راوی شانکار و یهودی منوهین سالها پیش با هم نواخته بودند، آلبوم “شرق، غرب را ملاقات می کند”. پس از آن راوی شانکار قطعه ای جدید برای ما نوشت که ما آنرا در این آلبوم اجرا کردیم، موسیقی خیلی خوبی بود و کارکردن و نزدیک شدن به راوی نیز فوق العاده و افتخار بزرگی برایم بود، در طی کار، من به خانه آنان در سن دیگو می رفتم، او مرد فوق العاده ای است، همواره با نواختنش موسیقی هندی را نیز به شنوندگانش آموخته است.

آیا راوی شانکار اجرای شما دو نفر را با هم پیش از نوشتن این قطعه شنیده بود؟
خیر، او آثار مرا گوش داده بود اما آن اثر که با آنوشکا نواختیم را قبل از نوشتن این قطعه نشنیده بود.

گمان می کنم این قطعه بسیار جذاب و ملودیک و با ویلن نوازی شما بسیار مناسب بود. دراین آلبوم شما همچنین دو نوازی به همراه راخمانینوف (Rachmaninoff) آهنگساز و پیانیست روسی قرن نوزدهم، اجرا کرده اید، چطور ممکن است؟
من با موسیقی راخمانینوف بزرگ شده ام؛ زمانی که روی این آلبوم کار می کردم، شنیدم که شیوه ای وجود دارد که می توانید تنها پیانو نوازی را از یک اثر ضبط شده قدیمی جدا کنید. فکر کردم ارزش امتحان کردنش را دارد که با راخمانینوف دو نوازی کنم! نکته فوق العاده آنجا است که کیفیت صدا آنقدر خوب بود که گویی خود او در آنجا حضور داشته و نواخته است!

آیا قطعه او با نواختن شما دچار تغییر شد؟
خب البته، کار سختی بود، من قطعه او را نمی توانستم تغییر دهم بنابراین نواختن خودم را باید با آن تطبیق می دادم که در عین حال روش خودم را نیز حفظ می کردم. اختلافات مختصر و جزئی وجود دارد، اعتقادی نداشتم که باید روش او را کپی کنم.

این کاری است که شما باید در اتاق خود بنشینید و با یک اثر ضبط شده قدیمی بنوازید!
(می خندد) خب امیدوارم روزی یکی از همان پیانو ها را داشته باشم و همانند خود او آنرا بنوازم (بار دیگر می خندد).

violinist.com

گفتگوی هارمونیک

مجله آنلاین «گفتگوی هارمونیک» در سال ۱۳۸۲، به عنوان اولین وبلاگ تخصصی و مستقل موسیقی آغاز به کار کرد. وب سایت «گفتگوی هارمونیک»، امروز قدیمی ترین مجله آنلاین موسیقی فارسی محسوب می شود که به صورت روزانه به روزرسانی می شود.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است