گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

دیمیتری شوستاگویچ (V)

درباره آثار او دو عقیده وجود دارد، اینکه آیا موسیقی او “به حقیقت اصیل و ناب بوده (آنطور که بسیاری عقیده داشته اند) یا آنکه خالی، به درد نخورد و دست دوم بوده!” ویلیام والتون (William Walton) آهنگساز انگلیسی معاصر او، شوستاگویچ را بزرگترین آهنگساز قرن بیستم معرفی کرده.” دیوید فانینگ (David Fanning) موسیقی شناس نیز گفته است: “با وجود درگیری هایی که اقتضای شرایط اجتماعی او بود، رنج فراوان هموطنانش و عقاید شخصی و بشردوستانه اش، توانست زبان موسیقی قوی و استواری بیابد.”

درباره آثار او دو عقیده وجود دارد، اینکه آیا موسیقی او “به حقیقت اصیل و ناب بوده (آنطور که بسیاری عقیده داشته اند) یا آنکه خالی، به درد نخورد و دست دوم بوده!” ویلیام والتون (William Walton) آهنگساز انگلیسی معاصر او، شوستاگویچ را بزرگترین آهنگساز قرن بیستم معرفی کرده.” دیوید فانینگ (David Fanning) موسیقی شناس نیز گفته است: “با وجود درگیری هایی که اقتضای شرایط اجتماعی او بود، رنج فراوان هموطنانش و عقاید شخصی و بشردوستانه اش، توانست زبان موسیقی قوی و استواری بیابد.”

بعضی از آهنگسازان مدرن از او انتقاد کرده اند، پیر بولز (Pierre Boulez) موسیقی شوستاکویچ را حتی در رده دوم و یا سوم موسیقی مشتق شده از مالر نمی داند! آهنگساز رومانیایی و فیلیپ گرشکوفیچ (Philip Gershkovich) شوستاگویچ را “زخمه ای بر خلسه” نامیده. استراوینسکی درباره اپرای خانم مکبث او نوشته؛ “بی تنوع… پر از خدشه”.

روبین هالووی (Robin Holloway) آهنگساز و موسیقی شناس انگلیسی آثار او را به “کشتی جنگی در ملودی و هارمونی، کارخانه ای خشک و رسمی در ساختار، علمی اجباری در مفهوم” تشبیه کرده. قدر مسلم آن است که شوستاکویچ از شیوه آهنگسازان گذشته و موسیقی عامیانه استفاده کرده است. ابتذال موسیقی سطح پائین تاثیر ویژه ای بر روی این “منتخب منتخبان” گذاشته است.

شوستاکویچ شیوه آوانگارد را آگاهانه قرض گرفته، به منظور خلق تکنیک و ایجاد بافت هایی از تضاد، تکرار، اغراق که به موسیقی او مهارت فراوانی برای بنای آنچه نیاز داشته بخشیده است. آلن وود (Alan Woods) نظریه پرداز درباره شوستاکوفیچ گفته است: “هیچ گاه تاثیر پذیریش را از مالر، باخ، استراوینسکی، موسیقی جاز، موسیقی یهودیها و یا فولکلور روسی پنهان نکرده است. اما مگر این نیست که موسیقی بتهوون در موسیقی موتسارت و هایدن ریشه دارد؟ البته که اینطور بوده اما مگر پدیده ای کاملا مستقل نبود، موسیقی منحصر به فرد خود بتهوون؟ البته که اینطور بود؛ چه کسی می تواند منکر شود که سمفونیهای شوستاگویچ از مالر آغاز شده اند؟ اما در نهایت به سمت و سویی کاملا متفاوت سوق و تکامل یافته اند، چیزی که تنها شوستاگویچ است نه هیچ کس دیگر.”

شوستاگویچ بسیار حساس، عصبی و وسواسی بود. یوری لیبیموف (Yuri Lyubimov) می گوید: “این حقیقت است که او بسیار آسیب پذیر و مورد احترام بود، بیشتر از سایرین و هیچ شکی در اهمیت نبوغ او نیست.” کریشتوف میر (Krzysztof Meyer) در اواخر عمر او گفته است: “چهره او پر بود از ادا و تیک های عصبی”. شوستاگویچ برای بازگشت به آرامش به ورزش روی می آورد، فوتبال ورزش محبوب او بود و نقش داور را ایفا می کرد. گفته شده او هیچ گاه به هیچ کس “نه” نمی توانست بگوید.

همواره تلاش می کرد به هر که می تواند کمک کند… اما کمتر و کمتر توجهی که شایسته او بود نسیبش می شد. در سال ۱۹۷۹ کتاب “تصدیق نامه” چاپ شده که خاطراتی است که شوستاکویچ به سولمون وولکوف دیکته کرده است. این کتاب نشان می دهد که بسیاری از آثار آهنگساز مملو بوده از کدهای پیامهای ضد دولت که شوستاکویچ را در میان دیگر هنرمندان روسی قرار می دهد که قادر بودند سانسور حاکم در کشور را فریب دهند!

در سال ۱۹۵۷ در حالی که او به پاریس سفر کرده بود، دو کنسرتوی پیانو و چندین قطعه کوتاه برای پیانوی خود را ضبط کرد که با برچسب EMI بر روی LP ضبط و تکثیر شد و بعدها نیز اصل آن به روی CD کپی و پخش شد. او همچنین سوناتهای خود برای پیانو، ویلن و ویلنسل ضبط کرد و عرضه کرد.

en.wikipedia.org

گفتگوی هارمونیک

مجله آنلاین «گفتگوی هارمونیک» در سال ۱۳۸۲، به عنوان اولین وبلاگ تخصصی و مستقل موسیقی آغاز به کار کرد. وب سایت «گفتگوی هارمونیک»، امروز قدیمی ترین مجله آنلاین موسیقی فارسی محسوب می شود که به صورت روزانه به روزرسانی می شود.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است